مشاوره و روانشناسی ( شوهرم بد اخلاق و حرف زشت زیاد میزند )

چند ماه است که عروسی کرده ام شوهرم بد اخلاق و حرف زشت زیاد میزند و زمانی که بحثمان می شود شروع به فحاشی کردن به من می کند لطفا راهنمایی ام کنید که چگونه در مقابل این برخورد شوهرم رفتار کنم؟

عمدتا برخورد مناسب و منطقی با مساله است که مشکل را می تواند به مرور مرتفع کند .

توصیه می کنم هرگاه همسرتان شروع به فحاشی کرد موقعیت را ترک کنید .

مثلا به اتاق دیگری بروید، اگر منزل تان حیاط دارد به حیاط بروید، به بالکن بروید و ...و کلا فضا را ترک کنید. با همسرتان صحبت نکنید تا شرایط و جوی آرام برقرار شود و سپس احساسات منفی خود را در این مورد با ایشان در میان بگذرید.

حتما از وی بخواهید که برای رفع مشکل خود به روان شناس مراجعه کند .

عمدتا به افرادی که عصبانیتهای کنترل نشده دارند روشهای تخلیه هیجانی مثل تکنیکهای جیغ در بالش، ضربه زدن به بالش، رفتن به شهربازی و انتخاب بازی های هیجانی، شنا و .. توصیه جدی می شود .
ضمنا اعتماد بنفس خود را از دست ندهید . 

دقت کنید که بر سر چه موضوعات حساس بوده و فحاشی می کند. با شناخت آنها این رفتارها را تکرار نکنید تا مشکلات کاسته شود . 

تنها به رفتارش اشاره كنید نه خود فرد .

از طعنه زدن بپرهیزید .

از بكارگیری واژه های"همیشه" و "هیچ وقت" بپرهیزید .

انتقاد خود را در قالب پیشنهاد و یا پرسش مطرح سازید .

تعریف و تمجید را فراموش نكنید .

مثلا وقتی در مورد فحاشی وی در حال صحبت هستید و او را دعوت به روش حل مساله یا به روشهای دیگر می کنید ابتدا چند نقطه مثبت از رفتارهای وی را متذکر شوید و سپس به بررسی و رفع مشکلات بپردازید. ضمنا بررسی رفتار خودتان هم خیلی مهم است اینکه چه کار می کنید که همسرتان ناگهان به شدت تحریک می شود. گاهی اوقات شناخت روحیات همسر و مراقبت در رفتار خود، مانع از شدت یافتن این مشکلات می شود .

منبع :

http://www.tebyan.net





موضوع: مشاوره و روانشناسی، برچسب ها: مشاوره و روانشناسی،
[ جمعه 10 مرداد 1393 ] [ 10:48 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

مشاوره و روانشناسی ( نا آرام و بی‌قرار هستم )

نا آرام و بی‌قرار هستم. چگونه آرامش پیدا کنم؟

شمع دو قسمت دارد.یکی رشته دارد و یکی موم دارد. هرچه موم از خودش مایه بگذارد، شمع شعله ورتر می‌ شود و آب می شود. آرامش و آسایش در زندگی چنین نسبتی دارد. هرکس می خواهد به آرامش برسد یعنی همان رشته شمع، باید از آسایش مایه بگذارد. مثل دو کفه ترازو است که هرچه یکی بالاتر برود، دیگری پایین تر می رود.

شما هرچه از «آسایش» هزینه بکنید، به «آرامش» می‌رسید. این فرمولی است که قرآن می‌دهد. آرامش خوبی است. آسایش خوشی است. شما وقتی به خوبی می رسید که خوشی [گناه آلود] را زیر پا بگذارید. به هر اندازه که خوشی را زیر پا بگذارید، به خوبی دست پیدا می‌کنید. مثل خربزه. آدم سرما خورده از خوردن خربزه کیف می‌کند. اما خوب نیست. اگر این خوشی را زیر پا گذاشت، به آن خوبی که سلامت است، می‌رسد.

 گناه، خوشی است، آدم لذت می‌برد. آسایش است. گناه مثل پله است اگر زیر پا گذاشتید، بالا می‌آیید و اگر روی سر بگذارید، پایین می‌آیید. اگر آسایش را زیر پا گذاشتید به آرامش می‌رسید. مثلا امشب محفلی است، عروسی است، بزن و بکوب است. در آنجا خوش هستید، ولی اگر در خانه بمانید تنها هستید و به شما خوش نمی‌گذارد. اگر دور خوشی را خط کشیدید، آن آرامش را به شما می‌دهند. مولوی می‌گوید: کسی گِل خواره بود یعنی از کوچکی عادت داشت گِل بخورد. به مغازه شکر فروشی رفت. شکر فروش سنگش از کلوخ بود. طرف تا چشم فروشنده را دور دید، کلوخ او را خورد. فروشنده هم این را دید و گفت هرچه دیرتر بروم، بیشتر از کلوخ را می خورد و شکر به نفع من است.

اگر بخواهیم نسبت سنجی کنیم، آرامش همان شکر است و آسایش همان گِل است. هرچه آسایش را بیشتر مصرف کنید، از آرامش می‌مانید. هرچه از خوشی بیشتر استفاده بکنید، از خوبی دور می‌شوید. خدا در قرآن می‌گوید: شما به خوبی دست پیدا نمی‌کنید مگر آنکه از آنچه دوست دارید بگذرید. در بهشت آرامش است. بهشت با ناخوشی‌ها کادو پیچ شده است. هرچه ناخوشی‌ها را تحمل کنید به جنّت آرامش نزدیک‌تر می‌شوید.

در اقتصاد و مادیات هم همین‌طور است. هرچه دایره زندگی را از جهت امکانات ظاهر و آسایش بازتر کنید، به همان اندازه دایره آرامش شما کوچک‌تر میشود. چون دغدغه هایتان بیشتر می‌شود. حافظ می‌گوید: هیچی ندارد و خشت زیر سرش می‌گذارد، ولی پایش در آسمان است، یعنی ورای آرامش است.
برنامه سمت خدا، شبكه سوم، حاج آقای رنجبر، تاریخ 2/8 /1388





موضوع: مشاوره و روانشناسی، برچسب ها: مشاوره و روانشناسی،
[ جمعه 10 مرداد 1393 ] [ 10:28 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

مشاوره و روانشناسی ( مادرم معتاد است)

من وخانواده ام از لحاظ مادی و معنوی و روحی مشکل داریم مادر من معتاد است و همیشه با پدرم دعوا می کنند من از شما می خواهم مرا راهنمایی کنید چکار کنم؟ خیلی بهم ریختم دیگه .

خدمت شما عرض کنم که بدون شك خانواده در سلامت روان اعضا نقشى اساسى دارد . ناهمخوانى در رفتار بزرگسالان و عدم توافق بین والدین در صورتى كه به مشاجره و مجادله بكشد، اثر مستقیم در بروز بعضى ناهنجارى ها مانند كم رویی،‌ عدم اعتماد به نفس،‌ ترس و اظطراب در بین اعضاى خانواده به ویژه كودكان دارد .
به نظر ما براى كاهش اثرات سوء درگیرى والدین، بهترا ست خود را از این دعواها و مشاجرات كنار بكشید و از موضع گیرى و جانبدارى اجتناب ورزید .

پیامبر(ص) فرمود: "خداوند هر قومى را كه بخواهد هلاك كند، روح مجادله را در آن ها زنده مى سازد" .

در این گونه موارد تغافل و چشم پوشى را مطرح كرده و به نظر مى رسد راه حل اساسى براى عبور از بحران همین امر باشد. مصلحت ایجاب مى كند كه در پاره اى موارد چشم پوشى كنیم .

در امور زندگى نباید كور باشیم، ولى در بعضى مواقع باید چشم هاى خود را ببندیم .

امام صادق(ع) مى فرماید: "صلاح زندگى و آمیزش با مردم محتواى ، پیمانه پُرى است كه دو سوم آن فهم و آگاهى و یك سوم دیگرش تغافل و چشم پوشى است".

اگر بخواهید حساسیت به خرج دهید، همواره در رنج و عذاب روحى به سر خواهید برد .

امام علی(ع) مى فرماید: "كسى كه از بسیارى امور چشم پوشى نكند، زندگى اش تیره و تار خواهد بود".

به مادرتان نیز توصیه كنید از بحث و گفتگو با پدر پرهیز كند، چون از آن نتیجه اى نمى گیرد. با توجه به بافت فكرى و تربیت خانوادگى و اختلاف فكرى دو نسل نباید انتظار تأثیر گذارى بر پدر را داشته باشید.

براى تغییر نظر و اخلاق ایشان از دوستان با نفوذ و افراد مسن تر كمك بخواهید و یا زمینة تغییر و تحوّل درونى را فراهم نمایید، و یا در مواردى كه درگیرى شدید مى شود، از مسئول امور تربیتى دبیرستان خود مدد جویید تا با تشكیل جلسه اى آنها را راهنمایى نمایند. توصیه اكید ما آن است كه از راه عاطفى و احساسات پاك كه مخصوص رابطة دختر با پدرو مادر است، استفاده كنید. با ابراز محبت و دوستى و انتخاب كلمات و واژه هاى محبت آمیز دل والدین را تسخیر نمایید. قطعاً از این طریق موفق تر خواهید بود .

منبع : http://www.t-pasokhgoo.ir





موضوع: مشاوره و روانشناسی، برچسب ها: مشاوره و روانشناسی،
[ چهارشنبه 8 مرداد 1393 ] [ 06:55 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

مشاوره و روانشناسی ( ازدواج در شرایط بی پولی )

میخوام ازدواج کنم ...کیس مورد نظرم به شدت اسرار میکند که پا پیش بگذارم ...اما نه شغل  دارم نه وضع مالیه خوب....راهنمایی بفرمایید؟

وضع مالی خوب تنها راه برای اینده موفق نیست. عمده بلوغ فکری و توان فهم و درک سالم از یک زندگی پاک است. ایکه برای اینده خود خودتا ن باید تلاش کنید و به کسی غیر خدا دل نبندید. تلاش برای فراهم اوردن مقدمات محترمانه یک زندگی سالم را حتما لازم دارید. اما با امید به خدا و تلاش. از مسیر مطمئن خانواده ها وارد شوید و وعده هایی که نمی توانید براورده نمایید را ندهید. واقع نگرانه مسیررا طی کنید .

منبع : http://www.tebyan.net



موضوع: مشاوره و روانشناسی، برچسب ها: مشاوره و روانشناسی،
[ چهارشنبه 8 مرداد 1393 ] [ 06:52 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

مشاوره و روانشناسی ( من کارشناسی می خوانم و خواستگارم دیپلمه هست )

من کارشناسی فلسفه میخوانم و سال سوم هستم اما خواستگاری دارم دیپلم، آیا در زندگی دچار مشکل خواهم شد؟

خدمت شما عرض کنم اگر از نظر فکری و اخلاقی با هم تفاهم داشته باشید این اندازه اختلاف تحصیلاتی مشکلی ایجاد نمی کند . در ازدواج دو زوج برخی شرایط اصلی و برخی دیگر فرعی است و موردی که در سوال اشاره کردید ، از موارد فرعی است که اگر مراعات شود خوب است ، اما ضرورتی ندارد. بنابراین در  جهات دیگر مانند شیوه زندگی و اخلاق و رفتار ومیزان تدین و اصولی که به آن معتقد است تحقیق و گفتگو کنید .

در ضمن باید ببینید که شرط ذکر شده اولا برای خودتان چقدر اهمیت دارد. یعنی اگر زوج مناسب از نظر اخلاقی و دینی و فهم و درک و... باشد ، ولی سطح تحصیلات پایین تر باشد ، برایتان خیلی مهم است؟ به نظر ما چندان اهمیتی ندارد ، اما به نظر خودتان چه؟

یا مثلا در میان فامیل و بستگان خیلی اهمیت دارد ؟ آن قدر که خصوصیات اخلاقی و رفتاری و دینی و... را تحت الشعاع قرار دهد ؟ ظاهرا چنین چیزی بعید به نظر می رسد ، اما اگر وجود داشته باشد ، زندگی مشکل خواهد بود .

منبع : http://www.t-pasokhgoo.ir





موضوع: مشاوره و روانشناسی، برچسب ها: مشاوره و روانشناسی،
[ چهارشنبه 8 مرداد 1393 ] [ 06:50 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

مشاوره و روانشناسی ( ازدواج با دختری که سه سال از من بزرگتره )

به یک دختری علاقه مند شدم اون هم همینطور ما واقعا عاشق همدیگه هستیم اما متاسفانه سه سال تفاوت سنی داریم(ازم بزرگتره) میخواستم راهنماییم کنید ایا ازدواج کنم یا نه ؟

به شخصه و با توجه به تجربیاتی که در این زمینه دارم سریع با این سبک ازدواج مخالفت نمی کنم اما به هر حال این سبک ازدواج اما و اگر زیاد دارد .

قطعا بلوغ شناختی دختر از پسر زودتر رخ می دهد و حال اگر دختر از پسر بزرگتر هم باشد این میزان شکاف جدی تر می شود .

در این زمینه حتما به اتفاق هم نزد مشاوره قبل از ازدواج مراجعه کنید .

به طور قطع هر چه میزان تناسب در یک ازدواج در همه زمینه ها بیشتر باشد، امکان موفقیت در زندگی زناشویی بیشتر می گردد که مساله سن هم از این قاعده مستثنی نیست اما مسلما در این وادی نیز برخی از روان شناسان مانند دکتر افروز معتقد به برخی سنت شکنی ها هستند .

ایشان بر خلاف بسیاری از دیدگاهها در خصوص بالا بودن سن پسر از دختر در امر ازدواج معتقدند" این باور کلی و کلیشه ای هرگز نمی تواند به عنوان یک اندیشه علمی و جهان شمول در گستره جهان قابل تعمیم باشد، یعنی نمی توان به طور مشخص بر کوچک تر بودن سن دخترها به هنگام ازدواج توصیه و تاکید کرد. لذا در امر انتخاب همسر باید به اصول اساسی انتخاب مثل دینداری و اصالت خانوادگی و گذشته پاک و .. تاکید اصلی گردد و موضوعاتی مثل مساله سن و وضعیت مالی و .. باید در پله های بعدی مورد توجه قرار گیرد .

ضمنا توجه کنید که اگر در برابر اختلاف سنی معکوس واکنش های شدیدی داده می شود علت اصلی مخالفتها به دو دلیل است :

1 - بلوغ عاطفی و شناختی دختر بیشتر و بالاتر از مرد باشد و لذا باعث ایجاد یک مانع بزرگ در ارتباط این دو نفر گردد .

2 - مخالفت خانواده ها، تردید خود طرفین به خصوص پسر مبنی بر این انتخاب و وجود این احتمال که در آینده دور یا نزدیک این سوال در ذهن پسر ایجاد شود که :

وقتی می توانستم با زنی جوان و کوچکتر از خود ازدواج کنم چرا این زن را برگزیدم؟

خیلی مهم است که هر دوتان با آینده نگری و اتخاذ دیدگاهی منطقی به این مقوله فکر کنید. اول از موضع احساسات پایین آمده و منطقی به این مساله فکر کنید و سپس ببینید باز هم بر تصمیم اول تان راسخ هستید یا خیر؟

به اینجا و اکنون نگاه نکنید بلکه 5سال یا 10 سال دیگر را هم ببینید و بررسی کنید که ایا در آن زمان هم باز می توانید همسری مناسب از همه لحاظ برای یکدیگر باشید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این خانم چه امتیازی دارد که در دخترانی کم سن تر که تناسب بیشتری با شما دارند وجود ندارد؟ به این سوالات باید دقیق پاسخ دهید .

توجه کنید گاهی اوقات یک پسر چندین مورد خواستگاری می رود و سپس خودش به این نتیجه می رسد که مثلا ازدواج با یک دختری که چند سال از او بزرگتر است درست تر است. اما در بیشتر مواقع پسر بدون اینکه موارد دیگر ازدواج را بررسی کرده باشد با اولین موردی که برخورد می کند بدون توجه به شرایط سنی او، وی را انتخاب می کند. حال امکان دارد چند سال دیگر که پخته تر شد از این انتخاب پشیمان شود که چرا وقتی می توانستم دختری با سن کمتر پیدا کنم این گونه ازدواج کردم و  ...

به هر حال محتاطانه حرکت کنید. اختلاف سنی معکوس برای خیلی از زوجین دردسر ساز بوده. برای خیلی ها هم هیچ مشکلی نداشته لذا خودتان و طرف مقابل را خوب بشناسید و سپس تا این حد اصرار ورزید. خصوصا که تصور می کنم شما در این زمینه خیلی تردید دارید .

منبع : http://www.tebyan.net





موضوع: مشاوره و روانشناسی، برچسب ها: مشاوره و روانشناسی،
[ چهارشنبه 8 مرداد 1393 ] [ 06:48 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

مشاوره و روانشناسی ( با اطرافیانم نمیتوانم به خوبی ارتباط برقرار کنم )

مشکل من اینه که با اطرافیانم نمیتوانم به خوبی ارتباط برقرار کنم همه با هم می گویند می شنوند اما من نمیتوانم با آنها ارتباط برقرار کنم و نمیدانم که چگونه سر صحبت را باز کنم لطفا به من بگید چکار کنم؟ چی درسته و چطور عمل کنم؟

در ذیل راهكارهایی را عرض می کنم كه با دقت در آنها و عمل به توصیه های ارائه شده ، موفقیت تان را درمسئله مورد نظر تضمین می كند .

* شما با مشكل عدم اعتماد به نفس مواجه هستید ؛ محتوای ذهنی خودتان را تصحیح كنید. ریشه اصلی عدم اعتماد به نفس،‌ عدم باور توانایی خود است. انسان هایی كه از عدم اعتماد به نفس رنج می برند، معمولاً خود را نیافته اند و یا خود را ناتوان می بینند و همگان را از خود برتر می پندارند، لذا جرأت عمل آن ها اندك است. شما باید شناخت خود را از خودتان در تئوری و عمل تصحیح كنید. از نظر تئوری لیستی از تواناییها، صفات خوب و مثبت و مؤثر در ارتباط را نوشته، روزی چند بار آن را با صدای بلند بخوانید و روزی سه سطر هم به آن اضافه كنید. از نظر عملی هر گاه به هنگام عمل كردن اندیشه و ذهنیّتی مبنی بر ناتوانی،‌ نشدن و ... به ذهنتان آمد، سریع به آن پاسخ ذهنی و عملی بدهید، مثلاً اگر بخواهید در جمع همكلاسی های خود  مقاله ای را بخوانید، این افكار به ذهنتان می آید كه :

1 - دیگران به من می خندند .

2 - دیگران متوجه می شوند كه مقالة من خوب نبود .

3 -  آبروی من نزد دیگران می رود .

4 - اگر خراب شد چه كنم؟

5 - بچه ها اذیتم می كنند .

به تمام این افكار دو نوع پاسخ بدهید :

الف ) پاسخ ذهنی مثلاً خنده دیگران به من چه؟ مقالة من سطحی نیست؛ ‌خیلی هم خوب است. كار بدی نكردم كه آبرویم برود. خراب شد كه شد! دنیا كه خراب نمی‌شود! پس تمام آن اندیشه ها و ذهنیت های منفی را پاسخ دهید .

ب ) با عمل خود آن ذهنیت و افكار منفی را دور بریزید، یعنی بگویید هر چه می‌خواهند بگویند و هر چه می خواهد بشود. من این كار را می كنم، و آن عمل را شروع كنید. در حین عمل كردن به واكنش دیگران اعتنا نكنید، بلكه چشمان خود را روی هم گذارده و كار خود را عملی سازید .

بنابراین عقب نشینی در تمام كارهایی كه انجام آن را می پسندید، ممنوع است.

* خود آگاهی خویش را تصحیح كنید و هرگز افكار منفی در مورد خودتان را تكرار نكنید و بر زبان نیآورید كه من نمی توانم، نمی شود، بد است و ... بلكه همیشه به خود تلقین كنید كه می توانم، خوب است و ... .
* در جمع كوچك دوستان خود، فعّال و پرجنبش و جوش باشید و به واسط تمسخر یا شوخی و ... آن ها كنار نكشید. از هر جمعی كه ابا دارید، وارد شوید و هدف خود را تعقیب نمایید. در این گروه ها صحبت كنید، تعریف و تمجید نمایید، جوك بگویید و مطلب علمی بیان كنید. البته قبلاً خود را آماده كنید و از فعالیت های ساده و كوچك كار را شروع نمایید و بعد از آمادگی دیگر توقف نكنید .

* در فعالیت های جمعی مشاركت كرده و نقش كلیدی را بر عهده بگیرید و برای نقش خود وظایفی را بر شمرده و به آن ها عمل كنید .

* هرگز از خود انتقاد نكنید و خودتان اعمالتان را تصحیح كنید، ولی تخریب نكنید. از خودتان و عملكردتان حمایت عاقلانه كنید .

* بعد از هر عمل اجتماعی سریع خود را تشویق كنید، مثلاً با خود بگویید: دیدید كه من هم می توانم. مگر من از دیگران چی كم دارم؟

* سطح تحمل خود را بالا ببرید، مثلاً با خود بگویید كه بی عیب تنها خدا است. هر شخصی یك عیبی دارد و هر شخصی هم شكستی دارد؛ مهم آن است كه در محیط آمیخته به شكست خود را بالا بكشید و رشد كنید. همیشه این نوع افكار را با خود تكرار كنید .

* روابط خود را با دیگران مورد تجدید نظر قرار داده و باز سازی كنید .

لذا خوب گوش دهید و خوب واكنش كلامی و رفتاری نشان دهید. سر خود را بالا بگیرید و ارتباط چشمی با دیگران داشته باشید. احساسات و نیازهای خود را با آن ها در میان بگذارید. تنها به آن ها احترام نگذارید، به خود نیز احترام بگذارید .

* هرگز شكست ها و آسیب های گذشته را مرور نكنید و یا اگر مرور كردید، بزرگ نمایی نكنید، بلكه كوچك و كم اهمیت جلوه دهید و به خود بگویید كه هر كسی ممكن است شكست بخورد .

* در برابر افرادی كه جسوری بیش از اندازه و برتر از شما دارند، رفتار انفعالی نداشته باشید. محیط را هم ترك نكنید، بلكه رفتار تهاجمی و پاسخگویی قاطع داشته باشید. با این رفتار در عمل، خود را تشویق می كنید و اظهار وجود خود را تقویت می‌كنید. لذا از واكنش نا به جا و ناپسند دیگر جا نزنید و عقب نشینی نكنید .

* ذِكر شریف لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم را زیاد بگویید ...

* هنر آموزی و توانمند سازی خود را فراموش نكنید. همیشه هنری برای عرضه و حرفی مطلوب برای گفتن داشته باشید تا دیگران هم شما را ترغیب كنند و شما از دیگران نیز تمجید بگیرید ..

* تا خواب شمان شما را پر نكرده، به رختخواب نروید و به محض بیدار شدن، از رختخواب دور شوید ...

* در روز حداقل چهل آیه از قرآن را تلاوت نمایید و با صدای بلند قرآن را قرائت كند ...

* نمازهای صبح و عشا و مغرب و برخی ادعیه را كه به جا می آورید، با آواز رسا و صدای بلند بخوانید .

* هر روز صبح پانزده تا بیست نفس عمیق را فراموش نكنید، به همراه ورزش صبحگاهی ....

 برای اطلاع بیشتر از كتاب های زیر استفاده كنید :

الف) روش های افزایش عزت نفس، نوشتة اسماعیل بیابانگرد.

ب ) اعتماد به نفس برتر، ترجمة حمید اصغر پور

ج ) روان شناسی اعتماد به نفس، نوشتة اسلامی نسب.

د ) روان شناسی حرمت نفس، ترجمة جمال هاشمی.

منبع :

www.t-pasokhgoo.ir





موضوع: مشاوره و روانشناسی، برچسب ها: مشاوره و روانشناسی،
[ دوشنبه 6 مرداد 1393 ] [ 04:09 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

مشاوره و روانشناسی ( درمان افسردگی )

روش های درمان افسردگی کدامند؟

روش های درمان افسردگی بسته به میزان و شدت علائم موجود متفاوت است. گاهی درمان های رفتاری و روان درمانی می تواند موثر باشد و گاهی نیاز به روش های دارویی هم هست. بنابراین بهتر بود علائم را مطرح می کردید تا راهنمایی دقیق تری ارائه دهیم. باید در نظر داشته باشید که در بسیاری از اوقات شرایط سنی و تغییرات هورمونی و یا شرایط محیطی می تواند علائم موقتی را در افراد به وجود آورد. بنابراین این علائم بیماری تلقی نمی شود و با تغییر سبک زندگی و یا گذر زمان و ... بهبود می یابد.

 در مجموع باید در نظر داشته باشید که شناسایی علل نقش مهمی را ایفا میکند در بسیاری از اوقات افکار منفی و یا بدبینی ها یا ناامیدی ها و ... موجب بروز افسردگی ها می شود. در این مواقع نیاز است تا نوع پردازش های ذهنی و برداشت ها و استنباط ها مورد مشاوره قرار گرفته و تعدیل شود.

 گاهی یکنواختی ها مسبب افسردگی است و لازم است فرد با ایجاد تغییر و تحول در روند زندگی و ایجاد برنامه های تفریحی و ورزشی و رسیدگی به علاقمندی ها شرایط را تغییر دهد.

 در کل باید بدانید که بالا بردن نشاط زندگی و ارتباطات و معاشرت ها می تواند در کاهش علائم افسردگی موثر باشد و انزوا و در خود فرو رفتن و بی هدفی و تنهایی و بیکاری زمینه را برای بروز افسردگی فراهم کند.

در نظر داشته باشید معاشرت با افراد با انگیزه و هدف مند و پر انرژی هم تاثیرات مثبت زیادی را در روحیه تون خواهد گذاشت. قرار گرفتن در کنار دریا، فضای سبز، دوستان مورد علاقه، فعالیت های مورد علاقه، ورزش کردن، پرهیز از افکار منفی، عدم درگیری مستمر در مسایل و چالش ها، استفاده از مواد مغذی حاوی ویتامین B ,C یا مکمل های آنها، و ... می تواند بسیار موثر باشد .

منبع :

http://www.tebyan.net





موضوع: مشاوره و روانشناسی، برچسب ها: مشاوره و روانشناسی،
[ دوشنبه 6 مرداد 1393 ] [ 03:59 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

مشاوره و روانشناسی ( احساس میکنم هیچ کس مرا دوست ندارد)

من در طول روز با یک پسر هم نمی توانم حرف بزنم و احساس میکنم هیچ کس مرا دوست ندارد و پدر و مادرم با این موضوع سخت مخالفند. ازشما خواهشمندم که راهی یا برنامه ای برای من بگذارید تامن در طی آن بتوانم زندگی خود را با آرامش طی کنم.

خواهر گرامی حرف زدن باپسر برای دختر امتیازی نیست كه شما در صورت نداشتن آن نگران نباشید ، بلكه چه بسا نشان نجابت ، شرم و حیا و عفت یك دختر محسوب می شود . هم چنین دلیل بر عدم اعتماد به نفس نیست، اما اگردر كارهای دیگر واقعا اعتماد به نفس ندارید به نكات زیر توجه فرمایید :
 1 - اعتماد به نفس، پدیده‏اى اكتسابى است، نه ذاتى. هر جوانى كه خود را در این مورد ضعیف و ناتوان مى ‏یابد، مى‏تواند با استفاده از روش‏هاى علمى و با روحیه امیدوارى براى تغییر شخصیت خود اقدام نمایید .
2- اعتماد به نفس، شرط موفقیت شما در مراحل مختلف زندگى است. پس كسب آن را با جدّیّت دنبال كنید. ثبات شخصیت و پایدارى جوان در برابر دشوارى‏ ها و تنگناهاى زندگى، درگرو اعتماد به نفس و خودباورى است. اگر خواهان ارتباط با دوستان و حضور در جمع و اظهار نظر هستید، باید خود را باور كنید .
3 - نگرش و دید جامع فرد درباره خود كه از آن به «خود پنداره» یاد مى شود، تأثیر خاصى بر رفتار فرد دارد. اگر قضاوت انسان درباره خود مثبت باشد، از فعالیت خویش لذّت مى برد و به آینده امیدوار مى گردد. اما اگر ارزش یابى انسان از خود منفى باشد. از عزت نفس كم‏ترى برخوردار است. نیز از موقعیت‏ هاى اجتماعى، هراسناك است و خیلى سریع دلسرد مى شود و احساس یأس دارد. بر این اساس بعضى از روان شناسان در طبقه بندى نیازهاى انسان، نیاز به احترام و عزّت نفس را از نیازهاى اساسى بر شمرده‏ اند.

اسلام نیز بر این نكته پا مى فشارد و در احكام فردى و اجتماعى و توصیه‏ هاى اخلاقى اسلام، عزت و كرامت انسان محوریّت دارد. اگر فكر كنید از دوستانتان پایین ترید، با این تصور و تخیّل اوّلین قدم در راه شكست را برداشته ‏اید .

این اصل مهم در روان شناسى است كه معمولاً همان اتفاقى مى افتد كه به وقوع آن فكر مى كنید.
ویلیام جیمز مى گوید: «بزرگترین كشف در زمانه ما، پى بردن به این راز است كه مردم با تغییر در طرز تفكّر خود، قادر خواهند بود زندگى خود را عوض كنند». جالب این كه قرن‏ها پیش، این نكته ظریف را مولاى متقیان على علیه السلام مطرح كرده و فرموده‏اند: «من لم یُنجِد لم ینجد؛ كسى كه خود را بالا نگیرد، بالا نمى رود».

4 - به هنگام بروز افكار منفى، اندیشه مثبت را درباره خویش مشخص كنید و آن را به ذهنتان تلقین نمایید. از واژه «نمى توانم، غیر ممكن است» استفاده نكنید و به جاى آن به خود بگویید: مى توانم و مى خواهم. بهترین موقع براى انجام تلقین به نفس، شب و قبل از خواب است.

5 - هرگز از موقعیت‏هاى دشوار نگریزید، بلكه به جاى فرار از مسئله، به حل آن فكر كنید و در وسط میدان حاضر شوید و خود را در معركه‏ ها قرار دهید، مثلاً از پاسخ دادن به سؤال معلّم یا دوستتان و ابراز وجود نهراسید و به رغم میل باطنى، این كار را انجام دهید و برخى مواقع خود را وارد آن كرده و بیفكنید .

امام على(ع) مى فرماید: «هرگاه سختى چیزى باعث بیم و هراست شد، تو نیز در مقابل آن سخت و مقاوم شو كه با تن دادن به سختى ‏ها، مشكل بر تو آسان خواهد شد».

زندگى نامه بزرگان و نام آوران عرصه ‏هاى علم و اندیشه و ادب و هنر در ایجاد اعتماد به نفس بسیار مؤثر است . 

با تقویت مبانى دینى و انجام عبادات مانند نماز و روزه و دعا و توكّل بر خدا، اراده خود را تقویت كنید. از این طریق احساس مى كنید دیگر تنها نیستید و توانایى غلبه بر مشكلات را پیدا كرده ‏اید .

منبع :

www.t-pasokhgoo.ir





موضوع: مشاوره و روانشناسی، برچسب ها: مشاوره و روانشناسی،
[ دوشنبه 6 مرداد 1393 ] [ 03:49 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات