شعر ( در وصف روستای نهرخلج )

ای نهرخلج دیار یاران ، ای مظهرِ مهر و مهربانی

در سینة خلق جا گرفتی ، مانا به نگاه جاودانی

 

نازم به هوای کوهسارت ، آنجا که صفا و لطف دارد

جان هدیه کنم به مردمانت ، آن ناموران بی نشانی

 

دانی که کجاست مسکن تو ، اعماق دل سیاه چشمان

هستی تو دیار لاله رویان ، کاشانة پاک مَهرُ خانی

 

هر گوشة خاک نازنینت ، صد لالة داغدار رسته

با منظر خوش  عُذار و نیکو ، یاد آورِ جنّت جنانی

 

گر بار دگر بسویت آیم ، صد بوسه زنم به خاک پاکت

پُرسم  زِ تو کوی گُلعُذاران ، خواهم زِ تو راه زندگانی

 

آن یاور خوب و دلکش تو ، شاه است به محفل نگاران

وان دشمن سخت وسرکش تو،گرگ است به جامة شبانی

 

آیا تو بیاد داری آن روز ، آن روز که شورشی به پا شد

از شورش  دَهر سر کشیدم ، یک جامِ شراب در نهانی

 

هستی  وطن هزار دستان ، کاشانة ی جاودانه هستی

« قربانی » از این  وطن برون شد ، از جور نگار در جوانی

سراینده : رضا قربانی نهرخلجی





موضوع: شعر، برچسب ها: نهرخلج، در وصف روستای نهرخلج،
[ دوشنبه 20 شهریور 1396 ] [ 09:36 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات