پرسش و پاسخ های رسائل ( برائت ، تخییر و احتیاط ) 7

32 -  فإنّ المقصود فیه اثبات حکم الشرعی فی مورد حکم العقل و عدم ترتب العقاب علی مخالفته لا ینافی ثبوته ، کما فی ....

ضمن توضیح متن دلیل این مطلب را در قالب مثالی توضیح دهید ؟

عقاب مترتب بر مخالفت حکم عقل نیست و این حرف منافاتی ندارد با ثبوت حکم شرعی بوسیله عقل یعنی منافات ندارد که عدم بیان نقلی  ( ولو عقل بیان داشته باشد)  موجب عدم عقاب باشد . کما اینکه در ظهار می بینیم عقاب ندارد ولی حکم شرعی که حرمت ظهار است ،  وجود دارد و یا در مورد عزم بر معصیت که حرام است ولی عقاب ندارد .

33 -  « وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً » . نعم لو فرض هناک اجماع علی انّه لو انتفت الفعلیه انتفی الإستحقاق ....

الف ) با توجه به متن توضیح دهید در چه صورتی آیه مذکور استدلال اشاعره را مبنی بر نفی تلازم بین حکم عقل و نقل ثابت می کند ؟

ب ) نظر نهایی شیخ را مبنی بر دلالت آیه بر برائت و نفی ملازمه حکم عقل و نقل بیان کنید ؟

الف ) در صورتی که اجماع داشته باشیم بر اینکه هر جا عقاب اخروی نیست استحقاق عقاب هم نیست چون با آیه ثابت می شود که بین عقل و نقل در عذاب اخروی ملازمه نیست . حال اگر اجماع داشته باشیم هر جا عقاب اخروی نبود ، استحقاق عقاب هم نیست ادعای اشاعره ثابت می شود یعنی بین عقل و نقل در اثبات تکلیف و استحقاق عقاب ملازمه نیست یعنی اگر بیان نقلی نبود استحقاق عقاب و تکلیف هم نیست هر چند بیان عقلی باشد .

ب ) آیه نه دلالت بر برائت دارد و نه بر نفی ملازمه بین حکم عقل و نقل چون آیه درباره عذاب دنیوی است .

34 -  « وَ ما كانَ اللَّهُ لِیُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى یُبَیِّنَ لَهُمْ ما یَتَّقُونَ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ » و فیه : ما تقدم فی الآیه السابقه مع أنّ دلالتها أضعف .... الهم الّا بالفحوی .

الف ) سه معنای مربوط به اضلال را نوشته و مختار شیخ را مشخص کنید ؟

ب ) نحوه دلالت آیه بر برائت را توضیح دهید ؟

ج ) اشکال مصنف را بیان کنید ؟

د ) عبارت مشخص شده را توضیح دهید ؟

الف )  اضلال سه معنا دارد : 1 حکم به ضلالت و گمراهی  2 عذاب  3 سلب سعادت و توفیق در دنیا ( معنای سوم مختار شیخ است )

ب ) معنای آیه این است که قبل از بیان وظائف ، اضلال نیست ، معنای برائت هم همین است . پس آیه بر برائت دلالت دارد .

ج ) 1 معنای آیه عذاب دنیوی است و عذاب دنیوی مربوط به برائت نیست ( چون برائت این است که اگر بیان نبود عذاب اخروی نیست ) 2 در آیات قبل که صحبت از عذاب و بلای دنیوی بود ما گفتیم به درد استدلال نمی خورد در این آیه که اصلا در مورد سلب توفیق و خذلان است که ربطی به برائت ندارد و اصلا مدعای اصولیون نیست و مستلزم مدعای اصولیون هم نیست یعنی اگر اضلال توفیق بر بیان وظائف دارد لازمه اش این نیست که عقاب هم توفیق بر بیان داشته باشد .

د ) اگر اضلال که امر دنیوی است متوقف بر بیان شد به طریق اولی عقاب که امر اخروی است متوقف بر بیان است .

35 -  لیهلک من هلک عن بیّنه و یحیی من حیّ عن بیّنه .  و فی دلالتها تأمّل ظاهر . و یرد علی الکلّ ...

الف ) نحوه دلالت آیه را بر برائت توضیح دهید ؟

ب ) اشکال شیخ را بر این استدلال بیان کنید ؟

ج ) اشکال کلی شیخ را بر همه آیاتی که جهت اثبات اباحه و عدم وجوب احتیاط در شبهه تحریمیه فقدان نص به آنها استدلال شده است را بیان نمایید ؟

الف ) معنای آیه این است که هلاکت و حیات اخروی ، بعد از بیان است ، یعنی آقای مستدل مراد از هلاکت را ، هلاکت اخروی ( عقاب ) گرفته و مراد از حیات اخروی را ( عدم عقاب ) و مراد از بینه را بیان گرفته است . بنابراین اگر مکلف با تکلیف محتملی که بیانی بر آن نیست مخالفت کند در این مخالفت ، هلاکت اخروی نیست ، معنای برائت هم همین است .

ب ) مقصود دلالت به حیات  ، کفر و اسلام است و مقصود از بینه ، معجزات پیامبر در جنگ بدر می باشد .

ج ) این آیات اولا بر برائت دلالت ندارد . ثانیا بر فرض هم دلالت داشته باشند ، ادله اخباریون بر وجوب احتیاط در شبهه ، بر این آیات ورود دارند یعنی موضوع این آیات عدم البیان است و ادله اخباریون بر وجوب احتیاط ( یعنی روایاتی که گفته اند به هنگام مواجهه با شبهه احتیاط کنید ) بیان عام محسوب می شود و لذا با آمدن بیان عام ، عدم البیان از بین می رود و آیات از قبیل اصل می شوند در مقابل دلیل عام .

36 -  « قُلْ لا أَجِدُ فِی ما أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلاَّ أَنْ یَكُونَ مَیْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً... »  فأبطل تشریعهم بعدم وجدان .... الا انّ فی التعبیر بعدم الوجدان دلاله علی کفایه عدم الوجدان فی ابطال الحکم بالحرمه . لکنّ الإنصاف انّ غایه الأمر .... مع أنّه لو سلّم دلالتها ....

الف ) نحوه دلالت آیه را بر برائت توضیح دهید ؟

ب ) دو اشکال شیخ را بر این استدلال بیان نمایید ؟

ج ) عبارت مشخص شده را توضیح دهید ؟

الف ) این آیه درباره یهود است که برخی از اشیاء را حرام می دانسته اند و حرمت این اشیاء را به خدا نسبت می داده اند . خداوند به پیامبر صلی الله می فرماید : به یهود بگو این اشیاء که شما آنها را حرام می دانند در بین محرماتی که خداوند به من وحی کرده است نیافتم . پیامبر عدم الوجدان را دلیل بر عدم حرمت قرار داده است پس اگر مجتهد درباره شبهه تفحصی کرد و دلیلی بر حرمت پیدا نکرد می تواند حکم به اباحه کند و این ، معنای برائت است .

ب ) 1 آیه بر برائت دلالت نمی کند . آیه درباره عدم الوجدان پیامبر است و عدم الوجدان پیامبر با عدم الوجدان مجتهد تفاوت دارد چون عدم الوجدان پیامبر دلیل قطعی بر عدم الوجود است ولی عدم الوجدان مجتهد دلیل قطعی بر عدم الوجود نیست .

2 آیه دلیل بر برائت نیست چون :

صغری : ملاک در حکم به اباحه عدم الوجدانِ حرمت در کلیه احکام صادره از خداوند است به مقتضای آیه .

کبری : عدم وجدان حرمت در کلیه احکامی که از خداوند صادر شده در تفحص مجتهد وجود ندارد . ( چون بسیاری از احکام بر مجتهد مخفی مانده است )

نتیجه : پس ملاک در اباحه در تفحص مجتهد وجود ندارد پس آیه دلیل بر برائت نیست .

  ج ) جواب از اشکال اول : با اینکه پیامبر می توانست تعبیر به عدم الوجود کند و بفرماید ( این اشیاء حرام نیست ) اما تعبیر به عدم الوجدان کرد پس می توان گفت آیه در مقام مناط دادن است که مناط عدم حرمت ، عدم وجدان است پس با تنقیح مناط آیه به درد مجتهد هم می خورد چون عدم الوجدان در تفحص مجتهد وجود دارد .

رد جواب : انصاف این است که بگوییم نهایت چیزی که در این جابجایی از تعبیر ( به جای عدم وجود از عدم وجدان استفاده کرد ) بدست می آید این است که بگوییم اشاره به مطلب دارد نه اینکه دلالت بر مطلب داشته باشد .

37 -  « وَ ما لَكُمْ أَلاَّ تَأْكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ قَدْ فَصَّلَ لَكُمْ ما حَرَّمَ عَلَیْكُمْ ... »  و  لعل هذه الآیه أظهر من سابقتها .... الا أنّ دلالتها موهونه من جهه اخری و هی .... والإنصاف ما ذکرنا : من أنّ الآیات الذکوره لا تنهض علی إبطال القول بوجوب الإحتیاط لأنّ غایه مدلول الدّال منها هو عدم التکلیف فیما .... .

الف ) نحوه دلالت آیه بر برائت را توضیح دهید ؟

ب ) آیه مذکور را در دلالت بر برائت با آیه قُلْ لا أَجِدُ فِی ما أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلاَّ أَنْ یَكُونَ مَیْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً ، مقایسه نمایید ؟

ج ) اشکال شیخ را بر این استدلال تشریح نمایید ؟

د ) عبارت مشخص شده را توضیح دهید ؟

الف ) معنای آیه این است که اگر حرمت یک عمل در بین ادله بیان نشده بود ، آن عمل مباح می باشد ، معنای برائت هم همین است .

ب ) آیه قبل تشریع را رد می کرد و لذا بوسیله آن نمی توان اخباریون را رد کرد چون اخباریون در شبهه تحریمیه عمل را به عنوان احتیاط ترک می کردند نه تشریع ، تا آیه رد بر آنها باشد ولی در این آیه هم تشریع را رد می کند و هم احتیاط را ، چون معنای آیه این است که عملی که جزء محرماتِ بیان شده نیست پایبندی به ترک آن عمل جایز نیست چه به عنوان تشریع و چه به عنوان احتیاط .

ج ) این آیه دلیل بر برائت نیست چون :

صغری : معنای آیه یقین به عدم حرمت یک عمل می باشد ( توضیح اینکه : آیه می گوید ای کسانی که یقین دارید به عدم حرمت یک عمل ، نباید خودتان را پایبند بکنید به ترک آن عمل .

سؤال : این یقین به عدم حرمت از کجای آیه بر می آید ؟

جواب : آیه می گوید : و قد فصّل لکم ما حرم علیکم یعنی خداوند تمام چیزهایی را که برای شما حرام است ، بیان نموده است . این ( ما ) موصوله است و ظهور در عموم دارد یعنی خداوند تمامی محرمات را برای شما بیان کرده است .

کبری : یقین به عدم حرمت یک عمل ، مربوط به بحث ما نیست ( چون بحث ما این است که ما شک داریم استعمال دخانیات حرام است یا نه ؟ پس ما نه یقین به حرمت داریم و نه به عدم حرمت )

نتیجه : معنای آیه مربوط به بحث ما نیست در نتیجه آیه دلالت بر برائت در شبهه تحریمیه نمی کند .

 د ) انصاف این است که این آیات دلالت بر برائت نمی کنند ثانیا بر فرض دلالت بر برائت ، ادله اخباریون بر وجوب احتیاط در شبهه تحریمیه بر این آیات ورود دارند یعنی موضوع این آیات عدم البیان است و ادله اخباریون بر وجوب احتیاط ( یعنی روایاتی که گفته اند به هنگام مواجهه با شبهه احتیاط کنید ) بیان عام محسوب می شود و لذا با آمدن بیان عام ، عدم البیان از بین می رود و آیات از قبیل اصل می شوند در مقابل دلیل عام .

بیان دو صورت دارد :

1 گاهی عقلی است مثل اینکه عقل می گوید : دفع ضرر محتمله واجب است .

2 گاهی نقلی است که خود دو صورت دارد :

الف ) گاهی خاص است مثل خبر ثقه

ب ) گاهی عام است مثل اینکه خبر ثقه بگوید در شبهه احتیاط واجب است .

به عبارت دیگر اگر کسی بخواهد اخباریون را رد کند باید دلیلی را بیاورد که دلیل اخباریون را رد کند یا با دلیل آنها معارضه کند تا هر دو ساقط گردند و و آیات قدرت تعارض با دلیل اخباریون را ندارد .





موضوع: پرسش و پاسخ های رسائل ( برائت ، تخییر و احتیاط )، برچسب ها: پرسش و پاسخ های رسائل ( برائت تخییر و احتیاط )،
[ دوشنبه 24 شهریور 1393 ] [ 11:45 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic