نحوه اطلاع خانواده از شهادت شهید داوود جعفر پور – از زبان برادرش

نحوه اطلاع خانواده از شهادت داوود از زبان برادرش  

روز شهادت داوود ، من منتظر بودم كه داوود از سر كار برگردد و طبق قرار قبلی می بایست روز بعد به جهت دیدار با اقوام ، همراه هم به روستای نهرخلج برویم .  من داشتم مقدمات  سفر را آماده می كردم  كه ناگهان یكی از بستگان ساكن اصفهان با من تماس گرفت و با  ناراحتی اظهار داشت كه داوود بر اثر تصادف مجروح شده است و در بیمارستان الزهرا (س) اصفهان بستری شده است .  بلا فاصله خود را به آنجا رساندم . چند نفر از اقوام و همكاران داوود ، جلو درب بیمارستان بودند .  یك لحظه احسا س ناراحتی شدیدی كردم ، با اضطراب خواستم داخل بیمارستان شوم و از وضعیت برادرم مطلع شوم كه نگهبان درب بیمارستان مانع از ورود من به داخل بیمارستان شد و با حالت ناراحتی كه داشتم  به اصرار خواستم وارد شوم  ولی اطرافیان مانع شدند و از من خواستند كه آرامشم را حفظ كنم . بالا خره خبر شهادت برادرم را به من دادند . لحظه بسیار سختی بود با ناراحتی و گریه تنها به این فكر می كردم بعد از او چگونه این همه مشكلات را تحمل كنم . 

برایم بسیار سنگین بود كه خبر شهادتش را به  خانواده برسانم . پس از شنیدن خبر شهادت برادرم ، به طرف روستا حركت كردیم .  در طول مسیر چهره مادر ،خواهران و برادرم  در ذهنم مجسم می شد كه منتظر دیدن داوود  بودند  . مادرم كه با دیدن داوود همیشه لبخند بر لبانش جاری می شد ،  شنیدن خبر شهادت او برایش بسیار سنگین بود . یك لحظه فكر تنها فرزندش امیر حسین مرا به خود مشغول كرد وجود او برایم تسلای خاطری شد كه یادگاری از داوود بر جای مانده است .





موضوع: شهید داوود جعفر پور، برچسب ها: نحوه اطلاع خانواده از شهادت شهید داوود جعفر پور – از زبان برادرش، نهرخلج،
[ شنبه 20 دی 1393 ] [ 07:05 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات