پرسش و پاسخ های رستاخیز ( چرا ما ادعا داریم كه غیر از مسلمانان بقیه اهل جهنمند ؟)

با توجه به این آیه كه خداوند مى فرماید :(( ان الذین آمنوا والذین هادو و النصارى و الصائبین من امن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عندربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون)) (62 سوره بقره ) حال چرا ما ادعا داریم كه غیر از مسلمانان بقیه اهل جهنمند و در عذابند آیا این با رحمت خداوند سازگار است مثلا از بین 7 میلیاردها جهان فقط فقط یك میلیارد یا بیشتر كه مسلمانند اهل نجات و بهشت باشند ؟

بدون شك اشخاصى كه مثلا در قاره استرالیا یا آفریقا یا آمریكا باشند كه ابدا اسم و رسم اسلام به گوش آنها نرسیده و یا رسیده اما دسترسى براى آنها نیست بعد از مرگ معذب نخواهند بود و سوالى از آنها نخواهد شد و مورد عقاب و عتاب نیستند عقلا و نقلا .

اما عقلا بدیهى است مواخذه از آنها خلاف عدل الهى است چون حجت بر آنها تمام نیست و اما نقلا : قرآن مى فرماید: كسانى كه به حسب واقع، ضعیف و عاجزند مردان و زنان و كودكان كه استطاعت و توانائى بر چاره سازى ندارند و راهى كه از محل كفر، فرار و به محل ایمان قرار گیرند نمى شناسند پس آن گروه بى چارگانند كه خداى تعالى عفو فرماید از ایشان و خداوند عفو كننده و آمرزنده گناهان است به تعبیر شماره این رحمت خداوند است


ادامه مطلب


و در كتاب «كفایه الموحدین» مى فرماید: و اما مستضعفین از رجال و نساء آنها كسانى باشند كه قاصر العقولندو اتمام حجتى بر ایشان نشده باشد به جهت ضعف عقل آنها یا این كه اسم اسلام و ایمان به گوش ایشان نرسیده یا قدرت بر تحصیل اسلام و ایمان نداشته اند چون ابله و مجنون و كور و كر و كسانى كه در زمان جاهلیت بوده و مرده اند و جامع همه آنها مستعضف كسى است كه حجت بر او تمام نشده باشد .

«كفار» یعنى آنهایى كه در مدت عمر خود ایمان به خدا و روز جزا را تحصیل نكنند و با كفر بمیرند و فساق یعنى گناهكاران و ستمگران و آنهایى كه كارهاى حرام و ناروا از آنها سر زده و بدون توبه بمیرند گرفتارى و عذاب آنها پس از مرگ، تابع قصور و. تقصیر آنها است كه اگر قاصر بودند وعذابى ندارند و اگر مقصر بودند و به مقدار تقصیرشان معذب خواهند بود

بنابراین كسانى كه در اثر كمبود عقل، ایمان به خدا و روز جزا و سایر عقاید حقه را كسب ننمودند و مردند قاصر و غیر معذبند و همچنین آنهایى كه از اول عمر تا آخر، عقاید حقه به گوششان نرسیده یا اگر رسیده براى تحصیل انها راهى نداشتند و واقعا عاجز بوده اند آنها هم معذب نخواهند بود.

بنابراین كسانى كه در اثر كمبود عقل، ایمان به خدا و روز جزا و سایر عقاید حقه را كسب ننمودند و مردند قاصر و غیر معذبند و همچنین آنهایى كه از اول عمرتا آخر، عقاید حقه به گوششان نرسیده یا اگر رسیده براى تحصیل آنها راهى نداشتند و واقعا عاجزبوده اند... آنها هم معذب نخواهند بود.

و اما فساق: نسبت به گناهانى كه حرمت و زشتى آنها از طریق عقل فطرئى بشر ثابت باشد (مانند كشتن به ناحق و مانند ستم و تجاوز به دیگرى) قصور در آنها نیست و مرتكب آنها قطعا مقصر است بنابراین كافرى كه از جهت كفرش قاصر باشد هرگاه كسى را به ناحق بكشد پس از مرگش هر چند از جهت كفرش معذب نباشد لكن از جهت قتل نفس معذب خواهد بود زیرا از جهت ایمانش مى تواند بگوید نفهمیدم، ندانستم، راهى براى كسب ایمان نداشتم لیكن از جهت قتل نفس نمى تواند بگوید نمى دانستم گناه است هر چند حكم الهى را نشنیده بود اما عقل وجدانش حجت را بر او تمام كرده است ولى نسبت به گناهانى كه تنها از طریق شرع باید ثابت شود مانند ترك نماز و روزه اگر واقعا قاصر بود به تفصیلى كه گفته شد معذب و مسئول نخواهد بود .

اما تفسیر آیه اى كه ذكر كرده اید این است: آنچه ارزش دارد واقعیت و حقیقت است نه تظاهر و ظاهر سازى، در پیشگاه خداوند بزرگ، ایمان و عمل صالح پذیرفته مى شود «كسانى كه پیامبر اسلام ایمان آورده اند و یهودیان و نصارى و صائبان (پیروان یحیى یا نوح یا ابراهیم) آنها كه ایمان به خدا و روز قیامت آوردند و عمل صالح انجام دهند پاداش ایشان نزد پروردگارشان ثابت است و نه ترسى از آینده دارند و نه غمى از گذشته»

این آیه تقریبا با همین عبارت در سوره مائده آیه 69 آمده و با تفاوتى بیشتر در سوره حج آیه 17 ذكر شده است یهود و نصارى به خود مى بالیدند كه دینشان از ادیان دیگر بهتر است و بهشت را در بست منحصر به خود مى دانستند و شاید همین تفاخر میان جمعى از مسلمانان نیز بود این آیه مى گوید: ایمان ظاهرى مخصوصا بدون انجام عمل صالح چه از مسلمانان باشد و چه از یهود و نصارى و پیروان ادیان دیگر بى ارزش است تنها ایمان واقعى و خالص به خدا و دادگاه بزرگ قیامت كه با كار نیك و عمل صالح توام باشد در پیشگاه خدا ارزش دارد، تنها این برنامه موجب پاداش و جلب آرامش و امنیت مى گردد.

قرآن در ایه «85» آل عمران مى گوید: هر كس دینى غیر از اسلام براى خود انتخاب كند پذیرفته نخواهد شد و به علاوه آیات قرآن پر است از دعوت یهود و نصارى و پیروان سایر ادیان به سوى این آئین جدید از این رو نمى توان بر طبق آیه فوق استدلال كرد كه پیروان هر مذهبى باید به مذهب خود عمل كنند و همین قدر كه به خدا و آخرت ایمان داشته و

عمل صالح انجام دهند كافى است؟ كه اگر این تفسیر صحیح باشد با بخش عظیمى از آیات قرآن، تضاد صریح دارد بنابراین باید به دنبال معنى واقعى آیه رفت.

در اینجا دو تفسیر از همه روشن تر و مناسب تر به نظر مى رسد 1- اگر پیروان مذاهب به محتواى كتب خود عمل كنند مسلما به پیامبر اسلام ایمان مى آورند چرا كه بشارت ظهور او با ذكر صفات و علائم مختلف در این كتب آسمانى آمده است.

2- این آیه مى خواهد پاسخ سوالى كه در آغاز اسلام براى بسیارى از مسلمان ها مطرح بود را بدهد كه هر كسى كه در عصر خود به پیامبر بر حق و كتاب آسمانى زمان خویش ایمان آورده و عمل صالح انجام داده باشد اهل نجات است لذا یهودیان مومن و صالح العمل قبل از ظهور پیامبر اسلام اهل نجاتند

اقیانوس، آب فراوانى دارد اما اگر شما بطرى در بسته اى را در آن بیندازید قطره اى از آب در بطرى داخل نمى شود مشكل از آب است یا بطرى؟

بنابراین عده اى بهانه جویى كرده اند این آیه را رستاخیز قرار داده اند كه پیرو هر مذهبى باید به مذهب خود عمل كند و لازم نیست یهودا نصر اینها پیرو دین اسلام بشوند و آنها هم پذیرفته میشوند اما پاسخ اینكه 1- آیات دیگرى را سراسر از دعوت ادیان دیگر مثل یهود، مسیح به اسلام و دین جدید كه پیامبرآن رسول خدا است زیرا كتاب یهود و مسیح علائم پیامبر و بشارت به آن را داده است و این گرویدن به پیامبر اسلام خود عمل به كتب مسیح و یهود است 2- شما میدانید كه ادیان در طول هم بودند یعنى وقتى مسیح آمد آئین یهود ملاك نبود و وقتى اسلام آمد همه مردم باید به آئین اسلام ایمان میاوردند و دیگر احكام مسیح نسخ میشه. 3- كلمه الذین امنوا در آیه ایمان به خدا مستلزم چند امر است :

1- ایمان به پیامبر اسلام حضرت ختمى مرتبت محمد صلى الله علیه و اله.

2- ایمان به محتواى ما انزل الله (پذیرش قرآن و دین اسلام و بلكه همه انبیاء سابق) و حال

3- عمل به آن آئین بنابراین ابلیس عمل نكرد ولى خدا را قبول داشت اما خداوند در قرآن اورا كافر خطاب كرد.

4- این كلیات است و شان قرآن اینستكه كه كلیات را بیان كند.

5- تفسیر قرآن با خود قرآن است باید آیات دیگر را هم ببیند مثل 1- مثل یبتع غیر لاسلام انبیاء فلن یقبل منه، آیه 85 سوره آل عمران 2- الدین عند الله الاسلام آیه سوره: دین حق نزد خداى متعال فقط اسلام است.

بنابراین در موضوعى كه بخواهیم مطالعه كنیم باید تمام آیات آن موضوع را كنار هم نگاه كنیم.

و شما اگر در مسیحیت و یهودیت الان مطالعه كنید بسیارى از موضوعات آن خرافه است. حتى دركتب آنها مثل عهد عتیق و جدید براى نمونه چند مورد را ذكر میشود.

كشتى خداوند با یحیى،

مسیحیت و عقیده به تثلیث.

افسانه صلیب.

عدم قابلیت قطایه قرآن با تورات و انجیل و تحدى قرآن و صدها موضوعى كه اگر مطالعه كنید یقینا فرق حق و باطل را خواهید فهمید.

موضوع مهم تر ارسال پیامبران در هر دوره اى امر اختیار نبود كه نسبت به اسلام هم بگوید هر كس مایل است به اسلام ایمان بیاورد و هر كس مایل نیست ایمان نیاورد و فرقى هم ندارد اعمالتان قبول است چه ایمان بیاورید چه نیاورید بلكه ایمان در مقام تشریح نسبت به هر پیامبرى در زمان خودش امر خداوند بود و اگر با علم و آگاهى مخالفت بكنیم یا قبول نكنیم قطعا عذاب آخرت و عدم پذیرش اعمال را به همراه است از جمله این قانون كلى ایمان به پیامبر آخر الزمان حضرت رسول اكرم «صلى الله علیه و آله» است كه اگر حتى به دستور ایشان راجع به امامت هم كسى با علم و آگاهى مخالفت كند اعمال او باطل است زیرا دستور رسیده: آنچه را پیامبر به شما میگوید اطاعت كندى مثل اطاعت خدا: اطیعوا الله الرسول و...

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

به نقل از اداره پاسخگویى آستان قدس رضوى





موضوع: پرسش و پاسخ های رستاخیز، برچسب ها: پرسش و پاسخ های رستاخیز، چرا ما ادعا داریم كه غیر از مسلمانان بقیه اهل جهنمند ؟،
[ چهارشنبه 14 اسفند 1398 ] [ 05:33 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات