آداب و سنن ( فضیلت یاقوت وزبرجد و زمرد )

در فضیلت یاقوت وزبرجد و زمرد 

در حدیث معتبر از حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام منقولستكه انگشتر یاقوت در دست كنید كه پریشانى را زایل میكند .

از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مرویتسكه سنتست انگشتر یاقوت در دست داشتن .

از حضرت امام موسى صلوات الله علیه منقولستكه انگشتر زمرد در دست كردن موجب آسانى است كه در آن هیچ دشوارى نباشد .

در حدیث دیگر از حضرت امام رضا علیه السلام بهمین لفظ وارد شده است اما بلفظ زبرجد وفرمود كه انگشتر زمرد در دست داشتن فقر را بتوانگرى بدل میكند و فرمود كه هر كه انگشترى یاقوت زرد دردست كند فقیر نشود .

حلیه المتقین صفحة 42





موضوع: آداب و سنن، برچسب ها: آداب و سنن،
[ سه شنبه 14 مرداد 1393 ] [ 11:37 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

آداب و سنن ( فضیلت عقیق)

در فضیلت عقیق 

منقولست كه حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام چهار انگشتر در دست میكردند انگشتر یاقوت براى شرافت و زینتش و فیروزه براى نصرت و یاریش و حدید صینى براى قوتش و عقیق براى حرز و دفع دشمنان وبلاها. و در حدیث صحیح از حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام مرویستكه عقیق فقر و درویشى را برطرف میكند و در دست كردن عقیق نفاق را زایل میكند .

در حدیث صحیح دیگر از آنحضرت منقولستكه هر كه قرعه بانگشتر عقیق بزند بهره او تمامتر بیرون می آید .

در حدیث معتبر از حضرت امام جعفر علیه السلام منقولستكه انگشتر عقیق در دست كنید كه مبارك است و هر كه انگشتر عقیق داشته باشد امید هست كه عاقبتش مقرون بخیر ونیكى باشد .

از ربیعة الراوى منقولستكه در دست حضرت امام زین العابدین علیه السلام انگشتر عقیق دید پرسید كه این چه نگین است ؟ فرمود كه این عقیق رومى است .

حضرت رسول فرمود كه هركه انگشتر عقیق در دست داشته باشد حاجتش برآورده است .

از حضرت صادق علیه السلام منقولستكه انگشتر عقیق مورث ایمنى است در سفر .

در حدیث دیگر از آنحضرت منقولستكه هر كه انگشترى بگیرد كه نگینش عقیق باشد پریشان نشود و عاقبت كارش البته نیكوباشد .

در حدیث دیگر وارد شده است كه حاكمى پى شخصى فرستاده بود بسبب جرمى ، حضرت صادق علیه السلام فرمود كه انگشتر عقیق باو برسانید چنان كردند مكروهى باو نرسید .

در حدیث دیگر منقولستكه شخصى بنزد حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم آمد و شكایت كرد كه دزد در راه بمن رسید واموال مرا برد حضرت فرمود كه چرا انگشتر عقیق در دست نداشتى كه آن از هر بدى نگاه میدارد آدمى را .

بسند معتبر دیگر از آنحضرت منقول است كه انگشتر عقیق در دست كنید مادام كه آدمى آن انگشتر را با خود دارد اندوهى باو نمیرسد .

در حدیث معتبر دیگر فرمود كه انگشتر عقیق با خود دارید كه آن اول كوهیست كه اقرار كرده است از براى خدابیگانگى و از براى من بپیغمبرى وازبراى تو یا على بامامت .

در حدیث معتبر از بشیر دهان منقول است كه عرض كردم كدام یك از نگینها برانگشت خود بنشانم فرمود كه چرا غافلى از عقیق سرخ و عقیق زرد و عقیق سفید كه اینها سه كوهند در بهشت اما كوه عقیق سرخ پس و عقیق زرد و عقیق سفید كه اینها سه كوهند در بهشت اما كوه عقیق سرخ پس مشرفست برخانه رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله وسلّم واما كوه عقیق زرد پس مشرفست برخانه حضرت فاطمه علیهم السلام و اماكوه عقیق سفید پس مشرف است بر خانه حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام و همه آنها یك خانه است و از زیر هر كوهى نهرى جاریست از برف سردتر و ازشیر سفیدتر و نمیخورد از آن نهرها مگر آل محمد صلّى اللّه علیه وآله وسلّم وشیعیان ایشان و هرسه نهر از كوثر میآید و بیكجا میریزد و این سه كوه تسبیح و تقدیس و تمجید الهى میكنند و از براى محبان آل محمد طلب آمرزش میكنند پس هر كه از شیعیان آل محمد یكى از این عقیقها را در دست داشته باشد نبیند مگر خیر ونیكى و فراخى روزى و سلامتى از جمیع بلاها وامان یابد از شرپادشاه ظالم واز هر چه آدمى از آن میترسد و حذر مینماید .

در حدیث دیگر منقولست كه شخصى را از برابر حضرت امام محمد باقر علیه السلام گذارنیدند تازیانه بسیار براو زده بودند حضرت فرمود انگشتر عقیق او كجاست اگر با او میبود تازیانه نمیخورد.و روایت دیگر از حضرت صادق علیه السلام منقولستكه دستى بسوى آسمان بلند نمیشود كه خدا دوستتر دارد از دستى كه در آن انگشتر عقیق بوده باشد .

در حدیث معتبر از حضرت امام حسن علیه السلام منقولستكه چون حضرت موسى علیه السلام بر كوه طور با حق تعالى مناجات كرد و برزمین نظر كرد حق تعالى از نور روى او عقیق را آفرید پس فرمود كه قسم خوردم بذات مقدس خود كه عذاب نكنم بآتش جهنم دستى را كه انگشتر عقیق در آن باشد اگر ولایت على بن ابى طالب علیه السلام داشته باشد .

در حدیث دیگر منقولستكه جبرئیل نازل شد بر حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم و گفت یا محمد پروردگاره سلامت میرساند و میگوید انگشتر را بدست راست بكن و نگینش را از عقیق بكن وبگو بعلى بن ابیطالب علیه السلام پسر عمت كه انگشتر را بدست راست بكند و نگینش را عقیق بكند حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام پرسید كه یا رسول اللّه عقیق كدام است فرمود كه كوهى است دریمن كه براى خدا اقرار كرده است به یگانگى وبراى من به پیغمبرى و براى تو واولاد تو بامامت و براى شیعیان تو ببهشت و براى دشمنان تو بجهنم .

از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقولستكه نماز كسیكه انگشتر عقیق در دست داشته باشد برنماز جماعتى كه غیر عقیق در دست داشته باشند بچهل درجه زیادتى دارد .

سلیمان اعمش روایت كند كه در خدمت حضرت امام جعفرصادق علیه السلام بودم در خانه منصور عباسى پس شخصى را بیرون آوردند كه تازیانه خورده بود حضرت فرمود كه اى سلیمان ببین كه انگشترش چه نگین دارد گفتم یابن رسول اللّه عقیق نیست فرمود كه اى سلیمان اگر عقیق بود تازیانه اش نمیزدند او را گفتم یابن رسول اللّه دیگر بفرما فرمود كه اى سلیمان انگشتر عقیق امان میبخشد از دست بریدن گفتم دیگر بفرما فرمود اى سلیمان انگشتر عقیق امان میبخشد از خون گفتم دیگر بفرما فرمود اى سلیمان خداى عزوجل دوست میدارد كه بلند كند بدعا بسوى او دستى را كه در او نگین عقیق باشد گفتم دیگر بفرما فرمود كه عجب دارم از دستى كه در آن نگین عقیق باشد چگونه خالى میماند از دینار و درهم گفتم یابن رسول اللّه دیگر بفرما فرمود كه نگاه دارنده آدمى است از هر بلا گفتم یابن رسول اللّه دیگر بفرما فرمود كه ایمن میگرداند از فقر گفتم یابن رسول اللّه روایت كنم این حدیث را از جدت حسین بن على علیه السلام از پدرش امیرالمؤ منین علیه السلام ؟ فرمود بلى .

در روایت دیگر منقول است كه دو ركعت نماز با انگشتر عقیق بهتر است از هزار ركعت كه با آن نباشد .

حلیه المتقین صفحة 39





موضوع: آداب و سنن، برچسب ها: آداب و سنن،
[ سه شنبه 14 مرداد 1393 ] [ 11:35 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

آداب و سنن ( در بیان آنچه انگشتر از آن سازند )

در بیان آنچه انگشتر از آن سازند

 سنتست كه انگشتر از نقره باشد و مردانرا انگشتر طلا در دست كردن حرام است و انگشتر آهن و برنج و فولاد مردان و زنانرا مكروه است .

چنانچه منقولستكه از حضرت صادق علیه السلام بسند صحیح و حسن كه انگشتر رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله وسلّم از نقره بود .

در چندین حدیث معتبر منقولستكه حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم بحضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقولستكه انگشتر غیر نقره در دست مكنید بدرستیكه رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله وسلّم فرمود كه پاك نیست دستى كه در آن انگشتر آهن باشد .

در حدیث دیگر فرمود كه پاك نكند خدا دستى را كه درآن انگشتر آهن باشد. ودر حدیث معتبر دیگر از حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم منقولستكه نماز نكند مرد در انگشتر آهن ونهى فرمود از انگشتر برنج در دست كردن .

از حضرت صادق علیه السلام منقولستكه انگشتر حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم از نقره بود و نگین نداشت و برآن نقش كرده بودند محمد رسول اللّه .

حلیه المتقین صفحة 38





موضوع: آداب و سنن، برچسب ها: آداب و سنن،
[ سه شنبه 14 مرداد 1393 ] [ 11:34 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

آداب و سنن ( فضیلت انگشتر بدست كردن )

در فضیلت انگشتر بدست كردن و آداب آن 

مؤ كد است مردان و زنانرا انگشتر در دست راست كردن در بعضى احادیث تجویز فرموده اند كه در دست چپ بكنند اما اگر نقش شریفى یا نگین شریفى داشته باشد باید كه در قت استنجا بیرون آورد .

در حدیث صحیح از حضرت امام رضا علیه السلام منقولستكه اگر خواهى انگشتر را بدست راست كن و اگر خواهى بدست چپ .

بسند معتبر از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم انگشتر را بدست راست میكردند .

از حضرت امام محمد باقر علیه السلام منقولستكه حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم در دست راست میكردند انگشتر را .

از سلمان فارسى رضى اللّه عنه مرویستكه حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم بحضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود كه یا على انگشتر در دست راست بكن تا از مقربان باشى . عرضكرد كه یا رسول اللّه كدامند مقربان فرمود كه جبرئیل و میكائیل پرسیدند كه چه انگشتر در دست كنم فرمود كه عقیق سرخ بدرستیكه آن اقرا كرده است براى خدا بیگانگى و براى من پیغمبرى و براى تو یا على بآنكه وصى منى و براى فرزندان تو بامامت و براى دوستان تو ببهشت و براى شیعیان فرزندان تو بجنت الفردوس .

 در حدیث معتبر منقولستكه از حضرت امام موسى علیه السلام سؤ ال كردند كه بچه علت حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام انگشتر در دست راست میكردند فرمود زیرا كه آنحضرت پیشواى اصحاب یمین استكه در قیامت نامه هایشانرابدست راست میدهند و حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم در دست راست میكردند انگشتر را واین علامتى است براى شیعیان ما كه باین علامت ایشانرا مى شناسند و به محافظت كردن در وقت فضلیت نمازهاى پنجگانه و بدادن زكوة و بقسمت كردن مال خود با برادران مؤ من خود و امربنیكى هاكردن و نهى از بدیها كردن .

از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقولستكه حضرت جبرئیل بحضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم گفت هر كه انگشتر در دست راست كند و غرضش سنت و متابعت توباشد و ببینم او را كه در قیامت متحیر مانده است دستش بگیرم و بتو و بحضرت امیرالمؤ منین برسانم . و از حضرت صادق منقولستكه از سنت پیغمبران است انگشتر در دست راست كردن .

 حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود كه هر كه انگشترى در دست چپ داشته باشد كه نام خدا درآن باشد در وقت استنجا بدر آورد و در دست دیگر كند .

از حضرت صادق علیه السلام منقول استكه حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله و سلّم نهى فرمود از انگشتر كردن در انگشت شهادت و انگشت میان .

از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه انگشتر را ببند پائین انگشت برسانید .

در روایتى وارد شده است كه انگشتر بسر انگشتان كردن عمل قوم لوط است .

در فقه الرضا علیه السلام مذكور است كه در وقت انگشتر در دست كردن بگو:اَلّلهُمَّ سُمْنى بِسیماءِ اْلایمانِ وَاخْتمْ لى بِخَیْرٍ وَاجْعَلْ عاقِبَتى اِلى خَیْرِ اِنّكَ اَنْتَ الْعَزیزُ اْلاَكْرَمُ و ابن طاوس علیه الرحمه روایتكرده است كه ایندعا بخواند اَلّلهُمَّ سُومِنى بسیماءِ الاِیْمانِ وَ تَوِّجنى بِتاجِ الْكَرامَةِ وَقَلِّدْنى حَبْلَ اْلاِسلا مِ وَلا تَخْلَعْ رِبْقَةَ اْلایم انِ مِنْ عُنُقىِ .

حلیه المتقین صفحة 37





موضوع: آداب و سنن، برچسب ها: آداب و سنن،
[ سه شنبه 14 مرداد 1393 ] [ 11:32 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

آداب و سنن ( در آداب پوشیدن نعل و موزه و كفش)

در آداب پوشیدن نعل و موزه و كفش

بسندهاى معتبر از حضرت امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیه السلام منقولست كه چون نعل بپوشى ابتدا بپاى راست بكن و در وقت كندن ابتدا بپاى چپ كن و فرمودند كه هر كه بایكتاى كفش براه رود یعنى یكپا دركفش و دیگرى برهنه شیطان براو دست یابد و دیوانه شود .

از عبدالرحمن بن كثیر منقولست كه گفت در خدمت حضرت صادق علیه السلام براهى میرفتم بند نعل آنحضرت گسیخت من بند دیگر از آستین خود بدر آوردم و نعل را باصلاح آوردم و حضرت دست بردوش من انداخته بودند پس فرمودند هر كه نعل مؤ منى را بردارد براى اصلاح آن چون در قیامت از قبر بیرون آید حقتعالى او را برناقه گرم روى سوار كند تا در بهشت را بكوبد .

از یعقوب سراج منقولست كه براهى در خدمت آنحضرت مى رفتم بند نعل آنحضرت پاره شد حضرت پاى پیاده روان شدند عبداللّه بن ابى یعفور بند نعل خود را گشود و بنزد آنحضرت آورد قبول نفرمود و گفت صاحب مصیبت اولى است كه برآن صبر نماید .

عبدالرحمن بن ابیعبداللّه روایت كرده استكه در خدمت آنحضرت بدیدن شخصى رفتم چون داخل شدند نعل را از پا بیرون آوردند و فرمودند كه نعلها را بیرون آورید كه كندن نعل راحت قدم است .

منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم نهى فرمود از راه رفتن با یكتاى نعل و از ایستاده پوشیدن نعل دور نیست كه كراهت ایستاده پوشیدن مخصوص نعلى باشد كه بندهایش را میباید بست .

در حدیث دیگر از آنحضرت منقولست كه سه چیز است هر كه كند بیم آن هست كه دیوانه شود: غایط كردن در میان قبرها و با یكتاى موزه راه رفتن و در خانه تنها خوابیدن .

از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مقولستكه مداومت بر پوشیدن موزه امان مى دهد از خوره .

در فقه الرضا مذكور است كه چون خواهى موزن یا كفش بپوشى ابتداى بپاى راست كن و بگو: بِسْمِ اللّه وَبِاللّهِ وَ الْحَمْدُلِلّهِ اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَلّل هُمَّ وَطّىْ ء قَدَمى فى الدُنیا وَاْلا خِرَةِ وَ ثَبّتْهُما عَلَى الاَیمانِ وَلا تُزَلْزِلْهُما یَوْمَ زِلْزِلَةِ اْلاَ قَدام اَلّلهُمَّ وَقِنِى مِند جَمیع اْلافاتِ وَالْعاهاتِ وَمِنَ اْلاَذى و چون خواهى بكنى بگو: اَلّلهُمَّ فَرِّجْ عَنى كُلَ غَمٍّ وَهَمّ وَلا تَنْزَعْ عَنّى حُلَّةَ الاْیمان .

 در مكارم الاخلاق از كتاب نجات نقل نموده كه موزه و نعل را نشسته بپوش و در قت پوشیدن بگو:بِسْمِ اللّهِ اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَ وَطِّىْء قَدَمَىَّ فى الدُّنْیا وَاْلاخِرَةِ وَ ثَبّتْهُما عَلى الصِّراطِ یَوْمَ تَزِّلُ فیه اْلاَقدامِ و در وقت كندن ایستاده بكن و بگو:بِسْمِ اللّهِ اَلْحَمْدُلِلّهِ الّذى رَزَقَنى ما اَقى بِهِ قَدَمَىَّ مِنَ اْلاَذى اَلّلهُمَّ ثَبِّتْهُما عَلى صِرطِكَ وَلا تَزِلْهُما عَنْ صِراطِكَ السَوِىّ .

حلیه المتقین صفحة 33





موضوع: آداب و سنن، برچسب ها: آداب و سنن،
[ پنجشنبه 9 مرداد 1393 ] [ 11:25 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

آداب و سنن (در رنگ نعلین و موزه و كفش و چگونگى آنها )

در رنگ نعلین و موزه و كفش و چگونگى آنها

بهترین رنگها در نعل و كفش رنگ زرد است و بعد از آن سفید و بهتربن رنگها در موزه و چكمه سیاه است و در سفر سرخ خوبست و در حضر كراهت دارد و در نعل سنت استكه پیش و عقبش بلند باشد و میانش تهى باشد و همه اش برزمین نچسبد و غیراین مكروه است و ظاهرا كه كفش نیز این حكم دارد كه كفش سر پائى مكروه باشد .

بسند معتبر از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقولست كه كفش نیكوپوشیدن بدنرا از بلاها نگاه میدارد و معین است بر تمامى نماز و وضو .

در حدیث دیگر فرمود كه هر كه خواهد عمرش دراز باشد چاشت را بامداد بخورد و كفش نیكو بپوشد و ردا و بالاپوش را سبك كند و با زنان بسیار جماع نكند .

حضرت صادق علیه السلام فرمود اول كسیكه نعلین پوشید حضرت ابراهیم علیه السلام بود.
در حدیث معتبر از آنحضرت منقولست كه نعل هموار پوشیدن كه همه اش بر زمین رسد پوشش یهودان است و بر مذمت این قسم احادیث بسیار وارد شده است .  

در احادیث معتبره وارد شده استكه نعل سیاه مپوش كه چشم را ضعیف میكند و ذكر را سست میكند و مورث اندوه و غم است و بر تو باد بنعل زرد كه چشم را جلا میدهد و ذكر را سخت میكند و غم را برطرف میكند و پوشش پیغمبران است .

در حدیث دیگر وارد شده است كه پوشیدن نعل سیاه موجب خیلا وتكبراست و هر كه بپوشد در روز قیامت باجباران محشور شود .

از حضرت امام محمد باقر علیه السلام منقولست كه هر كه نعل زرد بپوشد تا آنرا پوشیده باشد در شادى و سرور باشد زیرا كه حق تعالى در وصف بقره بنى اسرائیل میفرماید كه صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُّرُالْنّاظِرینَ یعنى زرد بسیار زردى كه شاد گردانند نظر كنند گانرا .

بسند معتبر از سدیر صراف منقولست كه بخدمت امام جعفر صادق علیه السلام رفتم و نعل سفید پوشیده بودم فرمود كه آیا دانسته این نعل را پوشیده پس فرمود هر كه داخل بازار شود ونعل سفیدى بخرد كهنه نكند آنرا مگر آنكه كسب كند مالى را از جائى كه گمان نداشته باشد راوى گوید كه سدیر مرا خبر داد كه هنوز آن نعل كهنه نشده بود كه صد اشرفى از جائى بدستم آمد كه گمان نداشتم .

 در حدیث دیگر وارد است كه هر كه نعل زرد یا سفید بپوشد او را مال و فرزندان بهم رسد و هر كه نعل سیاه بپوشد هیچیك را نیاید .

در حدیث معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقولست كه موزه پوشیدن نور چشم را زیاد میكند .

در روایت دیگر فرمود كه مداومت پوشیدن موزه امان میدهد از مرض سل و از مرگ بدو داد.
درفى روایت میكند كه حضرت امام جعفر صادق علیه السلام را دیدم در سفر موزه سرخ پوشیده بودند پرسیدم كه این موزه سرخ چیست فرمود كه این را از براى سفر گرفته ام و براى گل وباران خوبست اما در حضر هیچ رنگ بهتر از سیاه نیست .

حلیه المتقین صفحة 32





موضوع: آداب و سنن، برچسب ها: آداب و سنن،
[ پنجشنبه 9 مرداد 1393 ] [ 11:24 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

آداب و سنن ( در سایر آداب جامه پوشیدن و كندن)

در سایر آداب جامه پوشیدن و كندن 

از حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم منقولست كه نهى فرمود از عریان شدن در شب و روز از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقولست كه هرگاه مرد عریان شود شیطان بسوى او نظر میكند و طمع میكند در آنكه او را به معصیت در آورد. و فرمود سزاوار نیست مرد را كه جامه خود را از ران خود دور كند وقتیكه در میان جماعتى نشسته باشد و فرمود كه چون جامه را از بدن بیرون آورید بسم اللّه بگوئید تا جنیان نپوشند و اگر نگوئید جنیان آنجامه را میپوشند تا صبح .  

از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه سزاوار نیست زن مسلمانرا كه روپاك یا پیراهنى بپوشد كه ته نمایان باشد .

از حضرت امام محمدباقر علیه السلام منقولست كه عرض مقنعه حضرت فاطمه علیه السلام آنقدر بود كه تا نصف بازوى آنحضرت میرسید وهمه زنان را باید كه چنین كنند .

از حضرت صادق علیه السلام بسند معتبر منقول است كه ادناى اسراف آنست كه جامه اندرون وبیرون یكى باشد .

در حدیث دیگر منقولست كه اسحق بن عمار از آنحضرت پرسید كه میتواند بود مؤ من ده پیراهن داشته باشد فرمود بلى گفت كه بیست پیرهن فرمود بلى این اسراف نیست اسراف آنست كه جامه كه باید براى زینت نگاه داشته بعوض جامه كه در وقت دیگر بپوشند بپوشى .

در روایت دیگر از حضرت امام موسى سؤ ال كردند كه كسى ده پیراهن داشته باشد اسراف است فرمودند كه نه بلكه از براى محافظت جامه این بهتر است ، بلكه اسراف آنست كه جامه نگاهداشتنى را در جاهاى كثیف بپوشى .

از حضرت باقر منقول است كه كوتاه كردن جامه راحت جامه است و بیشتر بافى میماند وفرمود كه جامه پاكیزه پوشیدن دشمن را منكوب میكند .

از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقول است كه شستن جامه اندوه و غم را برطرف میكند و موجب قبولى نماز میگردد .

حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم فرمود كه هر كه جامه پوشد باید پاكیزه باشد .

از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقولست كه شش چیز است كه ازاخلاق قوم لوط است كمان گلوله انداختن و سنگریزه انداختن بیكدیگر و قندران خائیدن در راهها و جامه برزمین كشیدن از روى تكبر و بندهاى قبا و پیراهن را گشودن .

بسند معتبر منقول است كه شخصى بخدمت حضرت صادق علیه السلام آمد دید كه گریبان جامه را پنبه كرده اند آنشخصى بتعجب نظر میكرد حضرت فرمود كه چرا چنین نظرمیكنى گفت از پینه جامه تعجب میكنم .

كتابى در پیش حضرت علیه السلام گذاشته بود فرمود بخوان . در آنجا نوشته بود كه ایمان ندارد كسى كه حیا ندارد و مال نیست كسى را كه معیشت باندازه نمى كند و نو نیست كسى را كه جامه كهنه ندارد .

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود كه آنقدر پینه برجامه خود زدم كه شرم كردم از آنكس كه بر آن پینه میزد .

از حضرت صادق علیه السلام منقولست كه هر كه گریبان جامه را پینه زند و كفش را پینه كند و چیزیكه براى خانه خرد بردارد بخانه برد از تكبر ایمن گردد .

حلیه المتقین صفحة 30





موضوع: آداب و سنن، برچسب ها: آداب و سنن،
[ پنجشنبه 9 مرداد 1393 ] [ 11:15 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

آداب و سنن ( در آداب جامه نو بریدن و پوشیدن)

در آداب جامه نو بریدن و پوشیدن 

بسند صحیح از حضرت امام محمد باقر علیه السلام منقول است كه چون كسى جامه نو بپوشد این دعا بخواند: اَللّهُمِّ اجْعَلْهُ ثَوْبَ یُمْنِ وَتُقى وَبَرَكَةَ اللّهُمَّ ارْزُقْنى فیهِ حُسْنَ عِبادَتِكَ وَ عَمَلاً بِطاعَتَكِ وَاَداءَ شُكْرَ نِعْمَتِكَ اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى كَسانى ما اُوارى بِهِ عَوْرَتى وَاَتَجَّمَلُ بِهِ فى النّاسِ وبسند معتبر از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم این دعا را تعلیم مى نمود كه در وقت پوشیدن جامه نو بخوانم :اَلْحَمْدُلِلّهِ الِّذى كَسانى مِنَ الْلّباسِ ما اَتَّجِمَّلُ بِهِ فى النّاسِ اَللّهُمَّ اجْعَلْها ثِیابَ بَرَكَةٍ اَسْعى فیها لِمَرْضاتِكَ وَ اَعْمُر فَیه مَساجِدَكَ پس فرمود یا على هر كه ایندعا بخواند چون جامه را بپوشد آمرزیده شود .

درحدیث دیگر از حضرت موسى بن جعفر منقول است كه سزاوار است كسى كه جامه نو بپوشد دست بر آن بمالد و بگوید:اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى كَسانى ما اُوارى بِهِ عَوْرَتى وَاْتَجَمَّلُ بِهِ فى النّاسِ وَ اَتَزَیَّنُ بِهِ بَیْنَهُمْ.
از حضرت ابیعبداللّه علیه السلام منقول است كه هر كه آبى در ظرف نوى بكند و سى و دو مرتبه سوره انا انزلناه فى لیلة القدر بر آن بخواند و بر جامه نو بپاشد در هنگام پوشیدن پیوسته در فراخى روزى باشد تا تارى از آن جامه باقى باشد .

در حدیث دیگر از آنحضرت مرویست كه چون جامه نو بپوشى بگو لا اِلهَ اِلاّ اللّهُ مُحَّمَدٌرَسوُلُ اللّهِ تا از آفت ها نجات یابى و چیزى را كه دوست دارى بسیار آنرا یاد مكن كه آنرا درهم میشكند و چون به كسى كارى داشته باشى در غایبانه او را دشنام مده كه در دل وا اثر میكند .

بسند معتبر منقول است كه حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام چون جامه میپوشیدند جامه ها را در جانب راست می گذاشتند و چون رخت نو میپوشیدند قدح آبى میطلبیدند و سوره قل هواللّه احد و آیة الكرسى و سوره قل یا ایهاالكافرون هر یك را ده نوبت در آن ظرف مى خواندند و آن آب را بر جامه میپاشیدند و مى فرمودند هر كه چنین كند پیوسته در فراخى روزى باشد مادامكه تارى از آن جامه باقى است .

بسند معتبر از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقول است كه چون خداى تعالى جامه نو به كسى عطا فرماید و بپوشد باید كه وضو بسازد و دو ركعت نماز بگذارد و در هر ركعت سوره حمد و آیة الكرسى و قل هواللّه احد واناانزلناه فى لیلة القدر بخواند پس حمد كند خداوندى را كه عورت او را پوشاند و درمیان مردم او را مزین ساخت و بسیار بگوید لاحَوْلَ وَلاقُوّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ پس اگر چنین كند در آن جامه معصیت خدا نكند و بعدد هر تاریكه در آن جامه است ملكى خدا را بپاكى یاد كند وبراى او استغفار كند وبراو ترحم كند .

بسند معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه هر كه جامه نو ببرد و آبى درظرفى كند و سى وشش مرتبه سوره اناانزلناه فى لیلة القدر بخواند هرگاه كه بآیه تنزل الملائكة برسد اندكى از آب را نرم بجامه بپاشد پس دو ركعت نماز بكند و دعا كند و بگوید اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى رَزَقَنى ما اَتَجَمَّلُ بِهِ فى النّاسِ وَ اُوارى بِهِ عَوْرَتى وَ اُصَلِّى فیهِ لِرَبّى و خدا را شكر كند پیوسته در فراخى نعمت باشد تا آن جامه كهنه شود .

حلیه المتقین صفحة 29





موضوع: آداب و سنن، برچسب ها: آداب و سنن،
[ پنجشنبه 9 مرداد 1393 ] [ 11:10 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

آداب و سنن ( بیان آداب زیرجامه پوشیدن )

بیان آداب زیرجامه پوشیدن

 از حضرت ابى عبداللّه علیه السلام منقول است كه حق تعالى وحى فرمود بحضرت ابراهیم كه زمین بمن شكایت مى كند از دیدن عورت تو، پس میان عورت خود و زمین حجابى قراده ، پس زیر جامه تا زانو بعمل آورد و پوشید .

از جامع بزنطى روایت شده است كه هر كه زیرجامه را ایستاده بپوشد تا سه روز حاجتش برآورده نشود .

در فقه رضوى مذكور است كه زیر جامه را نشسته بپوش و ایستاده مپوش كه مورث هلاك وز رداب و عم والم میشود و در وقت پوشیدن این دعا را بخوان بِسْمِ اللّهِ اَللّهُمَّ اسْتُرْ عَوْرَتى وَلاتَهْتِكْنى فى عَرَصاتِ الْقیامَةِ وَاعْفُ فَرْجى وَلا تَخْلَعْ عَنّى زَینَةَ الاَْیِمانِ.

و در مكارم الاخلاق از كتاب نجات نقل كرده است كه این دعا بخوان اَللّهُمَّ اسْتُرْ عَوْرَتى وَ امنْ رَوْعَتى وَ اعْفُ فَرْجى وَلا تَجْعَلْ لِلشَّیطانِ فى ذلِكَ نَصیبا وَلا لَهُ اِلى ذلِكَ وُصُولاً فَیَضَعُ لِىَ المَكایِدَ وَیُهَّیِجُنى لاِْرتِكابِ الْمَحارِم .

از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقول است كه پیغمبران علیهم السلام پیراهن را پیش از زیر جامه می پوشیدند .

در روایت دیگر وارد شده است كه ایستاده و رو بقبله و روبآدم مپوش .

از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقول است كه زیر جامه را ایستاده پوشیدن مورث اندوه است .

حلیه المتقین صفحة 28





موضوع: آداب و سنن، برچسب ها: آداب و سنن،
[ چهارشنبه 8 مرداد 1393 ] [ 05:20 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

آداب و سنن ( دربیان عمامه بستن )

دربیان عمامه بستن

 عمامه بر سربستن سنت است و با عمامه تحت الحنك بستن سنت است و یكطرف عمامه را از پیش و طرف دیگر را از عقب انداختن بروش سادات مدینه مشرفه سنت است و شیخ شهید علیه الرحمه گفته است كه عمامه ایستاده پیچیدن سنت است .

از حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم منقول است كه عمامه تاج عربان است هرگاه كه عمامه را برطرف كنند خدا عزتشان را برطرف خواهد كرد .

در حدیث حسن از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است كه هر كه عمامه بپیچد بر سر وتحت الحنك نبندد باو دردى برسد كه دوا نداشته باشد پس ملامت نكند مگر خود را .

از حضرت امام رضا علیه السلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم عمامه بر سر بستند و یكطرف عمامه را بطرف پیش ‍ انداختند و دیگرى را بعقب و حضرت جبرئیل نیز چنین كردند .

از حضرت امام محمد باقر علیه السلام منقول است كه ملائكه در روز بدر عمامه هاى سفید در سر داشته و علاقه ها انداخته بودند .

از حضرت صاد منقول است كه حضرت رسالت پناه صلّى اللّه علیه وآله وسلّم بر سرحضرت امیرالمؤ منین علیه السلام عمامه بدست مبارك خود پیچیدند و یك سر عمامه را از پیش رو آویختند و طرف دیگر را بقدر چهار انگشت كوتاه از عقب سر آویختند پس فرمودند كه برو، رفت و فرمودند كه بیا، آمد آنگاه فرمودند كه چنین است واللّه تاجهاى ملائكه . در فقه رضوى علیه السلام مذكور است كه هرگاه عمامه بر سر گذارى این دعا بخوان بِسْمِ اللّهِ اَللّهُمَّ اَرْفَعْ ذِكْرى وَ اَعْلِ شَاءْنى وَ اَعِزَّنى بِعزَّتِكَ وَ اَكْرِمْنى بِكَرَمِكَ بَیْنَ یَدَیْكَ وَبَیْنَ خَلْفِكَ اَللّهُمَّ تَوِّجْنى بِتاجِ الْكَرامَةِ وَ الْعِزّ وَالْقَبُولِ.

در مكارم الاخلاق از كتاب نجات نقل كرده است كه این دعا را بخوان اَللّهُمَّ سَوِّمْنى بِسیماءِ الاْیمانِ وَ تَوّجْنى بِتاجِ الْكَرامةِ وَ قَلِّدْنى حَبْلَ الاِْسْلا مِ وَلا تَخْلَعْ رِبْقَةَ الاْ یم انِ مِنْ عُنُقى وگفته است كه باید عمامه را ایستاده بپیچید .

حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم چند قسم كلاه داشتند كه بر سر میگذاشتند. و كلاههاى دراز كه برطله میگویند وارد شده است كه پوشیدن آنها زى یهودان است . علما گفته اند كه مكروه است .

از بعضى احادیث ظاهر میشود كه پائین كلاه را شكستن و برگردانیدن مكروه است .

 از حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم منقول است كه هرگاه كلاههاى ترك دار در میان امت بسیار شود زنا كردن در میان ایشان شایع شود وكلاه ترك دار ظاهرا مانند قاووق و كلاه بكتاشى وامثال آن باشد .

حلیه المتقین صفحة 27





موضوع: آداب و سنن، برچسب ها: آداب و سنن،
[ چهارشنبه 8 مرداد 1393 ] [ 05:19 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

آداب و سنن ( پوشیدن لباسى كه مخصوص زنان یا كافران باشد)

پوشیدن لباسى كه مخصوص زنان یا كافران باشد

حرام است مردان را پوشیدن لباسى كه مخصوص زنان باشد مانند لچك و مقنعه و نیمتنه و همچنین حرام است زنان را پوشیدن لباسى كه مخصوص مردان باشد مانند كلاه وقبا وعمامه و هیچ یك را جایز نیست پوشیدن لباسى كه مخصوص كافران باشد مانند زنار و كلاه هاى فرنگى .  

از حضرت امام محمد باقر منقول است كه جایز نیست زنان را كه شبیه بمردان شوند زیرا كه رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله وسلّم لعنت كرد مردانى را كه شبیه به زنان شوند و لعنت كرد زنانى را كه شبیه بمردان شوند .

از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مرویست كه خداى عزوجل وحى فرمود پیغمبرى از پیغمبرانش كه بگو بمؤ منان كه نپوشید جامه هاى دشمنا مرا و نخورید طعامهاى دشمنان مرا و بمسلك دشمنان من سلوك ننمائید كه ایشان نیز مانند آنها دشمنان من خواهند بود .

حلیه المتقین صفحة 26





موضوع: آداب و سنن، برچسب ها: آداب و سنن،
[ چهارشنبه 8 مرداد 1393 ] [ 05:17 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

آداب و سنن ( بعضى از آداب لباس پوشیدن)

بعضى از آداب لباس پوشیدن

 جامه هاى دراز پوشیدن و آستین جامه را دراز كردن و جامه را از روى تكبربر روى خاك كشیدن مكروه و مذموم است .

از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است كه حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام رفت ببازار و سه جامه براى خود خرید بیك اشرفى پیراهن را تا نزدیك بند پا ولنگ راتانیمه ساق وردا را از پیش تاپستان و از عقب تا پائین تر از كمر پس دست به آسمان برداشت و پیوسته حمد الهى مینمود بر این نعمت تا بخانه باز گشت .

حضرت صادق فرمود كه جامه آنچه از غوزك پا میگذرد در آتش جهنم است .

 از حضرت موسى كاظم علیه السلام منقول است كه حقتعالى به پیغمبرش فرمود كه وَثیابَكَ فَطَهِّرْ كه ترجمه لفظى اش آنست كه جامه هاى خود را پس پاك گردان حضرت فرمود كه جامه هاى آن حضرت پاك بود ولیكن مراد الهى آنست كه جامه را كوتاه كن كه آلوده نشود .

روایت دیگر یعنى بردار كه بزمین كشیده نشود .

در روایت حسن از حضرت باقر علیه السلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم شخصى را وصیت فرمود زینهار كه پیراهن و ازار خود را بلند میاویز كه این از تكبراست و خداتكبر را دوست نمیدادر .

در حدیث معتبر منقول است كه حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام چون پیراهن مى پوشیدند آستین را میكشیدند آنچه از سرانگشتشان میگذشت میبریدند .


حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم به ابوذر فرمود كه هر كه از روى تكبر جامه اش را بزمین كشد حقتعالى در قیامت نظر رحمت باو نفرماید و ازار مرد تا نصف ساق است و تا بند پا هم جایز است و زیاده در آتش است .

حلیه المتقین صفحة 25





موضوع: آداب و سنن، برچسب ها: آداب و سنن،
[ چهارشنبه 8 مرداد 1393 ] [ 05:15 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

آداب و سنن (اختیار ایام ماه قمری ( از شانزدهم تا سی ام ماه ) )

اختیار ایام ماه  قمری ( از  شانزدهم تا سی ام  ماه )

روز شانزدهم ماه قمری : این روز نحسی می باشد كسی كه در پایان روز سفر كند هلاك گردد و مكروه است و ملاقات با سلطان در این روز مكروه است و صلاحیت دارد .برای تجارت و خرید و مشاركت و خروج به سوی دریا و بناها . كسی كه در این روز گم شود سالم می ماند و كسی كه مریض شود سریعا

بهبودی یابد .

روز هفدهم ماه قمری : روز متوسط الحالی می باشد در آن از خصومت و ستیز كردن بپرهیز وكسی كه در این روز چیزی راقرض بدهد به او پس داده نمی شود واگرهم بر گردد باید برای باز گرداندن آن كوشش و سختی نماید .و كسی كه در این روز قرض بگیرد آن را باز نمی گرداند.

روز هجدهم ماه قمری : این روز سعید و صالحی برای هر چیز.از خریدو فروش .سفروزراعت می باشد .كسی كه در این روز با دشمنش پیكار نمایدبر او پیروز می گردد وكسی كه در این روز بیمار شود به زودی بهبود می یابد.

روز نوزدهم ماه قمری : این روز سعید و مباركی می باشد و اسحاق(علیه السلام) در آن متولد شد و روز صالحی برای سفر.معاش حوائج .تعلم علم و خرید و سائط نقلیه می باشد .

روز بیستم ماه قمری : این روز متوسط الحالی می باشد و برای سفر حوائج ، بناء ساختمان ، بنیانگذاری ساختمان و بناء . درونمودن زراعت . نشاندن درخت و گرفتن وسیله نقلیه صلاحیت دارد . كسی كه در این روز مریض شود مرضش سخت خواهد شد .كسی كه در این روز گم شود امر او مخفی و نامعلوم می گردد.

روز بیست ویكم ماه قمری : این روز نحسی می باشد .حاجتی را در آن طلب نكن و در این روز از سلطان پرهیز نما.وكسی كه در این روز سفر كند بر نمی گردد و بر او نرسیده شود.

روز بیست ودوم ماه قمری : این روز صالحی برای حوائج و خرید و فروش می باشد و صدقه در اول قبول می شود و كسی كه در این روز بر سلطان داخل شود حاجت او بر آورده می شود و كسی كه در این روز بیمار شود به زودی بهبود یابد و كسی كه به سفر برود با عافیت باز می گردد.

روز بیست وسوم ماه قمری : این روز صالحی می باشد یوسف(علیه السلام)  در آن متولد شد و روز خفیفی است ودر آن حاجات ،تجارت ،تزویج و داخل شدن بر سلطان طلب شود و كسی كه در آن مسافرت كند سود برده و خیر به او می رسد .

روز بیست و چهارم ماه قمری : این روز نحسی است برای هر امری كه بخواهد . و فرعون ملعون در آن متولد شد و اگر كسی در این روز مریض شود مرضش طولانی خواهد شد.

روز بیست وپنجم ماه قمری: این روز نحسی می باشد پس در آن حاجتی طلب نكن و خودت را در آن حفظ نما .كسی كه در این روز بیمار شود سختی می كشد.

روز بیست و ششم ماه قمری : این روزی است كه موسی (علیه السلام) عصایش را به دریا زد و دریا شكافت و روزی است صالح برای مسافرت و برای هر امركه بخواهی مگر تزویج نماید .كسی كه امروز تزویج نماید بین ایشان جدایی خواهد افتاد .چنان چه دریا برای موسی(علیه السلام)  از هم جدا شد .

روز بیست وهفتم ماه قمری : این روز صالحی برای هر امرو حاجتی می باشد و برای سایر احوال سبك است .

روز بیست وهشتم ماه قمری : این روز صالح و مباركی برای هر امر وحاجتی است و روز تولد یعقوب (علیه السلام) می باشد .

روز بیست ونهم ماه قمری : این روز صالحی می باشد وبرای سایر امور و حوائج و اعمال سبك است كسی كه در این روز مسافرت كند مال زیادی نصیب او می گردد وكسی كه مریض شود سریعاً بهبودی می یابد وصیتی را در این روز ننویس كه مكروه است .

روز سی ام : این روز خوبی برای خرید و فروش و تزویج می باشد ودرآن مسافرت نكن .كسی كه در این روز فرار كند دستگیر شود و كسی كه چیزی گم كند آن را پیدا خواهد نمود و كسی كه در این روز چیزی 

قرض كند سریعاً ان را پس می دهد .





موضوع: آداب و سنن، برچسب ها: آداب و سنن،
[ دوشنبه 6 مرداد 1393 ] [ 02:42 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

آداب و سنن ( اختیار ایام ماه قمری ( از اول تا پانزدهم ماه ))

اختیار ایام ماه  قمری ( از اول تا پانزدهم ماه )

سید بن طاووس قدس سره از حضرت ابی عبدالله امام جعفر(علیه السلام) در مورد كیفت ومناسبت ها ی

ایام ماه قمری این گونه روایت نموده است كه حضرت می فرمایند :

روز اول ماه قمری : روز اول ماه روز مباركی می باشد و حق تعالی در این روز حضرت آدم را خلق فرمود . و این روز برای طلب حوائج ، داخل شدن بر سلطان ، طلب علم ، تذویج ، سفر ، خرید و فروش و گرفتن مركب مبارك می باشد .

روز دوم ماه قمری : این روز ، روز زنان و تزویج می باشد ودر این روز حضرت حوا از حضرت آدم(علیه السلام) خلق شدوخداوند عز ذكره اورا با حضرت آدم (علیه السلام) تزویج فرمود و این روز برای بنای منازل . نوشتن قرار داد . اختیار نمودن امور . سفر وطلب حوائج صلاحیت دارد .كسی كه دراین روز مریض شود بیماری او خفیف خواهد بود واگر در انتهای روز مریض شود با بیماری خود كوشش خواهد نمودودر روایت دیگر است كه در این روز تزویج كن وفروش نما و از كار گزاران سلطان در این روز بپرهیز وحوائج خود رادرآن طلب كن كه این روز برای طلب حاجت موافق می باشد .

روز سوم ماه قمری : این روز نحس مستمری می باشد . پس  در این روز از سلطان بپرهیز و خرید و  فروش ، طلب حوائج ومعامله ای در این روز انجام مده و با كسی شریك نشو و دراین روز لباس  حضرت آدم وحوا(علیه السلام) سلب شد و از بهشت خارج شدند و دراین روز شغل خود را اصلاح وتدبیر امور منزلت قرار بده و اگر برای تو ممكن بود كه از منزل خارج نشوی این كار را بكن كسی كه در این روز فرار كند دستگیر می شود ومریض در این روز با مرض خود می كوشد واین روز جداروز سنگینی  می باشد .

روز چهارم ماه قمری: این روز است كه هابیل در آن متولد شد واین روز مناسبی برای صید و زرع می باشد و سفر درآن مكروه است و به مسافر در این روز از قتل و سلب و بلا و مصیبت ترسیده می شود و در این روز بناء ساختمان و گرفتن و سائط نقلیه خوب است . و كسی  كه در این روز فرار كند طلب او مشكل  است و به كسی پناهنده می شود كه او را مانع می نماید و كسی كه در این روز سفر كند به مشقت  راه دچار می شود و در روایت دیگر است كه این روز مباركی برای تز ویج است .

روز پنجم ماه قمری : این روزی است كه قابیل شقی وتیره بخت در آن متولد شد و در این روز بود كه برادر خود را كشت و صدای ویل و وای بر خود خواند و او اولین كسی بود كه از اولاد آدم در زمین گریه كرد و ملعون بود و این روز نحس مستمری است. پس در آن به كاری ابتدا نكن و به اصلاح یا تعمیر وسیله نقلیه بپرداز . سلمان فارسی گو ید : در این روز حاجتی را طلب مكن و با سلطانی ملا قات نداشته باش كه  این روز سنگینی می باشد .

روز ششم ماه قمری : این روز نیكویی برای تزویج می باشد و برای حوائج و سفر در خشكی ودریا مبارك است . وكسی در این روز مسافرت نماید به سوی خانواده اش برمی گردد با آن چه به آن علاقه مند و طالب بوده است. و این روز خوبی برای خرید و سا ئط نقلیه می باشد وكسی كه در این روز گم شد یا بگریزد پیدا می شود وكسی كه در این روز مریض شود بهبود می یابد ودر روایت دیگر است كه این روز روز خوبی است و بدبختی در آن نیست و برای تزویج صید . طلب معاش وهر حاجتی كه بخواهی  صلاحیت دارد.

روز هفتم ماه قمری : این روز اختیارشده ای  می باشد .پس هرچه می خواهی در این روز انجام بده و آن چه را كه می خواهی معالجه كن .كسی كه در این روز كتابتی انجام دهد .به مهارت آن را به اتمام می رساند  و كسی كه در این روز ساختمان .كاشتن  و نخل زدن را شروع نماید امر او سندیده خواهد شد ودر روایت دیگر است كه این روز ، روز خوبی است و درآن بد بختی نیست وبرای هر حاجت و امری  صلاحیت دارد .

روز هشتم ماه قمری :این روز صالحی برای هرحاجتی .از خریدوفروش و غیره می باشد وكسی كه در این روز بر سلطان وارد شود حاجتش نزد او روا می گردد و در این روز سوار شدن بر كشتی ونیز سفر كردن . خروج برای جنگ و نوشتن قرار داد كراهت دارد .كسی كه در این روز گم بشود راهنمایی نمی شود مگر  به سختی .

روز نهم ماه قمری : این روز سبكی می باشد از اول تا اخر آن برای هر امری كه بخواهی و كسی كه در این روز سفر نماید مال نصیب او شده وخیر می بیند پس در این روز به عمل و كارها شروع كن و در این روز  وام بگیر و به گشت وزرع ونشاندن درخت شروع كن .كسی كه در این روز بجنگد غلبه می نماید  و كسی كه در این روز مریض بشود مرض او سنگین خواهد بود .و كسی كه در این روز گم بشود  امكان و قدرت دست یابی بر او خواهد بود.

روز دهم ماه قمری : این روز صالحی می باشد و حضرت نوح (علیه السلام) در آن متولد شد و این روز برای خرید و فروش و سفر صلاحیت دارد . كسی كه در این روز چیزی گم كند آن را می یابد و برای مریض در این روز مستحب است كه وصیت نماید ودر این روز قرار داد ها نوشته می شوند و كسی كه در این روز فرار كند به او دست یافته می شود ودر زندان حبس می گردد .

روز یازدهم ماه قمری : این روزی است كه شیث بن آدم (علیه السلام) در آن متولد شد صالح است برای ابتدا به انجام كار و خرید و فروش وسفر .وباید اجتناب نمود از دخول بر سلطان وكسی كه در این روز بیمار شود نزد یك با شد كه بهبودی یا بد وكسی كه در این روز گم شود سالم  می ما ند .

روز دوازدهم ماه قمری : این روز صالح و مناسب است برای تزویج و باز كردن و افتتاح مغازه و شروع شركت یا سوار كشتی یا قایق شدن . و باید تجنب ودوری نمود از وساطت بین مردم وكسی كه در این روز بیمار شد به سرعت بهبود می یابد.

روز سیزدهم ماه قمری : این روز نحسی می باشد و امری در ان مكروه است و در این روز از خصومت و ستیز كردن و حكم و ملاقات با سلطان و غیر او مانند مسؤلین امر بپرهیز .به سر خود روغن نمال وسر را نتراش و كسی كه در این روز گم شود یا فرار كند سالم می ماند .

روز چهاردهم ماه قمری : این روز صالح و نیكویی برای هر چیزی می باشد و مناسب است برای طلب علم و خرید و فروش و قرض دادن و قرض گرفتن وسوار شدن كشتی و قایق . و كسی كه در این روز فرار كند دستگیر می شود و كسی كه مریض شود بهبود یابد .انشاءالله

روز پانزدهم ماه قمری : این روز درهر امری پرهیز بشود مگر كسی كه  می خواهد قرض بگیرد یا قرض بدهد .كسی كه در این روز مریض شود به سرعت بهبود یابد و كسی كه بگریزد در مكان غریبی دستگیر شود .





موضوع: آداب و سنن، برچسب ها: آداب و سنن،
[ دوشنبه 6 مرداد 1393 ] [ 02:40 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic