پرسش و پاسخ های رسائل ( قطع و ظن ) 5

17 آیا امارات و برخی اصول عملیه می توانند بجای قطع موضوعی وصفی بنشینند ؟ سه مثالی را که شیخ در این رابطه بیان نموده است را ذکر نمایید .

خیر نمی تواند .

مثال 1 فرض کنیم شارع در نماز های 2 رکعتی ( نماز صبح ) و نماز سه رکعتی ( نماز مغرب ) و در 2 رکعت اول نماز های چهار رکعتی یقین و قطع به تعداد رکعات نماز را موضوع برای اتمام و صحیح بودن نماز قرار داده و با دلیل خارجی ( اجماع ) ثابت گردیده باشد که این قطع و یقین به نحو صفتیت در موضوع اخذ شده نه به نحو کاشفیت و لذا ظن به یک طرف و یا استصحاب عدم زائد نمی تواند به جای قطع بنشیند و لذا اگر قطع و یقین در این نماز ها نبود ، نماز باطل است .

بله اگر از خارج دلیلی ( غیر از ادله حجیت مطلق ظن و غیر از اصالت عدم اکثر ) داشته باشیم که ظن و استصحاب کفایت می کنند در حفظ رکعات در این صورت ظن و استصحاب می تواند در این مثال بجای قطع موضوعی وصفی بنشیند .

مثال 2 کسی می خواهد در دادگاه شهادت بدهد به مالک بودن کسی نسبت به چیزی ، باید قطع و یقین به مالکیت آن داشته باشد و لذا اگر بخواهد از روی ظن مثل شهادت دو عادل ( بینه ) یا قاعده ید شهادت بدهد ، قبول نیست .

البته این شاهد نسبت به خودش می تواند تکیه به بینه و قاعده ید بکند و مثلا آن چیز را از مدعی مالکیت بخرد اما در مقام شهادت باید یقین به مالکیت مدعی مالکیت داشته باشد مگر اینکه با دلیل خارجی ( غیر از ادله حجیت بینه و قاعده ید ) ثابت گردد ( مثل روایت حفض بن قیاس )  که هر طریق شرعی همان طور که می تواند مجوز عمل کردن خود انسان در مقام عمل باشد ، می تواند  مجوز ادای شهادت در مقام شهادت نیز باشد در این صورت ظن و گمان می تواند جانشین قطع موضوعی وصفی گردد .

مثال 3 اگر کسی نذر کند که مادامی که یقین دارد به حیات فرزندش هر روز صدقه بدهد در این مثال یقین در موضوع اخذ شده به نحو قطع موضوعی وصفی که در صورت شک در حیات فرزندش نمی تواند استصحاب حیات کند و وجوب صدقه بر گردن او بار شود ،  اما اگر نذر به خود حیات فرزندش تعلق گرفته باشد و قطع و یقین به حیات در موضوع آن اخذ نشده باشد در صورت شک ، با استصحاب یا بینه وجوب صدقه بر گردن او بار می شود .

18 انواع ظن را نام برده و توضیح دهید .

1 ظن طریقی : نسبت به متعلقش طریق قرار داده می شود ، در این صورت بجای آن سایر طرق و ادله شرعی قرار می گیرد .

2 ظن موضوعی : به عنوان موضوع ولی نه به نحو طریقیت برای حکمی دیگر لحاظ می شود .

19 الف ) اجماع فقها چگونه بر حرمت تجری دلالت می کند ؟

ادعای اجماع توسط جمعی از فقهای امامیه از مسأله زیر ظاهر می شود :

کسی که به تنگ بودن وقت گمان داشته باشد ، هرگاه نمازش را به تأخیر اندازد ، معصیت کرده است هرچند معلوم شود که وقت باقی است . زیرا تعبیر به ( گمان داشتن به تنگی وقت ) توسط فقها ، بخاطر بیان فرد ضعیف از رجحان است که مستحق عقاب می باشد ، بنابر این شامل مخالفت قطع به تنگی وقت نیز که فردی قوی است ، به طریق اولی می شود .

ب ) خدشه و رد شیخ را بر این استدلال بیان نمایید ؟

اولا : اجماع محصل ممکن نیست و بر فرض هم ممکن باشد در مسئله تجری که مسئله عقلیه می باشد حجت نمی باشد .

ثانیا : اجماع منقول هم حجت نمی باشد خصوصا در این مسئله که یک مسئله عقلیه است .

ثالثا : اصلا در این جا اجماعی وجود ندارد بلکه مخالف دارد مانند شیخ بهایی ، شهید اول و سید محمد مجاهد

20 الف ) سیره عقلا چگونه بر حرمت تجری دلالت دارد ؟

تمام عقلای عالم شخص متجری را مستحق سرزنش می دانند و شارع مقدس هم از عقلا است . پس او هم متجری را مستحق مذمت می داند و مذمت شارع عقاب شارع است ، در نتیجه متجری مستحق عقاب است .

ب ) خدشه و ردّ شیخ را بر این استدلال بیان نمایید ؟

مقدمه اول : اختلاف علما در مسئله تجری در قبح فعلی است ( یعنی اختلاف سر این است که نوشیدن آبی که یقین داشت خمر است ، آیا این یقین باعث می شود که این نوشیدن قبیح گردد یا نه ؟ ) نه در قبح فاعلی چون علما اتفاق دارند فاعل این کار خبث باطنی دارد .

مقدمه دوم : خداوند همیشه انسان را در مقابل فعل اختیاری خارجی مانند ظلم و ستم عقاب می کند ، نه در مقابل اوصاف باطنی و درونی مانند خبث باطل .

جواب : اولا بنای  عقلا  را قبول نداریم یعنی قبول نداریم که همیشه عقلا متجری را مذمت می کنند .

ثانیا : عقلا متجری را به خاطر خبث باطنی مذمت می کنند نه به خاطر این فعل خارجی که نوشیدن آب است

21 الف ) حکم اجمالی عقل چگونه بر حرمت تجری دلالت دارد ؟

عقل انسان می گوید تجری حرام است و متجری مستحق عقاب می باشد و کلما حکم به عقل ، حکم به شرع

ب ) ردّ و خدشه شیخ را بر این استدلال بیان نمایید ؟

حکم عقل به قبح تجری به خاطر خبث باطنی است چون تجری کاشف از این است که شخص ، عاصی و متمرد است و خبث باطنی دارد نه این که حکم عقل به قبح تجری به این خاطر باشد که آن فعل ( نوشیدن آب ) مغبوض مولاست .

22 الف ) حکم تفصیلی عقل چگونه بر حرمت تجری دلالت می کند ؟

دو نفر هستند که جلوی هر کدام مایعی قرار دارد و هر دوی آنها یقین دارند که این مایع خمر است ، هر دوی آنها می نوشند ولی فقط یکی مخالف واقع در می آید .

در این مثال چهار حالت متصور است :

1 هر دو مستحق عقاب هستند . 2 هیچ کدام مستحق عقاب نیستند . 3 شارب لخمر مستحق عقاب است و شارب الماء مستحق عقاب نمی باشد . 4 بالعکس .

احتمال دوم و چهارم محال است چون لازمه این دو احتمال این است که شخص عاصی مستحق عقاب نباشد .

احتمال سوم باطل است چون خلاف عدالت خداوند است ، عدالت خداوند اقتضا می کند که با هر دو به یک صورت عمل کند و اینکه یکی از مایع ها خمر نبوده این از قدرت آنها خارج است و در اختیار آنها نبوده و لذا آن که با عدالت خداوند منافات دارد باطل است .

پس احتمال اول متعین می شود .

ب ) خدشه و ردّ شیخ را بر این استدلال بیان کنید ؟

مقدمه : امر غیر اختیاری دو حالت دارد : 1 گاهی این امر مسبوغ با اختیار است یعنی برگشت به اختیار می کند . در این صورت شارع می تواند این فرد را عقاب کند چون قبل از آن اختیار داشته است .

2 گاهی این امر غیر اختیاری مسبوغ با اختیار نیست یعنی برگشت به اختیار نمی کند . در این صورت شارع این شخص را عقاب نمی کند .

اما رد استدلال : دلیلی که در حکم تفصیلی عقل آورده شده مبنی بر اینکه اگر کسی قطعش با واقع مصادف شده عقاب شود و آن که مصادف نشده عقاب نشود آن هم به خاطر چیزی که از اختیار آنها خارج بوده با عدل خداوند نمی سازد . این دلیل صحیح نمی باشد چون عقاب کردن به خاطر انجام چیزی که در اختیار انسان نبوده و یا برگشت به اختیار نمی کند ، قبیح است لذا شیخ انصاری قول سوم را می پذیرد نه قول اول را .

23 آیا امر غیر اختیاری می تواند دخیل در ثواب و عقاب باشد ؟ نظر شیخ را به همراه سه شاهد مثال بیان نمایید ؟

بله می تواند .

شاهد مثال 1 اگر انسانی بانی سنت خیری شود به تعداد افرادی که به این سنت عمل می کنند ، خداوند به این انسان ثواب می دهد . و همچنیین اگر انسانی بانی سنت بدی شود به تعداد افرادی که به این سنت عمل نموده اند ، خداوند به این انسان عقاب می دهد پس زیاد بودن و یا کم بودن افراد ، امر غیر اختیاری است ولی خداوند به خاطر آن ثواب و یا عقاب می دهد .

شاهد مثال 2 مشهور است که مجتهدی که اجتهاد می کند ، اگر حکمش مطابق واقع در آمد ، دو ثواب دارد و اگر حکمش مخالف واقع در آمد یک ثواب خواهد داشت . در این جا مطابق در آمدن و عدم مطابقت با واقع امر غیر اختیاری است ولی خداوند به خاطر آن ثواب می دهد .

شاهد مثال 3 زمانی که به وجدان و درون خودمان مراجعه می کنیم ، بین کسی که قطعش مطابق واقع در آمده و کسی که قطعش مطابق واقع در نیامده ، فرق می گذاریم .

مثال : دو نفر دو بچه را که می دانند بچه های مولا هستند می کشند ولی یکی بچه ی مولا در می آید . پس مولا و مردم کسی را که بچه ی مولا را کشته بیشتر مذمت می کنند با اینکه مصادف و عدم مصادفت امر غیر اختیاری است .

24 اگر اشکال شود که « وجدان نمی تواند ملاک برای تفاوت مذمت شارع باشد چون این تفاوت در مذمت در بغض و کینه های عقلائیه و عرفیه  است » جواب این اشکال را بیان نمایید  .

ذم از طرف عقلا به خاطر تشقی نیست چون آن ها اذیت نشده اند که بخواهند به خاطر تشقی مذمت کنند .





موضوع: پرسش و پاسخ های رسائل ( قطع و ظن )، برچسب ها: پرسش و پاسخ های رسائل ( قطع و ظن )،
[ سه شنبه 18 شهریور 1393 ] [ 09:00 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات