پرسش و پاسخ های قرآنی ( ارزش اول بودن)

پرسش: آیا در اسلام اول بودن و سابقه داشتن ارزشى دارد؟

پاسخ: در قرآن براى آغاز كار و آغازگران و اولین ‏ها حسابى باز شده است، از جمله:

اولین خانه عبادت در كره زمین، كعبه است: «انّ اوّل بیت وُضع للنّاس»

اولین مسجدى كه بر اساس تقوا ساخته شد، مسجد قباست:

« لمسجد اسّس على التّقوى من اوّل یوم»  در میان یاران پیامبر نیز حساب كسانى كه سابقه ایمان یا انفاق و ایثارگرى داشته ‏اند، از دیگران جداست. «السابقون السابقون اولئك المقرّبون» ، «و السابقون الاولون من المهاجرین و الانصار»  حساب كسانى كه قبل از فتح مكّه انفاق كردند با كسانى كه بعد از پیروزى اسلام حمایت كردند، جداست.

«لایستوى منكم من انفق قبل الفتح و قاتل ...»

انبیا به مردم مى‏ گفتند: «أنا اوّل المسلمین» ، «أنا اوّل المؤمنین»

همان گونه كه اول بودن در خط انحراف، منفى است. «و لاتكونوا اول كافر به»

بر اساس روایات، اولین مردى كه به پیامبر اسلام، ایمان آورد حضرت على علیه السلام و اولین زنى كه به آن حضرت ایمان آورد، حضرت خدیجه بود.

در تاریخ مى‏ خوانیم كه براى كندن خندق در جنگ احزاب، اولین كلنگ را پیامبراكرم صلى الله علیه و آله به زمین زد. چنانكه در روایات به ما سفارش شده كه آغاز هر كارى با نام خدا باشد، و اولین بارى كه ماه ‏نو و جدید را در آسمان دیدید، دعا كنید.

پرسش و پاسخهاى قرآنى جلد 1 صفحة 33





موضوع: پرسش و پاسخ های قرآنی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های قرآنی،
[ چهارشنبه 29 مرداد 1393 ] [ 12:54 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های قرآنی ( عوامل سقوط و انحراف جامعه )

پرسش: عوامل سقوط و انحراف جامعه چیست؟

پاسخ: به یك ماجرا توجه كنید تا عوامل سقوط را كشف كنید: خداوند با حضرت موسى وعده كرد كه سى شب را در كوه طور مشغول عبادت شود تا تورات را دریافت كند، سى شب كه تمام شد، ده شب دیگر به آن اضافه شد.

هنرمند مجسمه سازى به نام سامرى از نبود موسى و تأخیر برگشت او سوء استفاده كرد و طلا و زیورآلات مردم را گرفت و مجسمه گوساله ‏اى را به نوعى ساخت كه با عبور هوا از درون آن صدایى شبیه صداى گاو برمى‏ خاست و به مردم مى ‏گفت:

خداى شما همین است و بدین وسیله جمعیت بسیارى را منحرف كرد.

با كمى دقّت در این ماجرا مى ‏توان عوامل سقوط یك جامعه را نشان داد، كه عبارت است از:

1. عدم حضور رهبرى همچون موسى در میان مردم.

2. وجود منحرفان هنرمندى همچون سامرى در اجتماع.

3. استفاده از ابزارى پرجاذبه و گران قیمتى همچون طلا.

4. تبلیغات منفى پر سر و صدا و ابتكارى و جذاب همچون صداى گوساله.

5. سادگى و زودباورى و ضعف ایمان مردم.

6. استفاده از خرافات و سنت‏هاى گذشته و سوابق اجتماعى گاوپرستى.

پرسش و پاسخهاى قرآنى جلد 1 صفحة 32





موضوع: پرسش و پاسخ های قرآنی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های قرآنی،
[ چهارشنبه 29 مرداد 1393 ] [ 12:52 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های قرآنی ( بزرگ‏ترین نعمت )

پرسش: بزرگ‏ترین نعمت كدام است؟

پاسخ: گرچه از نگاه و دیدگاه بعضى، بزرگ‏ترین نعمت، زندگى همراه با رفاه و امكانات و مقام و ثروت و قدرت و محبوبیّت است؛ امّا حقیقت این است كه بزرگ‏ترین نعمت آن است كه انسان را به هدف واقعى برساند.

كسى كه انواع نعمت‏ها را داشته باشد؛ ولى به هدف نرسد، مثل كسى مى‏ماند كه انواع ماشین‏ها را دارد، ولى خود در خیابان‏ها سرگردان است.

بنابراین، بزرگ‏ترین نعمت، هدایت الهى و معرفت و اطاعت كامل و داشتن هادیان معصوم و نجات از هوسهاى درونى و طاغوت‏هاى بیرونى است.

قرآن مى ‏فرماید: «اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا»  یعنى با آمدن قرآن و پیامبر اسلام و تعیین رهبرى معصوم براى بعد از پیامبر نعمت بر مردم تمام و دین كامل و خدا راضى شد و در ذیل آیه «ثمّ لتسئلنّ یومئذ عن النّعیم»

همچنین امام رضا علیه السلام فرمود: مراد از نعمت، ولایت ما اهل بیت است، خواه در رفاه و زندگى باشد یا در تلخى و شهادت.

با این نگاه است كه فرزند 13 ساله‏ ى امام حسن مجتبى علیه السلام (حضرت قاسم) در كربلا در پاسخ به عموى خود مى‏ گوید:

مرگ براى من از عسل شیرین‏ تر است؛ زیرا حق را فهمیدم و رهبرم امام معصوم است و هدفم مبارزه با ظلم و جانم را با خدا معامله مى ‏كنم.

پرسش و پاسخهاى قرآنى جلد 1 صفحة 31





موضوع: پرسش و پاسخ های قرآنی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های قرآنی،
[ چهارشنبه 29 مرداد 1393 ] [ 12:48 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های قرآنی ( تفسیر به رأى چیست؟ )

پرسش: تفسیر به رأى چیست؟

پاسخ: تفسیر به رأى آن است كه معنایى را بر قرآن تحمیل كنیم، بدون آنكه از ظاهر قرآن دلیلى داشته باشیم؛ ولى اگر با تكیه بر ظاهر قرآن مصادیق جدیدى نقل كنیم، تفسیر به رأى نیست.

به چند نمونه دقت كنید:

امام در حدیثى در ذیل آیه، «فلینظر الانسان الى طعامه» مى‏فرماید: مراد از غذا، علمى است كه انسان مى ‏آموزد؛ یعنى یكى از مصادیق طعام، طعام علمى و معنوى است.

ب) در حدیث مى ‏خوانیم: امام براى خرید لباس احرام حج، به بازار رفتند و این آیه را تلاوت فرمودند: «ولو ارادوا الخروج لاعدّوا له عُدّة» یعنى اگر قصد رفتن به میدان جهاد داشتند، خود را آماده مى ‏كردند.

با اینكه آیه در مورد جهاد است؛ ولى امام این آیه را در مورد حج نیز بكار مى‏ برد؛ زیرا آماده ‏باش براى حج و جهاد دو مصداق از یك حقیقت و آن انجام تكالیف الهى مى ‏باشد.

ج) نجاشى به خاطر شرابخوارى در ماه مبارك رمضان، صد ضربه شلاق خورد؛ هشتاد ضربه به خاطر شراب و بیست ضربه به خاطر رعایت نكردن احترام ماه رمضان.

او از حضرت على علیه السلام ناراحت شد و به معاویه پیوست و علیه حضرت شعرى گفت. طارق بن عبدالله رئیس قبیله‏ ى نجاشى نزد حضرت على علیه السلام گلایه كرد كه چرا شما بین دوست و بیگانه تفاوت قائل نمى ‏شوید! شخص معروفى مثل نجاشى نباید شلاق بخورد! ما این گونه رفتار را تحمّل نمى ‏كنیم. امام این آیه را تلاوت فرمود: «و انّها لكبیرة الّا على الخاشعین»

طارق نیز به معاویه و دشمنان على پیوست با این‏كه همه مى‏ دانیم این آیه مربوط به نماز است؛ ولى حضرت على خود را یكى از مصادیق آیه دانست.

پرسش و پاسخهاى قرآنى جلد 1 صفحة 30





موضوع: پرسش و پاسخ های قرآنی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های قرآنی،
[ چهارشنبه 29 مرداد 1393 ] [ 12:45 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های قرآنی ( به نمایش گذاشتن قدرت ‏ها، هنرها و صنعت ‏ها )

پرسش: آیا به نمایش گذاشتن قدرت ‏ها، هنرها و صنعت ‏ها  از نظر قرآن جایگاهى دارد؟

پاسخ: اگر به نمایش گذاشتن، بر اساس رشد جامعه و ترساندن دشمنان و عزّت اسلام و مسلمانان باشد، كارى لازم و معقول است؛ ولى اگر این نمایش برخاسته از غرور و تكبّر خود و استضعاف و تحقیر دیگران باشد، منفى است.

به چند نمونه توجه كنید:

1. خداوند اطلاعاتى را به حضرت آدم آموخت و براى فرشتگان به نمایش گذاشت تا ظرفیت علمى آدم را بر آنان ثابت كند. «ثمّ عرضهم على الملائكة»

2. حضرت سلیمان با آوردن تخت بلقیس- ملكه سرزمین سبأ- قدرت یاران خود را به نمایش گذاشت و نتیجه ‏اش ایمان آوردن بلقیس بود.

3. حضرت موسى معجزه خود را در چاشتگاه روز عیدى در مركز شهر به نمایش گذاشت و ساحران را به سجده واداشت.

4. پیامبر صلى الله علیه و آله براى فتح مكه مانورى از سپاه مسلمانان براى ابوسفیان و لشكریانش به نمایش گذاشت كه سرانجام اهل مكه بدون خونریزى تسلیم شدند و نظام شرك برچیده شد.

امّا اگر نمایش بر اساس تكبّر خود و استضعاف دیگران باشد، جایز نیست. نظیر احضار ساحران از مناطق مختلف براى حفظ حكومت فرعون. «ائتونى بكلّ ساحر علیم»  فخرفروشى و مغرور شدن به كاخ و باغ و به نمایش گذاشتن آن، كار فرعونى است. «ألیس لى ملك مصر»

نمایش قدرت و به رخ‏كشیدن ثروت و دارایى (همچون قارون) و هر گونه تشریفات، نهى شده و توبیخ در پى دارد. «فخرج على قومه فى زینته»

پرسش و پاسخهاى قرآنى جلد 1 صفحة 29



موضوع: پرسش و پاسخ های قرآنی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های قرآنی،
[ چهارشنبه 29 مرداد 1393 ] [ 12:41 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های قرآنی ( نسبت دادن خُدعه و مكر و حیله به خدا در قرآن )

پرسش: نسبت دادن خُدعه و مكر و حیله به خدا در قرآن به ‏چه معناست؟

پاسخ : امام رضا علیه السلام مى فرماید: مكر خداوند همان كیفر او به اهل مكر است، بگذریم كه بر خلاف اصطلاح ما مكر را به معناى حیله مى‏ دانیم، مكر به معناى تدبیر است و تدبیر مى ‏تواند خوب باشد و مى ‏تواند بد باشد و لذا مى ‏فرماید: «و لایحیق المكر السىّ‏ء الّا بأهله»  یعنى تدبیر به جز تدبیر كننده‏ اش را در بر نمى ‏گیرد، بنابراین معناى «و اللّه خیر الماكرین»  آن است كه خداوند بهترین تدبیر كننده است و امّا این‏كه چگونه مكر انسان به خودش ضربه مى ‏زند .

به یك مثال توجه كنید:

اگر پزشكى به بیمارش دارو داد و بیمار مصرف نكرد و به دروغ گفت: مصرف كرده ‏ام، او در حقیقت خود را فریب داده و به خود خدعه كرده است. «یخادعون اللّه والّذین آمنوا و ما یخدعون الّا أنفسهم و ما یشعرون»

پرسش و پاسخهاى قرآنى جلد 1 صفحة 28





موضوع: پرسش و پاسخ های قرآنی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های قرآنی،
[ چهارشنبه 29 مرداد 1393 ] [ 12:37 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های قرآنی ( چرا باید خداوند را عبادت و پرستش كنیم؟ )

پرسش: چرا باید خداوند را عبادت و پرستش كنیم؟

پاسخ: 1. چون خدا خالق و مربّى ماست. «اعبدوا ربّكم الّذى خَلَقَكم»

2. چون خدا تأمین كننده ‏ى رزق و امنیّت است. «فلیعبدوا ربّ هذا البیت الّذى اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف»

3. چون عبادت سبب آرامش و رشد و روحى و روانى مى ‏گردد. «بذكر اللّه تطمئنّ القلوب» ، «واعبد ربّك حتّى یاتیك الیقین»

4. چون انسان در محاصره ‏ى انواع خطرهاست و جز خداوند معبود و پناهى نیست. «لا اله الّا أنا فاعبدنى»

5. چون تمام هستى، تسلیم خدا و همواره در حال تسبیح‏ اوست. «و له أسلم مَن فى السموات و الارض» «كلٌّ له قانتون» ، «یسبّح للّه ما فى السموات و الارض» ، «سَبّح للّه ما فى السموات و الارض»

پس ما نباید وصله‏ ى ناهمرنگ و ناهماهنگ هستى باشیم.

پرسش و پاسخهاى قرآنى جلد 1 صفحة 26





موضوع: پرسش و پاسخ های قرآنی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های قرآنی،
[ چهارشنبه 29 مرداد 1393 ] [ 12:33 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های قرآنی ( گمراه شده انسان توسط خدا )

پرسش: از ظاهر بعضى آیات، گمراه شدن انسان توسط خدا فهمیده مى ‏شود، آیا چنین برداشتى صحیح است؟ مثلًا؛ «ختم‏اللّه على قلوبهم» یا «طبع اللّه» یا «یضلل اللّه» و «تذلّ من تشاء»؟

پاسخ: خیر؛ زیرا مگر مى‏ شود خداوند این همه پیامبر و كتب آسمانى را براى هدایت انسان بفرستد؛ آنگاه خودش او را گمراهش كند؟!

بنابراین، معناى گمراه كردن خداوند این است كه انسان با اختیار خودش راه انحرافى را انتخاب مى‏ كند و خداوند كیفر او را بستن راه نجات و هدایت قرار مى‏ دهد.

به یك مثال توجه كنید: سارقى وارد منزل مى ‏شود و براى سرقت به زیر زمین مى ‏رود؛ امّا صاحب خانه متوجه شده، در را روى او قفل مى ‏كند و به پلیس خبر مى ‏دهد. در اینجا صاحب خانه دزد را گرفتار و راه را بر او مى ‏بندد؛ ولى این عمل، كیفر حركت آزادانه خود سارق است.

آرى، انسان ابتدا خودش راه لجاجت و خلافكارى را پیش مى‏ گیرد و خداوند او را در آن راه حبس مى‏ كند. «و ما یضلّ به الّا الفاسقین» ، «یطبع اللّه على كلّ قلبٍ متكبّر جبّار» ، «طبع اللّه علیها بكفرهم»

كسانى كه با كمال جسارت به انبیا مى‏ گویند: خواه شما موعظه كنید یا موعظه نكنید، ما سخن شما را نمى ‏پذیریم.

«سواء علینا أ وَعَظت أم لم تكن من الواعظین»  در قیامت هم مى ‏گویند: «سواء علینا أجزعنا»

مگر مى ‏شود باور كرد كه خداوند این همه پیامبر را با كتب آسمانى بفرستد و سرانجام انسان مجبور به انحراف باشد.

آرى، اگر انسان راه ضلالت و گمراهى را انتخاب كرد، بدون شك عواقبى متناسب با آن خواهد داشت. چنانكه منافقان مى‏ گویند: «انّما نحن مستهزؤن»  ما اهل ایمان را مسخره‏ مى‏ كنیم، خداوند مى‏ فرماید: «اللّه یستهزء بهم»

امام رضا علیه السلام مى‏ فرماید: خداوند اهل مكر و خدعه و استهزا نیست؛ لیكن جزاى مكر و خدعه و استهزا را مى‏ دهد.

كوتاه سخن آنكه هركس راه فسق را پیش گیرد، خداوند او را در مسیر انحراف قرار مى ‏دهد. «و ما یضلّ به الّا الفاسقین»  و هر كس راه خدا را پیش گیرد، هدایت مى ‏شود. «یهدى الیه من أناب» ، «یهدى به اللّه من اتّبع رضوانه» ، «و الذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سُبُلَنا»

پرسش و پاسخهاى قرآنى جلد 1 صفحة 25





موضوع: پرسش و پاسخ های قرآنی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های قرآنی،
[ چهارشنبه 29 مرداد 1393 ] [ 12:29 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های قرآنی ( رستگاران چه كسانى هستند؟ )

پرسش: رستگاران چه كسانى هستند؟

پاسخ: با یك نگاه اجمالى به اوصاف رستگاران در قرآن مى ‏فهمیم كه آنان اهل عبادت و كار خیرند. «و اعبدوا ربّكم وافعلوا الخیر لعلّكم تفلحون»

از بخل دورى مى‏ كنند. «و من یوق شُحّ نفسه فاولئك هم المفلحون»

غافل نیستند و خدا را زیاد یاد مى ‏كنند. «و اذكروا اللّه كثیراً لعلّكم تفلحون»

در راه او جهادگرند. «جاهدوا فى سبیله لعلّكم تفلحون»

اهل توبه و استغفارند. «توبوا الى اللّه ... لعلّكم تفلحون»

و در جامعه، اصلاح گر و آمر به معروف و ناهى از منكرند.

و به پیامبران خدا ایمان دارند و آنان را احترام و یارى مى ‏كنند.

كوتاه سخن آنكه اگر مى ‏بینیم همیشه در طول تاریخ گروهى به دنبال مكتب‏هاى مختلف و دانشمندان و عُرفا و مصلحان و فیلسوفان و حاكمان و شاعران مى ‏روند، آرزوى همه آنها رسیدن به رستگارى است كه هركسى آن را در چیزى و كسى مى‏ جوید؛ یكى رستگارى را (همچون فرعون) در زور و قدرت‏ مى‏ پندارد و مى‏ گوید: «قد أفلح الیوم من استعلى» آن‏كس كه پیروز است، رستگار است كه این تفكّر هنوز در ابرقدرت‏ها وجود دارد.

یكى رستگارى را در هنر و صنعت و جمعیت و داشتن منابع طبیعى و پیشرفت تكنولوژى، توسعه سیاسى، اقتصادى، نظامى، علمى و ... مى‏ داند.

امّا اسلام رستگارى را در جوهر خود انسان جستجو مى‏ كند و مى ‏فرماید: اگر این انسان روابط خود را با خدا از طریق نماز عاشقانه و با مردم نیازمند از طریق پرداخت زكات و با جامعه از طریق وفاى به عهد و امانتدارى و با خود از طریق كنترل غرایز و هوسرانى ‏ها حفظ كند، به رستگارى رسیده است.

با نگاهى گذرا به جوامع بشرى به خوبى مى ‏توان دریافت كه پیشرفت‏ ها و توسعه ‏هاى گوناگون، ابزار رفاه و آسایش را فراهم كرده؛ ولى از آمار خیانت‏ ها و جنایت‏ ها و تجاوزها، هوس‏بازى ‏ها و حق‏ كشى ‏ها چیزى نكاسته و سردمداران حركت غیرالهى تمام فكر و قدرت پیروان خود را در راه رسیدن به هوسهاى پوچ و بیهوده صرف كرده ‏اند.

پرسش و پاسخهاى قرآنى جلد 1 صفحة 24





موضوع: پرسش و پاسخ های قرآنی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های قرآنی،
[ چهارشنبه 29 مرداد 1393 ] [ 12:24 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های قرآنی ( شک و تردید در قرآن )

پرسش: چرا با این كه بعضى از مردم در قرآن شك و تردیددارند؛ امّا خداوند مى ‏فرماید: «لا رَیب فیه» در آن هیچ شكى ‏نیست؟

پاسخ: قرآن و مباحث آن بسیار شفّاف است و آنجا كه شكى وجود دارد، به خاطر سوءظن و لجاجت خود افراد است.

«فهم فى ریبهم یتردّدون»  یعنى آنان در شكى كه خود ایجاد كرده‏ اند، سرگردان هستند.

چنانكه نمونه ‏هاى آن در قرآن بیان شده است، از جمله: ماه دو نیم شد؛ ولى باز هم تردید داشتند. «اقتَربتِ السّاعة و انشقّ القمر»

علماى یهود و مسیحیان، پیامبر را همانند فرزندان خود مى ‏شناختند؛ ولى باز شناخت آن حضرت را كتمان مى‏ كردند.

«یعرفونه كما یعرفون ابنائهم»

حضرت صالح به اراده‏ ى خداوند شترى را از دل كوه بیرون كشید؛ ولى گروهى با تردید گفتند، «أتعلمون ان صالحاً مرسل من ربّه» آیا درباره‏ى رسالت حضرت صالح علم دارید؟

بنابراین، فرق است بین روشن بودن مسئله و تردید افراد لجوج و بدگمان كه شك این افراد به خاطر كوردلى آنان است.

«بل هم فى شكٍ منها بل هم منها عمون»

قرآن با تعبیرات متعدد و مختلفى روانشناسى این افراد را مطرح مى‏ كند. مانند:

«لَجّوا» ، لجاجت مى‏ كنند.

«یَعدلون» ، عدول مى ‏كنند.

«قلیلًا ما تذكّرون» ، كمتر متذكّر مى ‏شوند.

«یمكرون» ، حیله مى ‏كنند.

«یختلفون» ، ایجاد اختلاف مى‏ كنند.

و در مقابل این همه سرسختى، خداوند به پیامبرش مى ‏فرماید:

صبر كن. «واصبر»

غمگین مباش. «لاتحزن»

بر خدا توكّل كن. «فتوكّل على اللّه»

تو نمى ‏توانى دعوت خود را به گوش مرده‏ دلان برسانى.

«انّك لاتسمع الموتى»

تو نمى ‏توانى كسانى را كه به جاى توجه و اندیشه كردن، پشت مى‏ كنند، هدایت كنى. «و لاتسمع الصمّ الدعاء اذا ولّوا مدبرین»

تو هدایت كننده‏ ى كسانى كه چشم حق بین ندارند، نیستى.

«أفانت تهدى العمى»

براى رسیدن به رستگارى حتمى همین آیات قرآن كافى است و نیازى به سیر و سلوك‏هاى طاقت‏ فرسا و سخت نیست.

                        پرسش و پاسخهاى قرآنى جلد 1 صفحة 22



موضوع: پرسش و پاسخ های قرآنی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های قرآنی،
[ چهارشنبه 29 مرداد 1393 ] [ 12:21 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های قرآنی ( بالاترین هدف خلقت انسان )

پرسش: بالاترین هدف خلقت انسان و درجه ‏ى كمال او چیست و راه دستیابى به آن كدام است؟

پاسخ: قرآن مى ‏فرماید: بالاترین هدف‏ها، رستگارى است.

توضیح آنكه، هستى براى بشر آفریده شده: «خلق لكم ما فى الارض جمیعاً»

و بشر براى عبادت: «و ما خَلَقتُ الجِنَّ و الانس الّا لِیَعبدون»

و عبادت براى رسیدن به تقواست: «و اعبدوا ربّكم ... لعلّكم تَتّقون»

و تقوا براى رسیدن به رستگارى. «فاتّقوا اللّه ... لعلّكم تفلحون»

با این مقدّمات، معلوم مى ‏شود كه قلّه‏ى كمالات، فلاح و رستگارى است. اكنون ببینیم چگونه باید به این قلّه برسیم:

قرآن مى ‏فرماید: راه رسیدن به رستگارى، تزكیه و خودسازى است: «قد أفلح مَن زكّاها»

و در آغاز سوره ‏ى مؤمنون، رستگارى را از آنِ مؤمنان دانسته و مى ‏فرماید: «قد أفلح المؤمنون»

و همین كه قرآن در یك جا فلاح را در تزكیه و در جاى دیگر رستگارى را در ایمان بیان مى ‏كند، معلوم مى ‏شود كه راه تزكیه، ایمان است، نه گوشه‏ گیرى، چلّه نشینى، انزواى‏ نابجا، ورد و ذكرهاى مخصوص و طاقت‏ فرسا و داشتن زندگى غیر متعارف و رفتارهاى استثنایى؛ زیرا در ادامه‏ ى آیات سوره‏ ى مؤمنون، رستگارى را در سایه‏ ى نماز خاشعانه، دورى از لهو و لعب، پرداخت زكات و كمك به نیازمندان، عفّت در شهوت، امانتدارى، وفاى به عهد و تعهدات و مواظبت بر نماز مى ‏داند.

البته دعوت به رستگارى باید بسیار شفّاف و علنى باشد و جا دارد بر بالاى بام ها و با صداى بلند همه‏ى مردم را به آن دعوت كنند. «حىّ على الفلاح» و پیوسته باید این دعوت را تكرار كنیم.

در آیات اولیه‏ ى سوره‏ ى مؤمنون، دو بار كلمه ‏ى حفاظت بكار رفته است؛ یكبار حفظ شهوت. «لفروجهم حافظون» یك بار حفظ نماز. «على صلاتهم یحافظون» آرى، این دو حفاظت باید دائمى باشد؛ زیرا كلمه‏ ى «حافظ» در قالب اسم فاعل و «یحافظون» در قالب فعل مضارع، براى استمرار است.

پرسش و پاسخهاى قرآنى جلد 1 صفحة  21





موضوع: پرسش و پاسخ های قرآنی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های قرآنی،
[ چهارشنبه 29 مرداد 1393 ] [ 12:13 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های قرآنی ( چرا بعضى سوره ‏ها با حروف مقطّعه آغاز مى ‏شود؟ )

پرسش: چرا بعضى سوره‏ ها با حروف مقطّعه آغاز مى ‏شود؟

پاسخ: از میان 114 سوره‏ ى قرآن، 29 سوره‏ى آن با حروف‏ مقطّعه شروع شده كه در 24 مورد آن سخن از قرآن و معجزه بودن آن است. در یكى از این سوره‏ ها (سوره شورى) مى ‏خوانیم: «حم. عسق. كذلك یوحى ...» یعنى وحى خداوند با همین حروف است. قرآن از همین حروف و كلماتى است كه شما با آن سخن مى ‏گویید؛ امّا ببینید كه ما با همین حروف چه كتابى آورده ‏ایم و شما چه كلمات و جملاتى مى‏ سازید. درست مانند خاكى كه شما از آن خشت و آجر و سرامیك و كوزه مى ‏سازید؛ ولى خداوند از دل همین خاك، صدها نوع گیاه و میوه با مزه ‏ها و رنگها و عطرها و شكل‏ هاى گوناگون مى ‏سازد.

پرسش و پاسخهاى قرآنى جلد 1 صفحة  20





موضوع: پرسش و پاسخ های قرآنی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های قرآنی،
[ چهارشنبه 29 مرداد 1393 ] [ 12:05 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های قرآنی ( الگوهاى منفى )

پرسش: الگوهاى منفى كدامند؟

پاسخ: در قرآن در كنار معرفى الگوهاى مثبت، هشدار داده كه به سراغ مدلهاى دیگر نرویم كه آن مدلها یا منحرفند و یا مورد قهر الهى.

در قرآن غضب شدگان و مدلهایى كه مورد قهر الهى هستند را قارون‏ها، فرعون‏ها، منافقان، طاغوت‏ها، متجاوزان، ظالمان بیان كرده و الگوهاى منحرف را هوى پرستان، مشركان و كسانى كه حكومت نااهلان را مى ‏پذیرند و به سراغ غیرخدا مى‏روند و نافرمانى الهى دارند ، معرّفى كرده است.

پرسش و پاسخهاى قرآنى جلد 1 صفحة  19





موضوع: پرسش و پاسخ های قرآنی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های قرآنی،
[ چهارشنبه 29 مرداد 1393 ] [ 12:03 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های قرآنی ( الگوهاى راه مستقیم چه كسانى هستند؟ )

پرسش: الگوهاى راه مستقیم چه كسانى هستند؟

پاسخ: در سوره حمد مى ‏خوانیم كه صراط مستقیم راه كسانى است كه به آنان نعمت ویژه دادیم. «صراط الّذین أنعمت علیهم» و آن افراد مشمول نعمت، انبیا، صدّیقین، شهدا و صالحان هستند.  الگوى تمام عیار راه مستقیم، شخص پیامبر اكرم است. «انّك لمن المرسلین على صراط مستقیم»

پرسش و پاسخهاى قرآنى جلد 1 صفحة  19





موضوع: پرسش و پاسخ های قرآنی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های قرآنی،
[ چهارشنبه 29 مرداد 1393 ] [ 12:00 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات