پرسش و پاسخ های رسائل ( قطع و ظن ) 4

12 وقتی گفته می شود قطع طریقی مطلقا حجت است ، مقصود از مطلقا چیست ؟

قاطع هر شخصی می تواند باشد ، چه انسان متعارف و چه غیر متعارف مانند قطاع .

مقطوع به ، هر چیزی می تواند باشد ، چه حکم شرعی ، چه حق الله و چه حق الناس .

سبب قطع، هرچیزی می تواند باشد ، چه آیه ، چه روایت ، چه عقل و چه نقل و جبر .

زمان قطع هر زمانی می تواند باشد ، چه زمان انفتاح باب علم و چه زمان انسداد .

13 -  فرق قطع طریقی با قطع موضوعی را بیان کنید ؟

1 - قطع طریقی مطلقا حجت است ( یعنی واجب المطابعه می باشد ) . ولی در قطع موضوعی باید سراغ دلیلی در آیه یا روایت برویم که در آن دلیل قطع ، موضوع حکم قرار می گیرد . و آن دلیل دو حالت دارد :

الف ) یا در آن دلیل ، قطع موضوعی حکم قرار گرفته مطلقا ( یعنی با هر سببی و هر شخصی و هر زمانی ) مثل : مقطوع الخمریه حرام .

ب ) یا در آن دلیل یک قطع خاصی موضوع حکم قرار گرفته است . مثل : شارع به مقلد بگوید بر تو واجب است از مجتهدی تقلید کنی که از طریق متعارف یعنی از ادله اربعه ، قطع به حکم شرعی پیدا کرده است .

2 امارات معتبره شرعیه ( مثل خبر عادل ) و بعضی از اصول عملیه می توانند به جای قطع طریقی بنشینند ( منظور از بعضی اصول عملیه ، اصول عملیه ای هستند که کاشف از واقع می باشند مثل : استصحاب ، اصالت صحت و فراق ، قاعده تجاوز و اصول عملیه هایی که واقع را نشان نمی دهند مثل برائت و احتیاط ) ولی در این که امارات شرعیه و بعضی اصول عملیه آیا می توانند بجای قطع موضوعی بنشینند یا نه ؟ اختلاف است .

14 از کجا بفهمیم که قطع ، قطع موضوعی طریقی است یا وصفی ؟

1 از خود دلیل مثلا در مثال مقطوع الخمریه حرام ، این قطع موضوعی طریقی است چون در این دلیل نگاه شده به چیزی که قطع می خواهد آن چیز را نشان دهد و نگاه نشده به عنوان صفت برای شخص بلکه به جنبه کاشف بودن قطع نگاه شده و از کسی که قطع پیدا کرده صحبتی نشده اما در مثال القاطع بالخمریه یجب علیه الإجتناب ، این قطع موضوعی وصفی است چون در این دلیل نگاه شده به شخصی که قطع پیدا کرده است  .

2 از دلیل خارج : مثلا در موضوع اخذ شده ، آنگاه اجتماع قائم می شود که آن قطع موضوعی وصفی یا موضوعی طریقیت است .

15 برای موارد زیر مثال هایی ذکر نمایید  :

الف ) قطع موضوعی به طور مطلق در موضوع حکم اخذ شده است . ( دو مثال )

مثال 1 هرگاه عبد قطع پیدا کرد به محبوب بودن فعلی برای مولا ، عقل حکم می کند به حسن اتیان آن و هرگاه قطع پیدا کرد به مبغوض بودن فعلی برای مولا ، عقل حکم می کند به قبح اتیان . پس موضوع حکم در این مثال : اتیان فعل مقطوع المحبوب و ترک فعل مقطوع المبغوض است و قطع به طور مطلق دخیل در تحقق موضوع حکم عقل ( حسن اتیان و قبح اتیان ) می باشد و در حصول قطع هیچ خصوصیتی لحاظ نشده و به هر وجهی که قطع حاصل شود موضوع حکم محقق شده و حکم ثابت می گردد .

مثال 2 برخی از فقها ( صاحب حدائق ) عقیده دارند ه حرمت و نجاست به خمر معلوم الخمریه مترتب شده یعنی معلوم الخمریه حرام یا معلوم الخمریه نجس . در این مثال موضوع حرمت و نجاست خمر معلوم الخمریه است و قطع و یقین به طور مطلق در موضوع حکم مذبور اخذ شده است .

ب )   قطع موضوعی علی وجه خاص در موضوع حکم اخذ شده است . ( پنج مثال )

مثال 1 حکم وقتی ثابت است که از طریق کتاب و سنت علم به آن حاصل شود و جواز عمل در احکام شرعی را مقید کرده اند به علمی که از طریق کتاب و سنت بدست آمده باشد . پس موضوع حکم می شود قطع و علم به احکام شرعی از طریق کتاب و سنت . در این مثال قطع موضوعیت دارد اما نه مطلق قطع بلکه از سبب خاص ( کتاب و سنت ) حاصل شده باشد .

مثال 2 بعضی از علما جواز قضاوت و عمل قاضی را در حقوق الله به علم و یقین شهود مترتب نموده اند و با قطع و یقین خود قاضی حکم مترتب نمی شود یعنی موضوع حکم ( قضاوت و عمل قاضی به علم شهود ) خواهد بود . در این مثال قطع و یقین ، موضوع حکم واقع شده اما نه مطلق قطع .

مثال 3 از نظر شرع شخص مقلد باید از مجتهدی تقلید کند که علم و یقین مجتهد نسبت به احکام از طریق اجتهاد بدست آمده باشد نه از طریق رمل و جفر . پس موضوع حکم ( جواز تقلید یا وجوب تقلید ) تقلید از مجتهدی که علمش به احکام شرعی از طریق اجتهاد و استنباط بوده باشد . پس قطع و یقین مجتهد به عنوان موضوع وجوب تقلید اخذ شده اما با این خصوصیت که از طریق استنباط و اجتهاد بوده باشد نه مطلق یقین و قطع .

مثال 4 از نظر شرع مقلد باید از مجتهدی تقلید کند که فاسق و غیر امامی نباشد که در این مثال نیز قاطع باید امامی و عادل باشد و قطع و یقین شخص فاسق و غیر امامی باعث ترتب حکم نمی شود .

مثال 5 شرع به حاکم حکم کرده که واجب است خبر شخص عادلی که علمش نسبت به خبر از روی حس بوده ( و نه از روی حدس ) را قبول کند . در این جا نیز علم و یقین شخص عادل به خبر در موضوع حکم اخذ شده با این خصوصیت که علمش از روی حس باشد نه مطلق علم و یقین .

16 الف ) نظر مرحوم شیخ و میرزا نائینی را در رابطه اینکه - آیا امارات شرعیه  و بعضی از اصول عملیه می توانند بجای قطع موضوعی بنشینند یا نه ؟ - بیان کنید .

امارات معتبره شرعیه و بعضی از اصول عملیه می توانند بجای قطع موضوعی طریقی بنشینند ولی بجای قطع موضوعی وصفی نمی توانند بنشینند چون قطع موضوعی طریقی معنایش این است که قطع دخالت در حکم دارد بعنوان اینکه کاشف از واقع است و امارات شرعیه و استصحاب هم کاشف از واقع هستند ( البته به کمک ادله اعتبارشان ) ولی مفید اعتقاد صد در صد نیستند .





موضوع: پرسش و پاسخ های رسائل ( قطع و ظن )، برچسب ها: پرسش و پاسخ های رسائل ( قطع و ظن )،
[ سه شنبه 18 شهریور 1393 ] [ 09:05 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات