مشاوره و روانشناسی ( چطور مى شود یك سخنور خوب شد )

چطور مى شود یك سخنور خوب شد و خوب و روان و راحت صحبت كرد چون من در صحبت كردن در یك جلسه رسمى مى ترسم هل بشم و سوتى بدم و از همه مهمتر زبونم براى گفتن بعضى از كلمات خوب نمى چرخه. لطفا مرا راهنمایى كنید.

منشاء مشكل شما كم رویى و نوعى اضطراب اجتماعى است. اضطراب اجتماعى از عدم یادگیرى مهارت هاى اجتماعى ناشى مى شود. یكى از ابعاد وجودى انسان كه باید در محیط خانه و مدرسه متناسب با سایر ابعاد رشد كند، بعد اجتماعى است.

انسان موجودى اجتماعى است و باید در بستر اجتماع با همنوعان خود زندگى كند. براى این كه بعد اجتماعى انسان رشد كند و در صحنه هاى گوناگون بتواند با دیگران روابط مناسبى داشته باشد باید مهارت هاى اجتماعى را یاد بگیرد.

بعضى خانواده ها و یا بعضى از معلمان و مربیان در دوران كودكى و نوجوانى، زمینه رشد و شكوفایى كودك را آن طور كه باید، فراهم نمى كنند و یا قادر به آن نیستند، یا امكانات لازم را ندارند و یا خودشان نیز در این زمینه دچار مشكل هستند. به هر دلیل، این فرایند اجتماعى شدن و یادگیرى مهارت هاى ارتباطى با دیگران به درستى تحقق پیدا نمى كند وقتى نوجوان وارد صحنه هاى بزرگ اجتماعى مى شود، فشار و ناراحتى هاى كم رویى را در خود بیش تر حس مى كند زیرا مى خواهد دوست یابى كند، با همكلاسان خود صمیمى باشد، در كلاس درس در مقابل جمع كنفرانس دهد و... على رغم این كه توانایى لازم را براى یادگیرى مطالب دارد و آنها را نیز خوب مى داند، ولى از ارائه آنها در مقابل جمع عاجز است و دچار اضطراب، خجالت و كم رویى و عوارض ناشى از آن مى شود. خوشبختانه یادگیرى مهارت هاى اجتماعى و بر طرف كردن اضطراب و ترس در مقابل جمع، كارى است كه امكان عملى آن وجود دارد و تجربه نیز آن را ثابت كرده است.

بنابراین اگر كسى تصمیم جدى داشته باشد، مى تواند با این مشكل مقابله كند و خود را درمان نماید و از حصار كم رویى رها شود و از توانمندى هایى كه دارد بهره ببرد. در فرهنگ ملى و دینى ما ایرانیان، مانند سایر ملل، آداب و رسومى وجود دارد كه اگر خوب رعایت شوند، فرایند اجتماعى شدن به آسانى تحقق پیدا مى كند.

از جمله این آداب، سلام كردن و احوال پرسى از دوستان و خویشاوندان است در برخورد و معاشرت با دیگران سعى كنید:

1- در دادن سلام پیش قدم باشید.

2- بعد از سلام با جملات مرسوم، احوال پرسى كنید و تا از شما جدا نشده اند سعى كنید از آن ها جدا نشوید.

3- تلاش كنید كه در كارهاى اجتماعى در محیط خانه، مدرسه و دانشگاه مانند اردو و بازى هاى دسته جمعى شركت كنید و نقش فعالى را بپذیرید.

4- هنگام صحبت با دیگران یا در مقابل جمع به اعضاى بدن خود (دست، پا، نحوه صحبت و...) هیچ توجهى نكنید و توجه خود را بر مطلبى كه مى گویید متمركز كنید.

5- قبلا مطلبى را كه مى خواهید در مقابل جمع بازگو كنید چندین بار در مقابل آینه تكرار كنید و فرض كنید كه در مقابل جمع مى باشید.

6- سعى كنید بر آنچه مى خواهید بگویید تسلط كافى داشته باشید.

7- اگر با شكست مواجه شدید، خود را نبازید و براى بار دیگر خود را آماده انجام آن كار بكنید.

8- قبل از این كه در مقابل جمع قرار گیرید به خودتان تلقین كنید كه ((مى توانم در مقابل جمع صحبت كنم)).

9- وقتى حالت اضطراب پیدا مى كنید سعى كنید همه ماهیچه هاى بدنتان را آرام و شل كنید.

10- براى شكستن جو حاكم بر جمع و آرامش در صحبت كردن سعى كنید داستان هاى كوچك، طنز، لطیفه هاى شیرین و مناسب را كه افراد خبره در جلسات سخنرانى بیان مى كنند، در دفترچه اى یادداشت كنید و شما نیز در شرایط مقتضى از آنها استفاده كنید. مطمئن باشید با جدیت، پشتكار و تمرین به خوبى مى توانید بر مشكل اضطراب اجتماعى و كم رویى پیروز شوید.

لازم به ذكر است كسب چنین مهارتى نیازمند تمرین و گذشت زمان است و نباید انتظار داشت كه یك شبه و بطور دفعى بر این مشكل فایق آیید بنابراین از تمرین و ممارست و سعى و تلاش بیشتر خسته نشوید.

سخنورى مهارتى است كه با داشتن برخى ابزارهاى لازم با تمرین و ممارست بدست مى‏ آید و همانطور كه یكى از سخنرانان زبردست گفته یك هنر است طبیعى است در هر هنرى اصول خاصى خود و شیوه‏هاى مشخص دارد. ما در اینجا به برخى اصول و روشهاى لازم براى تقویت قدرت نطق و سخن گفتن را بیان مى ‏كنیم و امیدواریم مفید واقع شود.

1 قبل از هر چیز باید خزینه ‏ى لغات خود را گسترش داد. در صورتى كه انسان از واژه‏ ها، كلمات و جملات تركیبى و اصطلاحات زیادى در حافظه‏ى خود داشته باشد هنگام سخن گفتن به دنبال كلمه و جمله‏ اى نخواهد گشت و از كلمات مختلف و متكثرى كه در حافظه خود دارد استفاده كرده و متوقف نخواهد شد. و این امر در گرو مطالعه زیاد است بنابراین باید زیاد مطالعه كرد مطالعه در زمینه ‏هاى مختلف و مورد علاقه.

2 آشنایى با ادبیات فارسى كه نقش زیادى در جمله ‏بندى و تركیب جملات دارد، شرط دوم پیدا كردن این مهارت است. در این زمینه خواندن متون ادبى مثل گلستان و بوستان سعدى و نظایر آن در فصاحت و بلاغت مؤثر است.

3 تمرین و تكرار شرط اساسى این هنر و مهارت است. در هر موقعیتى هر چند كوچك و با تعدادى اندك موضوعى را آماده كرده درباره‏اش با دیگران به گفتگو و تبادل نظر، بپردازید و با شهامت كامل درباره‏ى آن موضوع (كه قبلاً درباره‏اش خوب فكر كرده‏اید و یا مطالعه داشته ‏اید) سخن بگوئید. مثلاً درسهاى خود را براى هم‏كلاسى خود بیان كنید (اصطلاحا به قول طلاب حوزوى مباحثه كنید) و یا در كلاس درس، بطور پیشنهادى موضوعى را انتخاب نموده و كنفرانس بدهید و یا حتى در اتاقتان با دوست و هم اتاقى خود مطلبى را آماده كرده براى آنها بازگو كنید و... و به طور كلى به هر مناسبتى و در هر موقعیتى به ایراد سخن بپردازید. البته لازمه‏ى این امر تسلّط نسبى شما بر موضوع و مطلب مورد نظرتان است.

4 اعتماد به نفس شرط موفقیت در سخنرانى است اگر فرد از اعتماد به نفس كافى برخوردار نباشد در سخن گفتن ناتوان است و خجالت كشیده و نمى‏ تواند در سخنرانى حتى گفتگوى كوتاه با دوست جدید و ناآشناى خود موفق شود.

بنابراین اگر خجالتى هستید و جرأت صحبت كردن، سؤال كردن و حرف زدن در جمع و افراد ناآشنا ندارید

5 قبل از حرف زدن، خوب فكر كنید و جملات و كلمات را آماده كرده و در ذهن خود به آنها ترتیب منطقى دهید.

6 با افرادى كه از این مهارت برخوردارند ارتباط نزدیك‏ترى داشته باشید و یا به نوارهاى آنها گوش داده و درباره ‏ى چگونگى ورود و خروج به سخنرانى و صحبت‏ هاى او خوب دقت كنید.

7 در این زمینه مى توانید از كتاب هاى:

1- سخن و سخنورى مرحوم فلسفى،

2- آیین سخنورى دیل كارنگى،

3- آیین سخنرانى شریعتى سبزوارى استفاده كنید.

یكى از علل نداشتن جرأت براى ارائه كنفرانس یا سخنرانى، نداشتن اعتماد به نفس كافى است. اگر بتوانید قبل از شروع كار، اراده و اعتماد به نفس خود را تقویت كنید و به خود تلقین كنید كه قادر بر انجام این كار هستید، مشكل شما تا حد زیادى حل مى شود. علاوه بر این، ما در اینجا به بعضى از راهكارهاى دیگرى كه براى برطرف شدن این مشكل مفید است اشاره مى كنیم، اما قبل از آن توجه شما را به مقدمه اى در این باره جلب مى كنیم: اضطراب و ترس از شركت در برنامه هاى جمعى علل زیادى دارد. یكى از آنها داشتن افكار منفى است و چون زیر بناى احساسات انسان افكار اوست، اگر این افكار منفى باشد احساسات او نیز منفى و تخریب گر خواهد بود.

اگر شما بتوانید افكار منفى را تبدیل به افكار مثبت كنید ترس شما از بین مى رود. در اینجا چند نمونه از افكار منفى را كه منجر به ترس از سخن گفتن در حضور جمع مى شود مى آوریم. «اگر من صحبت كنم، مى ترسم عصبى و مضطرب شوم و نتوانم نظراتم را به روشنى بیان كنم» «من نباید مضطرب شوم».

اگر نتوانم درست صحبت كنم، همه مرا مورد تمسخر قرار مى دهند» «این اتفاق نشان مى دهد من آدم بى عرضه و حقیرى هستم». در اینجا چهار نمونه از افكار منفى را آوردیم كه نتیجه آنها دچار اضطراب و هراس شدن شما مى شود. اگر شما بتوانید افكار بالا را با افكار مثبت عوض كنید یقینا مشكلتان حل مى شود یعنى به جاى اینها این طور فكر كنید: «اگر من صحبت كنم ممكن است ابتدا عصبى و مضطرب شوم، اما این طبیعى است وقتى شروع كردم آرامش بیشترى پیدا مى كنم. من بزرگترین جلسه گردان و سخنران دنیا نیستم، اما مى توانم نقطه نظرهایم را ارائه دهم». در مورد فكر «نباید مضطرب باشم» به خود بگویید: «هیجان داشتن اشكال ندارد همه ما در این موقع چنین احساسى پیدا مى كنیم».

اما این كه چرا باید این طور فكر كنیم به این دلیل است كه ما اگر در مقابل اضطراب خود مقاومت كنیم وضع بدتر مى شود پس باید آن را بپذیریم ولى بزرگ نمایى نكنیم.

در مورد این فكر منفى كه ممكن است شما را مسخره كنند به خود بگویید: «لازم نیست همه مردم دنیا مرا قبول داشته باشند، زیرا من هرگز انسان كاملى نیستم پس طبیعى است كه مورد تمسخر عده اى باشم». و در مورد این فكر منفى كه آدم بى عرضه و حقیرى هستید به خود بگویید: «هیچ رابطه اى بین خوب حرف زدن در جمع و این كه من یك انسان حقیر و بى ارزش و بى عرضه باشم وجود ندارد.

این فرض غلط است كه اگر عده اى مرا قبول ندارند و حقیر پندارند، همه مردم مرا حقیر پندارند و هیچ كس مرا دوست نداشته باشد». بنابراین ما مى توانیم با اصلاح افكار منفى خود، بسیارى از احساسات نادرستمان را كه برخواسته از این افكار منفى است از بین ببریم. حال با توجه به این مقدمه، پیشنهادات زیر را براى تقویت روحیه تان به هنگام حضور در جمع دوستان و آشنایان یا براى كنفرانس دادن، به شما ارائه مى كنیم:

1 هرگز خود را سرزنش نكنید.

2 بر اساس شناختى كه از خود دارید، براى خویش هدفى در نظر بگیرید و براى رسیدن به آن برنامه ریزى كنید مثلاً بر اساس شناخت از خود، ارائه یك گزارش را به عهده گیرید براى تهیه و كیفیت ارائه آن برنامه ریزى كنید و با تمرین در خلوت و نیز ارائه آن نزد دوستان صمیمى و گروهاى كوچك خود را براى ارائه در كلاس آماده سازید.

3 هنگام سخن گفتن، خود را گرفتار آداب و رسوم و تكلف‏هاى بى مورد نسازید. ساده، راحت و عارى از هرگونه آداب خاصّ هدفتان را بیان كنید. در فعّالیّت‏هاى آغازین، خواسته و هدف خود را به صورت یك جمله بنویسید و نوشته را بخوانید.

4 پرسش‏ها و مطالب اولیه را كوتاه و مختصر انتخاب كنید.

5 ارتباط بصرى با مخاطب را حفظ كنید.

6 همیشه سخن را با مقدمه، كلام یا یك كلمه جالب آغاز كنید، از به كارگیرى كلمات پیچیده بپرهیزید. كلمات آغازین باید متدوال و جذاب باشند.

7 قبل از سخن گفتن، مطلب مورد نظر را نوشته، در ذهن مرور و تمرین كنید و شكل بیان و مهارت لازم را فراهم آورید.

8 به درستى علمىِ سخنى كه مى‏گویید و به جا بودن آن یقین داشته باشید و با مطالعه و پشتوانه علمى قبلى به میدان گفتار گام نهید.

9 هنگام سخن گفتن، به دیگران و قضاوت و حركات و سكناتشان هرگز توجّه نكنید. گفتارتان را پى‏گیرید و با خونسردى به هدف بیندیشید.

10 موانع احتمالى و افكار و اعمال مزاحم را شناسایى و ذهن خود را براى مقابله با آن آماده سازید مثلاً اگر خنده حاضران از ادامه سخن بازتان مى‏ دارد، شما نیز بخندید.

11 به كار خود پاداش دهید. یك نفس عمیق، به خود آفرین گفتن یا باز گفتن تفصیلى و با آب و تاب آن براى نزدیكان مى ‏توانند پاداش به شمار آیند.. 12 از جزئیات بكاهید و اصل سخن را به صورت خلاصه و گویا بیان كنید.

13 اجازه سوء استفاده به دیگران ندهید. كافى است به كار خود ادامه داده، در صورت روبه‏رو شدن با واكنش آنان خود را در برابرشان احساس نكنید.. 14 در انجام رفتارهاى اجتماعى كوچك و در محیطهاى دیگر كه بیش‏تر احساس راحتى مى ‏كنید، فعال باشید. این كار را از سلام كردن، احوالپرسى، جواب سلام دادن، نگاه كردن، تعارف كردن و تعارف شنیدن آغاز كنید. و با تمرین به كارهاى بزرگ‏تر و مهم‏ تر گسترش دهید.

15 با افراد فعال و پر تحركى كه احساس خجالت نمى ‏كنند، بیش‏تر مأنوس باشید و از خجالتى ‏ها فاصله بگیرید.

16 همیشه كلامى براى گفتن و عمل یا هنرى براى ارائه به جمع داشته باشید و آن را ارائه كنید. در جاهایى كه كم‏تر احساس كمرویى مى ‏كنید و شبیه كلاس است، فعال‏تر باشید.

17 توجه داشته باشید تا زمین نخورید راه رفتن نمى ‏آموزید. پس باید نقد دیگران و تمسخر آن‏ها باشد تا شما مجال رشد یابید. بنابراین، اگر با عكس العمل دیگران روبه ‏رو شدید یا در فعالیت‏هاى آغازین احساس ناتوانى كردید، از ادامه سخن یا عمل چشم پوشید هر چند مى ‏توانید آن را ارائه كنید و از این راه براى ارائه بهتر و كامل‏تر مطالب آماده شوید. امید واریم با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع، با همت عالى و بلند، راهكارهاى عملى و روش‏هاى تغییر شناخت اهتمام كامل و دقیق و مستمر داشته باشید. تا به هدف نائل آیید.

در اینجا باید یاد آور شد، این مقصود اندك اندك به دست مى ‏آید نه با چند جلسه تمرین و خواندن چند جلد كتاب. اجراى پیوسته دستور العمل‏ها، تكنیك‏ها و رفتارها در رسیدن به هدف سودمند است. اما براى مقابله با كسى كه از شما انتقاد مى كند، بهترین و مناسب ترین پاسخ آن است كه كارى كنید انتقاد او از حالت خصمانه داشتن به حالت دوستانه تبدیل شود. شما با این كار هم انتقاد او را سازنده كرده اید، هم او را خلع سلاح كرده اید، هم دشمنى او را به دوستى مبدل ساخته اید و هم از اضطراب خود كاسته اید. براى این كار لازم است هیچ عكس العمل متضاد نشان ندهید و بلكه به بخشى از انتقاد او كه داراى نكته مثبتى است اعتراف كنید و آن را قبول كنید.

در اینجا با چند مثال مطلب را بیشتر توضیح مى دهیم. فرض كنید سر قرار حاضر نشدید، دوستتان در مقام انتقاد از شما مى گوید: «همیشه دیر مى كنى. از انتظار كشیدن خسته شده ام» شما در پاسخ بگویید: «بله حقیقت دارد. دیر كردم و حق دارى عصبانى شوى». با این پاسخ هم دوستتان احساس مى كند كسى به حرفش گوش داده و مورد احترام قرار گرفته است و هم از شدت ناراحتى او كاسته مى شود.

اما اگر حالت تدافعى بگیرید و عذر و بهانه بیاورید، او را عصبانى تر كرده اید. مثال دیگر: براى تهیه یك گزارش یا مقاله زحمت زیادى كشیده اید، ولى استاد یا همكلاسى تان به شما مى گوید: «گزارش (یا مقاله) بسیار بدى نوشته اى حواست كجا بود.

آیا هنگام نوشتن خیالاتى شده بودى؟» شما مى توانید بگویید: «مثل این كه نكته مهمى را فراموش كرده ام. البته وقت زیادى صرف تهیه این گزارش كردم. ممكن است نظر خود را بیشتر توضیح دهید؟». این طرز برخورد از شدت عصبانیت استادتان مى كاهد و به احتمال زیاد بهتر با شما گفتگو مى كند و راهنمایى بهترى به شما ارائه مى دهد.

مثال دیگر: فرض كنید لباس تازه اى خریده اید و همه از آن تعریف مى كنند ولى در این میان كسى به شما بگوید: «این پیراهن سبز روى تن تو گریه مى كند» شما براى خلع سلاح كردن او بگویید: «ممكن است لباس سبز به تن من نیاید به نظر شما چه رنگى بیشتر به من مى آید؟» شما با این پاسخ هم انتقاد او را محترمانه پاسخ داده اید و از این بابت رنجشى در دلتان ایجاد نشده و هم مانع این شده اید كه به بحث بى فایده اى درباره رنگ لباس كشیده شوید. مثال دیگر: فرض كنید كمى اضافه وزن دارید و دوستتان مى گوید: «پرخور چاقى هستى. اختیار غذا خوردنت را ندارى» در پاسخ مى توانید بگویید: «بله حق با توست باید از وزنم كم كنم بهتر است غذا خوردنم را كنترل كنم». بنابراین در مواجهه شدن با انتقادهاى دیگران سه راه وجود دارد:

1 ناراحت شوید و واكنش تدافعى از خود نشان دهید.

2 خود خورى كنید و با ناراحتى سكوت نمایید.

3 به روش هایى كه در بالا گفته شد یعنى پیدا كردن نكته مثبتى در انتقاد او و پذیرش آن و توضیح خواستن بیشتر درباره سخنانش، سعى كنید او را خلع سلاح كنید و از حالت تهاجمى به حالت سازنده تبدیلش كنید.

به نظر ما روشى كه هم شما را راضى مى كند و هم انتقاد كننده شما را قانع مى كند و ناراحتى بین شما را به دوستى تبدیل مى كند و هم او را آماده مى كند كه به سخن شما گوش دهد و به شما احترام گذارد، روش سوم است. در حالى كه روش اول و دوم به عمق اختلاف و ناراحتى مى افزاید و مشكلى را هم حل نمى كند.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

نرم افزار پرسمان





موضوع: مشاوره و روانشناسی، برچسب ها: مشاوره و روانشناسی،
[ چهارشنبه 19 شهریور 1393 ] [ 11:59 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات