پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( قرآن و ارتقاع روحی و معنوی انسان)

وقتى كه مى گوییم خواندن قرآن در دنیا انسان را از نظر روحى و معنوى بالا مى برد این ارتقاء روحى و معنوى یعنى چه و آیا محسوس مى شود و اثرات آن چیست؟

درك اثر معنوى تلاوت قرآن امرى یافتنى و چشیدنى است و انسانى كه با قرآن مانوس است این معنویت و صفا و نورانیت را به خوبى درك مى كند. تلاوت قرآن آثار معنوى و بركات فراوانى در پى دارد كه برخى را نام مى بریم: 1 نورانیت قلب عن رسول الله (ص): ((ان هذه القلوب تصدإ كما یصدإ الحدید. قیل: یا رسول الله فما جلاوها؟ قال: تلاوه القرآن)) این دلها نیز همانند آهن زنگار مى بندد. عرض شد: اى رسول خدا، صیقل دهنده دلها چیست؟ فرمود: تلاوت قرآن.

عن امیر المومنین (ع): ((ان الله سبحانه لم یعظ إحدا بمثل هذا القرآن، فانه حبل الله المتین وسببه الامین وفیه ربیع القلب وینابیع العلم وما للقلب جلإ غیره)) خداوند سبحان، هیچ كس را به چیزى مانند این قرآن اندرز نداده است زیرا قرآن ریسمان محكم خدا و دستاویز مطمئن اوست. در این قرآن بهار دل است و چشمه هاى دانش. و براى صیقل دادن دل، چیزى جز آن وجود ندارد. 2 زیاد شدن حافظه 3 ایجاد معنویت در میان اهل منزل عن رسول الله (ص): ((ما اجتمع قوم فى بیت من بیوت الله یتلون كتاب الله ویتدارسونه بینهم الا نزلت علیهم السكینه وغشیتهم الرحمه وحفتهم الملائكه...)) هیچ گروهى در خانه اى از خانه هاى خدا براى تلاوت كتاب خدا و مباحثه آن جمع نشدند، مگر این كه آرامش بر آنان فرود آمد و رحمت فرایشان گرفت و فرشتگان آنان را در میان گرفتند... 4 سعه صدر و توسعه روزى قال النبى (ص): ((نوروا بیوتكم بتلاوه القرآن.. فان البیت اذا كثر فیه تلاوه القرآن كثر خیره وإمتع إهله...)) خانه هاى خود را به خواندن قرآن روشن كنید... چون تلاوت قرآن در خانه زیاد شود، خیر آن افزایش پیدا مى كند و اهل آن از نعمت هاى الهى برخوردار مى شوند. 5- نورانیت خانه 6- ایجاد خیر كثیر 7 تمتّع و بهره بردن دیگران از قرائت قارى قرآن درخشندگى و نور افشانى خانه‏اى كه در آن قرآن تلاوت مى شود براى اهل آسمان، همچنان كه ستارگان آسمان براى اهل دنیا نور افشانى مى‏كنند و در واقع خانه هایى كه در آن قرآن خوانده می شود ستارگان زمین براى اهل آسمان هستند. (قال النبى (ص): «نَوِّروا بیوتَكم بتلاوهِ القرآن.. فانّ البیت اذا كثُرَ فیه تلاوه القرآن كَثُرَ خَیرُه وامتَعَ اهلَه واضاءَ لاهل السماء كما تَضى‏ء نجوم السماء لاهل الدنیا» (عده الداعى/ 268) 9- رفع عذاب قال النبى (ص) «لایُعَذِّبُ الله قَلْباً وَعى القُرآنَ» (امالى شیخ طوسى 6/ 1) [عذاب نمى‏ كند خدا قلبى را كه در آن قرآن جاى دارد.

10 بركت بسیار 11 حضور ملائكه 12- هجرت و دور شدن شیاطین: قال على (ع): البیتُ الذى یُقرأ فیهِ الْقُرآن ویُذكَر الله عزوجل فیه تكثُر بركته و تحضُرُه الملائكه و تهجره الشیاطین..» (الكافى 610/ 2) 9- عدم هلاكت مردم: على (ع) در زمره كسانى كه حرمت آنها موجب عدم هلاكت مردم مى شود كودكان متعلّم و فراگیرنده قرآن رامى شمرد: والولدان یتعلّمون القرآن» (علل الشرایع/ 521) 16-

دفع بلاء 14 محفوظ بودن از شر دشمنان 17 نزول باران قال الباقر (ع):... ورَجُلٌ قَرَأ القرآن... فَبِاوُلئِكَ یَدْفَعُ اللهُ الْعَزیرُ الْجَبّارُ البَلاءَ وباولئك یُدیل اللهُ عزوجل من الْاَعداءِ وَ بِاوُلئِكَ یُنزل الله عزوجل الغیث من السماء» (الكافى جلد 2-) 18- اختلال قرآن باگوشت و خون 19 قرار گرفتن در زمره فرشتگان با كرامت و نیك. 20 قرآن مانع از عذاب قارى قرآن است: قال الصادق (ع): «مَنْ قَرَأ القرآنَ وَ هُوَ شابٌ مُؤْمِنْ اخْتِلَطَ الْقُرآنُ بِلَحْمِهِ وَدَمِهِ وَجَعَلَه اللهُ مَعَ السَفَرَه اِلكرامِ البَرَره وَكانَ الْقُرآنُ حَجیزاً عَنْهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ» (ثواب الاعمال/ 126) 21 نزدیك بودن دُعا به اجابت: امام صادق (ع) از پدر بزرگوارشان این حدیث را نقل مى‏ كنند: «اِغْتِنَمُوا الدُّعاءَ عِنْدَ خَمْس عِنْدَ قَراءَهِ الْقُرْآنِ وَعِنْدَ الْاَذانِ وَعِنْدَ نُزُولِ الْغَیْثِ وَعِنْدَ التقاء الصَفَینِ لِلشَّهادَهِ وَعِنْدَ دَعْوَهِ الْمَظْلُومِ، لَیْسَ لَها حِجاب دَوْنِ العرش» [دعا را در پنج وقت غنیمت شمرید كه نزدیك به اجابت باشد، در وقت قرائت قرآن واذان و نازل شدن باران و در وقت برخورد دو جناح (حق و باطل) در جنگ به قصد شهادت و در وقت دعوت مظلوم، در این پنچ وقت حجابى براى استجابت دعا جز عرش الهى نیست‏] (امالى صدوق/ 234) اخلاق اسلامى ج 1، اكبر خادم الذاكرین

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( قرآن و ارتقاع روحی و معنوی انسان)،
[ یکشنبه 30 شهریور 1393 ] [ 11:07 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( آثار ، نتایج و شرایط صدقه )

آثار و نتایج صدقه و شرایط آن چیست ؟

صدقه نتایج و آثار دنیوى و اخروى بسیارى دارد. در روایت است امام صادق (ع) از پیامبر اكرم (ص) نقل كرده كه فرمودند: انّ الصدقه تدفع میته السوء عن الانسان صدقه مرگ بد را از انسان دور مى ‏سازد». هم‏چنین امام كاظم (ع) از پیامبر (ص) نقل مى ‏كنند كه: الصدقه فى السر تطفى غضب الرب صدقه در پنهانى خشم پروردگار را خاموش مى‏ گرداند».

صدقه باید با نیت خالص و بدون منت گذارى انجام گیرد و به مستحق واقعى برسد. كسانى كه گدایى مى‏ كنند، وضعیت‏ هاى كاملاً متفاوتى دارند: برخى واقعاً نیازمند مى ‏باشند، برخى هیچ نیازى نداشته و گدایى برایشان نوعى عادت است. برخى نیز گرفتار اعتیاد و بزهكارى بوده و كمك‏هاى مردم را در طریق نامشروع مصرف مى‏ كنند. بنابراین در كمك به آنان باید با دقت و توجه به جهات مختلف عمل كرد.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

بحارالانوار، ج 18، ص 21

بحارالانوار، ج 74، ص 103

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 05:04 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( مقصود از زایل شدن عقل چیست ؟ )

زایل شدن عقل در بعضى امور مثل شراب و لذت هاى نامشروع به چه معناست؟

انسان داراى دو نوع عقل مى ‏تواند باشد، عقل معاش و عقل معاد. عقل معاش آن است كه اغلب مردم از آن برخوردارند و با آن امور روزمرّه زندگى خود را سامان مى‏ دهند و عقل معاد مخصوص اهل ایمان است كه در اثر اعتقاد به خداوند و معاد و حقانیت دین، امور حیات معنوى و آخرتى خود را تنظیم مى‏ نمایند این همان عقلى است كه آدمى را به عبادت خداوند فرا مى ‏خواند. همان طور كه نوشیدن شراب موجب مستى و زوال كلى عقل مى ‏شود و حرام است، برخى امور نیز در روایات ذكر شده است كه تنها موجب مستى معنوى و زوال عقل معاد در انسان مى‏شوند باین معنى كه در اثر آنها آدمى یاد خدا و قیامت را فراموش نموده و غافل مى ‏گردد. ثروت، مقام، جوانى و لذت نامشروع از مواردى هستند كه ممكن است موجب مستى و زوال عقل معاد در انسان شوند. همچنین موسیقى حرام و لذت بردن نامشروع از اندام خویش، قطعا از موارد زوال عقل مى ‏باشند و این طور نیست كه هر لذتى، اگر چه مشروع خلاف عقل باشد.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 05:00 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( چگونه ممكن است كه سكوت و خاموشى ذكر خدا باشد؟ )

چگونه ممكن است كه سكوت و خاموشى ذكر خدا باشد؟

ذكر زبانى همان‏طور كه در برابر ذكر قلبى قرار مى ‏گیرد در قبال ذكر فعلى و عملى نیز واقع مى ‏شود، یعنى گاهى یك فعل از آن جهت كه یادآور خداست ذكر نامیده مى‏ شود گرچه آن فعل توسط دست یا پا یا سایر اعضا انجام شده است زیرا ذكر به معناى یاد خدا اختصاصى به قلب ندارد بلكه هر كارى كه نمودار یاد پروردگار باشد، ذكر او است. گاهى سكوت و خاموشى ذكر خداست و این معنا نه از آن جهت است كه چون صَمْت و خموشى با فكر، تدبّر، تأمّل همراه است و این عناوین یادآور خداوند است به این مناسبت عنوان ذكر بر سكوت اطلاق مى‏ شود، زیرا در این حال، اطلاق ذكر بر سكوت از قبیل وصف به حال متعلّق موصوف است، نه خود موصوف بلكه از آن جهت است كه خود صَمْت، خموشى و سكوت لازم یا راجح است، جایى كه سخن گفتن منشأ فتنه، یا سبب شنیدن سخن نامحرمانه بیگانگان باشد، خودِ سكوتْ ذكر خداست، چنانكه اگر صَمْت و خموشى سبب پدید آمدن حالتِ تفكر، تدبّر، اتّعاظ و مانند آن باشد از آن لحاظ كه وسیله كمال است و پایه تعالى محسوب مى‏ شود، به عنوان مقدمه نه اصل، مصداق صحیح ذكر خواهد بود.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

آیه الله جوادى آملى، حكمت عبادات

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 04:57 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( آثار دعا در زندگى دنیوى و اخروى )

آثار دعا در زندگى دنیوى و اخروى چیست؟

دعا همان عبادت و مغز آن است الدعاء مخ العباده و آثار آن نیز همان آثار عبادت است.

بعضى از این آثار عبارت است از:

1 دعا روح استكبار و تكبر را مى‏ میراند

2 دعا استقلال نبخشیدن به اسباب عادى و التفات به مسبّب الاسباب است

3 دعا و اعتقاد به آن، انسان را براى وصول به نتیجه امیدوار مى ‏سازد

4 دعا، روح را تقویت و عزم را جزم مى ‏كند

5 دعا آرامش ‏بخش مى ‏باشد

6 در روایتى، دعا جزء قدر الهى و در سلسله اسباب وجودى تحقق یك چیز دانسته شده است از این رو چه بسا سرنوشت زندگى را رقم مى ‏زند.

این روایت نكته مهمى را به ما مى‏ فهماند كه دعا یك تلقین صرف نیست كه با این تلقین، دعاكننده فقط نسبت به وصول نتیجه امیدوار شود، یا فقط یك آرامش توهّمى بگیرد بلكه تلقین واقعیتى است كه مشكلات شدید را حل نموده و از اسباب عادى و طبیعى قوى ‏تر عمل مى ‏كند. كسانى كه خود این را تجربه كرده یا تجربه دیگران را دیده‏اند، دعا را تلقین بى ‏واقعیت نمى ‏بینند. گرچه خاصیت آن تلقینى را هم كه روان‏شناسان در بعضى از مشكلات روانى سفارش كرده ‏اند دارا مى‏ باشد.

 7 دعا انسان را با زمزمه‏ هاى اهل دل، مأنوس مى‏كند و كم كم انسان را به سمت اهداف متعالى، سوق مى‏ دهد.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 04:48 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( چه کسی در نزد خدا محبوب تر است)

شخصى كه از گناهان توبه كرده نزد خدا محبوب تر است یا شخصى كه اصلا فرصتى براى گناه كردن پیدا نكرده است؟

اگر منظورتان این است كه این فرد آمادگى براى گناه كردن داشته است ولى زمینه آن برایش فراهم نشده است این فضیلتى براى انسان محسوب نمى شود و در واقع فعالیت مثبتى براى مبارزه با نفسش و ترك میل و هوایى كه مخالف دستور خداوند است انجام نداده است.

اما فرد گنهكارى كه پس از ارتكاب گناه، بیدار و متوجه شده و قلبا پشیمان و نادم گشته و واقعا به در گاه الهى توبه كرده است، حركت رو به جلو و فعالیت مثبتى انجام داده است و در جان و روحش طوفان و انقلابى به پا شده و به خداى خود رجوع كرده است و پیوند و ارتباط خود را با خداوند محكم و استوار كرده است.

گناه نكردنى ارزشمند و قابل تقدیر و پاداش است كه با وجود فراهم بودن زمینه گناه و امكان انجام آن، تقوا و خدا ترسى مانع انجام آن شود و انسان به خاطر خدا و اطاعت امر او بر روى خواهش و خواسته خود پا بگذارد و از میل و هواى خود صرف نظر نماید. چنین دورى ازگناهى است كه نشانه تقوا و بندگى است و مقرب انسان به درگاه ربوبى است نه اینكه اصلا زمینه گناه فراهم نباشد و انسان نتواند گناهى بكند.

پس فرد تائبى كه نفس لوامه و ملامتگرش او را به توبه و استغفار واداشته و عذر تقصیر به پیشگاه الهى آورده برتر و محبوب تر از كسى است كه به دلیل فراهم نبودن زمینه گناه و امكان پذیر نبودن آن مرتكب گناه نشده است. در روایت آمده است: انین التائبین احب الى من تسبیح المسبحین ناله توبه كنند گان در نزد من از تسبیح تسبیح كنندگان محبوبتر است. شاید بتوان از این روایت برترى و فضیلت گنهكار توبه كاررا بر بى گناهى كه به خاطر عدم وجود زمینه گناه گناهى مرتكب نشده است استفاده كرد.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 04:44 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( اثرات گناه در زندگی انسان )

از كسى شنیدم كه مى گفت اگر تو گناهى انجام دهى به طور مثال دروغى بگویى بعد از توبه خدا گناهت را مى بخشد اما این گناه مانند شكستن شاخه اى است كه ممكن است صاحب درخت تو را ببخشد اما شاخه درخت به حالت اول بر نمى گردد و همین طور اثر وضعى آن دروغ هم مى ماند و فقط در پرونده اعمالت ثبت نمى شود. آیا این مطلب درست است؟

مجازات بر سه گونه است:

1 مجازات قراردادى (تنبیه و عبرت)

2 مجازاتى كه با گناه رابطه تكوینى و طبیعى دارد (مكافات دنیوى)

3 مجازاتى كه تجسم خود جرم است و چیزى جدا از آن نیست (عذاب اخروى)

نوع اول مجازات همان كیفرها و مقررات جزایى است كه در جوامع بشرى به وسیله تقنین الهى یا غیرالهى وضع گردیده است. فایده این گونه مجازات ها دو چیز است: یكى جلوگیرى از تكرار جرم وبه وسیله خود مجرم یا دیگران از طریق رعبى كه كیفر دادن ایجاد مى كند و به همین جهت مى توان این نوع مجازات را تنبیه نامید.

فایده دیگر تشفى و تسلى خاطر ستمدیده است و این در مواردى است كه از نوع جنایت و تجاوز به دیگران باشد.

نوع دوم، كیفرهایى است كه رابطه على و معلولى با جرم دارند، یعنى كیفر معلول جرم و نتیجه طبیعى آن است. این كیفرها را «مكافات عمل» یا «اثر وضعى گناه» مى نامند. بسیارى از گناهان اثرات وضعى ناگوارى در همین جهان براى گناهكار در پى دارد. مثلا شراب خوارى علاوه بر زیان هاى اجتماعى، صدمات زیادى بر روان و جسم شراب خوار وارد مى سازد. شرابخوارى موجب اختلال اعصاب و تصلب شرائین و ناراحتى هاى كبدى مى گردد. منظور از اثر وضعى همان اثر ذاتى است كه با جرم و گناه پیوند ناگسستنى دارد و از ان جدا نمى گردد. مثلا اثر وضعى و ذاتى نوشیدن سم خطرناك، مردن است و مردن معلول این علت است و در نظام علت و معلول جهان هر چیزى موقعیت خاصى دارد و ممكن نیست علت واقعى، معلول واقعى را به دنبال خود نیاورد. هر چند دنیا محل كشت و آخرت فصل درو است ولى گاهى برخى از اعمال در همین دنیا، نتایج خود را نشان مى دهد. این دریافت ثمره عمل و درو كردن كشته نوعى جزاى الهى است ولى جزاى كامل نیست چون محاسبه دقیق و مجازات كامل در آخرت انجام مى گیرد. دنیا خانه عمل است و احیانا جزا هم در آن داده مى شود ولى آخرت صددرصد خانه جزا و حساب است، در آنجا مجالى براى عمل نیست.

كارهایى كه مربوط به مخلوق خدا است، خواه نیكى و احسان باشد یا بدى و آزار به مردم، غالبا در همین دنیا پاداش و كیفرى دارد بى آن كه چیزى از جزاى اخروى آنها كم گردد. مثلا بدى كردن با پدر و مادر، در همین جهان كیفر دارد به ویژه اگر این بدى كشتن آنها باشد. حتى اگر پدر و مادر انسان كافر یا فاسق هم باشند باز هم بدى نسبت به آنها بدون عكس العمل نمى ماند. منتصر عباسى پدرش متوكل را كه از پلیدترین خلفاى عباسى بود كشت ولى پس از مدت كوتاهى خود نیز كشته شد. با این كه متوكل در مجالس انس و عیش خود على (علیه السلام) را مسخره مى كرد و دلقك هاى او تقلید على (ع) را كرده و مسخرگى مى كردند و در اشعار خویش به او اهانت مى كردند. زمانى كه منتصر شنید پدرش حضرت فاطمه (علیها السلام) را دشنام مى دهد از بزرگى پرسید مجازاتش چیست؟ او گفت: قتلش واجب است ولى بدان هر كس پدرش را بكشد عمرش كوتاه خواهد شد. منتصر گفت: من باكى ندارم در راه اطاعت خداوند عمرم كوتاه گردد. پدرش را كشت و پس از وى، هفت ماه بیشتر زنده نماند (سفینه البحار، مرحوم شیخ عباس قمى، ماده «وكل»)

نوع سوم از مجازات، مجازات هاى جهان دیگر است كه رابطه تكوینى قوى تر با گناهان دارند. رابطه عمل و جزا در آخرت نه مانند نوع اول قراردادى است و نه مانند نوع دوم از نوع رابطه علت و معلول است بلكه از آن هم یك درجه بالاتر است. در اینجا رابطه عینیت و اتحاد حكمفرماست. یعنى آن چه در آخرت به عنوان پاداش یا كیفر به نیكوكاران و بدكاران داده مى شود تجسم عمل خود آنها است. یعنى ان چه به آدمى در آن جهان مى رسد، چه نعمت هاى بهشتى و چه عذاب دوزخى، همان چیزهایى است كه آدمى خودش آماده و مهیا ساخته است. مجازات آخرت، تجسم یافتن عمل است. نعمت و عذاب آن جا همین اعمال نیك و بد است كه وقتى پرده كنار رود تجسم و مثل پیدا مى كند. تلاوت قرآن صورتى زیبا مى شود و در كنار انسان قرار مى گیرد. غیبت و رنجاندن مردم به صورت خورش سگان جهنم در مى آید.

حال در مورد پرسش شما باید بدانید كه عملى كه از روى علم و عمد و توجه نباشد اگر عملى خلاف و ناپسند هم باشدگناه محسوب نمى شود چون معناى گناه جرم و عصیان و پرده درى و سرپیچى از فرمان مولا است و این در صورتى است كه با علم و عمد و توجه باشد. در مثالى كه آورده اید یعنى خوردن لقمه اى كه در واقع حرام است ولى ما از حرمت آن بى خبریم این اصطلاحا جرم و عصیان و گناه شمرده نمى شود و در نتیجه كیفر و مجازات نوع اول را كه كیفر قراردادى بود و هدف آن تنبیه فرد مجرم و عبرت گیرى خود مجرم و دیگران بود در این مورد معنا ندارد چون اصلا گناهى نكرده تا مشمول این نوع كیفر باشد ولى كیفر نوع دوم كه اثر وضعى آن است در اینجا مكن است شامل شود.

در مثالى روشن تر اگر فردى ظرف شرابى بنوشد و علم به شراب بودن و حرام بودن آن نداشته، بدون شك استحقاق كیفر نوع اول را ندارد چون اصلا گناهى مرتكب نشده است ولى كیفر نوع دوم كه اثر طبیعى شرب خمر و اثر وضعى و ذاتى آن است حتما وجود دارد و مست شدن و بى خبرى و بى عقلى و صدمات جسمانى و روانى ناشى از نوشیدن شراب متوجه این فرد خواهد شد هر چند علم و عمدى در كار نبوده است. در همین مثال اگر این فرد شراب را آگاهانه و عمدا بنوشد، علاوه بر كیفر نوع دوم، مشمول كیفر نوع اول و سوم نیز خواهد بود.

تیرگى روح و معنویت در اثر گناه عمدى و از روى علم حاصل مى گردد كه فرد با عصیان و جرم بین خود و خداوند حجاب و پرده ایجاد مى كند و فطرت خداجوى خود را آلوده مى سازد و لى در عین حال بعضى امور هر چند گناه و عصیان هم نباشد از آثار آن، تیره ساختن روح و روان آدمى است.

مثلا در مورد بعضى بزرگان نقل كرده اند كه غذاى دست پخت زن در حال عادت ماهانه را نمى خورده اند و یا غذایى را كه بدون گفتن بسم الله تهیه مى شده نمى خورده اند و این تیرگى روح اگر هم كیفر بنامیم كیفر نوع اول نمى باشد بلكه اثر وضعى و كیفر نوع دوم است.

دروغ بیشتر اثر وضعى اش اجتماعى است، و باعث مى شود سخن فرد دروغ گو در میان مردم بى تاثیر و بى اعتبار شود. پیشوایان دینى با ذكر آثار وضعى دروغ، خیانت و... در تربیت انسان‏ها و از بین بردن زمینه این آفات كوشیده‏اند. یكى از یاران پیامبر اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏وآله ‏وسلم مى ‏گوید:

پیامبر اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏وآله ‏وسلم به سوى ما مى‏ آمد و در حالى كه مشغول تجارت بودیم، مى ‏فرمود: اى گروه تاجران از دروغ بپرهیزید.

آرد فروشى خدمت امام صادق علیه‏السلام آمد. حضرت فرمود: از این كه چیز دیگرى را با آرد مخلوط كنى و به حساب آرد بفروشى بپرهیز زیرا كسى كه در دارایى‏هاى دیگران خیانت كند، در دارایى‏هاى او خیانت مى ‏شود و اگر دارایى نداشته باشد، به خانواده‏اش خیانت مى ‏شود.

در صورتى كه فرد دروغ گو توبه نماید، باید بتواند دوباره شخصیت خود را در میان مردم بازسازى نماید و به گونه اى عمل كند كه دوباره مردم به سخن او اعتماد كنند و تنها بدین گونه است كه قادر خواهد بود، اثر وضعى دروغ را بزداید.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 04:41 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( تغییر مجازات های اخروی با توبه )

آیا با توبه مجازات‏هاى اخروى كه نتیجه وضعى و تجسم خود اعمال است تغییر مى ‏یابد؟

اثر وضعى اعمال با اعمال دیگر قابل تغییر است و این به معناى تغییر قانون نیست، بلكه جابه جایى موضوعات در دایره شمول قوانین است. به عبارت دیگر از بین رفتن اثر سوء عمل در نتیجه توبه واقعى خود یكى از آثار وضعى توبه است، بنابراین اعمال انسان و نتایج آنها داراى تأثیرات متقابل مى‏ باشند و ملاك محاسبه در قیامت شخصیت شكل گرفته نهایى آنان است.

تاثیر عمل بر انسان مانند كم و زیاد شدن نور است. وقتى نور كم مى شود ظلمت غلبه مى كند و هنگامى كه نور فزونى مى گیرد، ظلمت ناپدید مى شود. در صورتى كه انسان با اعمال نورانى، دل و روح خود را نورانى كرده باشد و با همین نورانیت از دنیا برود، در آخرت هم با همان نور محشور مى شود و مشكلى نخواهد داشت اگر چه در محدوده اى از عمر خویش دچار غلبه ظلمت بوده باشد.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 04:35 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( ترک مستحبات )

آیا ممكن است ترك مستحبات موجب دریغ رحمت خداوند از بندگان شود؟

در پاسخ به چند نكته توجه نمایید:

1- احكام الهى چه واجبات و محرمات و چه مستحبات و مكروهات برمصالح و مفاسد مبتنى است و فلسفه وجودى آنها تامین مصالح بندگان و دفع مفسده از آنان است.

2- هر چند انجام مستحبات لازم نیست و نیزانجام مكروهات اشكالى ندارد اما بدون شك با ترك مستحبات برخى مصالح هر چند در مقیاس كوچك از انسان فوت مى گردد و با انجام مكروهات برخى مفاسد هر چند به صورت ضعیف متوجه او مى گردد.

3- رعایت مستحبات و مكروهات هر چند ارزش والایى دارد و انسان را به مقامات عالیه سوق مى دهد ولى در عین حال در انجام آنها رتبه و درجه معرفت و كمال انسان باید مورد توجه قرار گیرد. به عبارت دیگر وظیفه اولیه و مهم ما انجام واجبات و ترك محرمات است و باید دروهله اول درعمل به واجبات و ترك محرمات الهى تلاش و كوشش داشته باشیم و در مرحله و گام بعدى در انجام مستحبات و مكروهات بكوشیم. به بیان دیگر كسى كه در انجام واجبات و ترك محرمات كوتاهى و مسامحه مى كند نباید در اندیشه انجام مستحبات و ترك مكروهات باشد.

4- ترك مستحبات و انجام مكروهات هر چند براى همه تاثیر نا مطلوبى دارد ولى میزان و مقدار این تاثیر نا مطلوب بستگى به مقام و رتبه معرفت و كمال انسان دارد. هر چه كمال و معرفت انسان بیشتر باشد و قرب او به بارگاه الهى بیشتر باشد ترك مستحبات و انجام مكروهات محرومیت بیشترى براى او به دنبال دارد و مجازات و تنبیه او شدید تر خواهد بود به گونه اى كه كیفرانجام یك مكروه و یا ترك یك مستحب براى بندگان مقرب خداوند شدیتر از مجازات و كیفر انسانى معمولى به خاطر ترك واجبات و انجام محرمات است و به همین خاطر گفته شده است: حسنات الابرار سئیات المقربین یعنى اعمال نیك ابرار براى مقربان گناه محسوب مى گردد و موضوع ترك اولاى بندگان خاص خداوند و انبیا و اولیا در همین راستا قابل بررسى و مطالعه است.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 04:28 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( تأثیر دعا و نیایش )

لطفا بفرمایید دعا و نیایش و توسل و ... به راستى تأثیرى بر زندگى انسان و به ویژه حل گرفتارى ها و مشكلات مادى و معنوى وى دارد یا خیر؟ در مورد دعا و نیایش آنچه به نظرم مى رسد این است كه این گونه اعمال (نماز دعا و سایر نیایش ها) بیشتر با هدف التیام و آرامش روانى به كار مى روند و چندان كه مى نماید در زندگى انسان و سرنوشت او تأثیرى ندارد. نظر شما چیست؟

بدون تردید دعا بر زندگى انسان و در حل گرفتارى مادى و معنوى تأثیر دارد و صرف تلقین روانى نیست بلكه به عنوان یك عامل مهم در سرنوشت آنها نقش آفرینى مى كند.

«دعا» یعنى، خواندن مدعوّ و متوجه ساختن او به طرف داعى. (تفسیرالمیزان، ج 2، ص 31، آیه 186 بقره). دعاكننده با دعاى خود، عنایت و التفات مدعو را مى‏طلبد آن‏گاه حاجت خود را از او سؤال و درخواست مى ‏كند. از این رو سؤال با دعا فرق مى‏ كند زیرا سؤال به منزله غایت و هدف دعا است مثل این كه كسى را از دور یا نزدیك، صدا بزنیم تا روى خود را به طرف ما برگرداند. آن وقت خواسته خود را از او سؤال و درخواست كنیم. كلاً دعا داراى آداب، احكام و اسرارى است.

اسرار و فلسفه دعا به استناد آیات و روایات، دعا خود امرى عبادى است. از این رو بعضى مى ‏گویند: خدایا تو دستور دادى دعا كنید. ما هم اطاعت مى ‏كنیم چه درخواست عملى شود و به ما بدهى و چه ندهى آنان كه تسلیم محض هستند به عنوان تأدب دعا مى‏ كنند. مؤمنان در سرزمین منا چنین دعا مى ‏كنند: «ربنا آتنا فى ‏الدنیا حسنه و فى ‏الاخره حسنه و قنا عذاب النّار». اینان در طلب حسنات و خوبى ‏هاى دنیا و آخرت هستند. یعنى درخواست چیز خوب، حلال، طیب و طاهر دارند و این دعاى خوبى است. داشتن فرزند خوب و صالح، همسر با ایمان، رفقاى مؤمن، معلم شایسته، شاگرد خوب، داد و ستد حلال، نیروهاى اقتصادى خوب، همه اینها حسنات دنیاست. ولى گروه دیگر كسانى هستند كه زرق و برق دنیا را طلب مى‏ كنند نه حسنه، اینها هیچ بهره معنوى نخواهند داشت. از این رو بهترین پیشنهاد و دعا این است كه انسان فضل پروردگار را طلب كند. لطف و خیر او را طلب كند و بگوید: خدایا حسنات دنیا و آخرت را به من عطا كن. ائمه (ع) نیز در دعا، خوى بزرگ‏منشى را به ما آموخته ‏اند كه سعى كنید هرگز از خدا مال زیاد نخواهید بلكه بخواهید آبرویتان محفوظ باشد و نیز در دعا بلند همت باشید.

در دعاى كمیل از خدا مى ‏خواهیم كه برجسته‏ ترین و بهترین انسان‏هاى نمونه باشیم. ازاین‏رو در شب‏هاى جمعه از خدا مسألت مى‏ كنیم كه خدایا مرا به جایى برسان كه از من بالاتر كسى نباشد «و اجعلنى من احسن عبیدك نصیبا عندك و اقربهم منزله منك و اخصّهم زلفه لدیك». با این اوصاف هر آنچه كه در قالب حسنات مى‏ گنجد و مقدمه وصول به سعادت اخروى است (از یك طرف) و قوام و پایدارى زندگى دنیا را در بردارد (از طرف دیگر) درخواست آن نه تنها بلامانع بلكه نشان‏دهنده اوج عبودیت و بندگى است.

الف) دعا توجه انسان به سرچشمه وجود و پروردگار هستى است. در میان همه عبادت‏ها عبادتى نیست كه چون دعا این رابطه فرخنده را به شایستگى تحقق بخشد و آن را مداوم و جاودانه گرداند. دعا یك فرصت برتر و بدل‏ ناپذیر است كه خداى تعالى به بندگانش عطا كرده تا آنان باسود جستن از آن به حضور یگانه هستى بخش خود بار یابند و از حضرتش براى پیمودن طریق كمال و دست سودن بر ستیغ سربلندىِ روح مدد خواهند. دعا چاره‏ساز دردها و گرفتارى ‏هاى روانى و جسمانى است.

ب) شناخت انسان از نیازهاى بى‏حد و مرز خود و بى ‏نیازى مطلق پروردگارش و این كه او مبدأ هر خوبى و كمالى است، با روى آوردنِ وى به دعا رابطه مستقیم دارد. در این میان هر چه نیازهاى او بزرگ‏تر و دردهایش جانكاه‏تر باشد، نیایش و تضرع كردنش به درگاه خداوند شدت و گرماى بیش‏تر خواهد یافت. سرّ تأكید و توجه ویژه‏اى كه در سنت و سیره پیامبران و پیشوایان الاهى بر دعا و پرداختن به آن شده است و نیز راز اشتیاق بسیار آن بزرگان به دعا در این واقعیّت نهفته است.  پیامبر گرامى اسلام (ص) هم خود اهل دعا و راز و نیاز بود و هم دیگران را به حاجت خواستن از پروردگار یكتا سفارش مى‏ فرمود و ترك آن را جایز نمى ‏دانست.

امام صادق (ع) درباره امام على (ع) فرموده است: امیر مؤمنان (ع) «دَعّاه» (بسیار دعا كننده) بود.

دیگر پیشوایان ما نیز به دعا عنایت ویژه داشتند از خود دعاهاى گران ارج و پرمحتوایى به یادگرا گذارده ‏اند. این بخش از میراث آن پاكان در مجموعه ‏هایى با عنوان «صحیفه» گردآورى و تدوین شده است براى نمونه مى‏ توان به «صحیفه سجادیه» «صحیفه صادقیه»، «صحیفه كاظمیه» و «صحیفه رضویه» اشاره كرد.

ج) با دقت در این صحیفه ‏ها و دیگر متون معتبر دعا درمى‏ یابیم كه بالاترین مرتبه نیازخواهى نزد امامان معصوم (ع)، ابراز عشق پرشور و بى‏منتها به معبود یگانه و ستایش پروردگار و یادكرد شكوه و بزرگى او است یعنى انسان به چنان رشد معنوى و بالندگى روحى دست پیدا كند و تا آن جا به آفریدگار بى‏ كرانه نزدیك شود كه عشق تابناك و حیات‏بخش الاهى بر همه وجودش پرتو افكن گردد و هر اندیشه و خاطرى جز اندیشه معشوق ازل و ابد را از دلش بزداید و چنان شود كه انسان راه یافته به حریم دوست جز دوست نخواهد و جز او را طلب نكند.

پس دعا كردن همیشه بدین معنا نیست كه از خدا چیزى بخواهیم. گاه دعا یعنى از خدا خودِ او را خواستن و این والاترین و با شكوه ‏ترین مرتبه دعا است كه بیش از هر جا و در عالى ‏ترین شكل خود، در نیایش‏ هاى رسیده از معصومان (ع) یافت مى ‏شود. از این رو است كه پیامبر (ص) به هنگام دعا خواستار عشق شورمند الاهى است و این كه این عشق برترین، لذت‏ بخش ‏ترینِ عشق‏ ها گردد: «اللهم انى اسألك حبك و حب من یحبك، و العمل الذى یبلغنى حبك. اللهم اجعل حبك احب الى من نفسى و اهلى و من الماء البارد  خدایا، من از تو عشق تو را خواهانم و عشق به دوستدارانت را و این كه در پى كار مى‏ روم كه مرا به عشق تو پیوند دهد. خدایا، آن كن كه دوستى تو پیش من از خودم و خانواده‏ ام و آب خوش‏گوار محبوب‏تر باشد.»

د) دعا در اندیشه اسلامى، افزون بر این كه تجلى فقه و وسیله ابراز عشق به خدا است، روشى مهم و تأثیر گذار براى تعلیم و تربیت و تعالى بخشیدن به روح آدمى در ساحت‏هاى فردى و اجتماعى است.

مجموعه تعالیم دینى و آموزه‏هاى تربیتى و دانش‏هاى الاهى كه در متون دعایى مطرح گردیده، در جهت پرداختن به دو اصل مهم «تربیت» و «تعلیم» و آموختن دانش و بینش براساس باورهاى اسلامى است.

بى ‏تردید، دعا كردن و دست نیاز به سوى خداوند بى ‏نیاز برآوردن تنها ویژه تعالیم اسلامى نیست و در همه ادیان و مذاهب دعاها و كلماتى براى مناجات با پروردگار وجود دارد. با این همه آن چه دعاهاى اسلامى را از دعاهاى دیگر متمایز مى ‏سازد، مایه‏ور بودن محتوا و اثر بخشىِ بسیار دعا در همه ابعاد زندگى انسان است به دیگر سخن، «دعا در اسلام- جز دعاهاى قرآنى كه عین وحى است- بیان دیگرى از آموزه‏هاى فرد ساز و جامعه پرداز وحى است یعنى همان درس‏هاى قرآنى است كه خداوند مهربان براى تربیت انسان، به وسیله آیات آسمانى فرستاده است. ادعیه خود به گونه‏اى تفسیر قرآن كریم‏اند و شرح معارف آسمانى ‏اند و یادآور تربیت‏هاى قرآنى و تكرار و تأكید و تشریح آموزه‏هاى وحیانى». راستى چه فرقى مى‏ توان نهاد میان قرآن كریم و متن دعایىِ صحیفه سجادیه، كه هر دو از جهت محتوا و تنوع مضمون و نیز هدف تعلیمى و تربیتى همداستانند و به یك نقطه چشم دوخته‏ اند، جز این كه یكى «قرآن نازل» و معجزه ماندگار پروردگار است و دیگرى نمونه كامل «قرآن صاعد» و املاى امام زین ‏العابدین (ع)؟

ه) حال، با توجه به جایگاه بلند دعا در اندیشه اسلامى و نقش بزرگ آن در سازندگى فردى و اجتماعى و پیوند ناگسستنى ‏اش با وحى الاهى، جاى این گله‏گزارى و سخن دردمندانه هست كه بگوییم برخورد جامعه اسلامى (عامه مردم و عالمان و روشنفكران) با این میراث گرانسنگ تزكیه و تعلیم برخوردى اصولى و مبتنى بر شناخت تمام عیار حقیقت دعا نبوده است و در میان متون مقدس دینى، بیش از همه این چهره فروغ گستر متون دعایى است كه زیر خروارها غبار غربت و بى‏ اعتنایى پوشیده مانده است.

سبب چه مى‏ تواند باشد جز ناآگاهى مردمان و نادانىِ مدعیان فضل و آگاهى در طول تاریخ نسبت به نقش سازنده دعا كه خود باعث گردیده بسیارى از ما یا با دعا احساس بیگانگى كرده، آن را از صحنه زندگى خود حذف كنیم و یا بى ‏توجه به فلسفه عمیق نیایش با آن برخوردى از سرِ كسب و سودجویى داشته باشیم خودرا با خواندن دعا سرگرم مى‏ كنیم بى‏آن كه معناى آن را بفهیم و پیام‏هاى ژرف و گوناگونش را دریابیم تنها براى خواستن نیازهاى حقیر و كم ارج یا براى بردن ثواب و گاه جهت رفع بیكارى و توجیه كاستى ‏ها و سستى ورزیدن‏ها و این بدترین و سطحى ‏ترین گونه برخورد با ادعیه است كه بى‏ شك در آن‏ها هدفى بس والاتر و حیاتى ‏تر مورد توجه بوده است یعنى جهت دادن به حیات دنیایى انسان در همه عرصه ‏ها و تربیت او بر اساس فضیلت‏ها و راه نمودن وى به بهشت خشنودى خدا.

و) پایان بخش سخن، بخشى از دعاى امام سجاد در پنجاه و دومین نیایش در «صحیفه سجادیه» است كه هم راز و نیاز وى با پروردگار هستى‏ ها است و هم به ما مى ‏آموزد كه راه و شیوه دعا گزارى كدام است و به هنگام نیایش، از خدا چه چیزها باید خواست:

«معبود من، از تو مى‏ خواهم كه به حقِ خود كه بر همه آفریدگانت لازم گردانده‏ اى و به نام بزرگ خود كه به پیامبرت فرموده‏اى با آن به تسبیح تو پردازد و به بزرگى ذات بزرگوارت كه نه كهنگى مى ‏پذیرد و نه دگرگون مى‏ شود و نه تغییر حالت مى‏ دهد و نه از میان مى ‏رود، بر محمد و خاندانش درود فرستى و مرا با عبادت خود از هر چیز بى ‏نیاز كنى و با ترس از خود، محبت دنیا را از دلم بزدایى، و به رحمت خود مرا با دستى پر از كرامت بازگردانى زیرا من تنها به سوى تو مى‏ گریزم و تنها از تو مى ‏ترسم و تنها از تو فریادرس مى ‏خواهم و تنها به تو امیدوارم و تنها تو را مى‏ خوانم و تنها به درگاه تو پناه مى ‏آورم، و اعتمادم تنها به تو است و تنها از تو یارى مى ‏جویم و تنها به تو ایمان دارم و تنها بر تو توكل مى ‏كنم و اتكاى من تنها به جود و بخشش تو است.»

در مورد شرایط اجابت دعا توجه شما را به چند نكته جلب مى كنیم:

1 عجله نداشتن در اجابت دعا

انسان وقتى خواسته ‏اى دارد، مى‏ خواهد هر چه زودتر به آن برسد اما گاهى صلاح او در آن نیست و یا شرایطش فراهم نشده است و با مدتى صبر و تأمل به خواسته خود خواهد رسید. اما بى تابى و عدم شكیبایى، گاهى سبب ناامیدى مى ‏شود و مانعى براى رسیدن به خواسته‏ هاى مورد نظر است. بدین جهت بهتر است همراه با اصرار در دعا، عجله بیش از حد نداشته باشیم. آنچه كه وظیفه انسان است دعا كردن و امیدوار بودن است و آنچه كه بر عهده خداوند است، اجابت است. بنابراین در آنچه كه به خداوند مربوط مى ‏شود، مداخله نكنیم كه در غیر این صورت به زیان ما تمام شده و مانعى براى وصول رحمت الهى خواهد گشت. امام صادق ‏علیه السلام فرمود: «همیشه مؤمن در خیر و آسایش است تا هنگامى كه عجله نكند. در غیر این صورت ناامید مى ‏شود و دعا را ترك مى‏ كند. از امام‏ علیه السلام پرسیده شد: چگونه عجله مى ‏كند امام مى‏ فرماید: مى ‏گوید از فلان زمان دعا كردم اما اجابت نشده است‏

بنابراین باید امید فراوان داشت و اصرار در دعا نیز ورزید اما عجله نباید داشت كه خود مانع تحقق استجابت دعا است.

امام صادق‏ علیه السلام مى‏ فرماید: «ان العبد اذا دعا لم یزل الله تبارك و تعالى فى حاجته ما لم یستعجل» «به درستى كه بنده هنگامى كه دعا مى ‏كند خداوند متعال در صدد برآورده ساختن حاجت او است تا زمانى كه او عجله نكند».

2 واسطه قرار دادن معصوم ‏علیه السلام

خداوند متعال مى ‏فرماید: «و ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوسِیله به سوى خداوند واسطه بجویید» و نیز مى ‏فرماید: «وقتى مردم به خود ستم نموده و نزد تو مى ‏آمدند و طلب مغفرت مى‏ كردند، پیامبر نیز براى آنان استغفار مى ‏نمود، خدا را مهربان و توبه‏ پذیر مى ‏یافتند»

3 دعا در مكان‏هاى مقدس

دعا در مساجد، حرم اهل بیت‏علیهم السلام، تربت شهیدان و... زمان هایى كه در مظان استجابت دعا هستند (مانند شب قدر، روز عرفه و میلاد و شهادت ائمه اطهار و سحرها)، در سرعت استجابت آن بسیار مؤثر است.

4 منافات داشتن با حكمت الهى

خداى متعال بر اساس حكمت خود، این عالم را طبق قوانین خاص اداره مى‏ كند و هیچگاه، این قوانین را نقض نمى ‏كند. بنابراین استجابت دعا باید از مسیر قوانین و سنن الهى جریان یابد و اگر دعایى نقض كننده این مطلب باشد، مستجاب نمى ‏شود زیرا خداى متعال فقط كریم نیست بلكه حكیم نیز هست و هیچ صفتى از صفات او، صفت دیگرش را نقض نمى‏ كند.

امام على ‏علیه السلام مى ‏فرماید: «ان الله سبحانه لا ینقض حكمته فلذلك لا یقع الاجابه فى كل دعوه خداوند سبحان حكمت خویش را نقض نمى ‏كند بنابراین هر دعایى را مستجاب نمى ‏سازد»

5 عدم مصلحت

در ضمن شمارش علل گوناگونى كه باعث مى ‏شود حاجات انسان سریعاً اجابت نشود، یكى از مهم‏ترین آنها این است كه گاهى انسان از خداوند چیزهایى را درخواست مى نماید و فكر مى‏كند اجابت آن به نفع او مى ‏باشد حال آنكه در واقع اجابت آن درخواست به ضرر او است. این حرف، اشاره به آیه 216 سوره «بقره» دارد كه مى ‏فرماید: «عسى أَنْ تَكْرهُوا شَیْئاً و هُو خَیْر لَكُمْ و عسى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً و هُو شَرٌّ لَكُمْ... چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید حال آنكه خیر شما در آن است و یا چیزى را دوست داشته باشید، حال آنكه شرّ شما در آن است...». و همه اینها به خاطر جهل و یا محدودیت‏هایى است كه در انسان وجود دارد.

دعا آثار مثبت و گران قدر بسیارى براى انسان به ارمغان مى ‏آورد از جمله:

الف) دعا داراى آثار تربیتى و سازنده فراوانى است. دعاها مشتمل بر مجموعه عظیمى از معارف بلند الهى و عمیق ترین آموزه‏هاى توحیدى عرفانی و فلسفى است.

ب) دعا موجب تلطیف روح در سایه ارتباط با معبود و در پى‏ آورنده پاكى و طهارت نفس است.

ج) دعا آرام بخش دل و تسكین دهنده آلام روحى و روانى است.

د) دعا آرمان پرور و هدف ساز و جهت بخش است.

ه) دعا امید بخش انسان است. زیرا در پرتو آن انسان خود را با بزرگ‏ترین منبع فیض هستى در ارتباط تنگاتنگ و صمیمانه مى ‏بیند و از تنهایى و بى كسى نجات مى ‏یابد.

و) دعا استمداد از نیروها و عوامل ماوراى مادى در حل مشكلات و از طرف دیگر كسب موفقیت هرچه بیشتر در امور است.

از طرف دیگر مسأله اجابت دعا از مسائل قطعى در همه ادیان الهى است. قرآن مجید مى‏ فرماید: اذا سألك عبادى عنى فانى قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان‏ به عبارت دیگر سنت الهى بر آن تعلق گرفته كه برخى از امور را ازطریق دعا و درخواست به انسان عنایت فرماید و این تبعیض نیست زیرا سنتى كلى و داراى قوانین عام و مشتمل برحكمت است. لیكن این به معناى آن نیست كه هر بنده‏اى هر چه به هر شكل و در هر شرایطى درخواست كند تماما مطابق خواست او اجابت شود. زیرا اجابت دعا نیز امرى قانونمند و ملایم با دیگر سنت‏هاى جارى الهى در نظام تكوین و مشروط به شرایطى است از جمله:

1) شرایط مناسب روحى دعا كننده از قبیل تضرع و تواضع در مقابل پروردگار.

2) مصلحت بودن تحقق خواسته شخص دعا كننده. چرا كه در بسیارى از موارد تحقق آن خواسته براى شخص سودمند نیست مثلا رسیدن به مقام یا امكاناتى خاصچه بسا نه تنها به نفع او نباشد. بلكه ممكن است مایه دورى او از ایمان و تقوا گردد.

3) فرا رسیدن زمان مناسب براى تحقق مطلوب. مثلا ممكن است فردى علاقه‏ مند باشد كه یك شخصیت علمى ممتاز باشد و تلاش علمى فراوانى كند ولى قطعا دراندك زمان تحقق آن ممكن نیست و سال‏ها باید بگذرد تا نتیجه تلاش‏هاى خود را به دست آورد.

4) اخلاص در نیت و انقطاع كامل به خداوند چرا كه عطایا به اندازه نیت و اخلاص در آن سرازیر مى‏شوند و در كلام حضرت امیر (ع) در نهج البلاغه آمده است: انالعطیه على قدر النیه.

5) معقول بودن خواسته انسان.

6) اقدام براى رسیدن به نتیجه و به كار گیرى سایر عوامل طبیعى نقش دارنده متناسب با سنت‏هاى الهى در نظام خلقت.

7) از طرفى خداوند گاهى اجابت مطلوب انسان را به عللى كه صلاح مى‏ داند و بر ما پوشیده است به تأخیر مى ‏اندازد یا آن را به گونه‏اى دیگر تبدیل مى‏ نماید و در واقع به شیوه بهتر اجابت مى‏ شود بدون آن كه ما بدانیم.

8) نكته مهم دیگر این كه استجابت در آیه شریفه معناى بسیار عمیقى دارد ولى غالبا برداشت‏هاى عموم با مفهوم شگرف آن ناسازگار است. ما همواره خیال مى‏ كنیم كه اگر دقیقا همان را كه ما طلب مى‏ كنیم در همان زمان و با همان شرایطى كه مى ‏خواهیم عمل شود دعایمان اجابت گردیده در حالى كه چه بسا همین پاسخ نیافتن مااجابت از سوى خدا باشد. یعنى خداوند منان با طول دادن اجابت ما را بیشتر به حالت انابه و تضرع در درگاهش نگاه مى‏ دارد و این لطف بزرگى است كه به این وسیله ارتباط عبد با معبود حفظ مى‏ گردد و در پى آن الطاف بى ‏شمار دیگرى نصیبش مى ‏شود.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

اصول كافى، شیخ كلینى، ج 2، ص. 468

كنزالعمال

جامعه‏سازى قرآنى، صفحة 193

صحیفه سجادیه.

میزان الحكمه، ج 2، ص 880

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 04:10 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( تأثیر روزه در درجات عرفان )

تأثیر روزه در درجات عرفان از نظر امام جعفر صادق(ع) چیست؟

امام صادق (ع) از نبى مكرم اسلام (ص) نقل میكنند كه حضرت فرمودند: روزه سپر آفات دنیوى و حجاب عذاب آخرت است. پس چون روزه میگیرى، چنین نیت كن كه نفس خود را از شهوات بازدارى و از پیروى شیطان و گام نهادن در راههاى شیطانى بپرهیزى.

حضرت آیت الله بهجت (مد ظله العالى) در پاسخ به این سوال كه راه قرب به خدا و سیر و سلوك چیست؟ فرمودند: چنانچه طالب، صادق باشد، ترك معصیت، كافى و وافى است براى تمام عمر، اگر چه هزار سال باشد.

سیر و سلوك و رسیدن به مقامات عرفانى، بجز سر تسلیم به درگاه الهى داشتن و مطیع اوامر و نواهى حضرت حق بودن، چیز دیگرى نیست هر كس به همان اندازه كه در این امر موفق شده و اهل عمل شود به همان میزان نیز طى درجات عرفانى كرده و به قرب الهى رسیده است.

همچنانكه در حدیث شریف، ذكر شد كه، فرد روزه دار باید نفس خود را از شهوات باز دارد و از پیروى شیطان پرهیز كند هیچ شهوتى به اندازه شهوت گناه، انسان را از خداوند دور نمیكند.

پس اگر سالك حقیقى، تصمیم بر ترك گناه گیرد و در این خصوص كمر همت ببندد و جمیع معاصى را ترك گوید و بر این امر استقامت به خرج دهد، خداى مهربانى كه او را در ترك گناه یارى نمود، در گامهاى بعدى نیز بنده اش را براى رسیدن به قرب خویش، كمك خواهد كرد.

پس بر سالك الى الله واجب است، معصیت ها را بشناسد و تك تك آنها را ترك گوید. ماه مبارك رمضان بهترین زمان براى رسیدن به این هدف است، چرا كه دستهاى شیطان بسته است. اكثر گناهان و شهوترانیها از شكم سیر، سر میزند و مومن با روزه گرفتن و انجام فرائض و ارتباط با قرآن، میتواند بر شهوتها و پیروى از شیطان، غلبه كند.

امام در ادامه میفرمایند: خویش را چون بیمارى فرض كن كه میل به طعام و نوشیدن ندارد، و هر لحظه در انتظار شفاى خود از بیمارى گناهان باش و باطن را از هر گناه و تیرگى و غفلت و ظلمتى كه تو را از اخلاص براى خداى تعالى باز میدارد، پاك نما.

پس حقیقت روزه گرفتن تنها گرسنگى و تشنگى تنها نیست بلكه روزه گرفتن، وسیله ایست براى پاك كردن باطن از هر آلودگى و زشتى، از هر غفلت و ظلمت و از هر چیزى كه انسان را از یاد خدا باز میدارد و این یعنى عرفان.

خواسته هاى نفس و شهوات، زنجیرهایى هستند كه بر پاى سالك بسته شده و با روزه گرفتن میتوان این زنجیرها را پاره كرده و به سوى حق پرواز كرد.

امام صادق (ع) میفرمایند: روزه، خواسته هاى نفس و شهوت طمع را مى میراند. در روزه، زندگى قلب، طهارت اعضاى بدن، آبادانى ظاهر و باطن، شكر نعمتهاى خدا، احسان به فقرا، ریسمان و دست آویز تضرع، خشوع و گریه و التجاء و پناه گزیدن به خداوند است و سبب شكستن امیال نفسانى، آسان شدن حساب و فزونى حسنات است.

سالك الى الله در طى مقامات عرفانى، باید قلبش را از آلودگى غیر خدا پاك كند و روزه، بهترین وسیله براى نیل به این هدف است.

وقتى جسم ما مبتلا به انواع و اقسام مرضهایى باشد كه در اثر پر خورى، حاصل میشود، روح بیچاره نمیتواند به امور معنوى پرداخته و سیر الى الله داشته باشد، لذا روح، مجبور است كه به مشكلات و امراض تن پرداخته و اسیر تن شود.

چنانچه آیت الله جوادى آملى (مد ظله العالى) روح فرد پرخور را به شخص بزرگى مثال میزند كه مشغول رفته گرى در كوچه هاى شكم شده است

با روزه میتوان تنى سالم داشت و بدن را از اضافات و چربیها تطهیر كرد بدینوسیله روح میتواند به امور خاص خود پرداخته و سیر و سلوك داشته باشد.

گرسنگى، فرصتى است براى تفكر در نعمتهاى بى شمار پروردگار.

روزه دار حقیقى، درد فقرا را میفهمد و به سوى احسان به فقرا مى شتابد.

انسان با روزه، قلبش خاشعتر، چشمش گریانتر است و تضرع در سحر و نیمه هاى شب دارد و به خداى خویش پناهنده میشود.

روزه دار حقیقى، شهوت چشم و گوش و زبان و..... را مى میراند و امیال نفسانى اش را میشكند و......

سلوك الى الله بغیر از ترك گناه، عمل به واجبات، احسان به فقرا، خشوع قلب، تضرع و ناله، طهارت قلب، شكر نعمت و...... نیست و هر یك از این امور پلكانى است كه عارف بالله با بالا رفتن از آنها به قرب الهى میرسد.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

مصباح الشریعه/ باب بیستم/ آداب روزه

به سوى محبوب/ دستور العملها و رهنمودهایى از..... حضرت آیت الله بهجت (مد ظله العالى)

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 04:07 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( اثرات تربیتى اجتماعى و بهداشتى روزه )

اثرات تربیتى اجتماعى و بهداشتى روزه چیست؟

روزه ابعاد گوناگونى دارد و آثار فراوانى از نظر مادى و معنوى در وجود انسان مى‏ گذارد كه از همه مهم‏تر «بعد اخلاقى و فلسفه تربیتى» آن است.

یك. آثار تربیتى‏

1-. 1 تلطیف روح‏

روح انسان، همواره در حال تدبیر بدن است و بدن بدون تدبیر روح، مانندكشتى بدون ناخدا است. در ماه رمضان، به دلیل امساك از خوردن و آشامیدن و محدود كردن آن به ساعاتى مشخص و نیز كنترل حواس (مانند چشم، گوش و تمامى مجارى ورود اطلاعات به درون ذهن)، فراغت روح و نفس بیشتر فراهم مى ‏شود. فعالیت روح براى پرداخت به امور مادى و دنیوى كاهش مى ‏یابد و امكان پرداخت به امور معنوى بیشتر مى‏ شود. در نتیجه روح از لطافت بیشترى برخوردار مى ‏گردد.

1-. 2 تقویت اراده‏

خداوند برنامه روزه دارى را به گونه ‏اى تنظیم كرده است كه انسان باید در ساعت معیّنى، از خوردن و آشامیدن بپرهیزد و در ساعت خاصى، مى ‏تواند آزادانه بخورد و بیاشامد و از لذت‏هاى حلال استفاده كند.

ملزم شدن انسان‏ها به اجراى دقیق این برنامه و تكرار آن طى یك ماه، تمرین بسیار مناسبى است براى عادت دادن نفس به امورى، غیر از آنچه در ماه‏هاى دیگر عادت كرده بود و این عمل، عزم و اراده انسان را تقویت مى‏ كند.

1-. 3 كنترل غرایز

روزه‏دار باید در حال روزه- با وجود گرسنگى و تشنگى از غذا و آب وسایر لذات (از قبیل لذت جنسى)، چشم بپوشد و ثابت كند كه او همچون حیوانات، در بند اسطبل و آب و علف نیست. او مى‏ تواند زمام نفس را به دست گیرد و بر هوس‏ها و شهوت‏هاى خود مسلّط شود و این امر باعث مى‏گردد كه غرایز به كنترل او در آید و علاوه بر این، در بهره ورى از آنها تعدیلى به وجود آید. خلاصه اینكه روزه، انسان را از عالم حیوانى ترقى داده و به جهان فرشتگان صعود مى‏ دهد.

تقوا و پرهیزگارى در تربیت اخلاق اسلامى یك مسلمان، نقش بسیار مهمى دارد و براى رسیدن به این صفت شایسته، بهترین عبادت روزه است. قرآن درباره آن مى ‏فرماید: «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» یعنى، نتیجه و علّت غایى روزه، تقوا از محارم الهى است.

وقتى پیامبرصلى الله علیه وآله در خطبه «شعبانیه»، فضایل ماه رمضان و روزه را برشمرد، امیرمؤمنان على ‏علیه السلام پرسید: بهترین اعمال در این ماه چیست؟ فرمود «الورع عن محارم اللَّه پرهیز و اجتناب از معاصى و گناهان است». بنابراین روزه، عامل بازدارنده از گناه و عامل سركوب كننده نفس عصیانگر است. شخص با عمل به این دستور الهى، به خوبى روح تقوا و پرهیزگارى را در خویش زنده مى‏ كند زیرا با روزه، اصلاح نفس و تربیت آن، آسان‏تر مى ‏شود زیرا گرسنگى و دیگر محرومیت‏ هاى روزه، شعله‏ هاى سركش غریزه‏ هاى حیوانى و هواهاى نفسانى را خاموش مى‏ سازد.

پر شدن شكم زمینه بسیارى از ناهنجارى‏ ها و تحریك شهوات، غوطه ‏ورى در حرام و ظهور خواهش‏ هاى باطل در نفس مى ‏شود چنان كه در حدیثى آمده است «انى اخاف علیكم من البطن والفرج» «من از شكم و شهوت بر شما بیمناك هستم». اگر شكم عفیف باشد و به قدر ضرورت اكتفا كند و از حرام و شبهه بپرهیزد، بدون شك دامن نیز عفیف مى ‏شود. عفت این دو عضو، زمینه بسیار خوبى براى نشاط معنوى و صفاى دل و باطن خواهد شد.

1-. 4 روحیه ایثار و نوع دوستى‏

انسان موجودى اجتماعى است و انسان كامل، كسى است كه در همه ابعاد وجودى رشد كند. روزه، بعد اجتماعى انسان را در كنار سایر ابعاد او رشد مى ‏دهد بدین صورت كه درس مساوات و برابرى در میان افراد اجتماع است. با عمل به این دستور مذهبى، افراد متمكن وضع گرسنگان و محرومان اجتماع را به طور محسوس در مى‏ یابند و به دنبال آن درك، به این نتیجه مى‏ رسند كه باید به فكر بیچارگان و محرومان باشند. اگر توجه به حال گرسنگان، جنبه حسّى و عینى پیدا كند، اثر بیشترى دارد و روزه به این موضوع مهم اجتماعى، رنگ حسّى مى ‏دهد. با رشد این بعد اجتماعى، انسان نسبت به هم‏نوعان خود بى تفاوت نمى ‏شود و دردهاى فراگیر اجتماعى (مانند فقر و گرسنگى) را حس مى ‏كند ... .

به راستى اگر كشورهاى ثروتمند جهان و اغنیا، چند روز از سال روزه بدارند و طعم گرسنگى را بچشند، باز هم این همه گرسنه در جهان خواهد بود؟ آیا میلیون‏ها انسان با سوء تغذیه و كمبود مواد غذایى مواجه خواهند شد؟

دو. آثار بهداشتى‏

بدون تردید در علم پزشكى، اثر معجزه آساى امساك، در درمان انواع بیمارى‏ هاى جسمانى و روانى به اثبات رسیده است. عامل بسیارى از بیمارى ‏ها، زیاده‏ روى در خوردن غذاهاى مختلف است. پیامبر خداصلى الله علیه وآله فرمود واعلم ان المعده بیت الداء و ان الحمیه هى الدواء معده مركز و خانه هر دردى است و پرهیز [از غذاهاى نامناسب و زیاده‏ خورى‏]، اساس هر داروى شفابخش است. منشأ بسیارى از بیمارى‏ هاى روانى، افكار غلط، سوء ظن، گناه و شناخت غیرمعقول و غیرمنطقى است و روزه با ایجاد محدودیت‏ هایى، هم معده و دستگاه گوارشى را تقویت مى‏ كند و هم با كنترل افكار و اجتناب از گناه، روان انسان را از آلودگى ‏ها باز مى‏ دارد.

به عبارت دیگر روزه، زباله‏ ها و مواد اضافى و جذب نشده بدن را مى‏ سوزاند و در واقع، بدن را «خانه تكانى» مى‏ كند و روح را با تلاوت قرآن و خواندن دعاهاى ویژه تقویت مى ‏نماید. خلاصه اینكه با روزه، سلامتى جسمانى و روانى انسان تضمین مى‏ شود و بر همین اساس پیامبر اسلام‏ صلى الله علیه وآله فرمود «صوموا تصحّوا روزه بگیرید تا سالم شوید». روزه اگر با شرایطى كه دارد گرفته شود، اثرات مهم تربیتى، اجتماعى و بهداشتى براى انسان دارد .

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

عیون اخبار الرضا، جلد 2، صفحة 266

 بحار، جلد 1، صفحة 368

 بحارالانوار، جلد 58، صفحة 307، (بیروت، مؤسسه الوفاء).

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 03:51 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی (اثر روزه دارى براى انسان سالك)

اثر روزه دارى براى انسان سالك چیست؟

پیامبر (ص) در حدیث معراج از خداوند مى ‏پرسد: «قَالَ: یَا رَبِّ وَ مَا میراثُ الصَومِ؟ قال: الصَومُ یُورِثُ الحِكمَهَ و الحِكمَهُ تُورِثُ المَعرِفَهَ وَ المَعرِفَهُ تُورِثُ الیَقِینَ پیامبر (ص) عرض كرد: خداوندا، میراث و ره آورد روزه چیست؟ خدا فرمود: میراث روزه حكمت است و میراث حكمت معرفت و میراث معرفت یقین است».

روزه آثار و بركات فراوان جسمى و روحى دارد هم باعث تقویت نیروى بازدارنده از گناه شده (تقوا) و هم منافع بسیارى براى ‏جسم روزه‏ دار دارد چنان‏كه پیامبر اكرم (ص) فرموده‏ اند: صوموا تصحوا روزه بگیرید تا سالم و تندرست باشید.

مهمترین و جامع ترین اثر روزه تحصیل آزادى معنوى و آماده سازى انسان جهت عبادت خداوند و از این طریق طى راه كمال و سعادت است.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

راهیان كوى دوست، آیت الله مصباح یزدى

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 03:46 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی (ذکر یونسیه )

من خیلى علاقه مندم ذكر یونسیه را در سجده بگویم و مى خواهم با عدد خاصى بگویم كه براى بر طرف شدن حجاب هاى ظلمانى مؤثر باشد. لطفا من را در این زمینه راهنمایى فرمایید؟ در ضمن من قبلا این ذكر را حدود 80 روز روزى 400 مرتبه خوانده ام با ترك معاصى و قلت غذا ولى هیچ نتیجه اى نگرفته ام به نظر شما دلیلش چیست؟

قبل از اشاره به ذكر یونسیه، متذكر مى شویم كه تاثیر مستحبات كه در مقطع قرب نوافل انجام مى شود، بستگى فراوانى به انجام واجبات و طى كردن قرب فرایض دارد. متاسفانه بسیارى از مردم قبل از اینكه به واجبات خود بپردازند و از ناحیه انجام وظایف واجب شرعى خود اطمینان حاصل كنند، به انجام مستحبات به صورت افراطى روى مى آورند، در حالى كه تاثیر مستحبات در صورتى است كه انسان واجبات خود را انجام داده باشد.

مطلب دیگر اینكه تاثیر اعمال معنوى بستگى تام و تمامى به اختیار انسان دارد. اگر انسان عملى را از روى آگاهى و آزادى انجام دهد، تاثیر فراوانى بر او خواهد داشت. قرآن كریم مى فرماید: هل یستوى الذین یعلمون والذین لا یعلمون. آیا كسانى كه نمى دانند با كسانى كه مى دانند، برابراند؟ یعنى برابر نیستند و در روایات داریم: نوم العالم افضل من صلوه الجاهل. خواب عالم از نماز جاهل با فضیلت تر است.

مطلب سوم نیت و اخلاص در آن است. اگر انسان عملى را صرفا براى رضاى خداوند انجام دهد و از هر گونه شایبه ریا و خودنمایى و حب دنیا خالى كند، حتما تاثیر خواهد داشت و به طور حتم باعث نورانیت باطن انسان مى شود.

مطلب چهارم این است كه اعمال شرعى و عبادت هاى واجب و مستحب هر یك آداب و احكامى دارد كه باید مطابق آن و به صورت صحیح انجام شود، وگرنه موثر نخواهد بود.

در مورد ذكر یونسیه گفتنى است: توجه به مضمون ذكر یونسیه مهم است: ((لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمین)) چرا كه بعد از این ذكر بود كه خداوند فرمود: ((فاستجبنا له و نجیناه من الغم...)). دو مطلب قابل دقت در این ذكر هست یكى حسن ظن به خداوند و دوم اعتقاد و اعتراف به بدى ها و نواقص خود انسان. ما باید با تمام وجود باور كنیم كه خداوند غنى، بى نیاز، كریم، جواد، مهربان و توانا است. پس از طرف او هیچ مانعى جهت برآوردن حاجات نیازمندان درگاهش وجود ندارد و در مقابل این ما هستیم كه سراپا نقص و كاستى هستیم و خود را طلب كار خداوند مى دانیم در حالى كه طلبى از او نداریم و هر آنچه را هم كه داریم از سر لطف و رحمت او است.

ضمنا ذكر یونسیه ذكرى است مجرب و قرآن نیز آن را مایه نجات حضرت یونس و همچنین سایر مومنین از مشكلات معرفى كرده است ((لا اله الا انت، سبحانك انى كنت من الظالمین)).

برخى فرمودند: در سجده، ذكر یونسیه یعنى در مداومت آن كه شبانه روزى ترك نشود، هر چه زیادتر توانست اثرش زیادتر، اقل اقل آن چهارصد مرتبه است خیلى اثرها دیده ام. بنده خود هم تجربه كرده ام چند نفر هم مدعى تجربه اند. یكى هم قرآن كه خوانده مى شود به قصد هدیه حضرت ختمى مرتب صلوات ا علیه و آله خوانده شود. ((قطعه اى از نامه مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملكى تبریزى به مرحوم حاج محمد حسین كمپانى))

پس همراه با خوشبینى به خداوند و توجه به كاستى هاى خویش و بدون حالت طلب كارانه، دست تضرع به درگاه آن تواناى كریم بلند كنید و از اصرار خسته نشوید. امیدواریم با مداومت و تكرار این ذكر، مشكل شما حل شود.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 03:44 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic