پرسش و پاسخ های رسائل ( برائت ، تخییر و احتیاط ) 5

26 احتجّ للقول الأوّل بالأدله الأربعه  . ادله اربعه مبنی بر مباح بودن شبهه تحریمیه به خاطر فقدان نص را فقط نام ببرید ؟

آیات ، روایات ، اجماع ، حکم عقل به قبح عقاب بر چیزی بدون بیان تکلیف .

27 -   آیا آیه « لا یُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ ما آتاها » دلالت بر اباحه دارد ؟ چرا ؟

دلالت آیه بر مدعی  ظاهر نیست زیرا حقیقت ایتاء اعطاء ( بخشیدن ) است و در موصول ( ما ) سه احتمال وجود دارد :

1 -  مراد از موصول در ما آتاها ، مال است ، به قرینه پیش از این فراز . و در این صورت باید مصدری در تقدیر گرفت ، زیرا تکلیف ، متعلق به عین نیست ، به این صورت که معنا این باشد « لا یکلف الله نفسا الا مالا » بلکه متعلق به حدث است بنابر این معنای آیه این است :  « خداوند سبحان بنده را تکلیف نمی کند مگر از مالی که خدا به او عطا کرده ، دفع و بخشش کند » . و این معنا ربطی به برائت از تکلیف مجهول ندارد .

2 -  مقصود از مای موصوله اجرای عمل یا ترک عمل باشد . طبق این احتمال اولا کلمه آتاها به معنای اقدرها می باشد و ثانیا این آیه دلیل بر برائت نخواهد بود .

ترجمه آیه طبق این احتمال : تکلیف نمی کند خداوند به شخصی مگر انجام عمل یا ترک عملی که مقدر آن باشد .

پس اولا معنای آیه این است که خداوند به امر غیر مقدور مثل پرواز کردن تکلیف نمی کند بنابر این آیه در مقام بیان یکی از شرایط تکلیف بنام قدرت است نه اثبات برائت .

ثانیا : ترک شرب توتون ، امر غیر مقدور نیست تا گفته شود آیه دلیل بر برائت است ( دلیل بر اینکه ترک شرب توتون ، امر غیر مقدور نیست :

صغری : اگر ترک شرب توتون امر غیر مقدور باشد لازمه اش این است که نزد همه تکلیف به آن تعلق نگرفته باشد .

کبری : والازم باطل ( چون اخباریون معتقد هستند که به ترک شرب توتون  وجوب تعلق گرفته است )

نتیجه : فلملزوم ( ترک شرب توتون امر غیر مقدور است ) مثله ( یعنی باطل است ) .

مرحوم شیخ می گوید این احتمال دوم اولا اظهر از احتمال اول است چون طبق این احتمال ، احتیاج به تقدیر نیست و ثانیا اشمل از آن است یعنی شامل احتمال اول هم می شود چون انفاق مال مقدور که احتمال اول بود داخل در عملی است که خداوند قدرت انجام آن را داده که احتمال دوم است .

3 مقصود از مای موصوله حکم تکلیف باشد . طبق این احتمال اولا آتاها به معنای اعلمها و بیّنها می باشد و ثانیا آیه دلیل بر برائت خواهد بود .

ترجمه آیه طبق این احتمال : تکلیف نمی کند خداوند به شخصی مگر تکلیفی که این تکلیف را بیان کرده باشد .

خداوند در شبهه حکمیه تحریمیه فقدان نص تکلیف را بیان نکرده است پس خداوند تکلیف نمی کند که این می شود دلیل بر برائت .

28 -  « لا یُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ ما آتاها »  نعم ، لو ارید من الموصول نفس الحکم و التکلیف .... لکن ارادته بالخصوص تنافی مورد الآیه  ... نعم فی روایه عبد الأعلی عن ابی عبد الله ( ع ) قال : قلت له : هل کلف الناس بالمعرفه ؟ قال لا ، علی الله البیان « لا یُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ ما آتاها »  .

با توجه به متن :

 الف ) نحوه دلالت آیه بر اباحه را طبق احتمال مذکور در متن توضیح دهید ؟

ب ) اشکال و جواب های وارده بر این احتمال را تشریح کنید ؟

ج ) روایت مذکور در متن شاهد بر چیست ؟ به طور کامل توضیح دهید ؟

د ) نظر نهایی مرحوم شیخ را در مورد دلالت این آیه بر برائت بیان نمایید .

الف ) مقصود از مای موصوله حکم تکلیف باشد . طبق این احتمال اولا آتاها به معنای اعلمها و بیّنها می باشد و ثانیا آیه دلیل بر برائت خواهد بود .

ترجمه آیه طبق این احتمال : تکلیف نمی کند خداوند به شخصی مگر تکلیفی که این تکلیف را بیان کرده باشد .

خداوند در شبهه حکمیه تحریمیه فقدان نص تکلیف را بیان نکرده است پس خداوند تکلیف نمی کند که این می شود دلیل بر برائت .

ب ) اشکال می شود که این احتمال با شأن نزول آیه که انفاق مال است سازگاری ندارد .

جواب اول : مقصود از مای موصوله دفع مال و تکلیف گرفته شده است تا آیه هم شامل احتمال اول بشود و هم احتمال سوم .

رد جواب اول : این جواب مردود است چون این جواب مستلزم استعمال یک لفظ در بیش از یک معنا می باشد که جایز نیست .

جواب دوم : مقصود از مای موصوله یک معنای کلی گرفته می شود یعنی شیء که این معنای کلی هم شامل دفع مال می شود و هم شامل تکلیف . پس آیه دلالت بر برائت می کند .

رد جواب دوم : این جواب هم مردود است چون اگر مقصود از مای موصوله دفع مال باشد کلمه ما ، برای یکلف ، مفعول به  ، می شود یعنی خداوند انفاق مال را تکلیف می کند .و خصوصیت مفعول به ، این است که باید قبل از فعل موجود باشد  مثلا در ضربت زیدا ، ابتدا باید زیدی در خارج وجود داشته باشد تا من بتوانم او را بزنم .

 و اگر مقصود از مای موصوله تکلیف باشد کلمه ما ، برای یکلف ، مفعول مطلق می شود و خصوصیت مفعول مطلق این است که عین وجود فعل است و باید قبل از فعل موجود نباشد یعنی اینطور نیست که ابتدا تکلیف باشد و سپس خداوند تکلیف بکند و در نتیجه نمی توان جامعی را پیدا کرد که هم قبل از فعل موجود باشد و هم موجود نباشد .

ج ) این روایت شاهد است برای اینکه مقصود آیه احتمال سوم یعنی مقصود از مای موصوله حکم تکلیف باشد . در نتیجه آیه دلالت بر برائت می کند .

راوی از امام سوال کرد آیا بر مردم واجب است معرفت ؟ اما امام فرمود خیر بر خدا بیان لازم است .

محتوای روایت این است که قبل از بیان وجوب ، تکلیف نیست ، آنگاه امام بلافاصله این آیه را به عنوان شاهد ذکر می کند .

جواب از شاهد : در علی الله البیان  که در روایت آمده است دو احتمال وجود دارد :

 1 بر خدا واجب است که بیان تکلیف کند و قبل از بیان تکلیف ، تکلیف نیست . طبق این احتمال روایت شاهد می شود که مقصود از آیه احتمال سوم است .

2 بر خدا لازم است که خود را معرفی کند چون معرفت خداوند از اموری است که قبل از تعریف خداوند مشخص نمی شود . طبق این احتمال ، روایت شاهد می شود بر این که مقصود از آیه احتمال دوم است . چون شناختن خداوند بدون تعریف خداوند ، مقدور نیست . و این احتمال دوم است .

( و اذا جاء الإحتمال ، بطل الإستدلال ) .

  د ) دلالت آیه بر برائت را قبول نکرده اند .





موضوع: پرسش و پاسخ های رسائل ( برائت ، تخییر و احتیاط )، برچسب ها: پرسش و پاسخ های رسائل ( برائت تخییر و احتیاط )،
[ دوشنبه 24 شهریور 1393 ] [ 11:55 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات