پرسش و پاسخ های رسائل ( برائت ، تخییر و احتیاط ) 6

29 -  آیا آیه « لا یُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها » دلالت بر برائت دارد ؟

خیر ، چون معنای این آیه این است که خداوند به امر غیر مقدور تکلیف نمی کند و این حرف ربطی به برائت ندارد چون در صورتی به برائت ربط پیدا می کند که ترک محتمل التحریم امر غیر مقدور باشد .

30 -  الف )  نحوه دلالت آیه « وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً » را بر برائت توضیح دهید ؟

ب ) چرا در آیه ملاک عقاب فقط بیان نقل قرار گرفته است و اعتنایی به عقل نشده ؟

ج ) نظر شیخ را مبنی بر دلالت آیه بر برائت ، تشرح نمایید ؟

الف ) معنای آیه این است که قبل از بیان عقاب نیست و معنای برائت هم همین است . پس آیه بر براتت دلالت دارد .

ب ) مقدمه : بیان تکلیف دو صورت دارد : 1 گاهی به صورت نقل صورت می گیرد مثل وجوب نماز 2 گاهی به وسیله عقل صورت می گیرد مثل قبح ظلم و ستم .

بیان نقلی و عقلی هم دو صورت دارد : 1 گاهی هیچ یک از این دو وجود ندارد ، در این صورت عقاب قبیح است 2 گاهی هر دو و یا یکی از آن ها وجود دارد ، در این صورت عقاب قبیح نیست .

جواب اول : مقصود از بعث رسل مطلق بیان تکلیف است چه بوسیله عقل و چه به وسیله نقل .

جواب دوم : مقصود از بعث رسل بیان نقلی تکلیف است ولی بوسیله ادله خارجیه برای ما اثبات شده که عقل هم بیان است بنابر این ،  مستقلات عقلیه از عموم آیه خارج می شوند .

جواب سوم : بیان نقلی چهار ویژگی دارد :

1 اثبات تکلیف ، مثل اینکه خداوند بفرماید نماز واجب است

 2 استحقاق عقاب ، مثل اینکه خداوند بفرماید اگر کسی نماز را ترک کند مستحق عقاب است .

3 مذمت دنیوی ، مثل اینکه خداوند بفرماید نماز واجب است و اگر کسی نخواند عقلای عالم او را مذمت می کنند .

نکته : بیان عقلی هم  این سه ویژگی را دارد .

4 فعلیت عقاب، مثل اینکه خداوند بگوید نماز واجب است و اگر کسی نخواند دچار عقاب در آخرت می شود .

با توجه به این مقدمه بیان نقلی به تنهایی برای فعلیت عقاب کافی است ولی بیان نقلی به تنهایی کافی نمی باشد یعنی باید بیان عقلی به وسیله نقل تأیید و تأکید شود و لذا بیان نقلی به خاطر وجوب تأکید است که اگر نباشد عقاب قبیح است اگر چه مذمت دنیوی با وجود بیان عقلی نیکو است .

حال با توجه به این مطلب می گوییم : مقصود از بعث رسل بیان نقلی است و این اشکال در آیه وارد نیست چون آیه فعلیت عقاب را می گوید و فعلیت عقاب بیان نقلی است .

ج ) این آیه هیچ ربطی به شبهه حکمیه ندارد بلکه مربوط به عقابهایی است که خداوند نسبت به امت های قبلی می کرده و الان دارد از آن خبر می دهد . پس آیه نه دلالت بر برائت دارد و نه بر نفی ملازمه بین حکم عقل و نقل چون آیه درباره عذاب دنیوی است .

خداوند می فرماید ما هر امتی را که عذاب می کردیم ابتدا حجت برای آنها می فرستادیم و بعد از اینکه آن ها سرکشی و مخالفت می کردند ، آنها را عذاب می کردیم .

31 - الف ) تفاوت استدالال اصولین و اشاعره را بر آیه « وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً» بیان نمایید ؟

ب ) ردّ وحید بهبهانی را بر نظر اشاعره بیان نمایید ؟

ج ) تناقضی را که محقق قمی در جواب وحید بهبهانی یافته است را توضیح دهید ؟

د ) جواب مرحوم شیخ را از این تناقض تشرح نمایید ؟

الف ) اصولیون : در برابر اخباریون  بر این آیه بر برائت استدلال کرده اند .

اشاعره : در برابر  اخباریون بوسیله این آیه بر نفی ملازمه بین حکم عقل و شرع استدلال کرده اند ( آیه آمده است عذاب را منوط کرده به بیان نقلی یعنی اینکه اگر بیان نقلی بود عذاب هم است و اگر نبود عذاب هم نیست هر چند عقل بیان داشته باشد و این یعنی اینکه بین حکم عقل و نقل  ملازمه نیست )  .

ب ) آقای بهبهانی حرف اصولین را ثابت کرده و تمسکی را که اشاعره به این آیه کرده اند برای نفی ملازمه بین حکم عقل و شرع را رد می کند .ایشان در رد نظر اشاعره اینطور گفته : نفی فعلیت عذاب اعم است از نفی استحقاق عذاب یعنی اینکه می شود الان عذاب نباشد ولی استحقاق عذاب باشد و چون اشاعره بر سر اثبات تکلیف و استحقاق عذاب بحث می کنند ( به این صورت که می گویند اگر عقل به تکلیف و یا استحقاق عذاب حکم کرد آیا لازمه اش این است که شرع هم به آن حکم بکند یا نه ؟ ) و آیه در مورد فعلیت عذاب بحث می کند و در مورد عدم تکلیف و عدم استحقاق عذاب ساکت است . پس آیه نمی تواند دلیل برای حرف اشاعره باشد .

ج ) خبر دادن به نفی عذاب که در آیه آمده بود اگر دلالت بر عدم تکلیف بکند شرعا ، در این صورت اشاعره هم مانند شما می توانند از آیه استفاده بکنند و مدعایشان را ثابت نمایند و شما نمی توانید آنها را رد کنید و اگر دلالت نکند ( یعنی نفی عذاب دلالت بر عدم تکلیف نکند ) در این صورت ، حرف خود شما هم اثبات نمی شود چون برائت نیاز به دلیلی دارد که در صورت عدم بیان بر عدم تکلیف و نفی استحقاق عذاب دلالت کند و شما گفتید آیه در این مورد ساکت است .

د ) اولا استدلال اصولیون بر آیه صحیح است چون آیه می گوید اگر بیان نبود فعلیت عقاب نیست و اجماع وجود دارد که هر جا فعلیت عقاب نبود ، استحقاق عقاب هم نیست پس آیه به کمک اجماع دلالت می کند بر اینکه هر کجا فعلیت عقاب نبود ، استحقاق عقاب هم نیست .

 پس عدم فعلیت عقاب برای اثبات ادعای اصولیون کافی است چون حرف اخباریون این است که ارتکاب شبهه تحریمیه که علم به آن نداریم ( عدم بیان ) عقاب و هلاکت فعلی را ثابت می کند و از طرفی اعتراف کرده اند که عدم فعلیت عقاب مقتضی عدم استحقاق عقاب است و این یعنی اینکه اجماع است برای اینکه هر کجا فعلیت عقاب نبود ، استحقاق عقاب هم نیست .

بر خلاف مقام ملازمه که می خواهند از راه ملازمه میان حکم عقل و نقل اثبات حکم شرعی در مورد حکم عقل جاری کنند . چون آنچه ما از آیه بدست آوردیم این است که عقاب مترتب بر مخالفت حکم عقل نیست بلکه عقاب مترتب است بر بیان نقلی یعنی اگر بیان بود عقاب هست و اگر نبود عقاب نیست ولو عقل حکم داشته باشد .





موضوع: پرسش و پاسخ های رسائل ( برائت ، تخییر و احتیاط )، برچسب ها: پرسش و پاسخ های رسائل ( برائت تخییر و احتیاط )،
[ دوشنبه 24 شهریور 1393 ] [ 11:50 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات