پرسش و پاسخ های رستاخیز ( عاقبت ساحران در آخرت )

آیا ساحران در آخرت عذاب مى‏ شوند؟

رسول اكرم» صلى الله علیه وآله «فرموده است: «ساحر المسلمین یقتل وساحر الكفّار لایقتل. قلت: یا رسول الله لم لایقتل ساحر الكفّار؟ قال: لأنّ الشّرك أعظم من السّحر، لأنّ السّحر والشّرك مقرونان ساحر مسلمان را باید كشت و ساحر كافر را نباید كشت. كسى عرض كرد: چرا ساحر كافر را نباید كشت؟ فرمود: زیرا گناه شرك از سحر بزرگتر است و سحر و شرك همواره با همند.» یعنى وقتى به دلیل گناه شرك، كه از سحر بزرگتر است، نباید او را كشت چگونه مى‏ توان به دلیل سحر او را كشت. نیز از امام صادق» علیه السلام «نقل است: «المنجّم كالكاهن، و الكاهن كالسّاحر، والسّاحر كالكافر، والكافر فى النّار  منجّمان‏] كه از روى ستارگان پیشگویى مى ‏كنند [چون كاهنانند، و كاهنان چون ساحرانند، و ساحران چون كافرانند، و كافران در دوزخند.»

وسائل‏ الشیعه، جلد 17

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های رستاخیز، برچسب ها: پرسش و پاسخ های رستاخیز،
[ چهارشنبه 15 مرداد 1393 ] [ 08:05 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های رستاخیز ( معاد جسمانی یا روحانی ؟ )

آیا معاد جسمانى است یا روحانى؟

منظور از معاد جسمانى این نیست كه تنها جسم در جهان دیگر بازگشت مى ‏كند، بلكه هدف این است كه روح و جسم تواماً مبعوث مى‏ شود، و به تعبیر دیگر بازگشت روح مسلم است، گفتگو از بازگشت جسم است.

جمعى از فلاسفه پیشین تنها به معاد روحانى معتقد بودند و جسم را مركبى مى‏ دانستند كه تنها در این جهان با انسان است، و بعد از مرگ از آن بى ‏نیاز مى ‏شود، آن را رها مى ‏سازد و به عالم ارواح مى‏ شتابد.

ولى عقیده علماى بزرگ اسلام این است كه معاد در هر دو جنبه روحانى و جسمانى صورت مى ‏گیرد، در اینجا بعضى مقید به خصوص جسم سابق نیستند، و مى‏ گویند: خداوند جسمى را در اختیار روح مى ‏گذارد، و چون شخصیت انسان به روح او است این جسم جسم او محسوب مى ‏شود!

در حالى كه محققین معتقدند همان جسمى كه خاك و متلاشى گشته، به فرمان خدا جمع‏ آورى مى ‏شود، و لباس حیات نوینى بر آن مى ‏پوشاند، و این عقیده ‏اى است كه از متون آیات قرآن مجید گرفته شده است.

شواهد معاد جسمانى در قرآن مجید آن قدر زیاد است كه به طور یقین مى ‏توان گفت: آنها كه معاد را منحصر در روحانى مى‏ دانند كمترین مطالعه ‏اى در آیات فراوان معاد نكرده‏ اند وگرنه جسمانى بودن معاد در آیات قرآن به قدرى روشن است كه جاى هیچ‏گونه تردید نیست.

آیاتى كه در آخر سوره یس مى ‏خوانیم به وضوح بیانگر این حقیقت است چرا كه مرد عرب بیابانى تعجبش از این بود كه این استخوان پوسیده را كه در دست دارد چه كسى مى ‏تواند زنده كند؟

و قرآن با صراحت در پاسخ او مى ‏گوید: «قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ» «بگو همین استخوان پوسیده را خدائى كه روز نخست آن را ابداع و ایجاد كرد زنده مى ‏كند».

تمام تعجب مشركان و مخالفت آنها در مسأله معاد بر سر همین مطلب بود كه چگونه وقتى ما خاك شدیم و خاكهاى ما در زمین گم شد، دوباره لباس حیات در تن مى ‏كنیم؟ وَ قالُوا أَ إِذا ضَلَلْنا فِی الْأَرْضِ أَ إِنَّا لَفِی خَلْقٍ جَدِیدٍ (الم سجده آیه 10).

آنها مى‏ گفتند: «چگونه این مرد به شما وعده مى‏ دهد وقتى كه مردید و خاك شدید بار دیگر به زندگى بازمى ‏گردید: أَ یَعِدُكُمْ أَنَّكُمْ إِذا مِتُّمْ وَ كُنْتُمْ تُراباً وَ عِظاماً أَنَّكُمْ مُخْرَجُونَ‏ (مؤمنون آیه 35).

آنها به قدرى از این مسأله تعجب مى ‏كردند كه اظهار آن را نشانه جنون و یا دروغ بر خدا مى ‏پنداشتند: «قالَ الَّذِینَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلى‏ رَجُلٍ یُنَبِّئُكُمْ إِذا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِی خَلْقٍ جَدِیدٍ» كافران گفتند مردى را به شما نشان دهیم كه به شما خبر مى‏ دهد هنگامى كه كاملا خاك و پراكنده شدید دیگر بار آفرینش جدیدى مى ‏یابید» (سوره سبا آیه 7 و 8).

به همین دلیل عموماً «استدلالات قرآن درباره امكان معاد» بر محور همین معاد جسمانى دور مى‏ زند، و بعلاوه قرآن كراراً خاطر نشان مى‏ كند كه شما در قیامت از قبرها خارج مى ‏شوید (یس 51- قمر 7) قبرها مربوط به معاد جسمانى است.

داستان مرغهاى چهارگانه ابراهیم، و همچنین داستان عزیر و زنده شدن او بعد از مرگ، و ماجراى مقتول بنى اسرائیل همه با صراحت از معاد جسمانى سخن مى‏ گوید.

توصیف هاى زیادى كه قرآن مجید از مواهب مادى و معنوى بهشت كرده است‏ همه نشان مى ‏دهد كه معاد هم در مرحله جسم و هم در مرحله روح تحقق مى‏ پذیرد، وگرنه حور و قصور و انواع غذاهاى بهشتى و لذائذ مادى در كنار مواهب معنوى معنى ندارد.

به هر حال ممكن نیست كسى كمترین آگاهى از منطق و فرهنگ قرآن داشته باشد و معاد جسمانى را انكار كند، و به تعبیر دیگر انكار معاد جسمانى از نظر قرآن مساوى است با انكار اصل معاد!

علاوه بر این دلائل نقلى، شواهد عقلى نیز در این زمینه وجود دارد كه اگر بخواهیم وارد آن شویم سخن به درازا مى ‏كشد.

البته اعتقاد به معاد جسمانى پاره ‏اى از سؤالات و اشكالات برمى ‏انگیزد مانند شبهه آكل و مأكول كه محققان اسلامى از آن پاسخ گفته ‏اند .

یكصد و هشتاد پرسش و پاسخ  صفحة 323





موضوع: پرسش و پاسخ های رستاخیز، برچسب ها: پرسش و پاسخ های رستاخیز،
[ چهارشنبه 15 مرداد 1393 ] [ 07:52 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های رستاخیز ( برهان هدف )

دلیل عقلى معاد ( برهان هدف ) را توضیح دهید ؟

بر خلاف پندار مادیین، در جهان ‏بینى الهى، براى آفرینش انسان هدفى بوده است كه در تعبیرات فلسفى از آن به «تكامل» و در لسان قرآن و حدیث گاهى از آن به «قرب به خدا» و یا «عبادت و بندگى» تعبیر شده است‏ وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ: «من جن و انس را نیافریدم مگر به این منظور كه مرا پرستش كنند» (و در سایه عبادت و بندگى كامل شوند و به حریم قرب من راه یابند) (ذاریات- 56).

آیا اگر مرگ پایان همه چیز باشد این هدف بزرگ تأمین مى ‏گردد؟

بدون شك پاسخ این سؤال منفى است.

باید جهانى بعد از این جهان باشد و خط تكامل انسان در آن ادامه یابد، و محصول این مزرعه را در آنجا درو كند، و حتى چنانكه در جاى دیگر گفته‏ ایم در جهان دیگر نیز این سیر ادامه یابد تا هدف نهائى تأمین شده باشد.

خلاصه اینكه تأمین هدف آفرینش بدون پذیرش معاد ممكن نیست، و اگر ارتباط این زندگى را از جهان پس از مرگ قطع كنیم همه چیز شكل معما به خود مى‏ گیرد و پاسخى براى چراها نخواهیم داشت.

یكصد و هشتاد پرسش و پاسخ  صفحة 322





موضوع: پرسش و پاسخ های رستاخیز، برچسب ها: پرسش و پاسخ های رستاخیز،
[ چهارشنبه 15 مرداد 1393 ] [ 07:44 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های رستاخیز ( برهان عدالت )

دلیل عقلى معاد ( برهان عدالت‏ ) را توضیح دهید ؟

دقت در نظام هستى و قوانین آفرینش نشان مى ‏دهد كه همه چیز آن حساب شده است.

در سازمان تن ما آنچنان نظام عادلانه ‏اى حكم فرما است كه هرگاه كمترین تغییر و ناموزونى رخ مى‏ دهد سبب بیمارى یا مرگ مى ‏شود، حركات قلب ما، گردش خون ما پرده‏ هاى چشم ما و جزء جزء سلولهاى تن ما مشمول همان نظام دقیق است كه در كل عالم حكومت مى ‏كند و بالعدل قامت السموات و الأرض: آسمانها و زمین به وسیله عدالت برپا است‏ آیا انسان مى ‏تواند یك وصله ناجور در این عالم پهناور باشد؟!

درست است كه خداوند به انسان آزادى اراده و اختیار داده تا او را بیازماید و در سایه آن مسیر تكامل را طى كند، ولى اگر انسان از آزادى سوء استفاده كرد، چه مى ‏شود؟ اگر ظالمان و ستمگران، گمراهان و گمراه كنندگان با سوء استفاده از این موهبت الهى به راه خود ادامه دادند عدل خداوند چه اقتضا مى‏ كند.

درست است كه گروهى از بدكاران در این دنیا مجازات مى ‏شوند و به كیفر اعمال خود- یا لااقل قسمتى از آن- مى ‏رسند، اما مسلماً چنان نیست كه همه مجرمان، همه كیفر خود را ببینند، و همه پاكان و نیكان به پاداش اعمال خود در این جهان برسند، آیا ممكن است این دو گروه در كفه عدالت پروردگار یكسان باشند؟ به گفته قرآن مجید أَ فَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِینَ كَالْمُجْرِمِینَ ما لَكُمْ كَیْفَ تَحْكُمُونَ: «آیا كسانى را كه در برابر قانون خدا به حق و عدالت تسلیمند همچون مجرمان قرار دهیم، چگونه حكم مى ‏كنید»؟ (قلم- 35 و 36).

و در جاى دیگر مى ‏فرماید: أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِینَ كَالْفُجَّارِ: «آیا ممكن است پرهیزگاران را همچون فاجران قرار دهیم»؟

به هر حال تفاوت انسانها در اطاعت فرمان حق جاى تردید نیست همانگونه كه عدم كفایت دادگاه «مكافات این جهان» و «محكمه وجدان» و «عكس العملهاى گناهان» براى برقرارى عدالت نیز به تنهائى كافى به نظر نمى ‏رسد، بنابراین باید قبول كرد كه براى اجراى عدالت الهى لازم است محكمه و دادگاه عدل عامى باشد كه سر سوزن كار نیك و بد در آنجا حساب شود وگرنه اصل عدالت تأمین نخواهد شد.

بنابراین باید پذیرفت كه قبول عدل خدا مساوى است با قبول وجود معاد و رستاخیز، قرآن مجید مى‏ گوید وَ نَضَعُ الْمَوازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیامَةِ: «ما ترازوهاى عدالت را در روز قیامت برپا مى ‏كنیم» (انبیاء- 47).

و نیز مى ‏فرماید: وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ: «در روز قیامت در میان آنها به عدالت حكم مى ‏شود و ظلم و ستمى بر آنها نخواهد شد» (یونس- 54).

یكصد و هشتاد پرسش و پاسخ  صفحة 321






موضوع: پرسش و پاسخ های رستاخیز، برچسب ها: پرسش و پاسخ های رستاخیز،
[ چهارشنبه 15 مرداد 1393 ] [ 07:37 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های رستاخیز ( برهان حکمت )

دلیل عقلى معاد ( برهان حكمت‏  ) را توضیح دهید ؟

اگر زندگى این جهان را بدون جهان دیگر در نظر بگیریم پوچ و بى‏ معنى خواهد بود، درست به این مى‏ ماند كه زندگى دوران جنینى را بدون زندگى این دنیا فرض كنیم.

اگر قانون خلقت این بود كه تمام جنین ها در لحظه تولد خفه مى‏ شدند و مى‏ مردند چقدر دوران جنینى بى ‏مفهوم جلوه مى ‏كرد؟ همچنین اگر زندگى این جهان بریده از جهان دیگر تصور شود این سردرگمى وجود خواهد داشت.

زیرا چه لزومى دارد كه ما هفتاد سال یا كمتر و بیشتر در این دنیا در میان مشكلات دست و پا زنیم؟ مدتى خام و بى ‏تجربه باشیم «و تا پخته شود خامى، عمر تمام است»!

مدتى به دنبال تحصیل علم و دانش باشیم هنگامى كه از نظر معلومات به جائى رسیدیم برف پیرى بر سر ما نشسته!

تازه براى چه زندگى مى‏ كنیم؟ خوردن مقدارى غذا و پوشیدن چند دست لباس و خوابیدن و بیدار شدن هاى مكرر و ادامه دادن این برنامه خسته‏ كننده تكرارى را دهها سال؟!

آیا به راستى این آسمان گسترده این زمین پهناور و این همه مقدمات و مؤخرات و این همه استادان و مربیان و این همه كتابخانه‏ هاى بزرگ و این ریزه‏ كاری هائى كه در آفرینش ما و سایر موجودات به كار رفته، همه براى همان خوردن و نوشیدن و پوشیدن و زندگى مادى است؟

اینجا است كه آنها كه معاد را قبول ندارند، اعتراف به پوچى این زندگى مى ‏كنند، و گروهى از آنها اقدام به خودكشى و نجات از این زندگى پوچ و بى ‏معنى را مجاز و مایه افتخار مى ‏شمرند!

چگونه ممكن است كسى به خداوند و حكمت بى ‏پایان او ایمان داشته باشد و زندگى این جهان را بى ‏آنكه مقدمه‏ اى براى زندگى جاویدان جهان دیگر باشد قابل توجه بشمرد؟.

قرآن مجید مى ‏گوید: أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ‏ «آیا گمان كردید بیهوده آفریده شده‏ اید و به سوى ما بازنمى‏ گردید»؟ (مؤمنون- 115) یعنى اگر بازگشت به سوى خدا نبود زندگى این جهان عبث و بیهوده بود.

آرى در صورتى زندگى این دنیا مفهوم و معنى پیدا مى‏ كند و با حكمت خداوندى سازگار مى‏ شود كه این جهان را مزرعه ‏اى براى جهان دیگر (الدنیا مزرعة الآخرة) و گذرگاهى براى آن عالم وسیع‏ (الدنیا قنطرة) و كلاس تهیه و دانشگاهى براى جهان دیگر و تجارت خانه ‏اى براى آن سرا بدانیم، همانگونه كه امیر مؤمنان على علیه السلام در كلمات پرمحتوایش فرمود: این دنیا جایگاه صدق و راستى است براى آن كس كه با آن به راستى رفتار كند و خانه تندرستى است براى آن كس كه از آن چیزى بفهمد، و سراى بى ‏نیازى است براى آن كس كه از آن توشه برگیرد، و محل اندرز است، براى آنكه از آن اندرز گیرد، مسجد دوستان خدا است، نمازگاه فرشتگان پروردگار و محل نزول وحى الهى و تجارت خانه اولیاء حق است»

كوتاه سخن اینكه مطالعه و بررسى وضع این جهان به خوبى گواهى مى‏ دهد بر اینكه عالم دیگرى پشت سر آن است‏ وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى‏ فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ: «شما نشاه اولى و آفرینش خود را در این دنیا دیدید چرا متذكر نمى ‏شوید كه از پى بى ‏آن جهان دیگرى است»؟ (واقعه- 62).

یكصد و هشتاد پرسش و پاسخ  صفحة 320





موضوع: پرسش و پاسخ های رستاخیز، برچسب ها: پرسش و پاسخ های رستاخیز،
[ چهارشنبه 15 مرداد 1393 ] [ 07:32 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات