شعر ( حقیقت )

پسرم همواره

در میان مردم

ولو اینکه  حتی

یک نفر نیز نگوید حق را

همگان نیز اگر آلودند

به سخن های دروغین و ریا

تو بجو حق و حقیقت زا نبعد

بی کم و کاست ، کتابت بنما

***

سال ها پیش که کودک بودم

پدر ، اندرزم داد

به من آموخت ، بسی راه حقیقت جویی

تا حقیقت گویم و حقیقت جویم

***

بعد ها وارد مردم گشتم

خواستم تا شوم آنجا به حقیقت واقف

در میان ورق بسیاری

که در آن اوراق حتی سطری

زِ حقیقت پُر نیست

***

در نگاه منِ نادان امّا

هیچ انسان الّا

کاتب وحی

حقیقت ننوشت

و حقیقت چیزیست

که به تعبیر حکیمی از مصر

اگر آن را خواهی

باید از عِرض دل و جان گذری

دست شویی زِ هر آن چیز که داری در دست

و حقیقت تلخ است

و در این راه حقیقت جویی

چه بسا دل که شکست

و در این دوره حقیقت گویی

تکه ای گوهر نایاب شده

وا اسف بخت حقیقت جویان

قرن ها است که در خواب شده

                                              سراینده : رضا قربانی نهرخلجی





موضوع: شعر، برچسب ها: شعر،
[ یکشنبه 5 مرداد 1393 ] [ 01:33 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic