شیطان شناسی ( وسوسه شیرین شیطان )

بدنیست قدرى از وسوسه هاى شیرین و دل پذیر شیطان كه توانست با آنها آدم و حوا را بفریبد و از مقام و مرتبه خود به زیر آورد بیان كنیم .

گفته شده كه : شیطان بر اثر سجده نكردن بر آدم ، رانده درگاه شد و پس از آن تصمیم قاطع گرفت تا آن جا كه مى تواند از آدم و اولادش انتقام بگیرد و در مكر و حیله و فریب دادن آنان كوتاهى نكند .

آن ملعون ، به خوبى مى دانست خوردن از آن درخت ممنوعه باعث مى شود كه آنها را از بهشت بیرون كنند. در صدد وسوسه آنان بر آمد و براى رسیدن به این مقصود دام هاى گوناگون خود را بر سر راه آنها گشود و براى نائل آمدن به هدف شوم خود بهترین راه را در این دید كه عشق و علاقه ذاتى انسان ، به تكامل و ترقى در زندگى جاوید استفاده كند. نیز براى قانع كردن آنان براى مخالفت فرمان خدا، عذر و بهانه اى بتراشد كه آنها با دلگرمى دستور او را اجرا كنند. لذا بعد از آن كه از حضرت آدم علیه السلام ماءیوس شد، پیش همسر آدم رفت . گفت : آیا مى دانى چرا خداوند شما را از میوه این درخت منع كرده و گفته است نزدیك آن نشوید؟ چون درخت حیات و جاوید است . هر كس از آن بخورد یا فرشته مى شود و یا عمر جاویدان را به دست مى آورد و همیشه زنده مى ماند .

سپس گفت : خداوند متعال نمى خواهد شما در زندگى دائمى با او شریك باشید، مى خواهد این جاودانگى مخصوص خودش باشد؟ با این نقشه و نیرنگ به آنها فهماند خوردن از این درخت ضرر و زیان به شما نمى رساند، بلكه همیشه در بهشت خواهید ماند. بعد از آن گفت : اگر از آن نخورید به این زودى شما را از بهشت بیرون مى كنند. باز براى این كه پنجه هاى پر وسوسه و حیله هاى خود را بیشتر و محكم تر در جان آدم فرو برد و آنها را از حق و حقیقت منحرف كند، براى حق به جانبى خود، قسم هاى شدیدى خورد و گفت : من خیر خواه و دل سوز هستم ، خود را موظف مى دانم كه شما را نصیحت كنم .

حضرت آدم علیه السلام كه هنوز تجربه كافى در زندگى را نداشت و تا حال گرفتار دام هاى شیطان و خدعه و نیرنگ هاى دروغ او نشده بود و نمى توانست باور كند كسى این چنین قسم دروغ به خدا یاد كند، سرانجام تسلیم شد و فریب و نیرنگ شیطان در او اثر كرد و از میوه آن درخت خورد .

 

 

 

بعد از خوردن از آن درخت ، برایشان ثابت شد كه نه تنها آن میوه آب حیات و زندگى جاوید نبود، بلكه به مجرد خوردن ، لباسهاى بهشتى از بدنشان ریخت و عورت ها و بدنهاى آنها تا آن موقع مخفى و پوشیده بود ناگهان ظاهر شد. ایشان در میان بهشت و جمع فرشتگان لخت و عریان شدند، حیران و سرگردان ماندند .

وقتى لباسهاى بهشتى و آن تاج كرامت از اندامشان فرو ریخت و خود را در جمع ملائكه عریان دیدند، بلافاصله خود را به میان درختان رساندند و از برگ هاى درختان براى پوشیدن اندام كمك مى گرفتند و عورت هاى خود را مى پوشاندند، ولى برگ ها هم اطاعت نمى كردند و از بدنشان پرواز مى نمودند و باز عریان مى ماندند .

حوا چاره خود را در این دید كه بنشیند تا رسوائى او كمتر باشد. آدم با یك دست عورت خود را پوشانید و با دست دیگر سر خود را گرفت . و گفتند: خدایا! ما بر نفس خودمان ظلم كردیم . اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى از زیانكاران خواهیم بود . خداوند به آنها خطاب كرد و گفت : مگر من شما را از خوردن میوه آن درخت منع نكردم ؟ مگر به شما نگفتم كه شیطان دشمن آشكار و سرسخت شما است . چرا فرمان من را اطاعت نكردید و فریب آن ملعون را خوردید؟

سپس فرمود : الحال چاره اى جز این نیست كه باید از بهشت خارج شوید. و آنها را از مكان و مقام خود بیرون كردند و به زمین فرستادند .

شیطان در کمین گاه صفحة 87





موضوع: شیطان شناسی، برچسب ها: شیطان شناسی ( وسوسه شیرین شیطان )،
[ یکشنبه 6 مهر 1393 ] [ 06:06 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic