تبلیغات
طلبه ارشادگر - شعر ( در وصف امام زاده سلطان روستای ننادگان )

به امام زاده سلطان

من اگر از عشق خوبان ، بکنم غزل سرایی

به ندای پارسایی ، به  نوای بی نوایی

به امام زاده سلطان ، سحری سلام کردم

به ننادگان سپردم ، گل باغ آشنایی

گنبد نقره ای اش را ، همه شب به خواب بینم

چه حریم باصفایی ، و چه با صفا سرایی

« به حریم کعبه رفتم ، به درون رهم ندادند

که تو در برون چه کردی ، که درون خانه آیی »

به خدای کعبه گفتم ، سنگ خانه ات بهانَهَ ست

تو به یک بهانه گاهی ، دل عاشقان ربایی

« همه شب نهاده ام سر ، چو سگان بر آستانت

که رقیب در نیاید ، به بهانه ی گدایی »

من از این سیاه رویی ، به کدام سو گریزم

هم امید از تو دارم ، درِ آسمان گشایی

« سر برگ گل ندارم ، زِ چه رو روم به گلشن

که شنیده ام زِ گلها همه بوی بی وفایی »

هِله دختران زیبا به زیارتش شتابید

که به بخت بسته خوانید دعای رهگشایی

« به کدام ملّت است این ، به کدام مذهب است این  

که کشند عاشقی را ، که تو عاشقم چرایی »

دل بی قرار بنگر ، که پر است از نگاهت

چه کنم که عشق پاکت ، بجز این نداشت جایی

به دعای ندبه خواهم :  فرج از غیاب مهدی

زِ فرشتگان شنیدم : که چه آشنا دعایی

همچو قربانی اگر سر ، بنهی به پای دلبر

دل از عشق می ربایی ، به طریق پارسایی

سراینده : رضا قربانی نهرخلجی




طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: شعر ( در وصف امام زاده سلطان روستای ننادگان )،

تاریخ : دوشنبه 20 شهریور 1396 | 10:33 بعد از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

  • paper | بک لینک | خرید بک لینک