تبلیغات
طلبه ظرفشور - مطالب پرسمان مهدویت

امام غایب چه فایده ای برای مسلمانان می تواند داشته باشد؟

گفته می شود که زندگی امام در عصر غیبت یک زندگی خصوصی محسوب می شود، در صورتی که یک پیشوا و امام باید در بین مردم و در اجتماع باشد، با این وضع حق داریم بپرسیم که این امام غایب چه فایده ای می تواند برای مردم داشته باشد؟

پاسخ: باید دانست که مفهوم غایب بودن امام مهدی (عج) این نیست که وجودی نامرئی دارد و به یک وجود پنداری شبیه تر از یک وجود عینی باشد. بلکه او نیز از یک زندگی طبیعی عینی خارجی برخوردار است و تنها استثنایی که در زندگی او وجود دارد، عمر طولانی اوست. و گرنه آن وجود نازنین در جامعه انسانی به طور ناشناس زندگی می کند، چنانکه خواهد آمد.

غافل تو یکی لحظه ز آن شاه نباشی

شاید که نگاهی کند آگاه نباشی

ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: پرسمان مهدویت،
برچسب ها: پرسمان مهدویت ( فواید امام غایب )،

تاریخ : شنبه 15 اردیبهشت 1397 | 02:34 قبل از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

به فرض امکان طول عمر آیا این مسئله در طول تاریخ به وقوع پیوسته است ؟

در پاسخ به این پرسش به چند دلیل اکتفا می کنیم :

1 - دلیل تاریخی: انسان همواره در محیط زندگی خود به یک سلسله از امور عادت می نماید، به طوری که اگر واقعه ای بر خلاف آنچه که عادت کرده ببیند یا بشنود، بسیار بعید بلکه غیر ممکن می شمارد. اما اگر همین امر بعید و به پندار او غیر ممکن چندین مرتبه به وقوع بپیوندد، قریب و ممکن می شود. در رابطه با طول عمر امام زمان (عج) نیز بعضی انسانها به مشکل برخورد کرده اند، در صورتی که در تاریخ نمونه هایی از افرادی که عمر طولانی داشته اند، مشهود است .

ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: پرسمان مهدویت،
برچسب ها: پرسمان مهدویت ( آیا مسئله طول عمر در طول تاریخ به وقوع پیوسته است )،

تاریخ : شنبه 15 اردیبهشت 1397 | 02:33 قبل از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

چه دلیلی بر متولد شدن امام مهدی در دست است؟

پاسخ: بنابر آنچه که مورخان شیعه و سنی در خصوص تاریخ و چگونگی ولادت حضرت مهدی (عج) نوشته اند، اصل ولادت خجسته امام زمان (ع) و به دنیا آمدنش جزء امور مسلم و قطعی تاریخ است .

به عنوان نمونه: مورخ شهیر اهل سنت، علی بن حسین مسعودی می گوید: «در سال 260 ابو محمد حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی ابن ابیطالب علیهم السلام، در زمان خلافت معتمد عباسی درگذشت او به هنگام درگذشت، 29 سال داشت، و او پدر مهدی منتظر است.»

و شیخ سلیمان قندوزی گوید: «خبر معلوم و مسلم، در نزد موثقان، این است که ولادت قائم (ع)، در شب نیمه شعبان سال 255 هجری قمری، در شهر سامرا واقع شده است.»

ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: پرسمان مهدویت،
برچسب ها: پرسمان مهدویت،

تاریخ : جمعه 14 اردیبهشت 1397 | 12:07 بعد از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

امام زمان چه كتابی را برای شیعیان مناسب دانسته اند؟

مشهور است كه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف درباره كتاب شریف كافی فرموده اند  الكافی كاف لشیعتنا  كتاب كافی برای شیعیان ما كافی است .  

اداره پاسخگویی به سوالات آستان قدس رضوی

ستاد اقامه نماز




طبقه بندی: پرسمان مهدویت،
برچسب ها: پرسمان مهدویت،

تاریخ : جمعه 14 اردیبهشت 1397 | 03:40 قبل از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

چرا وقتی که نام قائم برده می شود شیعیان تمام قد روی پای می ایستند ؟

پاسخ: یکی از اعمالی که در بین شیعیان مرسوم و معمول بوده است، این است که چون نام «قائم» (عج) در جایی برده می شود، اهل مجلس، بلند می شوند. اگر چه دلیلی مسلم بر وجوب قیام به هنگام ذکر این لفظ در دست نیست، اما در این حد می توان گفت که این امر در بین مردم، به عنوان یک عمل مستحب، ریشه ای مذهبی دارد و در حقیقت، اظهار ادب و احترام به آن امام عزیز است.

چنانکه نقل شده: حضور امام رضا (ع) در خراسان کلمه «قائم» ذکر شد، حضرت برخاست و دستش را بر سر نهاد و فرمود: «اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه» خداوندا! بر فرجش شتاب کن، و راه ظهور و نهضتش را آسان گردان.»  

و از روایتی چنین استفاده می شود که این رفتار در عصر امام صادق (ع) نیز معمول بوده است. از حضرت صادق (ع) سوال شد: علت قیام در موقع ذکر «قائم» چیست؟

حضرت فرمود: صاحب الامر غیبتی دارد بسیار طولانی، و از کثرت لطف و محبتی که به دوستانش دارد، هر کس وی را به لقب قائم - که مشعر است به دولت کریمه او، و اظهار تأثری است از غربت او - یاد کند، آن حضرت هم نظر لطفی به او خواهد نمود؛ و چون در این حال، مورد توجه امام واقع می شود سزاوار است از باب احترام به پا خیزد و از خدا تعجیل در فرجش را مسئلت نماید.»

البته می توان گفت در بعضی شرایط واجب می باشد. مثل اینکه این لقب یا القاب دیگر حضرت در مجلس یاد شود، آنگاه همه اهل مجلس به احترام آن به پا خیزند. در این حال اگر کسی از اهل مجلس بدون عذر از جای خود برنخیزد، این برنخاستن توهین و هتک حرمت آن حضرت خواهد بود، و بدیهی است این عمل حرام می باشد.

آیت الله سید محمود طالقانی - رحمه الله علیه - می گوید: «این دستور قیام، شاید (فقط) برای احترام نباشد، و الا باید برای خدا و رسول و اولیای مکرم دیگر هم به قیام احترام کرد، بلکه دستور آمادگی و فراهم کردن مقدمات نهضت جهانی و در صف ایستادن برای پشتیبانی این حقیقت است... این همه فشار و مصیبت، از آغاز حکومت دودمان دنائت و رذالت اموی، تا جنگهای صلیبی و حمله مغول و اختناق و تعدیلهای دولتهای استعماری، بر سر هر ملتی وارد می آمد، خاکسترش هم به باد فنا رفته بود؛ لیکن دینی که پیشوایان حق آن دستور می دهند که چون اسم صریح «قائم» مؤسس دولت حقه اسلام برده می شود، به پا بایستید و آمادگی خود را برای انجام تمام دستورات اعلام کنید، و خود را همیشه نیرومند و مقتدر نشان دهید، هیچ وقت نخواهد مرد.»

یکصد پرسش و پاسخ پرامون امام زمان صفحة 61





طبقه بندی: پرسمان مهدویت،
برچسب ها: پرسمان مهدویت،

تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394 | 10:18 قبل از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

آیا امکان دارد که یک انسان قرنهای بسیار زندگی کند ؟

برای بررسی و تبیین مسئله طول عمر امام زمان (عج)، بایستی پیرامون دو مسئله بحث شود: یکی اینکه، آیا ممکن است انسانی سالها و قرنهای طولانی، که از حد معمول عمر همه انسانها متجاوز است، عمر کرده و زنده بماند؟ و دوم اینکه، به فرض امکان، آیا این مسئله در طول تاریخ به وقوع پیوسته و مصداق خارجی دارد یا نه؟ اگر این دو مسئله ثابت گردد، مسلم می شود که هیچ گونه استبعادی ندارد، که امام غایب حضرت حجه بن الحسن (ع) نیز از چنین عمر طولانی برخوردار باشد .

ما دراینجا به مسئله امکان طول عمر می پردازیم، و ان شاء الله در پاسخ به پرسش بعد، به عده ای که در طول تاریخ عمرهای زیادی کرده و به نام «معمرین» شهرت یافته اند اشاره می کنیم .

در پاسخ به پرسش مورد بحث باید گفت که «امکان» می تواند یکی از سه معنای زیر را داشته باشد:

 1- امکان عملی، 2- امکان علمی، 3- امکان منطقی یا فلسفی .

مقصود از «امکان عملی» آن است که یک امر تا آن حد «شدنی» جلوه نماید که در وجود هر کس قابلیت نمود داشته باشد. برای مثال: سفر به اقیانوس ها و رسیدن به عمق دریاها و رفتن به کره ماه، اموری هستند که امروزه امکان عملی یافته اند .

مقصود از «امکان علمی» آن است که اگر چه امری به مرحله امکان عملی نرسیده باشد - که با ساخته ها و پدیده های تمدن کنونی، به انجام آن مبادرت کنیم - اما در آستان دانش و در برابر موضع گیری های پویای علم، نتوانیم دلیلی بیابیم که امکان آن امور و وقوعشان را نفی کند .

برای مثال: فرود آمدن انسان در کره زهره، از دیدگاه دانش، به هیچ وجه نشدنی نمی نماید و انگیزه ای برای نفی وقوع آن وجود ندارد، بلکه موضع گیریهایی کنونی دانش می رساند که: اگر چه این آرزو تا به امروز تحقق نیافته، ولی در امکان وقوعی آن تردیدی نیست. زیرا که میان فرود آمدن انسان در کره زهره و کره ماه، بیش از یک درجه فاصله نیست، و با گذشتن از دشواریهایی که دورتر بودن راه پدید می آورد؛ فرود آمدن در زهره را - گر چه عملا امکان نیافته - از نظر عملی می توان ممکن شمرد. برعکس رفتن به خورشید از نظر علمی هم، ناممکن است. زیرا دانش و تجربه، جایی باری تصور آن ندارد، که مثلا اختراع پوششی را ممکن بدانیم، که جان انسان را در برابر کوره وحشتناک و سهمگین خورشید، محافظت کند .

و بالاخره، مقصود از «امکان فلسفی یا منطقی» نیز، آن است که امری در برابر عقل یا با در نظر گرفتن تجربه های پیشین و قوانین گذشته - مانعی برای تصور وقوع نیابد تا حکم به محال بودن امکان آن دهد .

برای مثال: امکان منطقی ندارد سه پرتقال به دو بخش مساوی تقسیم شوند، بدون آنکه یکی را به دو نیم کنیم. زیرا عقل پیش از تجربه و عمل گوید که «سه» یک عدد «فرد» است و هیچگاه «زوج» نمی شود، پس عقلا ممکن نیست که سه پرتقال را به دو بخش مساوی تقسیم نماییم. زیرا بخش پذیری آن به دو قسمت مساوی، مستلزم آن است که «سه در آن واحد، هم فرد باشد و هم زوج»! و این تناقض است و تناقض، محال منطقی است .

اما رفتن انسان به درون آتش، بدون آنکه بسوزد، و نیز رفتن آدمی به کره خورشید - بی آنکه گرمای خورشید در او اثر کند - امری نیست که از جنبه منطقی محال باشد، چون مستلزم هیچ تناقضی نیست .

بنابراین درمی یابیم که امکان منطقی، دایره ای وسیع تر از امکان عملی دارد و دایره این یکی نیز نسبت به دایره عملی از وسعت بیشتری برخوردار است .

شکی نیست که از نظر منطقی، امکان زندگانی هزاران ساله برای انسان وجود دارد، زیرا این مسئله از نظر عقلی محال نیست، و در این گونه فرضیه ها تناقضی دیده نمی شود، زیرا «زندگی» مفهومی است که «مرگ زودرس» را در خود نهفته ندارد و در این امر نیز تردیدی نیست. همچنین مسلم است که زندگانی طولانی، فعلا امکان عملی ندارد .

اما از نظر علمی، این مسئله صورت دیگری می یابد و باید گفت که دانش امروز دلیلی نمی بیند که امکان عمر طولانی را از جنبه نظری نفی کند .

بررسی علمی و بحث مسئله طول عمر، در حقیقت بستگی دارد به نوع تغییری که علم فیزیولوژی از پیری و فرسودگی دارد. این قانون که «پیری و فرسودگی زاییده یک قانون طبیعی حاکم بر بافت های پیکره انسانی است، و ضروری است که بدن پس از رسیدن به آخرین مرحله رشد، کم کم فرسوده شده، برای ادامه زندگی، کارآیی کمتری داشته باشد، تا آنگاه که در لحظه ای معین از کار بیفتد» آیا حتی در مورد بدنی هم که از هر گونه ی تاثیر خارجی بر کنار مانده صادق است؟ یا اینکه فرسودگی و کاهشی که در کارآیی بافت و نسوج مجموعه بدن انسان به چشم می خورد، نتیجه نبرد با عوامل بیرونی - مانند میکروب ها و سموم - است که به بدن انسان راه می یابند؟

این پرسشی است که دانش امروز، از خود می کند، و در راه پاسخ دادن به آن هم می کوشد. در محدوده برداشت های علمی معاصر، به این پرسش پاسخهای گوناگونی داده شده است: اگر پیری و فرسودگی، نتیجه مبارزه جسم با عوامل بیرونی معین، و تأثیر پذیری از آنها باشد؛ از جنبه نظری امکان دارد که بافت های تشکیل دهنده بدن انسان را از عوامل معین و مؤثر در آن، بر کنار داشت؛ تا زندگی بشر طولانی گردد. اما چنانچه از دیدگاه دیگر به بررسی بپردازیم، به این نتیجه می رسیم که پیری یک قانون طبیعی است و هر بافت و اندام زنده ای، در درون خود، عامل نیستی حتمی خود را نهفته دارد که در اثر مرور زمان، موجود زنده را خواه ناخواه به مرحله فرسودگی و مرگ می رساند .

ولی نگریستن از این دیدگاه نیز مستلزم آن نیست که هیچ گونه انعطافی در این قانون طبیعی راه نیابد، بلکه اگر هم چنین قانونی مسلم انگاشته شود، تازه قانون انعطاف پذیری است. زیرا هم ما، در زندگی معمولی خود می بینیم، و هم دانشمندان در آزمایشگاههای علمی خویش مشاهده می کنند که: پیری یک پدیده فیزیولوژیکی است و ربطی به «زمان» ندارد. گاهی زود فرا می رسد و گاهی نیز با فاصله زمانی بیشتری آشکار می گردد. تا آنجا که برخی از سالمندان را می بینم که نشانه های پیری بر اعضاء آنان ظاهر نشده و از نرمی و تازگی برخوردارند.

امروزه در علم طب ثابت شده که: عمر انسان به 80-70 سال نیست، بلکه تمام اعضای بدن انسان جدا جدا برای یک زندگی طولانی ساخته شده است. و علت اصلی مرگ حدوث اختلالاتی است که در همه اعضای رئیسه بدن یا یکی از آنها رخ می دهد، و تا آن اختلالات حادث نشود مرگ فرا نمی رسد، آن اختلالات اگر قبل از سنین پیری و عمر طبیعی حادث شدند انسان، جوانمرگ می شود، اما اگر از گزند حوادث نامحفوظ بماند، معمولا حدوث آن حوادث در سنین پیری حتمی است. ولی اگر فرد ممتازی پیدا شود که عمر درازی کرده اما به واسطه ترکیب جسمانی ویژه خود و اجتماع سایر شرایط، در هیچ یک از اعضایش اختلالی رخ نداده، نفس طول عمر باعث مرگش نخواهد شد.

درگذشته گروهی از دانشمندان عقیده به وجود یک سیستم عمر طبیعی در موجودات زنده داشتند، مثلا: پاولوف عقیده داشت عمر طبیعی انسان 100 سال است. مچینکوف می گفت: عمر طبیعی یک انسان 150 تا 160 سال؛ و کوفلاند، پزشک آلمانی 200 سال؛ فلوگر، فیزیولوژیست معروف 600 سال؛ و بیکن، فیلسوف و دانشمند انگلیسی 1000 سال برای عمر طبیعی انسان، معین کرده اند. ولی این عقیده از طرف فیزیولوژیست های امروز درهم شکسته شده و مساله حد ثابت در عمر طبیعی ابطال گردیده است. به گفته پروفسور اسمیس، استاد دانشگاه کلمبیا؛ همان گونه که سرانجام دیوار صوتی شکسته شده و وسایل نقلیه ای با سرعتی مافوق صوت به وجود آمد، یک روز دیوار سن انسانی نیز شکسته خواهد شد، و از آنچه تاکنون دیده ایم فراتر خواهد رفت.

بنابراین برای مدت زندگانی انسان، حدی که تجاوز از آن محال باشد معین نشده است. از آزمایشهای دکتر کارل که در ماه ژانویه سال 1912 میلادی آغاز شدند، نتایج زیر به دست آمد :

1 - این اجزای سلولی، تا هنگامی که سبب مرگ آنها - از قبیل کمبود تغذیه، یا ورود برخی میکرها - تحقق نیابد؛ زنده باقی می ماند .

2 - نه تنها زنده می مانند، بلکه سلول های آنها در حال رشد و تکثیر هستند، گویی که در جسم حیوان قرار دارند .

3 - شدت و ضعف رشد و تکثیر سلول ها ارتباط نزدیکی با تغذیه آنها دارد .

4 - گذشت زمان در ناتوانی و پیری آنها تاثیر ندارد، بلکه کمتر اثری درباره ی پیری آنها آشکار نیست، و در هر زمان مانند زمانهای قبل رشد و تکثیر آنها ادامه دارد. ظواهر امور به روشنی حاکی از آن است که تا هر وقت پژوهشگران مراقب آنها بودند، و آنها را غذای کامل می دادند، همچنان به زنده بودن ادامه می دادند.

با آنچه گفته شد این نتیجه را می گیریم که عمر طولانی و غیر متعارف امام زمان (عج) امری غیر ممکن نیست، بلکه علم امروزی، عمر طولانی را با حفظ نیروی جوانی و شادابی یک امر کاملا ممکن می داند. حال با توجه به این امر که وجود امام برای بقای جهان و نوع انسان ضروری است و از طرفی تعداد امامان معصوم از دوازده نفر بیشتر نیستند - چنانکه روایات بسیاری بر این امر دلالت دارد - اثبات می گردد که مهدی موعود که بعد از پنج سالگی غایب گشت، زنده بوده و در حال غیبت به سر می برد .

یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان صفحة 103




طبقه بندی: پرسمان مهدویت،
برچسب ها: پرسمان مهدویت (آیا امکان دارد که یک انسان قرنهای بسیار زندگی کند )،

تاریخ : یکشنبه 12 بهمن 1393 | 06:00 قبل از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

نایبان خاص امام زمان چه کسانی بودند؟

اوضاع پر اختناق و عدم پذیرش مردم سبب شد که امام زمان (عج) از نظرها پنهان شود، و طبیعی است که امام در زمان غیبت صغری مردم را به حال خود وانگذارد، لذا در این زمان به وسیله چهار سفیر مخصوص خود، با مسلمانان در حال تماس بود، و بسیاری از نیازمندیهای مردم را از طریق نمایندگان خود، برطرف می نمود .

مشخصات آن سفیران و نایبان بدین شرح و قرار است :

1 - عثمان بن سعید عمری: وی به قبیله «بنی عمرو بن عامر» منسوب بوده است و از یازده سالگی افتخار خدمتگزاری به خاندان رسالت را داشته و از اصحاب امام هادی و حضرت عسکری علیهما السلام به شمار می رفت. او که وکیل مخصوص امام عسکری (ع) بود آنچنان مورد وثوق و اطمینان آن حضرت بود که درباره وی و فرزندش «محمد بن عثمان» فرمود: « عمری و فرزند او مورد وثوق من هستند، هر چه از من به شما نقل کنند، حقیقتی است که از من شنیده اند و نقل می نمایند؛ هر دو نفر آنها، مورد اعتماد من هستند، به سخنان ایشان گوش فرا دهید و دستوراتشان را اجرا کنید.»

عثمان بن سعید، از معدود افرادی بود که در شرایط خاص آن زمان، از طرف امام عسکری (ع) اجازه داشت که حضرت مهدی (عج) را در خانه حضرتش به طور مکرر زیارت کند. وی در سال 300 هجری قمری وفات یافت .

2 - محمد بن عثمان: او فرزند اولین نایب و وکیل امام عصر (عج) است که زمان حضرت عسکری (ع) را درک نموده است. دوران نیابت و سفارتش طولانی تر از او بود و همواره نامه های شیعیان را به حضور امام زمان (عج) رسانیده و پاسخ کتبی آنها را باز می گرداند .

محمد بن علی بن الاسود قمی گوید: محمد بن عثمان، قبری برای خویش تهیه کرد، علتش را پرسیدم، گفت: «از جانب امام (ع) مامورم که کارهایم را جمع و جور کنم». دو ماه بعد از این واقعه دار دنیا را وداع گفت .

محمد بن عثمان، در حدود 50 سال عهده دار نیابت بود، و در سال 304 یا 305 هجری قمری درگذشت .

3 - حسین بن روح نوبختی: وی در روزگار خویش به عقل و درایت اشتهار داشت. حسین بن روح از نزدیکان و رازداران محمد بن عثمان بود که به فرمان امام زمان (عج) بعد از وفات محمد، نیابت امام را به عهده داشت .

وقتی بیماری محمد بن عثمان شدت یافت، گروهی از بزرگان و معروفان شیعه، خدمتش رسیده از جانشین خود سوال نمودند، جواب داد :

حسین بن روح جانشین من و وکیل مورد اعتماد حضرت صاحب الامر (ع) است و در کارها به وی رجوع کنید، من از جانب امام مامورم که حسین بن روح را به نیابت منصوب گردانم.» .

وی در ماه شعبان سال 326 هجری قمری از دنیا رفت .

4 - علی بن محمد سمری: چهارمین و آخرین نایب و سفیر امام زمان (عج) علی سمری یا سمیری است، که امام به خود او نوشته و دستور داده بود که تو، آخرین نایب مخصوص من هستی، دیگر نباید کسی را به جای خود معرفی کنی .

احمد بن ابراهیم گوید: روزی علی بن محمد سمری بدون مقدمه فرمود: خدا «علی بن بابویه قمی» را رحمت کند. حاضرین تاریخ این کلام را یادداشت نمودند. بعدا خبر رسید که علی بن بابویه، در همان روز از دنیا رفته است. خود سمری نیز، در سال 329 وفات نمود.

این بود توضیح مختصری پیرامون نایبان خاص امام عصر (عج) در زمان غیبت صغری، و اما بعد از مرگ آخرین سفیر، باب نیابت خصوصی بسته شد، و غیبت کبری آغاز گردید .

یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان صفحة 96




طبقه بندی: پرسمان مهدویت،
برچسب ها: مهدویت ( نایبان خاص امام زمان )،

تاریخ : چهارشنبه 1 بهمن 1393 | 08:00 قبل از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

آیا در زمان غیبت ذکر نام اصلی حضرت جایز است؟

در اینکه آن حضرت را با کنیه یا یکی از القاب شریفش مانند: حجت، قائم، مهدی، صاحب الزمان و غیره، یاد کنیم، شک و تردیدی در جواز آن نیست. لیکن در اینکه آیا می توان به نام اصلی حضرت، یعنی «م.ح.م.د» تصریح کرد یا نه، در بین علمای شیعه اختلاف نظر است .  

و اما تحقیق سخن در این باره این است که یاد نمودن نام شریف معهود آن حضرت بر چند گونه متصور می شود :

1 - یاد کردن آن در کتابها، که در جایز بودنش تردید نیست، زیرا دلایل منع شامل آن نمی شود، و نیز شیوه علمای صالح و عامل از زمان کلینی تا کنون بر این بوده که نام آن حضرت را در کتابهای خود ذکر کرده اند، بدون اینکه کسی بر آنان اعتراض نماید .

2 - یاد کردن نام آن حضرت با اشاره و کنایه، مانند اینکه گفته شود: اسم او، اسم رسول خدا (ص) است، و کنیه اش، کنیه آن حضرت می باشد. و این نیز جایز است، به همان دلایلی که در گونه اول گذشت. به اضافه روایات متعددی از طرق شیعه و سنی از پیغمبر اسلام (ص) که در آنها تصریح فرموده است: «مهدی از فرزندان من است. نام او نام من و کنیه اش کنیه من می باشد.» .

لازم به ذکر است که جایز بودن در این دو مورد مذکور به غیر حال ترس اختصاص دارد، زیرا ترس، از جمله عناوین عارضی است که مایه حرام شدن هر جایزی می گردد .

3 - یاد کردن آن حضرت در دعا و مناجات که ظاهرا در این مورد نیز جایز است .

4 - یاد کردن آن حضرت در مجامع و غیره به طور سری و به عنوان درد دل، که در این صورت نیز جایز است، زیرا دلایل منع از این قسم منصرف است، پس اصل جواز و دلایل جواز بدون معارض باقی می مانند. ضمن اینکه در روایت نبوی آمده: «اوست کسی که نامش به طور آشکارا پیش از قیامش نبرد مگر کافر به او.

5 - یاد کردن این اسم شریف در مواقع ترس، مانند: محافل و مجالس دشمنان دین که تقیه با آنان واجب است، و در حرمت این نوع هیچ اختلافی وجود ندارد چنانکه در روایات متعددی بر این حرمت تصریح شده است .

6 - یاد کردن نام آن حضرت در مجالس و مجامعی که ترس و تقیه ای در آنها نباشد. این مورد است که معرکه آرا و جای بحث و گفتگو است. بعضی گویند: اخبار گوناگونی در دست است که دلالت بر حرمت این نوع دارد .

از جمله روایات، این است که امام هادی (ع) فرمود: «جانشین بعد از من پسرم حسن است، پس چگونه خواهید بود در جانشین پس از جانشین؟

راوی می گوید: عرض کردم: خداوند مرا فدای شما گرداند، چرا؟ فرمود: زیرا که شما شخص او را نمی بینید و بردن نامش برای شما روا نیست. گفتم: پس چگونه او را یاد کنیم؟ فرمود: بگویید حجت آل محمد

و نیز در توقیع شریف آن حضرت است که: «ملعون است ملعون است کسی که در محفلی از مردم اسم مرا ببرد...»

و عده ای گویند: منظور از حرمت نام بردن اسم صریح امام، در مورد تقیه است. زیرا روایاتی داریم که به جهت جایز دانستن ذکر نام آن امام، در مقابل روایات حرمت قرار دارند، و تنها راه جمع بین روایات حرمت و جواز همین است. و دلایل دیگری هم می آورند که منطقی می نماید .

در این رابطه عالم بزرگ تشیع، علی بن عیسی اربلی گوید: فتوای من این است که منع تلفظ به نام مهدی (عج) از روی تقیه بوده است، ولی اکنون اشکال ندارد. (5) همان گونه که محدث کبیر شیخ حر عاملی در وسایل الشیعه اختیار کرده است .

پس با آنچه گذشت می توان گفت: ذکر نام شریف حضرت مهدی (ع) که عبارت از امام محمد فرزند امام حسن عسکری علیهما السلام می باشد، در امثال زمان ما که تقیه لازم نیست، جایز است.

یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان صفحة 65




طبقه بندی: پرسمان مهدویت،
برچسب ها: پرسمان مهدویت (ذکر نام اصلی امام زمان در زمان غیبت )،

تاریخ : یکشنبه 7 دی 1393 | 01:00 قبل از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

علت تشبیه امام غایب به خورشید پنهان در ابر چیست؟

1- همچنان که مردم انتظار بیرون آمدن خورشید از پشت ابرهای تیره را می کشند تا بیشتر از آن بهره مند گردند، در زمان غیبت نیز شیعیان و محبان حضرت همواره انتظار وجود مبارکش را دارند و هرگز ناامید نمی شوند. و همین امید است که آنان را در تمام مراحل زندگی پیروز می گرداند و شجاعت و شهامت و اقدامی بی نظیر بدانها می بخشد.

2- هر کس با این همه آثار و معجزات و روایات و احادیث، باز هم منکر وجود مبارکش شود، مانند کسی است که منکر وجود خورشید گردد، هنگامی که در پشت  ابرها از دیدگان، به ظاهر، پنهان و غایب است، گر چه آثار وجودش به جهانیان می رسد.

3- می دانیم خورشید یک سلسله اشعه مرئی دارد که از ترکیب آنها با هم هفت رنگ معروف پیدا می شود؛ و یک سلسله اشعه نامرئی، که به نام «اشعه فوق بنفش» و «اشعه مادون قرمز» نامیده شده است. همچنین یک رهبر بزرگ آسمانی خواه پیامبر باشد یا امام علاوه بر تربیت تشریعی که از طریق گفتار و رفتار و تعلیم و تربیت عادی صورت می گیرد، یک نوع تربیت روحانی و از راه نفوذ معنوی دلها و فکرها دارد که می توان آن را تربیت تکوینی نام گذارد؛ در آنجا الفاظ و کلمات و گفتار و کردار کار نمی کند بلکه تنها جاذبه و کشش درونی است که مؤثر می افتد. همچنان که در حالات بسیاری از پیشوایان بزرگ الهی می خوانیم که گاه بعضی از افراد منحرف و آلوده با یک تماس مختصر با آنها به کلی تغییر مسیر داده اند. وجود امام در پشت ابرهای غیبت نیز این اثر را دارد که از طریق اشعه نیرومند نفوذ شخصیت خود دلهای آماده را در نزدیک و دور تحت تاثیر جذبه مخصوص قرار داده و به تربیت و تامل آنها می پردازد.

4- همانطور که شعاع خورشید به میزان روزنه ها و شبکه های خانه وارد آن می شود و به قدر ارتفاع موانع خانه ها، در آن می تابد، همچنین مردم نیز به اندازه موانع حواس و مشاعرشان که عبارت است از شهوات نفسانی و علایق جسمانی و شبکه های دلهای آنها و هم به قدری که پرده های کثیف را از دلهای خود به کنار می زنند، از انوار هدایت و راهنمایی ائمه طاهرین علیهم السلام استفاده می کنند.

5- هر چند خورشید در پس ابر برای مدتی پنهان می گردد، اما نور روشنی بخش خود را از جهانیان دریغ نمی کند و باز هم از پس ابر زمین و آسمان را روشن می کند؛ امام علیه السلام نیز هر چند که در پس پرده غیبت قرار دارد، اما نور ولایت آن حضرت بر همه عالمیان پرتو افکن است، چه اینکه اگر نور آن امام همام نباشد، بنابر روایات معصومین زمین و اهل آن از بین می روند و خلاصه اوست که امان اهل زمین است.

یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان صفحة 93




طبقه بندی: پرسمان مهدویت،
برچسب ها: پرسمان مهدویت ( تشبیه امام غایب به خورشید پنهان در ابر )،

تاریخ : دوشنبه 19 آبان 1393 | 11:26 بعد از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

چه مانعی داشت امام مهدی در آخرالزمان متولد می شد ؟

پاسخ: برای جلوگیری از تکرار کلام، پاسخ این پرسش را به طریق ایجاز، چنین بیان می کنیم:

اولا، روایات معتبر اسلامی تصریح دارند که بر طبق مشیت الهی، امامان معصوم علیهم السلام دوازده تن بیشتر نخواهند بود که همگی آنها از خاندان پیامبر رحمت (ص) می باشند، و آخرین آنها وجود نازنین امام مهدی (ع) است. ثانیا، طبق روایات معتبر، سنت الهی چنین است که زمین را از حجت خود خالی نگذارد و اگر حجتهای الهی یعنی پیشوایان معصوم، بر روی زمین نبودند، جهان و جهانیان نابود می گشتند. ثالثا، می دانیم که امام یازدهم حضرت عسکری (ع) در سال 260 هجری قمری در شهر سامرا بدرود حیات گفته و به شهادت رسیدند.

با توجه به این سه امر مسلم، نتیجه می گیریم که اگر امام زمان (عج) تاکنون متولد نشده بود، لازم می آید از سال 260 تاکنون که حدود 1145 سال می شود، جهان و اهل آن بدون حجت الهی بوده باشند و این امر با آنچه در ابتدای سخن گفتیم، منافات دارد.

یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان  صفحة 88




طبقه بندی: پرسمان مهدویت،
برچسب ها: پرسمان مهدویت ( تولد امام زمان در آخر الزمان )،

تاریخ : چهارشنبه 2 مهر 1393 | 12:10 قبل از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

چه اصراری است که امامان معصوم علیهم السلام در دوازده تن منحصر شوند، تا لازم آید خداوند، قوانین طبیعت را به خاطر امام دوازدهم به تعطیل درآورد؟

پاسخ: یکی از اصول اصیل شیعه امامیه، اصل امامت می باشد، امامت استمرار نبوت است، که تحقق اهداف الهی در سعادت انسان و رسانیدن او به کمال مطلوب و مراتب قرب و رضای الهی، بدون آن ممکن نیست. امام، فرد کامل انسانیت، و رابط میان عالم مادی و عالم ربوبی است. و بنابر روایات اسلامی، چنانچه امام و حجت خدا نباشد، نوع انسان منقرض خواهد شد.

امام سجاد (ع) می فرماید: «ما پیشوای مسلمین، و حجت بر اهل عالم، و سادات مؤمنین و رهبر نیکان و صاحب اختیار مسلمین هستیم. ما امان اهل زمین هستیم، چنانکه ستارگان امان اهل آسمانند، به واسطه ماست که آسمان بر زمین فرود نمی آید مگر وقتی که خدا بخواهد، به واسطه ماست که باران رحمت خداوندی و برکات زمین خارج می شود، اگر ما روی زمین نبودیم، اهلش را فر می برد. سپس فرمود: از روزی که خدا آدم را آفرید تاکنون هیچگاه زمین از حجت خدا، چه ظاهر و مشهور، چه غیاب و مستور، خالی نبوده است، و تا روز قیامت نیز از حجت خالی نخواهد بود، و اگر چنین نبود خدا پرستش و عبادت نمی شد...» .

با توجه به این مقدمه کوتاه، به بیان مسئله ای که ناشی از اراده و مشیت الهی است می پردازیم و آن اینکه: چرا تعداد امامان از دوازده نفر بیشتر نیست؟

باید دانست که مسئله امامت، لحظه ای به زمان واگذار نشد. بدین معنی که هرگاه امامی از دنیا رفت، یا به شهادت رسید، امامی دیگر جای او را گرفت. زیرا واگذاشتن امامت به زمان، در آینده موجب خواهد شد امامت در هاله ای از ابهام قرار گیرد و برنامه الهی اسلامی را در معرض خطر جدی قرار دهد، و از سوی دیگر موجب تشویش اذهان و سرگردانی مردم و گمراهی و پراکندگی آنان و ظهور اباطیل نابجای فراوان به نام دین و اسلام و به حساب راه صواب و حق و حقیقت می گردد.

همچنین فرصت به دست طمع ورزان هواپرست و مدعیان دروغین امامت خواهد افتاد تا به گمراهی مردم و بازی با دین و احکام آن و ظهور بدعتهای ناروا و تباهی حق بپردازند، تا آنجا که راه وصول به آن به صورت امری محال و ناممکن درآید.

از طرفی هرگاه حاکمان احساس کنند کسی هست که آنان را به پیشگیری، ملایمت  و دوری از سختگیری و فشار ملزم سازد، و از سوی دیگر قدرت کافی را برای نابودی منبع خطر آن، به صورت نهایی در اختیار دارند، بدان مبادرت خواهند کرد، و تمامی منابع خطر را از سر راه خود بر خواهند داشت و تند بادهای حقه و کینه، وزیدن خواهد گرفت، و تمامی دستاوردهای جهاد پیامبران و اوصیای الهی و همه بندگان با اخلاصی که در راه خداوند کوشیده اند، را چنان ریشه کن نمایند، که گویی اصلا چنین چیزی نبوده است.

برای این منظور و با توجه به مطالبی که گفته شد، و بر اساس مقتضیات و به لحاظ هماهنگی با ضروریاتی که این عینیت و سایر اعتبارات تربیتی موجب می شود، رسول اکرم (ص) در روایاتی، تعداد و اسامی امامان بعد از خود را دقیقا بیان نموده، که اولین آنها امام علی (ع) و آخرین آنها امام مهدی (ع) است.

باری، اقتضای حکمت الهی است که عمر امام دوازدهم (ع) آنقدر دراز شود که فرصت را برای انجام حرکت اصلاحی جهان شمول اسلام آماده کند. حتی با این تعیین دقیق و آن نص صریح هم، صحنه اجتماع اسلامی از ادعاهای دروغین مدعیان امامت در امان نماند. این مقام برای زید بن علی بن الحسین (ع)، محمد بن حنفیه، اسماعیل فرزند امام صادق (ع) و دیگران ادعا شده است. اما از اهمیت و تأثیر چندانی برخوردار نبوده اند. بنابراین منحصر کردن تعداد امامان علیهم السلام به دوازده نفر، کاملا ضروری بوده است؛ تا به نیازی که در عینیت جامعه هست، مطابقت کند. اگر برهه ای را که امامان ما علیهم السلام در سه قرن اول پس از وفات رسول اکرم (ص) در آن به سر بردند، به طور دقیق مطالعه کنیم، درخواهیم یافت که: امت اسلامی در این مدت توانست تمامی جوانب تشریع و اهداف مختلف آن را در سطح عمومی فراگیرد و بر زمینه های گوناگون زندگی اشراف یابد.

آری، اگر غیبت امام غایب (ع) در کار نباشد، فرصت عمل و حفظ دستاوردهایی که ثمره جهاد و تلاش پیامبران و مخلصان فداکار در طول تاریخ است، کم کم از دست خواهد رفت، تا جایی که به صفر برسد .

اما در جواب اینکه چرا برای حفظ امام دوازدهم (ع) قوانین طبیعت را تعطیل کرده است، باید گفت که این اولین مرتبه نیست که خداوند متعال برای نگهداری از فردی که حکمتش اقتضا می کند، قانون طبیعت را تعطیل می نماید.

در آن هنگام که ابراهیم (ع) را در آتش افکندند، تنها راه جلوگیری از نابودیش، تعطیل این قانون بود. پس به آتش گفته شد که «بر ابراهیم خنک و سلامت شو!» و این چنین شد. دریا برای موسی (ع) شکافته شد. کار بر رومیان مشتبه شد و پنداشتند که عیسی (ع) را دستگیر کرده اند، در حالی که دستگیر نکرده بودند. حضرت محمد (ص) از خانه خود که در محاصره انبوه قریشیان بود و آنان ساعتها در کمین او بودند تا بر وی بتازند، بیرون رفت و کسی او را ندید، زیرا خداوند می خواست تا پیامبرش را از چشمهای آنان پوشیده دارد.

لذا هر گاه پاسداری از زندگانی یکی از حجتهای خداوندی، برای ادامه کارش و پایان بردن نقش سازنده اش ضروری باشد، الطاف خداوند دخالت کرده و برای حفظ او، یکی از قوانین طبیعی را به حالت تعطیل در می آورد.

و بر عکس، اگر مدت ماموریت او سر آمده باشد، و وظیفه الهی تعیین شده اش را به انجام رسانده باشد، هماهنگ با قوانین طبیعی حیات با مرگ روبرو می شود، یا به شهادت می رسد.

جای بسی شگفتی است که گروهی، همه این مطالب را در جای خود که پیرامون تعطیل شدن قانونی از قوانین طبیعت است، پذیرفته اند، اما هنگامی که با عقیده شیعه، در مورد طول عمر امام زمان (عج) روبرو می شوند، انگشت حیرت به دهان می گیرند و این گونه عقاید را غیر عاقلانه و غیر منطقی می دانند؟!

یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان صفحة 85

ینابیع الموده، قندوزی، ج 3، ص 147.

جزیره خضرا، افسانه یا واقعیت؟ علامه جعفر مرتضی عاملی، ترجمه سپهری، ص 35.




طبقه بندی: پرسمان مهدویت،
برچسب ها: پرسمان مهدویت ( چه اصراری است که امامان معصوم علیهم السلام در دوازده تن منحصر شوند )،

تاریخ : چهارشنبه 2 مهر 1393 | 12:04 قبل از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

علت غیبت امام زمان چیست؟

پاسخ: پیش از پرداختن به اسباب و علل غیبت امام مهدی (عج)، لازم به ذکر است: از روایات چنین استفاده می شود که علت و فلسفه واقعی غیبت آن امام بر بشر پوشیده است، و جز خدا و پیشوایان معصوم علیهم السلام کسی نسبت به آن اطلاع کافی و کامل ندارد. چنانکه عبد الله بن فضل هاشمی روایت کرده که از حضرت صادق شنیدم می فرمود: «صاحب الامر غیبتی دارد که ناچار از آن است، به طوری که اهل باطل در آن تردید می کنند.

عرض کردم: یابن رسول الله! چرا غیبت می کند؟ فرمود: به علتی که به ما اجازه نداده اند آشکار سازیم. عرض کردم: چه حکمتی در غیبت اوست؟ فرمود: همان حکمتی که در غیبت سفیران و حجتهای پیش از او بوده است، حکمت غیبت قائم ظاهر نمی شود مگر بعد از آمدن خود او، چنان که حکمت سوراخ کردن کشتی توسط خضر و کشتن آن بچه و تعمیر دیوار، برای حضرت موسی (ع) ظاهر نگشت، مگر موقعی که خواستند از هم جدا شوند.» .

این روایت و روایات دیگر مثل این، اشاره دارد که علت واقعی غیبت حضرت را نمی توان گفت و هر سبب و علتی که بیان می گردد، هر چند می تواند علت باشد، اما علت حقیقی نیست.

اما بعضی از علل غیبت حضرتش را که می توان با اسناد به روایات ذکر نمود، بدین ترتیب می باشند:

1- امتحان و آزمایش: غیبت آن حضرت سبب می شود تا نفاق پنهان عده ای آشکار شود و ایمان حقیقی محبان و شیعیان واقعی امام (ع) در کوره ولایت امام غایب (عج) از ناخالصی ها و دورویی ها و سست مایه ها جدا و پاک شود، و در یک کلام مؤمن از منافق معلوم گردد.

جعفر جعفی گوید: به امام باقر (ع) عرض کردم: فرج شما کی خواهد رسید؟ فرمود: «هیهات، هیهات! فرج، نخواهد رسید تا شما غربال شوید (و سه بار تکرار کرد) و افراد آلوده بروند و افراد پاک و مخلص باقی بمانند.» .

و نیز موسی بن جعفر (ع) فرمود: «هنگامی که پنجمین فرزند امام هفتم غایب شد، مواظب دین خویش باشید، تا مبادا کسی شما را از دین خارج کند! ای پسرک من! برای صاحب الامر به ناچار غیبت خواهد بود، به طوری که عده ای از مؤمنین از عقیده خود بر می گردند، همانا خدا به وسیله غیبت، بندگانش را «امتحان» می نماید.» .

2- بیعت نکردن با ستمکاران: در روایات متعددی، یکی از علل غیبت امام (ع) عدم بیعت با کسی بیان شده است. حسن بن فضال می گوید: علی بن موسی الرضا (ع) فرمود: گویا شیعیانم را می بینم که هنگام مرگ سومین فرزندم (امام عسکری) در جستجوی امام خود همه جا را می گردند اما او را نمی یابند. عرض کردم: به چه دلیل؟ فرمود: زیرا امامشان غایب می شود، عرض کردم: چرا غایب می شود؟ فرمود: برای اینکه وقتی با شمشیر قیام نمود بیعت کسی در گردنش نباشد..

3- ترس از گزند دشمنان: گفته شد که با تولد مهدی موعود (عج) همه ستمگران و ظالمان به وحشت افتادند، و از آنجا که مرگ و انقراض حکومت ظالمانه و اعمال غیر انسانی خود را دردست پرتوان امام (ع) می دانستند و می دانند، لذا جان امام مهدی (عج)  تهدید می شود، لذا در روایات یکی دیگر از غلل غیبت، حفظ جان حضرتش از تعرض و گزند دشمنان ذکر شده است؛ چنانکه زراره بن اعین از امام صادق (ع) روایت کند که فرمود: ای زراره! قائم ما ناچار از این است که غیبت کند. عرض کردم: برای چه؟ فرمود: از جان خود بیم و ترس دارد. پس حضرت با دست به شکم خود اشاره کرد. .

البته بدیهی است که این تماس با عدم اراده خداوند به ظهور آن حضرت توأم است، و گرنه او نیز مانند پدران بزرگوارش از کشته شدن در راه خدا ترسی ندارند.

شیخ طوسی (ره) می نویسد: هیچ علتی مانع از ظهور آن حضرت نیست، جز اینکه می ترسد کشته شود. زیرا اگر جز این بود، جایز نبود که پنهان شود، بلکه ظاهر می گشت و هر گونه ناراحتی و آزاری را متحمل می شد. زیرا مقام رفیع امامان و همچنین انبیای عظام و بزرگواری آنها، به واسطه ناملایماتی بود که در راه دین خدا متحمل می شدند. .

یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان صفحة 83

کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، ص 482.

بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 51، ص 113.

مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص 852.




طبقه بندی: پرسمان مهدویت،
برچسب ها: پرسمان مهدویت ( علت غیبت امام زمان )،

تاریخ : چهارشنبه 2 مهر 1393 | 12:02 قبل از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

نقش و تأثیر غیبت صغری در غیبت کبری چیست؟

پاسخ: در ابتدا لازم به ذکر است که پیش از وقوع غیبت امام زمان (عج)، توسط  امامان معصوم، خصوصا از عصر امام نهم به بعد، زمینه برای این پیشامد فراهم می گشته است.

بدین معنی که مردم کمتر امکان تماس با ائمه را داشته اند. زیرا حضرت هادی (ع) و امام عسکری (ع) از سوی دستگاه خلافت تحت مراقبت شدید و ممنوع از ملاقات با مردم بودند، و از طرفی این دو امام بزرگوار - جز با یاران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دینی خود به آنها مراجعه می نمودند - کمتر با مردم معاشرت می کردند.

به خاطر اینکه دوران غیبت حضرت مهدی (عج) نزدیک بود، و مردم می بایست کم کم بدان خو بگیرند، و جهت سیاسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاصی که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند بخواهند و پیش آمدن دوران غیبت در نظر آنها عجیب نیاید.

حضرت مهدی (عج) نیز در غیبت صغری خود را از مردم پنهان می کرد تا مردم زمینه یک غیبت طولانی را پیدا کنند.

در واقع «غیبت صغری» مقدمه «غیبت کبری» و زمینه سازی برای آن بود. و اگر یک مرتبه «غیبت کبری» واقع می شد، باعث تعجب و حتی انکار عده ای واقع شده و موجب انحراف افکار مردم می گردید، و قبول قطع رابطه مستقیم با امام (ع)، چنانکه در غیبت کبری واقع شده، برای اکثر مردم دشوار بود.

اما حضرت در مدت 70 سال غیبت کوتاه، به وسیله نایبان خاص خود، با مردم ارتباط برقرار می کرد و حتی به بعضی از افراد اذن زیارت می فرمود تا به تدریج ایشان را با غیبت طولانی خود، آشنا و مأنوس گرداند.

بدین ترتیب پاسخ این پرسش که: چرا برای امام زمان (عج) دو گونه غیبت معلوم گردید و از همان ابتدا «غیبت کبری» آغاز نشد؟ نیز داده شد.

یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان صفحة 82




طبقه بندی: پرسمان مهدویت،
برچسب ها: پرسمان مهدویت ( تأثیر غیبت صغری در غیبت کبری )،

تاریخ : سه شنبه 1 مهر 1393 | 11:58 بعد از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

منظور از غیبت صغری و غیبت کبری چیست و از کجا آغاز شدند؟

پاسخ: از وقتی که پیشوای یازدهم شیعیان، حضرت عسکری (ع) در سال 260 هجری قمری در گذشت و مقام امامت و رهبری امت به فرمان خداوند بزرگ، به فرزند ارجمند وی حضرت مهدی موعود (عج) منتقل شد، دشمنان امام، برای قتل حضرت کمر همت بستند، و لذا به فرمان الهی، بعد از تدارک مراسم به خاک سپاری پدر، در سرداب منزل غایب گردید.

غیبت امام زمان (عج)، به دو مرحله تقسیم گردید: مرحله کوتاهی، که بدان غیبت صغری گفته اند، و مرحله دراز مدت، که بدان غیبت کبری گفته می شود. «غیبت صغری» از سال 260 که سال وفات امام عسکری (ع) است، آغاز گردید و در سال 329 که سال وفات آخرین نماینده اوست پایان یافت.

این غیبت، از دو جهت محدود بود؛ 1- جهت زمانی 2- جهت شعاعی.

از نظر زمانی بیش از 70 سال (69 سال و شش ماه و پانزده روز) به طول نینجامید و از این رو «غیبت صغری» نامیده شد؛ و از نظر شعاعی نیز، این غیبت، غیبتی همه جانبه نبود، و شعاع و دامنه آن محدود بود، یعنی در طول مدت 70 ساله این غیبت، اگر چه امام از نظرها پنهان بود، لیکن این غیبت و پنهانی، نسبت به همه کس نبود، بلکه کسانی بودند که به صورتی با امام در تماس بودند. و اینان نایبان خاص امام بودند، کارهای مردم را می گذرانیدند، نامه ها و سوالات مردم را به نزد امام می بردند - یا می فرستادند - و پاسخ امام را به مردم می رساندند. و گاهی گروهی از مردم، به وسیله آن نایبان خاص به دیدار امام دوازدهم (ع) راه می یافتند.» .

البته برخی از مورخین، آغاز غیبت صغری را از هنگام ولادت امام مهدی (عج) به شمار آورده اند یعنی از سال 255 آغاز و در سال 329 ختم شده که با این حساب، دوره «غیبت صغری» 75 سال خواهد شد. از این رو، امام زمان (ع) بنابر قول مشهور هنگام غیبت کبری یک انسان کامل 75 ساله بودند. ولی پس از درگذشت آخرین سفیر خصوصی آن حضرت، این راه نیز به روی مردم بسته شد و فقهای اسلام به عنوان مرجع رسمی و نایبان عام حضرت در امور دینی و دنیوی معرفی شدند، و به خاطر بسته شدن همه تماسهای خصوصی، و طولانی بودن زمان غیبت، نام آن را «غیبت کبری» نهادند.

امام صادق (ع) در این رابطه فرموده است: «حضرت قائم (عج) دو غیبت دارد: یکی طولانی (کبری) و دیگری کوتاه (صغری).

یکصد پرسش و پاسخ پرامون امام زمان صفحة 80

خورشید مغرب، محمد رضا حکیمی، ص 43

ارشاد، شیخ مفید، ترجمه ساعدی خراسانی، ص 673

بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 52، ص 155


طبقه بندی: پرسمان مهدویت،
برچسب ها: پرسمان مهدویت،

تاریخ : چهارشنبه 12 شهریور 1393 | 11:24 بعد از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

  • paper | خرید بک لینک | فروش بک لینک