شیطان شناسی ( چگونه شیطان داخل بهشت شد؟)

بعد از این كه خداوند آدم را آفرید و از روح خود در او دمید به ملائكه دستور داد كه او را سجده كنند، همه سجده كردند، مگر ابلیس . سپس ‍ دستور خارج شدن از بهشت براى شیطان صادر شد. ملائكه هم به او حمله كردند، او از ترس جان خود فرار كرد و خود را مخفى نمود .

اما بعد از آن كه او را از بهشت بیرون كردند و دیگر جایى در بهشت نداشت ، چگونه و با چه حیله و وسیله اى بار دیگر داخل بهشت شد؟ چه طور آدم و همسرش را فریب داد؟ در این باره از بعضى بزرگان مانند ابن عباس مطلبى در دست است كه بدنیست آن را نیز یاد آور شویم .

او مى گوید: بعد از آن كه شیطان از بهشت بیرون شد، تصمیم قاطع گرفت كه با هر نقشه و حیله اى كه شده ، باز خود را به بهشت برساند و انتقام خود را از آدم بگیرد، فكر كرد كه از راه معمولى و عادى وارد شود، دید نگهبانان بر در بهشت هستند مانع او مى شوند؛ رفت كنارى و به انتظار ایستاد. اول طاووس ‍ را دید، از او خواهش كرد كه او را داخل بهشت كند، قبول نكرد. در این بین ناگهان چشمش افتاد بر بالاى دیوار، دید مارى بالاى دیوار قرار دارد. (تا آن روز مار یكى از حیوانات زیبا و خوش رنگ بهشت بود، و مثل سایر حیوانات دیگر چهار دست و پا داشت . - شیطان جلو آمد و گفت :اى مار! مرا داخل بهشت كن ، تا اسم اعظم الهى را به تو تعلیم كنم . مار گفت : ملائكه ، نگهبان در بهشت هستند تو را مشاهده مى كنند و نمى گذارند داخل شوى .

شیطان گفت ، مرا داخل دهان خود كن و آن را ببند و به این وسیله مرا داخل بهشت كن ، مار هم فریب او را خورد و همین كار را كرد و او را در دهان خود جاى داد - این بود كه در میان دندانهاى مار سم پدید آمد؛ چون جایگاه شیطان شد- وقتى مار به این وسیله او را داخل بهشت نمود، شیطان هم كار خود را كرد، آدم علیه السلام و حوا علیه السلام را وسوسه نمود تا فریب خوردند. گفت : اسم اعظم را كه قول دادى به من تعلیم كن ، در جواب گفت : اى مار! من اگر اسم اعظم را مى دانستم ، احتیاج به تو نداشتم كه مرا داخل بهشت كنى - من با همان اسم اعظم داخل مى شدم .

شیطان در کمین گاه صفحة 82





موضوع: شیطان شناسی، برچسب ها: شیطان شناسی،
[ جمعه 17 مرداد 1393 ] [ 10:49 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

شیطان شناسی ( اشتباه شیطان )

بزرگ ترین اشتباه شیطان از آن جا سرچشمه گرفت ، او فكر مى كرد چون از آتش فروزان خلق شده ، واقعا از آدمى كه از خاك به وجود آمده بهتر و بالاتر است ؛ در حالى كه اگر قدرى از تعصب و تكبر و لجاجت پایین مى آمد مى فهمید كه به دلایل ذیل آدم علیه السلام از او برتر است .

1 - همه مواد غذایى ، جواهرات با ارزش و قیمتى ، نیروى بدنى و جسمى انسان و حیوانات تمام نیروى فكرى و عقلى از خاك است ، اگر خاك نباشد هیچ چیز نیست ، ولى آتش این همه ویژگى ها را ندارد .

2 - اگر تكبر و خودبینى را كنار مى گذاشت . اقرار مى كرد كه خاك خواصى دارد. مثلا گیاهان را مى رویاند و نشو و نما مى دهد و قابل ترقى است . به همین دلیل روح خدایى به آن تعلق گرفت و چنان قابلیتى را پیدا كرد.

3 - اگر با چشم تواضع نگاه مى كرد مى دید كه خاك امین و امانت دار خوبى است و هر چه را كه به عنوان امانت به او دهند پس از گذشت صدها یا هزاران سال بى آن كه در آن خیانتى كند، پس مى دهد .

4 - اگر حقیقت بین بود اقرار مى كرد كه خاك متواضع است و تواضع یكى از صفات نیك و پسندیده مى باشد. ولى آتش متكبر و سركش ، طالب بزرگى و خودبینى مى باشد و مسلما تواضع از تكبر بهتر است .

5 - از خصوصیات خاك و گل این است كه حالت چسبندگى و نگاه دارندگى دارد و موقعى كه با روح تركیب شود فیوضات الهى را به خود مى گیرد. از همین رو، وقتى روح در آدم دمیده شد، سجده گاه فرشتگان قرار گرفت . ولى آتش چنین نیست .

6 - گل مركب از آب و خاك است ، همان آبى كه مایه حیات و زندگى هر چیزى است . چنان چه خداوند مى فرماید :

وجعلنا من الماء كل شیئى حى افلا یؤ منون ؛

آیا كافران نمى دانند كه ما هر چیز زنده را از آب قرار دادیم ؟ (مایه حیات و زندگى هر چیزى از آب است ) آیا ایمان نمى آورند؟

همان خاكى كه مایه نشو و نما و رویاندن است ، هنگامى كه با آب در هم آمیزند، نفس حیوان از آن متولد مى شود؛ مانند انسان كه روح با خاك در هم آمیخته شد و روح پرستنده و پیكر ستایش گر آفریده شد .

7 - هم چنین دستور خدا براى سجده ، فقط براى آدمى كه از خاك خلق شده نبود، بلكه سجده در برابر آن روحى بود كه خداوند از خودش در او دمیده بود و به وسیله آن روح مقدس بود كه آدم خاكى به آدم ملكوتى لقب یافته . دستور سجده در مقابل آدم هم بعد از دمیدن روح در او بود، نه قبل از آن ، چنان چه خداوند در قرآن مى فرماید :

و اذا سویته و نفخت فیه من روحى فقعوا لو ساجدین ؛

هنگامى كه خلقت انسان به پایان رسید و كمال یافت و از روح خود (كه یك روح شریف و پاك و با عظمتى است ) در آن دمیدم همگى به خاطر او سجده كنید .

آرى ! عظمت آدم و دستور سجده به او به واسطه آن روح الهى بود كه در او دمیده شده و گرنه خاك به خودى خود این همه مقام و منزلت و عزت را نداشت

8 - وقتى روح خدا در او دمیده شد، نور خدا هم در قلب او تابید و در واقع آن قلب ، مانند كعبه از براى ملائكه شد و همین طور كه انسان رو به سوى كعبه مى كند و سر به سجده مى گذارد، فرشتگان هم باید در مقابل آن تجلى گاه نور خدا سجده كنند .

9 - علاوه بر این ، شرف آدم به این واسطه بود كه گل او را خود خداوند متعال بدون واسطه سرشته و خود ضامنش بود. چنان چه مى فرماید :

قال یا ابلیس ما منعك ، ان تسجد لما خلقت بیدى ؛

خداوند به شیطان فرمود: - اى ابلیس تو را چه مانع شد به موجودى كه من با دو دست (علم و قدرت ) خود آفریدم سجده نكنى ؟

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم هم درباره این نكته كه گل آدم را خود خداوند سرشته ، فرمود: گل آدم را خداوند با دست خود چهل روز خمیر كرد .

10 - از همه این ها كه بگذریم ، عبادت خداوند عبارت است از، اطاعت و فرمان بردارى
او، و امر به سجده در برابر آدم علیه السلام هم یكى از دستورهاى الهى است كه باید بدون چون و چرا اجرا شود. سجده به آدم یعنى سجده به خدا، چون به دستور خدا است . شیطان همه این فضایل و كمالات را از كف داد .

شیطان در کمین گاه صفحة 78





موضوع: شیطان شناسی، برچسب ها: شیطان شناسی،
[ جمعه 10 مرداد 1393 ] [ 01:16 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

شیطان شناسی ( كیفیت نفوذ شیطان )

وسوسه شیطانى معمولا تدریجى و گام به گام است . او نمى تواند یك باره و ناگهانى بر انسان مسلط شود و او را به دام خود و بدبختى بكشاند. بلكه آرام آرام و گام به گام در او نفوذ مى كند تا بر او تسلط كامل یابد .

قرآن مى فرماید : اى مردم ! از نعمت هاى حلال و پاكیزه خداوند كه در روى زمین است بخورید و از گام هاى شیطان پیروى نكنید، كه او دشمن آشكار شما است .

از این آیه معلوم مى شود كه ، تسلط افكار شیطان بر انسان تدریجى و لحظه به لحظه است نه دفعى و ناگهانى . تمایلات شیطانى ، مقدماتى دارد كه اسیران شهوت ، كم كم در دامش گرفتار مى آیند، زمزمه هاى دوستان ناباب ، شركت در محافل نامناسب ، ترغیب و تشویق آلودگان ، جملگى از عوامل تدریجى انحراف اند. شیطان ، اول اندیشه گناه و نیات سوء خود را ماهرانه و پنهانى به قلب انسان القا مى كند و كارهاى زشت و پلید او را در نظرش زیبا جلوه مى دهد و آواى خود را آرام آرام در گوش جانش سر مى دهد، تا آن كسى را كه آماده است به سراغ مطلوبش ببرد .

از آن جا كه شیطان اغواگرى و فریب است ، باید زمینه اى مناسب براى نفوذ خویش داشته باشد. و این زمینه ها مى تواند نقطه ضعف ها، حساسیت ها، محرومیت ها، عقده ها و به طور كلى صفات منفى باشد.
این گونه صفات ، راه فعالیت و نفوذ قطعى را براى شیطان باز مى گذارد و اسباب تسلط را برایش فراهم مى آورد .

بنابر این ، شهوات سركش ، خود خواهى ها، حب جاه و مقام ، حب مال و منال ، حسادت ها، رقابت ها، شهرت طلبى و افزون خواهى ها، عقده هاى حقارت و خود كم بینى ها، همگى از دام هاى خطرناك شیطان اند. هر كس ‍ راه این امراض روانى را ببندد، به دام شیطان نخواهد افتاد .

وسوسه هاى تدریجى شیطان ، همانند میكرب هاى بیمارى زا هستند كه در همه جا وجود دارند. اما از نظر ابتلا، تنها آن گروه را مبتلا مى سازند كه بر اثر ضعف بنیه ، قدرت مقاومت در برابر میكروب را ندارند، قرآن ، استیلا و تسلط شیطان را تنها بر كسانى مى داند كه او را دوست خود گرفته اند و به اغوا و فریب شیطان براى خداى یكتا شرك آورده اند .

انسان در هر مرحله از ایمان ، یا در هر سن و سالى كه باشد، گاه گاه احساس ‍ مى كند كه نیروى توانمندى از درون ، او را به سوى گناهى مى خواند، كه این گونه حالات بیش تر در سالهاى جوانى خود نمایى مى كند. در چنین حالتى ، آدمى دچار وسوسه هاى شیطانى گردیده و با مختصر غفلتى ، ممكن است دچار لغزش شود. در این شرایط، تنها راه نجات این است كه انسان از قدرت پنهان الهى مدد جوید و از درگاه خداوند بخواهد تا در كنف حمایت خود، او را از شر شیطان صفتان یار و دمساز نشود و از شر آنها پیوسته خود را دور نگه دارد .

شیطان در کمین گاه صفحة 77





موضوع: شیطان شناسی، برچسب ها: شیطان شناسی،
[ چهارشنبه 8 مرداد 1393 ] [ 06:31 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

شیطان شناسی ( شیطان سجده نمى كند )

وقتى خداوند به ملائكه خطاب كرد و فرمود: مى خواهم در روى زمین خلیفه و جانشینى براى خود قرار دهم ، ملائكه موافق نبودند. به خدا اعتراض كردند و گفتند: این كه مى خواهى خلق كنى ، در آینده خون ریز و مفسد خواهد شد. بعد از آن كه خداوند جواب آنان را داد، تسلیم شدند . به ایشان خطاب فرمود: وقتى من خلیفه خود (آدم علیه السلام ) را خلق كردم و از روح خود در آن دمیدم ، همه شما در برابر او سجده كنید .

بعد از آن كه خداوند او را خلق كرد و روح خود در او دمید و روح به دماغ آدم رسید، به حركت آمد و نشست ، عطسه اى زد و گفت : الحمدلله ، خداوند در جواب او فرمود : یرحمك اله .

در این هنگام به ملائكه فرمان داد، تا براى اعتراف به مقام شامخ و رفیع او در مقابل وى سجده كنند و او را تكریم نمایند. تمام ملائكه فرمان بردند و به سجده افتادند و مدتى در حال سجده بودند؛ ولى شیطان كه آن زمان در صف فرشتگان بود، از روى خودخواهى و غرور به خداوند عرض كرد: خدایا! مرا از سجده كردن بر آدم معذور بدار .

خداوندا! من تو را چنان سجده كنم كه تا به حال هیچ ملك مقربى و نه هیچ نبى مرسلى سجده و عبادت نكرده باشد .

خداوند در جواب او فرمود: مرا حاجت به عبادت تو نیست ، من از تو مى خواهم ، آن چه را كه دستور مى دهم انجام دهى ، نه آن چه را تو مى خواهى .

سرانجام قبول نكرد و حسدى را كه در قلبش بود ظاهر نمود . خداوند هم در مقام بازخواست از او فرمود: چه چیز تو را باز داشت از آن كه سجده نكنى بر مخلوقى كه من او را با دست قدرت و عنایت خویشآفریدم ؟!

پاسخ داد: من از حیث عنصر و گوهر و ذات از آدم علیه السلام برترم ،كسى را یاراى برابرى با من نیست و هیچ موجودى به پایگاه رفیع و بلند من نمى رسد! من از گوهر فروزان آتش آفریده شده ام و او از عنصر تیره و بى ارزش گل . پس روا نیست كه مثل من در مقابل او سجده كند!

خداوند هم به خاطر سرپیچى از دستور و سجده نكردن بر آدم ، او را ندا داد و فرمود از میان ملائكه و بهشت پرنعمت و جاوید و سعادت ابدى من بیرون شو؛ زیرا تو از مقام قرب و رفیعى كه تا كنون داشتى ، رانده گشتى و ان علیك لعنتى الى یوم الدین ؛  لعنت من هم تا روز قیامت بر تو باد .

سپس او را با خوارى و ذلت از پیشگاه خود راند و از رحمت خود دور داشت .

شیطان در کمین گاه صفحة 74





موضوع: شیطان شناسی، برچسب ها: شیطان شناسی،
[ چهارشنبه 8 مرداد 1393 ] [ 06:28 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

شیطان شناسی ( خاک برداشتن از زمین )

از امیرالمؤمنین نقل شده كه ایشان فرمودند: وقتى خداوند متعال اراده كرد آدم علیه السلام را خلق كند خطاب به جبرئیل فرمود: مقدارى خاك از زمین بیاور تا خلقى جدید به وجود آورم كه افضل موجودات و اشرف آنها باشد جبرئیل به زمین آمد تا خاك بردارد (طبق تذكر شیطان ) زمین نالید و او را به خداوند قسم داد كه از آن خاك برندارد. ایشان هم برگشت داستان را گزارش ‍ داد. بار دیگر میكائیل و بعد از او اسرافیل را فرستاد. باز زمین آنان را قسم داد، آنها هم با دست خالى برگشتند .

براى بار چهارم ، عزرائیل را فرستاد كه حتما از خاك زمین بردارد. او كه خواست خاك بردارد، باز زمین ناله كرد و او را قسم داد و هر چه ناله و فریاد نمود، تاءثیر نكرد. عزرائیل گفت : من از جانب خدا ماءمورم تا كمى از خاك تو بردارم . او خاك را برداشت و برد كه آدم را از آن ساختند . از این رو، خداوند قبض روح آدم علیه السلام و اولادش را به دست عزرائیل داد، از این جهت ناله و گریه آنها هنگام جان دادن آدم در دل او اثر نمى كند و او مأموریت خود را انجام مى دهد .

وقتى آن خاك را با آب خالص و شور و تلخ و بى مزه ، مخلوط كردند و بعد از مدتى پیكر خاكى او را قالب زدند. شیطان قیافه او را مشاهده كرد و با خود گفت : این مخلوقى ضعیف است كه از گل چسبنده به وجود آمده ، و توى او خالى است . چیزى كه توخالى باشد احتیاج به غذا دارد و به این ترتیب مى توان او را گمراه و منحرف نمود .

و نیز گفت : اگر چه او بر من و همه موجودات فضیلت داشته باشد، ولى من با او مخالفت خواهم نمود، و اگر روزى قدرت پیدا كنم او را هلاك مى كنم .

و گفت : اگر این موجود از من بالاتر و شخصیت او مهم تر باشد، از او فرمان نخواهم برد و مطیع او نخواهم شد، و اگر از من پایین تر باشد، او را كمك مى كنم و در مشكلات به فریاد او خواهم رسید، و با او دوست و رفیق مى شوم .

شیطان در کمین گاه صفحة 62





موضوع: شیطان شناسی، برچسب ها: شیطان شناسی،
[ یکشنبه 5 مرداد 1393 ] [ 02:53 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

شیطان شناسی ( اولین مخالفت شیطان با خلقت آدم علیه السلام)

شیطان در میان فرشتگان مشغول عبادت بود تا وقتى كه خداوند اراده فرمود براى خود در زمین جانشین خلق فرماید. به ملائكه خطاب نمود كه من مى خواهم خلیفه اى در زمین قرار دهم ، و آنان را از مقصود خود آگاه نمود .

در این هنگام ابلیس به وسط زمین آمد و فریاد زد كه :اى زمین ! من آمده ام تو را نصیحت كنم !
خداوند اراده كرده از تو پدیده اى به وجود آورد كه برترین خلایق باشد و من مى ترسم كه خدا را معصیت كند و داخل آتش شود (و در نتیجه تو داخل آتش شوى و بسوزى وقتى ملائكه مقرب آمدند از تو خاك بردارند آنها را به خداى بزرگ قسم بده از تو خاك برندارند مخالفت او با آدم علیه السلام از همین جا شروع شد و تاكنون ادامه دارد و تا روز قیامت هم ادامه خواهد داشت . این اولین مخالف او بود.

شیطان در کمین گاه صفحة 71





موضوع: شیطان شناسی، برچسب ها: شیطان شناسی،
[ یکشنبه 5 مرداد 1393 ] [ 02:07 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

شیطان شناسی ( عبادات شیطان )

به درخواست شیطان و اذن خدا، فرشتگان آن ملعون را به آسمان بردند. روزى كه به آسمان رسید شنبه و زمانى كه به آسمان هفتم رسید روز جمعه بود .

در آسمان اول مدت هزار سال خدا را پرستید. پس از آن به آسمان دوم بالا رفت و در آن جا هم هزار سال عبادت كرد. آن گاه به آسمان سوم و چهارم تا آسمان هفتم اوج گرفت . در هر آسمان مدت هزار سال خدا را بندگى كرد .

در آسمان هفتم مستقر و چنان مشغول عبادت شد كه باید عبادت كند. به طورى كه جبرئیل و اسرافیل و میكائیل وقتى او را دیدند به یك دیگر مى گفتند: خداوند، عشق و علاقه به عبادت و قدرتى كه به این بنده داده به هیچ كس نداده است . بندگى او هم چنان ادامه داشت تا وقتى كه خداوند اراده كرد آدم را بیافریند. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه ( خطبه قاصعه ) درباره نكوهش عبادت او و متكبران مى فرماید: شیطان ، مدت شش هزار سال خدا را پرستش كرد كه فقط چهار هزار سال آن را دو ركعت نماز خواند !

بعد مى افزاید: معلوم نیست كه این شش هزار سال از سال هاى دنیا است یا از سال هاى آخرت . اگر از سالهاى دنیا بوده كه همان شش هزار سال خواهد بود و اگر از سالهاى آخرت باشد، هر یك روز آن طبق قرآن مجید كه مى فرماید : در روزى كه مقدار آن به اندازه پنجاه هزار سال - از سالهاى دنیا - خواهد بود .

در نتیجه ؛ اگر شش هزار سال را ضرب در سیصد و شصت و پنج روز، و حاصل را در پنجاه هزار ضرب كنیم جمعا : صد و نه میلیارد و پانصد میلیون سال دنیا مى شود؛ یعنى شیطان این مدت ، خدا را عبادت كرده و دایما مشغول نیایش و ستایش او بوده است .

در روایت دیگرى از امام جعفر صادق علیه السلام آمده كه : شیطان در آسمان طى هفت هزار سال خدا را با دو ركعت نماز عبادت كرد خداوند هم ، در مقابل آن دو ركعت نماز كه - هفت هزار سال طول كشید - ثواب هایى براى او در نظر گرفت .

ولى بعد از گناه و سرپیچى از دستور الهى و خود را برتر و بالاتر دانستن از آدم علیه السلام ، تهمت به خدا زدن كه تو مرا گمراه كردى سعادت و نجات خود را در جهان آخرت به كلى از دست داد و عبادت خود را از میان برد، و به شر مبدل كرد .

 

و در برابر این همه عبادت و بندگى كه انجام داده بود، براى گمراهى اولاد آدم در این دنیا تقاضاى عمر طولانى نمود كه طبق عدالت پروردگار، این تقاضا پذیرفته شد .

شیطان در کمین گاه صفحة 62





موضوع: شیطان شناسی،
[ یکشنبه 5 مرداد 1393 ] [ 02:05 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

شیطان شناسی ( شیطان به آسمان مى رود )

شیطان به آسمان مى رود 

گفتیم كه شیطان از طایفه جن بود، و قرآن هم این مطلب را با صراحت بیان مى كند و مى فرماید :

و اذا قلنا للملائكة اسجدوا لادم ، فسجدوا الا ابلیس كان من الجن ففسق عن امر ربه

 اى رسول ما یاد كن وقتى را كه به ملائكه گفتیم : بر آدم سجده كنید، همه سجده كردند جز ابلیس ، كه او از جن بود، و بدین روى از اطاعت خداى خود سرپیچى نمود و سجده نكرد .

او مدتى از عمر خود را در میان جن سپرى كرده و با آنان معاشر بوده ، تا وقتى كه فتنه و فساد، كشت و كشتار در میان آنان برپا شد .

در این هنگام خداوند اراده كرد كه آنان را نابود فرماید: عده اى از ملائكه را فرستاد تا با شمشیرهاى خود با آنها جنگیدند و همه آنها را كشتند. در این میان ، شیطان جان سالم به در برد و از مرگ نجات پیدا كرد و به دست ملائكه اسیر شد. به فرشتگان گفت : من ، از جمله مؤمنان هستم (و در فتنه و فساد شركت نداشتم .) شما تمام خویشان و هم نوعان مرا كشتید و من تنها ماندم . مرا با خودتان به آسمان ببرید، تا در آن جا با شما باشم و خداى خود را عبادت كنم .

فرشتگان از خداوند جویاى تكلیف شدند. خداوند به آنها اجازه داد كه او را به آسمان ببرند. زمانى كه به آسمان رسید به گردش در آسمان ها و بررسى پرداخت . در آن میان لوحى را دید كه چیزهایى بر آن نوشته شده ؛ مثلا نوشته بود : 

من پاداش هیچ عمل كننده اى را ضایع نمى كنم ؛ بلى ، كسى كه كارى كند و اراده دنیا نماید، خدا دنیا را به او مى بخشد و كسى كه آخرت را بخواهد، خداوند او را به آرزویش مى رساند. و كسى كه پاداش آخرت را بخواهد به او بركت مى دهیم و بر نتیجه اش مى افزاییم و آنها كه فقط مال دنیا را مى طلبند ، كمى از آن به آنها مى دهیم ، اما در آخرت هیچ نصیبى ندارند .

پیش خود فكر كرد كه آخرت نسیه و دنیا نقد است . تصمیم گرفت دنیا را به وسیله عبادت هاى طولانى به دست آورد. لذا در میان ملائكه آن قدر عبادت كرد تا سرور و رئیس همه فرشتگان شد و طاووس ملائكه نام گرفت ! بر منبرى مى نشست و ملائكه در مقابل او با احترام مى ایستادند. وقتى فهمید با این عبادت ها مى تواند دنیا را جست و جو كند؛ از این رو، آن چه در قلب سیاه خود پنهان داشت آشكار ساخت و ادعا نمود من از آدم برترم و در برابر او به خاك نخواهم افتاد!

شیطان در کمین گاه صفحة 62





موضوع: شیطان شناسی، برچسب ها: شیطان شناسی،
[ یکشنبه 5 مرداد 1393 ] [ 02:03 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

شیطان شناسی ( قاتل شیطان )

قاتل شیطان کیست ؟

در روایات دیگرى وارد شده كه : شیطان به مرگ طبیعى از دنیا نمى رود، بلكه او را می كشند و در آخرالزمان كشته مى شود. حال چه كسى او را مى كشد، اختلاف است . بعضى از روایات مى گویند: امام زمان (عج ) وقتى ظهور كند آن ملعون را مى كشد. امام صادق علیه السلام فرمودند: وقتى قائم ما قیام كند، مى آید در مسجد كوفه شیطان هم مى آید و به زانو در مقابل آن حضرت قرار مى گیرد و مى گوید: واى از این روز سختى كه در كمین من است . در این موقع امام زمان (عج ) موهاى جلوى پیشانى او را مى گیرد و آن ملعون را گردن مى زند .

در بعضى از روایات وارد شده كه حضرت رسول كشنده شیطان است . امام صادق علیه السلام فرمود شیطان در زمان رجعت روى صخره بیت المقدس به دست حضرت رسول صلى الله علیه و آله كشته و ذبح مى شود .

نیز عبدالكریم خثعمى مى گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم كه فرمود وقتى شیطان گفت : خدایا ! مرا مهلت ده تا روز قیامت ، قبول نكرد و در جواب آن ملعون فرمود: تو را مهلت مى دهم تا وقت معلوم و مراد از آن وقت ، هنگام رجعت امیرالمؤمنین علیه السلام به دنیا است .

عبدالكریم گوید: از حضرت پرسیدند: آیا براى آن حضرت رجعتى است ؟ فرمود: بلى ، هیچ امامى نیست ، مگر آن كه در قوت رجعت آن امام ، مؤمن و كافر اهل زمانش با او برمى گردند. تا مؤمنان را بر كافران غالب و پیروز گردانند .

وقتى امیرالمؤمنین علیه السلام با اصحاب خود رجوع نماید، شیطان هم با لشكرش حاضر شوند و وعده گاه جنگ آنها در زمین روحا كه از زمین فرات و در نزدیكى كوفه است ، مى باشد .

پس این دو لشكر مى جنگند، به طورى كه تا آن زمان چنان كشتارى انجام نشده باشد. آن گاه امام صادق علیه السلام فرمود: گویا اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام را مى بینم كه به پشت برگشته اند و از شدت و سختى جنگ صد قدم به عقب رفته اند و گویا آنها را نگاه مى كنیم كه پاهاى بعضى از آنها در آب فرات رفته است .

در این هنگام ملائكه خشم الهى از پشت آب ها فرو مى آیند و جنگ به حضرت رسول صلى الله علیه و آله واگذار مى شود. آن حضرت در جلوى لشكر و حربه از نور در دست مبارك ایشان است ؛ چون شیطان نگاهش به آن حضرت بیفتد، پشت كرده و بگریزد. یاران او وقتى كه فرار او را مى بینند مى گویند: كجا مى روى و حال آن كه بر آنها غالبى ، در جواب گوید: من مى بینم آن چه را شما نمى بینید. من از خداوند عالمیان مى ترسم .

در این هنگام ، حضرت رسول صلى الله علیه و آله به او حمله مى كند و ضربتى بین دو كتف او مى زند كه به همان ضربه نابود مى شود و لشكرش نیز هلاك خواهند شد. بعد از آن ، خداوند عالمیان پرستش مى شود؛ در حالى كه براى او هیچ شریكى در روى زمین باقى نمى ماند و عبادات همه خالصانه است . آن گاه امیرالمؤمنین علیه السلام در زمین چهل و چهار هزار سال پادشاهى مى كند. و عمرها طولانى مى گردد به طورى كه از هر انسانى هزار اولاد به وجود مى آید .

شیطان در کمین گاه صفحة 60





موضوع: شیطان شناسی، برچسب ها: شیطان شناسی،
[ پنجشنبه 2 مرداد 1393 ] [ 07:48 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

شیطان شناسی ( مهلت شیطان تا چه موقع هست ؟ )

مهلت شیطان تا چه موقع هست ؟

این كه تا چه زمان شیطان زنده خواهد ماند؟ كى میرد؟ به دست چه كسى كشته مى شود؟ روایاتى وارد شده و احتمالاتى داده اند كه از این قراراند :

1 - مهلت او تا روز قیامت است

این احتمال درست نیست - در این باره به بحث (حاجت خواستن شیطان ) مراجعه شود .

2 - تا روز آخر دنیا

همان روزى كه خورشید و ماه و ستارگان تاریك مى شوند و كوه ها مانند پشم زده شده ، روان مى گردند و دریاها مانند آتش خروشان شعله ور مى شوند و تمام جن و انس و ملائكه مى میرند .

3 - مهلت او میان نفخه اول و دوم است

نفخه اول وقتى است كه اسرافیل در صور مى دمد و همه موجودات جهان یك مرتبه از بین مى روند. نفخه دوم آن وقتى است كه اسرافیل در صور مى دمد و همه خلایق دو مرتبه زنده مى شوند. مهلت شیطان در میان این دو نفخه تمام مى شود .

4 - تا زمان ظهور حضرت مهدى (عج ) و به دست آن حضرت كشته مى شود.

(این مطلب در آینده بیان خواهد شد ) .

 5 - تا زمان رجعت

از زمان آمدن حضرت مهدى (عج ) شروع مى شود؛ پیامبر و ائمه معصوم علیه السلام دوباره رجوع مى كنند و به دنیا برمى گردند، آن وقت شیطان مى میرد. و مدت معلومى كه قرآن بیان مى كند - همان رجعت است - كه عزرائیل جان او را مى گیرد و به زندگیش خاتمه مى دهد .

وارد شده كه در زمان رجعت ، خداوند به ملك الموت مى فرماید: جان ابلیس را قبض كن كه عمر او به سر آمده و سختى ، تلخى و مستى جان كندن را كه به اولین و آخرین افراد چشاندى به او تنها بچشان . و نیز مى فرماید :

اى ملك الموت اول وارد دوزخ شو و هفتاد زبانیه با هفتاد زنجیر و هفتاد كاسه از آب لظى  ( كه همان آبهاى جهنمى سوزان است ) با هفتاد هزار از سگ هاى جهنمى را بردار و با سخت ترین شكلى جان او را بگیر .

عزرائیل هم با صورتى كه اگر اهل زمین او را با آن صورت ببینند، از ترس و وحشت ، تمام آنان قالب تهى مى كنند و مى میرند، و به همان شكلى كه ماءمور است نازل مى شود .

شیطان وقتى او را به آن هیبت مشاهده مى كند به مشرق فرار مى كند، عزرائیل را همان جا مى بیند! به طرف مغرب مى گریزد، او را حاضر مى بیند، به دریا مى رود، باز او را همان جا مشاهده مى كند؛ در این زمان ، ملك الموت بر او بانگ مى زند كه : اى ملعون ! بایست ؛ باز فرار مى كند و مى آید بر سر قبر آدم علیه السلام و مى گوید: اى آدم ! من به واسطه تو رانده شدم و طوق لعنت برگردنم افتاد. عزرائیل به آن سگ هاى جهنمى و ملائكه غلاظ و شداد دستور مى دهد كه بر او حمله كنند. سگ ها بر او حمله مى كنند و اطراف او را مى گیرند. ملائكه با گرزهاى آتشین بر مغز او مى كوبند تا جان خبیث و پلید او را بگیرند و به زندگى پر از مكر، فریب و كبر او پایان دهند .

شیطان در کمین گاه صفحة 57





موضوع: شیطان شناسی، برچسب ها: شیطان شناسی،
[ پنجشنبه 2 مرداد 1393 ] [ 07:45 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

شیطان شناسی ( شباهت های سگ و شیطان)

جاهایى كه سگ با شیطان با هم متحداند :

1 - مردم سگ ها را در كوچه و بازار سنگ مى زنند و آنها از دست مردم مى گریزند. شیطان را هم چه الان كه از دیدگان پنهان است و چه زمانى كه ظاهر و آشكار مى گردد، سنگ باران مى كنند.

در زمانى كه مخفى است ، دو طایفه او را سنگ مى زنند، یكى مؤمنان كه با لعن و نفرین خود آن ملعون را هدف قرار مى دهند و بدنش را مجروح مى نمایند، این زخم او باقى مى ماند تا زمانى كه آن مؤمن از یاد خدا غافل شود در این صورت شیطان او را به معصیت مى كشاند! وقتى كه مؤمن گناهى مرتكب شد جراحتش بهبود پیدا مى كند . دیگرى فرشتگان با تیرهاى شهابى . قرآن در این باره مى فرماید :

الا من خطف الخطفة فاتبعه شهاب ثاقب

فرشتگان اطراف شیاطین را با قهر و غلبه مى گیرند و با تیرهاى شهابى فروزان آنان را مورد حمله قرار مى دهند و تیر باران مى كنند .

اما در زمان حضرت مهدى علیه السلام كه او آشكار مى شود، مردم از هر طرف او را سنگ باران مى كنند تا سرانجام به دست آن حضرت یا به دست جبرئیل به قتل مى رسد .

2 - صاحب سگ آن را علیه دشمنان خود تحریك مى كند تا به آنان حمله نماید. خداوند هم شیطان را علیه دشمنان خود - معصیت كاران ، كفار و مشركان ، فجار و بى دینان - تحریك مى كند و مى فرماید :

اى شیطان ! برو، تو و جمله لشكریانت ، سواره و پیاده نظامت ، بر آنان كه از تو پیروى كرده اند، محاصرشان كن و بر آنها بتاز .

 

3 - صاحب سگ هنگامى كه مهمان داشته باشد سگ خود را مى بندد كه مهمان را اذیت نكند. خداوند هم چون در ماه مبارك رمضان بندگان خود را به مهمانى دعوت كرده ، شیطان را نیز به غل و زنجیر مى كشد تا آنان را اذیت و آزار نكند .

4 - صاحب سگ دوستان خود را به آن مى شناساند كه مزاحم شان نشود. خداوند هم دوستان خود را به شیطان معرفى مى نماید. قرآن درباره مى فرماید :

هرگز تو بر بندگان خالص من تسلطى ندارى ، بر دوستان مخلص من راهى ندارى و نمى توانى بر آنان دست پیدا كنى ، تو فقط بر مردم نادان و گمراه تسلط دارى .

5 - اگر شخصى بخواهد بر طایفه یا ایلى وارد شود و سگشان مانع باشد، وى صاحب سگ را صدا مى زند، و او هم سگ خود را صدا مى زند تا حیوان ساكت شود و برگردد .

 

 

 

 

 

 

 

مؤمن هم اگر بخواهد به درگاه خداوند روى آورد، شیطان از او جلوگیرى مى كند! پس نخست باید از شر شیطان به خدا پناه برد. قرآن در این رابطه مى فرماید :

اگر از طرف شیطان بخواهد در تو وسوسه اى ایجاد شود و جنبشى از آن پدید آید، باید از شر آن به خدا پناه برى  

6 - وقتى سگ در مقابل انسان  عو عو ( زوزه مى كند ) ، باید آیه مباركه وكلبهم باسط ذراعیه بالوصید را تلاوت نمود، كه سگ برمى گردد .

وقتى هم كه شیطان راه را بر بندگان بست و حمله كرد، باید اعوذ بالله من الشیطان الرجیم  را قرائت نمود تا فرار كند .

شیطان در کمینگاه صفحة 53





موضوع: شیطان شناسی، برچسب ها: شیطان شناسی،
[ چهارشنبه 1 مرداد 1393 ] [ 07:22 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

شیطان شناسی ( تفاوت های سگ و شیطان )

تفاوت های سگ و شیطان

1 - سگ ها در روز مى خوابند و شب ها براى پاسدارى از اموال صاحبشان بیدار مى مانند . اما شیطان نه روز مى خوابد و نه شب ؟! او در تمام اوقات كارش سر راه گرفتن و حمله كردن به مردم مى باشد، آنان را از راه مستقیم منحرف نمودن است .

2 - سگ ها میان دشمنان و دوستان صاحبانشان فرق مى گذارند. به دوستان صاحب خود حمله نمى كنند، جلوى آنها را نمى گیرند، حمله آنها فقط به دشمنان است ، ولى شیطان به دوست و دشمن حمله مى كند، هر دو را اذیت مى نماید و راه را بر هر دو مى بندد .

3 - سگ ها به اهل خانه و صاحب خود حمله نمى كنند، به خلاف شیطان كه به اهل خانه هم حمله مى كند!؟ پیامبران الهى اهل خانه اند كه اگر بتواند حمله مى كند و ایشان را از اوج عزت پایین مى آورد. نمونه آن حضرت آدم و حوا پدر و مادر آدمیان است .

4 - سگ ها متملق و متواضع اند، خود را از دیگران و هم نوعان خود برتر و بالاتر نمى دانند. اما شیطان ، به فرموده خداوند متعال متكبر است ، آن جا كه مى فرماید : ابى واستكبر و كان من الكافرین .

5 - سگ ها زیاد بچه مى زایند - دیده شده كه سگى 12 بچه زایید- بچه هاى آنها مى میرند یا كشته مى شوند. شیطان هم زیاد بچه مى زاید، ران هاى خود را به هم مى مالد و تخم مى ریزد، از هر تخمى شیطانى بیرون مى آید - ولى آنها تا روز موعود سالم و باقى مى مانند! ... .

6 - اگر كسى به سگ ها نان دهد و با آنها مهربانى كند با او آشنا مى گردند، هر كجا او را ببینند تملق مى گویند، خود را به خاك مى اندازند و سر و دم مى جنبانند. اما شیطان را هر چه محبت كنى رام نمى شود! بلكه عداوتش ‍ بیشتر مى شود، قرآن در این باره مى فرماید :

 فمثله كمثل الكلب ان تحمل علیه یلهث او تتركه یلهث

7 - یورش بعضى از سگ ها ناگهانى است و از پشت سر افراد مى آیند و آنان را مى گیرند. شیطانى هم غافل گیر است . از پشت سر كمین مى كند، بر سر راه هاى مستقیم مى نشیند. قرآن در این باره چنین مى فرماید : قال فبما اغویتنى لاقعدن لهم صراط المستقیم

شیطان در برابر خدا ایستاد - و گفت : حال كه مرا گمراه نمودى ! من نیز بر سر راه بندگانت مى نشینم و آنان را از راه راست كه آیین شرع تو است منحرف و گمراه مى گردانم

آن ملعون نه این كه فقط از پشت حمله مى كند بلكه در چهار جهت كمین كرده و از هر چهار سو حمله را شروع مى كند. خداوند در این زمینه مى فرماید :

ثم لاتینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم و لاتجد اكثرهم شاكرین
8 - سگ حیوان نجس العین است . اما در چند مورد پاك مى شود، یكى در جایى كه استحاله شود؛ یعنى از حالت اول بیرون آید و به صورت چیز پاكى درآید، مانند سگى كه در نمك زار فرو رود و نمك شود .

 دیگر این كه بدن سگ تبدیل به كرم شود. اما شیطان به هیچ عنوان پاك نمى شود، حتى در قیامت و آتشى كه از مطهرات است . اگر چیز نجسى را بسوزاند و خاكستر شود پاك مى گردد. اما اگر شیطان را بسوزاند پاك نمى شود.

9 - سگ ها ظاهر و آشكاراند و مبارزه با آنان آسان ، اما شیطان ناپیدا و مبارزه با او بسى مشكل است .

10 - یكى دیگر از اختلاف هاى سگ و شیطان این كه : اگر سگى را نان و طعام دهى تا وقتى كه مشغول خوردن طعام خویش است تو در امان و آسایشى هستى و آزارى از آن نمى بینى . اما اگر خواسته شیطان را هم بر آورى و به اصطلاح طعامش دهى در همان لحظات هم از شر او در امان و آسایش نیستى و او به تو حمله ور است و لحظه اى آرام ندارد .

شیطان در کمینگاه صفحة 48





موضوع: شیطان شناسی، برچسب ها: شیطان شناسی،
[ چهارشنبه 1 مرداد 1393 ] [ 07:17 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

شیطان شناسی ( دلیل مهلت دادن به شیطان )

چرا خداوند به شیطان مهلت داد؟

سئوال دیگرى پیش مى آید و آن چنین است : بعد از این كه شیطان خلق شد و نافرمانى خدا را نمود، در مقابل عظمت ، بزرگى و شوكت او تكبر ورزید، از میان ملائكه ، بهشت و نعمت هاى آن رانده شد. چرا خداوند به او مهلت داد؟ چرا در خواست او را درباره عمر طولانى و ادامه حیات او پذیرفت ؟ چرا فورا او را نابود نكرد كه این گونه به جنایت و خیانت خود ادامه دهد و مردم را بیشتر به سوى بدبختى و شقاوت و جهنم و عذاب بكشاند؟

جواب این كه : جهان جاى آزمون است ، و مى دانیم كه آزمایش جز در برابر دشمنان سرسخت و طوفان ها و بحران هاى خطرناك ، امكان پذیر نیست . وجود نامبارك شیطان و حیات و زندگى او به عنوان یك دشمن و نقطه منفى براى تقویت پایه هاى دین باورى و نقاط مثبت دیگر، نه تنها ضرر نداشته و ندارد، بلكه مؤ ثر نیز خواهد بود .

قطع نظر از وجود شیطان ، در وجود خود ما، غریزه هاى دیگرى نیز هست كه انسان در همه زمینه ها، مى آزمایند تا در برابر نیروهاى عقلانى و روحانى قرار گیرد. به این ترتیب ، در این میان روح انسان پروش مى یابد. مهلت شیطان و ادامه حیات او نیز تقویت این تضاد است ، و تا او نباشد راه راست و مستقیم شناخته نخواهد شد و صفت خوب نیكو سیرتان و بد بدسیرتان مشخص نمى شود .

دیگر این كه ، اگر به او مهلت داده شد به خاطر آن همه ستایش و بندگى در برابر خداوند متعال بوده و عمر طولانى و مهلت او مكافات و پاداش ‍ عبادتهاى او است .

سوم این كه ، خواسته تا وى بیش تر در عذاب خدا غرق شود، زیرا هر چه عمر او طولانى تر گردد و مهلت بیشتر یابد، گناهش بیشتر خواهد شد. چنان چه خداوند مى فرماید :

آنها كه كافر شدند (راه طغیان را پیش گرفتند) تصور نكنند اگر به آنان مهلت مى دهیم به سود آنها است . ما به آنها مهلت مى دهیم كه بر گناهان خود بیفزایند و عذاب خوار كننده اى براى آنها مى باشد .

از این مهم تر، هر چند خداوند شیطان را در انجام وسوسه هایش آزاد گذاشته ، ولى انسان را در برابر او بى دفاع نیافریده است . به او نیروى عقل و شعور، و خرد داده كه مى تواند شد محكم و نیرومندى در مقابل وسوسه هاى شیطان بسازد .

یكى دیگر از راههاى دفاعى او، انگیزه پاك و عشق به تكامل است كه به عنوان یك عامل سعادت در نهادش گذارده شده است .

هم چنین ، فرشتگان را كه الهام بخش نیكى ها هستند. به كمك انسان هایى كه مى خواهند از وسوسه هاى شیطانى بر كنار بمانند فرستاده . قرآن مى فرماید :

فرشتگان بر آنها نازل مى شوند و براى تقویت روحیه آنان انواع بشارت ها و دل گرمى ها را به آنها الهام مى كنند و مى گویند: نترسید و غمگین نباشید، بشارت باد بر شما به آن بهشتى كه به شما وعده داده شده است .

شیطان در کمین گاه صفحة 44





موضوع: شیطان شناسی، برچسب ها: شیطان شناسی،
[ چهارشنبه 25 تیر 1393 ] [ 01:15 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

شیطان شناسی ( فلسفه خلقت شیطان )

چرا خداوند شیطان را آفرید؟

بسیارى مى پرسند : با این كه خداوند مى دانست او سرچشمه همه وسوسه ها و گمراهى ها و فریب كارى ها مى شود و همه بدبختى هاى انسان از او خواهد بود، آن هم موجودى هوشیار، زرنگ ، كینه توز، پرفریب و مصمم . چرا او را آفرید؟ اگر خدا انسان را براى تكامل و رسیدن به سعادت ، از طریق بندگى خود آفریده ، وجود شیطان كه یك موجود ویران گر و ضد تكامل است چه دلیلى مى تواند داشته باشد؟

در پاسخ مى توان گفت :

اولا، خداوند شیطان را از آغاز آفرینش انسان نیافرید، چون خلقت او از اول پاك و بى عیب بود و به همین دلیل سالیان درازى در میان صف فرشتگان مقرب خدا جاى گرفته بود. اگر چه از نظر خلقت و آفرینش جزء آنان نبود، ولى بعدا با سوء استفاده از آزادى ، بنا را بر طغیان و سركشى   گذاشت و رانده درگاه خداوند و فرشتگان گردید و لقب شیطان گرفت .

ثانیا؛ اگر اندكى فكر كنیم خواهیم دانست كه وجود شیطان ، این دشمن خطرناك نیز كمكى است به پیشرفت و تكامل انسان ها و براى آن كسانى كه ایمان دارند و مى خواهند راه حق را بپیمایند وجود او مضر و زیان آور نیست ، بلكه پیشرفت و تكامل آنان است .

راه دور نرویم همیشه نیروهاى مقاوم در برابر دشمنان سرسخت ، جان مى گیرند و سیر تكاملى خود را مى پیمایند، وجود یك دشمن قوى در مقابل انسان باعث پرورش و ورزیدگى او مى گردد. هم چنین همیشه در میان تضادها بالندگى و رشد معنا پیدا مى كند، هیچ موجودى راه كمال را نمى پوید مگر این كه در مقابل دشمن نیرومندى قرار گیرد .

به عبارت دیگر، انسان تا در برابر دشمن نیرومند و با قدرت قرار نگیرد هرگز نیرو و نبوغ خود را بروز نمى دهد و به كار نمى اندازد، همین وجود دشمن مایه جنبش هر چه بیشتر انسان و ترقى او خواهد بود. مثلا فرماندهان و سربازان ورزیده و نیرومند، كسانى هستند كه در جنگ هاى بزرگ ، با دشمنان سخت در گیر بوده اند. سیاست مداران با تجربه و پر قدرت ، آنهایى هستند كه در بحران هاى سخت سیاسى با دشمنان نیرومند دست و پنجه نرم كرده اند .

قهرمانان بزرگ ، كسانى هستند كه با حریفان نام آور و سخت ، زور آزمایى كرده اند؛ بنابراین ، چه جاى تعجب كه بندگان بزرگ خدا با مبارزه مستمر و پى گیر در برابر شیطان ، روز به روز قوى تر و نیرومندتر شوند. دانشمندان امروز در مورد فلسفه وجود میكرب هاى مزاحم مى گویند: اگر آنها نبودند، سلول هاى بدن انسان در یك سستى و بى حالى فرو مى رفتند و احتمالا رشد و نمو انسان از 80 سانتى متر تجاوز نمى كرد و همگى به صورت آدم هایى كوتوله بودند و به این ترتیب ، انسانهاى كنونى با مبارزه جسمانى با میكرب هاى مزاحم ، نیرو و نمو بیشترى كسب كرده اند .

هم چنین است روح انسان در مبارزه با شیطان ، گر چه او در برابر اعمال خلاف و زشت خود مسئول است ، ولى وسوسه هاى او براى بندگان خدا و آنهایى كه مى خواهند در راه حق قدم بردارند ضرر و زیانى نخواهد داشت ، بلكه به طور غیر مستقیم براى آنها ثمر بخش خواهد بود .

شیطان در کمین گاه صفحة 41





موضوع: شیطان شناسی، برچسب ها: شیطان شناسی،
[ چهارشنبه 25 تیر 1393 ] [ 01:12 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic