تبلیغات
طلبه ظرفشور - مطالب پرسش و پاسخ های اعتقادی

وظیفه ما در برابر دشمنان چیست ؟

قرآن ، هم مسلمانان به وحدت دعوت كرده : «و اعتصموا بحَبلِ اللّه جَمیعاً و لا تفرّقوا» و هم از تفرقه‏ نهى فرموده است : «و لا تَنازعوا فتَفشِلوا» با یكدیگر نزاع نكنید كه سست و ناتوان مى ‏شوید .

به دو مثال توجّه كنید :

قطرات باران تا وقتى از هم جدا هستند ، قدرتى ندارند ، امّا وقتى در كنار هم قرار مى‏ گیرند و به شكل جوى و سپس رودخانه جارى مى ‏شوند ، چنان قدرتى مى ‏یابند كه اگر مهار نشوند ، سیل بنیان‏كن مى ‏شوند و اگر در پشت سد مهار شوند ، توربین‏ هاى عظیمى را به حركت درمى ‏آورند كه دهها مگاوات برق تولید كرده و چرخ صنعت را به حركت درمى ‏آورند .

هر دست ما پنج انگشت دارد ، امّا در برابر دشمن مشترك ، همه انگشتان با هم جمع شده و به شكل مشت بر سینه دشمن كوبیده مى ‏شود .

با آنكه هر انگشت از انگشت دیگر متفاوت و متمایز است ، یكى بلند است و یكى كوتاه ، یكى نازك است و یكى كلفت و هركدام نباشند ، بخشى از كارهاى روزمرّه انسان زمین مى ‏ماند . مثلًا بدون انگشت شصت ، نمى ‏توان دگمه را بست و یا قلم را به دست گرفت و چیزى نوشت .

پرسش هاى مهم ، پاسخ هاى كوتاه(تمثیلات) صفحة 119




طبقه بندی: پرسش و پاسخ های اعتقادی ،
برچسب ها: وظیفه ما در برابر دشمنان،

تاریخ : چهارشنبه 22 مهر 1394 | 03:04 بعد از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

با وجود علم وعقل ، چه نیازى به وحى داریم ؟

این سخن درست مثل آن است كه فرزندى به والدین خود بگوید : من به راهنمایى شما نیازى ندارم و مى ‏خواهم هرچیزى را خودم تجربه كنم تا بپذیرم . این سخن به ضرر فرزند است یا والدین ؟

معتقدین به وحى ، علم ، عقل و تجربه را كنار نمى ‏زنند كه وحى را به جاى آن بنشانند ، بلكه آن را محدود مى ‏دانند و در كنار عقل و تجربه ، از وحى نیز بهره مى‏ جویند و بر شناخت خود از حقایق هستى مى‏ افزایند .

كسانى كه نسبت به وحى بى اعتنا هستند و فقط بر علم و عقل خود تكیه مى ‏كنند ، از شناخت بسیارى از امور هستى محروم مانده ‏اند .

آنها نسبت به سرنوشت خود پس از مرگ هیچ اطلاعى ندارند و از پایان این هستىِ با عظمت بى خبرند . در این هستى ، رازهاى بسیارى هست كه اگر كسى فقط با علم و تجربه محدود خود بخواهد زندگى كند ، از بسیارى از آنها محروم مى ‏ماند .

راستى اگر سازنده كالایى ، به ما اطلاعاتى بدهد باید بگوییم ما به اطلاعات تو نیازى نداریم ، خودمان تجربه مى‏ كنیم و مى ‏فهمیم ؟

خالق هستى درباره هستى ، آینده ، اهداف و راه صحیح بهره‏ گیرى از آن ، اطلاعاتى از طریق بهترین افراد كه پیامبران باشند ، در اختیار ما گذارده است . بى اعتنایى به پیام‏هاى الهى ، محروم كردن بشر از یك كانال به مراتب گسترده ‏تر از كانال تجربه است و چه ظلمى بالاتر از اینكه بشر، چشم و گوش خود را بر بخشى از دانستنى ‏ها ببندد .

پرسش هاى مهم ، پاسخ هاى كوتاه(تمثیلات) صفحة 118




طبقه بندی: پرسش و پاسخ های اعتقادی ،
برچسب ها: چه نیازى به وحى داریم،

تاریخ : چهارشنبه 22 مهر 1394 | 12:02 بعد از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

چرا خداوند چیزهایى آفریده كه براى انسان خطرناك است ؟

قرآن مى‏ فرماید : هرچه را كه خدا آفریده ، نیكو آفریده است : «الّذى أحسنَ كلّ شى‏ءٍ خَلقه»  حتى زهرمار در بدن مار نیكوست ، ولى در بدن ما كشنده است .

چنانكه آب دهان در دهان ما نیكوست ، ولى اگر به سوى كسى پرتاب شود ، جسارت بزرگى محسوب مى ‏شود .

پرسش هاى مهم ، پاسخ هاى كوتاه(تمثیلات) صفحة 117




طبقه بندی: پرسش و پاسخ های اعتقادی ،
برچسب ها: علت آفرینش چیزهای خطرناک،

تاریخ : چهارشنبه 22 مهر 1394 | 09:00 قبل از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

آیا براى اداره جهان ، تقوا كافى است كه قرآن سرانجام جهان را از آنِ پرهیزكاران مى‏ داند ؟

در قرآن مى ‏خوانیم : «والعاقبة لِلمتّقین» ، «والعاقبة للتّقوى»  یعنى پیروزى نهائى براى پرهیزكاران است .

تقوى ، به معناى وارستگى است ، نه وارفتگى . مدیریّت و حكومت نیاز به لیاقت و صلاحیّت‏هاى خاصّى دارد . قرآن مى ‏فرماید: «انّ الارض یرثها عبادىَ الصّالحون» وارثان زمین دو شرط دارند : یكى بنده خدا بودن كه همان تقواى الهى است : «عبادى» و یكى صلاحیّت كه همان لیاقت‏ها و تخصّص‏ها و مدیریّت‏هاى لازم است :

«الصّالحون». بنابراین آیاتى كه مى ‏فرماید پیروزى نهائى براى پرهیزكاران است را باید در كنار این آیه معنا كرد. آرى ، هرگاه خواستیم چیزى را به اسلام نسبت دهیم باید آیات قرآن را در كنار هم مورد نظر قرار دهیم ، به علاوه باید به روایات پیامبر و اهل‏بیت معصومش علیهم السلام توجّه كنیم تا به نتیجه برسیم .

براى نجات از بیمارى باید تمام داروهایى را كه پزشك دستور مى ‏دهد مصرف نمود و اگر تنها بعضى را مصرف و بعضى را رها كند ، ممكن است علاوه بر اینكه بهبود نیابد ، مرض او طولانى ویا به امراض دیگرى مبتلا شود .

چنانكه خداوند در قرآن از كسانى كه به بعضى از آیات ایمان مى ‏آورند و به بعضى دیگر ایمان نمى‏ آورند ، به شدّت انتقاد كرده است .

مگر مدارس و مراكز علمى به شاگردانى كه بعضى دروس را مى‏ خوانند و بعض دیگر را نمى ‏خوانند ، نمره و مدرك مى ‏دهند ؟

كدام دولت و نظام به كارمندى كه بعضى از بخشنامه ‏ها را عمل و بعضى را بایگانى مى‏ كند ، حقوق مى‏ دهد ؟

كدام كارفرمایى به كارگرى كه بعضى دستورات كارفرما را اجرا و بعضى را رها مى ‏كند ، مزد مى دهد ؟

پرسش هاى مهم ، پاسخ هاى كوتاه(تمثیلات) صفحة 116




طبقه بندی: پرسش و پاسخ های اعتقادی ،
برچسب ها: آیا براى اداره جهان تقوا كافى است،

تاریخ : سه شنبه 21 مهر 1394 | 09:18 قبل از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

خدایى كه به وضع و حال ما و به هر چیزى آگاه است ، چرا ما را مورد آزمایش قرار مى‏ دهد ؟

آزمایش الهى براى آن است كه مدّعیان راستین از مدّعیان دروغین شناخته شوند . همه انسان‏ها به نوعى ادّعا مى ‏كنند كه آدم‏هاى خوبى هستند ، امّا به هنگام امتحان ، افراد شناخته مى ‏شوند و هركس مى ‏فهمد كه چه مقدار در ادّعایش راستگو بوده است . خداوند مى ‏فرماید : ما شما را به ترس ، گرسنگى و كمبودها آزمایش مى ‏كنیم :

«ولَنَبلونّكم بشى‏ء من الخوف و الجوع و نقصٍ من الاموال و الانفُسِ و الثّمرات و بَشّر الصّابرین»

علاوه بر آنكه علم و دانستن خداوند ، دلیل كیفر و پاداش نیست ، بلكه باید از ما عملى سربزند تا به كیفر و پاداش برسیم . به چند مثال توجه كنید :

1- ما مى ‏دانیم كه این خیّاط یا بنّا یا نجّار چگونه مى‏ دوزد یا مى ‏سازد ، ولى بر اساس این دانش ، به آنها مزد نمى‏ دهیم ، بلكه باید از آنان كارى سربزند تا استحقاق پاداش داشته باشند .

2- معلّم مى ‏داند كه این دانش ‏آموز اهل درس خواندن نیست ، ولى نمى‏ تواند قبل از امتحان او را مردود قلمداد كند . حضرت على علیه السلام مى ‏فرماید : آزمایشات الهى براى‏ علم پیدا كردن خداوند نیست ، بلكه براى آن است كه بسترى ایجاد شود و از انسان عملى سرزند تا كیفر و پاداش بر مبناى عمل باشد .

اگر امتحان‏ها نباشد ، انسان شناخته نمى ‏شود .

صبر انسان ، در برابر حوادث شناخته مى‏ شود .

رضا و تسلیم انسان ، در برابر حوادث تلخ شناخته مى‏ شود .

قناعت و زهد انسان ، به هنگام كمبودها روشن مى ‏شود .

تقوى ، حلم و ایثار انسان ، در امتحان‏ها معلوم مى ‏شود .

پرسش هاى مهم ، پاسخ هاى كوتاه(تمثیلات) صفحة 115




طبقه بندی: پرسش و پاسخ های اعتقادی ،
برچسب ها: چرا خدا ما را مورد آزمایش قرار مى‏ دهد،

تاریخ : دوشنبه 20 مهر 1394 | 09:30 بعد از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

چرا خداوند گاهى دعاى ما را مستجاب نمى‏ كند ؟

در قرآن مى ‏خوانیم : «ادعونى أستَجِب لكم» مرا بخوانید تا شما را اجابت كنم . اگر شخصى به دیگرى گفت : به هنگام برخورد با مشكل به من تلفن كن تا تو را كمك كنم ، این جمله لوازم و شرایطى دارد از جمله:

1- رفاقتت را با من حفظ كنى

2- شماره تلفن مرا گم نكنى و شماره را درست بگیرى

3- به هنگام بازگو كردن مشكلات ، حرف‏هاى بى ربط نزنى و توقّعات نابجا نداشته باشى و به وظیفه خود عمل كرده باشى

4- آنچه مى ‏گویى واقعاً مشكل باشد ، نه خیالات و توهّمات

5- براى حلّ مشكل خود ، انتظار نداشته باشى تمام مقرّرات و نظام را بهم بریزم

6- حلّ این مشكل ، سبب پیدایش مشكل دیگرى براى شما یا دیگران نشود

7- در بازگو كردن مشكلات ، صادق باشى و دروغ نگویى

آیا ما در دعا و طرح مشكلات خود با خدا ، این شرایط را مراعات كرده ‏ایم ؟

آیا رفاقت و بندگى خود را با خدا حفظ كرده ‏ایم ؟ قرآن مى ‏فرماید: «و یَستَجیبُ الّذین آمنوا و عملوا الصّالحات»  پاسخ مثبت به كسانى داده مى ‏شود كه با ایمان و عمل شایسته رابطه خود را با خدا حفظ كرده باشند .

آیا شماره تلفن را درست گرفته ‏ایم؟ در روایات مى ‏خوانیم : دعا آدابى دارد ، از جمله :

ابتدا «بسم اللّه‏» بگویید ، با وضو و حضور قلب و در مكان مقدّس مثل مسجد باشید، قبل از دعا از خداوند با صفات و اسماءالحسنى تجلیل كنید ، ده مرتبه «یا اللّه‏» ، «یا ربّ‏» بگویید ، گوشه‏ اى از نعمت‏هاى الهى را به زبان آورید ، از خداوند تشكر كنید ، بر محمّد و آل محمّد صلوات بفرستید ، لغزش‏هاى خود را مطرح و استغفار كنید ، دعا و خواسته خود را میان دو صلوات مطرح كنید و امیدوار باشید .

آیا در دعاهاى خود توقّعات نابجا نداریم و به وظیفه خود عمل كرده ‏ایم؟

دانش‏ آموز درس نخوانده ، دعا مى ‏كند كه قبول شود .

مى‏ گویند : دانش آموزى به خانه آمد و وارد اتاق جلویى شد و مشغول دعا شد . به خدا گفت : پروردگارا! كوه هیمالیا را در فلان كشور قرار بده و دریاچه ارومیّه را در نیشابور قرار بده .

مادرش گفت : این چه دعایى است كه مى ‏كنى؟! گفت : من در امتحان جغرافیا پاسخ سؤالات را اشتباه نوشته ‏ام ، حالا به خدا مى ‏گویم كوه و دریا را جابجا كند تا من نمره بیاورم!

آیا زمان دعا و شرایط دیگر را در نظر گرفته ‏ایم ؟ در اسلام زمان‏هایى براى دعا سفارش شده است، از جمله:

شب‏هاى جمعه ، سحرها ، بعد از نماز ، غروب جمعه ، بعد از خطبه‏ هاى نماز جمعه ، هنگام نزول باران و جارى شدن اشك و ....

آیا مشكلات ما واقعاً مشكل است یا خیال مى‏ كنیم كه مشكل است ؟ بسیارى مشكلات ، لازمه نظام طبیعت است و رفع آن ، به معناى به هم زدن نظام عالم. همچون فقیرى كه سقف خانه ‏اش خراب است و باران كه مى‏ آید ، سقفش چكّه مى‏ كند . براى رفع مشكل او ، یا باید خداوند باران نفرستد یا بر بام خانه او باران نبارد و یا آب باران در پشت‏بام خانه ‏اش نفوذ نكند و یا ... كه هر كدام از اینها به معناى نادیده گرفتن قوانین حاكم بر طبیعت است .

پرسش هاى مهم ، پاسخ هاى كوتاه(تمثیلات) صفحة 112




طبقه بندی: پرسش و پاسخ های اعتقادی ،
برچسب ها: چرا خداوند گاهى دعاى ما را مستجاب نمى‏ كند،

تاریخ : دوشنبه 20 مهر 1394 | 05:00 بعد از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

آیا هر ایمانى ارزش دارد؟

قرآن از كسانى كه به هنگام خطر یاد خدا مى ‏كنند ولى همین كه نجات یافتند او را فراموش مى‏ كنند، به شدّت انتقاد كرده و مى ‏فرماید : «اذا رَكِبوا فى الفُلك دَعَوا اللّه»  گروهى به هنگام غرق شدن خدا را مى ‏خوانند ، امّا چون نجات مى ‏یابند ، خدا را فراموش مى ‏كنند .

اصولًا ایمان لحظه‏ اى ارزشى ندارد ، فرعون نیز هنگامى كه دید در دریا غرق مى ‏شود ، ایمان آورد و گفت : «آمنتُ» كه این گفتار دیگر ارزشى نداشت . خداوند فرمود : «الان و قد عصیتَ»  اكنون دیگر توبه و ایمان سودى ندارد .

در قرآن از ایمانى ستایش شده كه همراه با پایدارى و استقامت باشد . «قالوا ربّنا اللّه ثمّ استَقاموا»

در زندگى نیز تنها ازدواج مهم نیست ، همسردارى مهم است . زایمان مهم نیست ، تربیت فرزند مهم است .

پرسش هاى مهم ، پاسخ هاى كوتاه(تمثیلات) صفحة 111




طبقه بندی: پرسش و پاسخ های اعتقادی ،
برچسب ها: آیا هر ایمانى ارزش دارد؟،

تاریخ : دوشنبه 20 مهر 1394 | 12:19 بعد از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

با كسانى كه در برابر حقّ دیر تصمیم مى ‏گیرند ، چه برخوردى داشته باشیم ؟

نه از استقبال مردم هیجانى شویم كه درختانى كه زود گل مى‏ كنند سرما مى ‏خورند و نه از كسانى كه دیر تصمیم مى ‏گیرند مأیوس شویم كه ایمان باید بر اساس فكر و انتخاب احسن باشد.

قرآن درباره اولى الالباب مى‏ فرماید: «یتفّكرون فى خَلق السموات والارض ربّنا ما خَلقتَ هذا باطلا» اول در آفرینش آسمان‏ها و زمین فكر مى ‏كنند سپس مى‏ گویند :

پروردگارا! این هستى را بیهوده نیافریدى .

قرآن بندگان خدا را كسانى مى ‏داند كه سخن را گوش دهند و از بهترین سخن پیروى كنند . «الّذین یستمعون القول فیتّبعون احسنه» بنابراین تصمیمات عجولانه چندان ارزشى ندارد .

شخصى به نام صفوان از پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله درخواست كرد تا دو ماه فرصت فكر به او داده شود. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: سه، چهار ماه به تو فرصت مى ‏دهم .

البتّه اگر مسئله روشن باشد ، انسان نباید طفره برود .

مجرمان در قیامت به دوستان بهشتى خود مى ‏گویند : مگر در دنیا ما با شما نبودیم ؟! پس در اینجا نگاه لطفى به ما داشته باشید تا از خود شما بهره گیریم . دوستان بهشتى مى‏ گویند : در دنیا ما با شما با هم بودیم، ولى شما بى‏ دلیل طفره مى‏ رفتید . «و لكنّكم فتنتم أنفسكم و تربّصتم»  بنابراین آنگاه كه مسئله روشن است باید عجله كرد .

چنانكه قرآن براى عجله و سرعت و سبقت در بعضى كارها مى‏ فرماید : «سارعوا»، «سابقوا»، «فاستبقوا» و آنگاه كه مسئله روشن نیست و به بررسى و تحقیق نیاز دارد باید بیشتر بررسى شود .

پرسش هاى مهم ، پاسخ هاى كوتاه(تمثیلات) صفحة 110




طبقه بندی: پرسش و پاسخ های اعتقادی ،
برچسب ها: برخورد با كسانى كه در برابر حقّ دیر تصمیم مى ‏گیرند،

تاریخ : دوشنبه 20 مهر 1394 | 09:16 قبل از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

رابطه مؤمنان با یكدیگر باید چگونه باشد؟

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمودند : «المؤمن مرآة المؤمن» مؤمن ، آئینه مؤمن است . این تشبیه بسیار زیبا ، مى ‏تواند نكات بسیارى را در بر داشته باشد كه به برخى موارد اشاره مى ‏كنیم :

1- مثل آئینه باشیم ، هم زیبایى دیگران را ببینیم و هم نقاط ضعف آنان را . مثل مگسى نباشیم كه فقط روى زخم و جراحت مى ‏نشیند .

2- مثل آئینه باشیم ، نه مثل ذرّه بین . عیب مردم را بزرگ‏تر از آنچه هست نبینیم .

3- مثل آئینه باشیم ، نه مثل شانه . آینه روبرو معایب را مى ‏گوید ولى شانه پشت سر رفته و در میان موها مى‏ گوید.

4- آئینه ، مراعات مقام و شخصیّت افراد را نمى ‏كند و گرفتار تهدید و تطمیع نمى ‏شود .

5- آئینه زمانى مى ‏تواند كارائى داشته باشد كه غبار نگرفته و صاف و صیقلى باشد . انسان نیز زمانى مى‏ تواند انتقاد سازنده داشته باشد كه خودش معیوب نباشد.

6- شكستن آئینه به خاطر آنكه عیب ما را نشان مى‏ دهد خطاست ، آزردن كسانى كه انتقاد مى ‏كنند نیز نارواست .

7- اگر آئینه را بشكنند ، قطعات آن هم عیب ما را نشان مى ‏دهد . مؤمن را نیز اگر اذیّت كنند ، باز دست از كارش برنمى ‏دارد .

8- آئینه به خاطر صیقلى بودن عیب ما را مى‏ گوید . مؤمن نیز بر اساس صفا و صداقت باید عیب برادر دینى خود را بگوید نه بر اساس كینه و انتقام .

9- آئینه عیب ما را در خود نگاه نمى ‏دارد ، همین كه از برابر آن كنار برویم ، عیب ما از صفحه آن پاك مى‏ شود . مؤمن نیز باید روبرو عیب را تذكر دهد و چون از او جدا شدیم ، عیب ما را در دل خود نگاه ندارد.

10- كسى عیب خود را مى‏ فهمد كه بخواهد بفهمد وگرنه ممكن است انسان به آئینه نگاه سطحى بكند ، ولى به فكر بررسى نواقص خود نباشد.

پرسش هاى مهم ، پاسخ هاى كوتاه(تمثیلات) صفحة 109




طبقه بندی: پرسش و پاسخ های اعتقادی ،
برچسب ها: اعتقادی ( رابطه مؤمنان با یكدیگر )،

تاریخ : یکشنبه 19 مهر 1394 | 07:00 بعد از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

از نظر قرآن ، چه كسى منافق است؟

مردم چهار دسته هستند :

1- گروهى هم ایمان دارند و هم عمل صالح انجام‏ مى‏ دهند كه این گروه مؤمن هستند .

2- گروهى نه ایمان دارند و نه عملشان صالح است كه این گروه كافرند .

3- گروهى ایمان دارند ، ولى عملشان صالح نیست كه این گروه فاسقند .

4 - گروهى كه ایمان ندارند ، ولى اعمالشان به ظاهر صحیح است كه این گروه منافقند . البتّه نفاق درجات و مراحلى دارد، دروغ نوعى نفاق است ، چاپلوسى نوعى نفاق است، حتى دعوت از كسى كه قلباً تمایل به آمدن او ندارید ، نوعى نفاق است .

پرسش هاى مهم ، پاسخ هاى كوتاه(تمثیلات) صفحة 108




طبقه بندی: پرسش و پاسخ های اعتقادی ،
برچسب ها: منافق کیست ؟،

تاریخ : یکشنبه 19 مهر 1394 | 01:00 بعد از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

چه كارى مورد قبول خداوند واقع مى‏ شود؟

كارى كه هم هدفش درست باشد و هم شیوه و وسیله آن . بعضى هدف صحیحى دارند ولى راهى را كه براى رسیدن به آن هدف طى مى ‏كنند ، صحیح نیست .

مثل كسى كه با وسیله و مَركب دزدى به حج مى ‏رود . یا با زغال سیاه به دیوارهاى سفید و زیبا مى ‏نویسد : نظافت را مراعات كنید .

گاهى وسیله صحیح است ، ولى هدف فاسد است ، نظیر گروه خوارج كه در برابر حضرت على علیه السلام به مخالفت برخاستند و شعار مى‏ دادند : «لا حُكمِ الّا لِلّه‏» یعنى فقط فرمان خدا و كتاب خدا . حضرت فرمود : «كلمة حقّ یُراد بها الباطل» این سخنى خوب و كلمه حقّى است ، امّا هدف این گروه از آن جمله ، باطل و مخالفت با حقّ است .

چنانكه لشكر معاویه نیز در جنگ صفین قرآن‏ ها را بر سر نیزه كردند تا بگویند ما تابع قرآنیم ، ولى در عمل با قرآن ناطق كه حضرت على علیه السلام باشد مخالفت و مبارزه كردند .

ما نیز كه در شب‏هاى قدر قرآن را بر سر مى ‏گذاریم ، باید رفتارمان مخالف قرآن نباشد . بر سر گرفتن قرآن نشان پناهندگى به آن و تسلیم بودن در برابر آن است وگرنه آیاتى راكه مى‏ گویند : ربا حرام است ، اگر بر سر نهیم ولى شكم ما پر از اموال ربوى باشد ، چه معنایى دارد ؟ اگر بیمار نسخه پزشك را بر سر بگیرد ولى دارویى كه آن نسخه به آن سفارش كرده را مصرف نكند ، چه سودى خواهد برد؟

پرسش هاى مهم ، پاسخ هاى كوتاه(تمثیلات) صفحة 107




طبقه بندی: پرسش و پاسخ های اعتقادی ،
برچسب ها: اعتقادی ( چه كارى مورد قبول خداوند است )،

تاریخ : یکشنبه 19 مهر 1394 | 09:00 قبل از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

بهترین عمل ، كدام عمل است؟

بهترین عمل آن است كه مورد قبول خدا واقع شود ، هر كارى كه باشد ؛ كوچك یا بزرگ . نوع كار مهم‏ نیست ، قبولى آن مهم است .

هنگامى كه حضرت ابراهیم علیه السلام پایه‏هاى كعبه را با همكارى فرزندش اسماعیل بالا برد ، دعا كرد و گفت:

«ربّنا تَقَبّل مِنّا» خدایا! از ما بپذیر .

با آنكه محل كار ، مكّه ، نوع كار ساختن كعبه ، بنّاى آن پیامبر اولوا العزمى همچون حضرت ابراهیم و كارگرش پیامبر دیگرى به نام اسماعیل ، هدف آن ، مركز عبادت براى نسل بشر ، طواف‏گاه انبیا ، فرودگاه جبرئیل و زادگاه حضرت على علیه السلام است ، با همه این ارزشها ، مهم آن است كه خداوند قبول كند و لذا فرمود : «ربّنا تَقَبّل منّا»

آرى ، ساختن كعبه هم اگر مورد قبول خدا واقع نشود ، ارزشى ندارد .

پرسش هاى مهم ، پاسخ هاى كوتاه(تمثیلات) صفحة 105




طبقه بندی: پرسش و پاسخ های اعتقادی ،
برچسب ها: اعتقادی ( بهترین عمل )،

تاریخ : شنبه 18 مهر 1394 | 09:17 بعد از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

آخرین سخن ما با كسى كه دین را نمى ‏پذیرد، چیست؟

برخى رانندگان ، وسائلى را كه احتمال مى ‏دهند در جاده مورد نیازشان باشد همراه خود برمى ‏دارند ، (از قبیل زنجیر چرخ ، جك، چرخ اضافه ، چراغ سیار) و بعضى بى ‏خیال به جاده مى ‏روند ، چیزى با خود برنمى ‏دارند . به هر حال ، یا نیازى به این وسائل پیش مى‏ آید و یا پیش نمى‏ آید . اگر نیازى نبود ، راننده‏ اى كه آنها را برداشته ، ضررى نكرده فقط چند كیلو بار اضافه حمل كرده است ولى اگر به آن وسائل نیاز شد ، كسى كه آنها را برنداشته در وسط جاده چه خواهد كرد؟

آرى ، شرط عقل آن است كه انسان نسبت به حوادث احتمالى ، پیش‏بینى لازم را بكند . بعد از این مثال به سراغ دین مى‏ رویم ؛

پیامبران از حساب و كتاب پس از مرگ در قیامت خبرهایى داده و دستوراتى داده‏ اند . گروهى پذیرفته و گروهى منكر شده‏ اند . كسانى كه پذیرفته ‏اند در شبانه ‏روز چند دقیقه ‏اى با خدا گفتگو كرده و نماز مى ‏خوانند . در سال چند روزى غذاى ظهر را تا به غروب تأخیر انداخته و از انجام برخى كارها دورى كرده ‏اند . بر فرض كه حساب و كتابى در كار نباشد ، چه ضررى كرده ‏اند و چه چیزى را از دست داده‏ اند؟ ولى كسانى كه به نداى انبیا گوش ندادند ، اگر با حساب دقیق خداوند برخورد كنند و دستشان خالى باشد ، چه خواهند كرد؟

آرى ، عاقل كسى است كه حتى اگر یقین به قیامت ندارد به خاطر حساب و كتاب ، خود را آماده كند و هشدارهاى انبیا را جدى بگیرد .

هنگامى كه فرعون تصمیم گرفت موسى علیه السلام را بكشد ، یكى از اطرافیان فرعون كه ایمان خود را كتمان كرده بود گفت : آیا كسى را كه مى‏ گوید پروردگار من اللّه است و دلائل روشنى براى شما آورده، مى‏ كشید؟ اگر دروغ بگوید به ضرر خودش خواهد بود (و كارى به حكومت شما ندارد) ولى اگر راست بگوید ، آن قهر و عذابى را كه به منكران وعده مى‏ دهد به شما خواهد رسید . «ان یك كاذباً فعلیه كِذبُه و ان یَكُ صادقاً یُصِبكم بَعض الّذى یَعِدكم»

پرسش هاى مهم ، پاسخ هاى كوتاه(تمثیلات) صفحة 103




طبقه بندی: پرسش و پاسخ های اعتقادی ،
برچسب ها: اعتقادی (سخن ما با كسى كه دین را نمى ‏پذیرد )،

تاریخ : شنبه 18 مهر 1394 | 03:14 بعد از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

آیا اطّلاع رسانى در همه جا لازم است؟ آیا دانستن همه چیز براى همه كس لازم است؟

بعضى از چیزها را اگر ندانیم بهتر است . قرآن مى‏ فرماید : «لا تسئلوا عن أشیاء ان تُبدَ لكم تَسُؤكم» ازچیزهایى كه اگر براى شما آشكار شود شما را ناراحت مى ‏كند ، سؤال نكنید .

اگر مسئولین سیلوها و انبارهاى غلّه به مردم اعلام كنند كه فقط تا چند وقت دیگر گندم داریم ، همه مردم از همین الان ناراحت مى‏ شوند و در تهیّه نان نزاع‏ها شروع مى ‏شود . در اینجا باید مسئولین به جاى اطلاع رسانى به فكر چاره و خرید گندم باشند ، نه آنكه مردم را در جریان بگذارند . آرى، هر دانستنى و هر اطلاع‏ رسانى مفید نیست .

قرآن دانش ‏ها را سه نوع مى ‏داند :

الف) علمى كه مفید است . حضرت موسى علیه السلام به خضر گفت : آیا به من اجازه مى‏ دهى كه در سفر دنبال شما باشم تا از علمى كه به تو داده شده فرا گیرم و رشد كنم ؟! «هل أتّبعك على‏ أن تُعلّمن ممّا عُملّتَ رُشداً»

ب) علمى كه ضرر دارد . «و یَتعلّمون ما یَضُرّهم و لا یَنفعُهم»  گروهى به سراغ علم سحر و جادو و یا دانشى مى‏ رفتند كه میان همسران را با فتنه ‏انگیزى به هم زنند .

ج) علمى كه نه مفید است و نه مضرّ است . نظیر دانستن تعداد نفرات اصحاب كهف كه آیا آنها سه نفر بودند یا چهار نفر یا كمتر و بیشتر . «ثلاثة رابِعُهم كَلبُهم و یَقولون خَمسةٌ سادسُهم كلبهم»

تعداد نفرات اصحاب كهف مهم نیست ، آنچه مهم است‏ آن است كه چگونه یك اقلّیت جوانمرد در جامعه پر از فساد، دین خود را حفظ كردند و براى حفظ عقیده و ایمان خود، از محیط گناه و شرك هجرت كرده و غارنشینى را بر شهرنشینى ترجیح دادند.

پرسش هاى مهم ، پاسخ هاى كوتاه(تمثیلات) صفحة 102




طبقه بندی: پرسش و پاسخ های اعتقادی ،
برچسب ها: اعتقادی ( آیا اطّلاع رسانى در همه جا لازم است )،

تاریخ : شنبه 18 مهر 1394 | 01:10 قبل از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

تعداد کل صفحات : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • paper | خرید بک لینک | فروش بک لینک