تبلیغات
طلبه ظرفشور - مطالب پرسش و پاسخ های رسائل ( قطع و ظن )
تاریخ : سه شنبه 18 شهریور 1393 | 10:20 بعد از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

بسم الله الرحمن الرحیم

مقصد اول : قطع

1 آیا متابعت از قطع واجب است ؟ چرا ؟

بله . زیرا قطع ، خود به تنهایی طریق به سوی واقع است یعنی طریقیت قطع ، عین ذات آن است و لزوم متابعت از قطع ، از لوازم ذات قطع است مانند زوج بودن برای عدد چهار  .

2 ضمن توضیح عبارت ، علت آن را بیان کنید ؟ ( لیس طریقیّته قابله لجعل الشارع اثباتا او نفیا . )

به این صورت که مثلا بگوید : قطع را طریق و راه رسیدن به حقیقت قرار دادم.

 زیرا  1 - قطع بذاته طریق است ، و آن سخن شارع تحصیل حاصل خواهد بود. 2 اگر طریقیت قطع با جعل شارع باشد ، لازم می آید دلیل شرعی قطع دیگری باشد که بر طریقیت قطع دلالت کند ، پس از آن به قطع دیگری نیاز داریم که بر طریقیت قطع دلالت کند و به همین ترتیب .... به تسلسل می انجامد .

3  - تفاوت اطلاق حجیت بر قطع را با اطلاق کلمه حجیت بر امارات معتبر شرعی بیان کنید ؟

حجیت در امارات شرعی عبارت است از : حد وسطی که به واسطه آن ثبوت اکبر برای اصغر استدلال می شود ، و همین حد وسط ، واسطه در قطع نمودن به ثبوت اکبر برای اصغر قرار می گیرد ، مانند تغیّر نسبت به اثبات حدوث برای عالَم .

 اصغر : عالَم متغیر است

اکبر : هر متغیری حادث است

نتیجه : پس عالم حادث است .

پس در نتیجه در امارات شرعی که می گوییم ظن یا بینه یا فتوای مفتی حجت است ، مراد آن است که این امور حد وسط برای اثبات احکام متعلقات خود می باشند. بنابر این گفته می شود :

هذا مظنون الخمریه

و کل مظنون الخمریه یجب الإجتناب عنه

فهذا یجب الإجتناب عنه

اما در قطع اینگونه نیست بلکه خود واقع را می آوریم و بر آن حکم می کنیم ، زیرا زمانی که به وجوب چیزی قطع پیدا کردیم گفته می شود : هذا واجب ، و کل واجب یحرم ضدّه یا یجب مقدمته .

همچنیین است اگر به طبیعت چیزی قطع حاصل شود . پس ، اگر به خمر بودن چیزی یقین حاصل شد ، گفته می شود : هذا خمر و کل خمر یجب الإجتناب عنه .

4 دلیل کذب بودن مثال زیر را بیان کنید : ( انّ هذا معلوم الخمریه  و کل معلوم الخمریه حکمه کذا )

زیرا احکام خمر برای طبیعت و نفس خمر ثابت شده است نه برای خمر معلوم .

5 انّ کون القطع حجه غیر معقول .

با توجه به متن توضیح دهید ، آیا اطلاق حجت بر نفس قطع ، صحیح است ؟ چرا ؟

صحیح نیست زیرا حجت دلیلی است که در وسط واقع می شود و موجب حصول قطع به مطلوب می گردد .




طبقه بندی: پرسش و پاسخ های رسائل ( قطع و ظن )،
برچسب ها: پرسش و پاسخ های رسائل ( قطع و ظن )،

تاریخ : سه شنبه 18 شهریور 1393 | 10:15 بعد از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

6 انواع قطع را فقط نام ببرید ؟

قطع طریقی قطع موضوعی

7 قطع طریقی و قطع موضوعی را تعریف کنید ؟

طریقی : به قطعی گفته می شود که دخالتی در حکم ندارد ( یعنی اگر قطع پیدا کنیم ، حکم هست و اگر قطع پیدا نکنیم باز هم حکم هست .

موضوعی : به قطعی گفته می شود که دخالت در حکم دارد ( یعنی اگر قطع بود ، حکم هست و اگر قطع نبود ، حکم نیست . مثال : مقطوع الخمریه حرامٌ  قطع پیدا کنیم که این مایع خمر است ، پس این خمر در حق ما حرام است و اگر قطع نداشتیم ، حرام نیست ولو در واقع خمر باشد .

8 انواع قطع موضوعی را نام برده و تعریف نمایید ؟

قطع موضوعی طریقی : قطعی است که دخالت در حکم دارد بما هو طریق الی الواقع و بما هو کاشف ( یعنی خصوصیت اول قطع ( کاشفیت از واقع ) در آن وجود دارد ) .

قطع موضوعی وصفی : قطعی است که دخالت در حکم دارد به عنوان ویژگی دوم قطع ( یعنی به عنوان اینکه حالت صد در صد است دخالت در حکم دارد قطع بما هو قطع صفه خاصه .

9 ویژگی های قطع طریقی را بیان نمایید ؟

بنفسه طریق الی الواقع است .

در موضوع حکم شرعی ، قطع هیچ خصوصیت و موضوعیتی ندارد .

اطلاق حجت بر آن نمی شود یعنی طریقیت آن جعلی نیست ، به عبارت دیگر حد وسط واقع نمی شود .

اماره و اصول بجای آن می نشیند .

قاعده اولیه در قطع طریقیت است .

10 ویژگی های قطع موضوعی طریقی را بیان کنید ؟

اخذ قطع در موضوع صرفا بعنوان طریق اخذ شده و خود قطع خصوصیتی ندارد .

امارات اصول بجای آن می نشیند .

وسط واقع نمی شود و اطلاق حجت بر آن نمی شود .

11 ویژگی های قطع موضوعی وصفی را بیان نمایید ؟

قطعی که در موضوع اخذ شده خصوصیت دارد یعنی قطع بما هو انه وصف من الصفات نفسانیه در موضوع اخذ شده است .

امارات و اصول بجای آن می نشیند .

وسط واقع می شود اما اطلاق حجت بر آن نمی شود ، چون واسطه در ثبوت است نه اثبات .




طبقه بندی: پرسش و پاسخ های رسائل ( قطع و ظن )،
برچسب ها: پرسش و پاسخ های رسائل ( قطع و ظن )،

تاریخ : سه شنبه 18 شهریور 1393 | 10:10 بعد از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

12 وقتی گفته می شود قطع طریقی مطلقا حجت است ، مقصود از مطلقا چیست ؟

قاطع هر شخصی می تواند باشد ، چه انسان متعارف و چه غیر متعارف مانند قطاع .

مقطوع به ، هر چیزی می تواند باشد ، چه حکم شرعی ، چه حق الله و چه حق الناس .

سبب قطع، هرچیزی می تواند باشد ، چه آیه ، چه روایت ، چه عقل و چه نقل و جبر .

زمان قطع هر زمانی می تواند باشد ، چه زمان انفتاح باب علم و چه زمان انسداد .

13 -  فرق قطع طریقی با قطع موضوعی را بیان کنید ؟

1 - قطع طریقی مطلقا حجت است ( یعنی واجب المطابعه می باشد ) . ولی در قطع موضوعی باید سراغ دلیلی در آیه یا روایت برویم که در آن دلیل قطع ، موضوع حکم قرار می گیرد . و آن دلیل دو حالت دارد :

الف ) یا در آن دلیل ، قطع موضوعی حکم قرار گرفته مطلقا ( یعنی با هر سببی و هر شخصی و هر زمانی ) مثل : مقطوع الخمریه حرام .

ب ) یا در آن دلیل یک قطع خاصی موضوع حکم قرار گرفته است . مثل : شارع به مقلد بگوید بر تو واجب است از مجتهدی تقلید کنی که از طریق متعارف یعنی از ادله اربعه ، قطع به حکم شرعی پیدا کرده است .

2 امارات معتبره شرعیه ( مثل خبر عادل ) و بعضی از اصول عملیه می توانند به جای قطع طریقی بنشینند ( منظور از بعضی اصول عملیه ، اصول عملیه ای هستند که کاشف از واقع می باشند مثل : استصحاب ، اصالت صحت و فراق ، قاعده تجاوز و اصول عملیه هایی که واقع را نشان نمی دهند مثل برائت و احتیاط ) ولی در این که امارات شرعیه و بعضی اصول عملیه آیا می توانند بجای قطع موضوعی بنشینند یا نه ؟ اختلاف است .

14 از کجا بفهمیم که قطع ، قطع موضوعی طریقی است یا وصفی ؟

1 از خود دلیل مثلا در مثال مقطوع الخمریه حرام ، این قطع موضوعی طریقی است چون در این دلیل نگاه شده به چیزی که قطع می خواهد آن چیز را نشان دهد و نگاه نشده به عنوان صفت برای شخص بلکه به جنبه کاشف بودن قطع نگاه شده و از کسی که قطع پیدا کرده صحبتی نشده اما در مثال القاطع بالخمریه یجب علیه الإجتناب ، این قطع موضوعی وصفی است چون در این دلیل نگاه شده به شخصی که قطع پیدا کرده است  .

2 از دلیل خارج : مثلا در موضوع اخذ شده ، آنگاه اجتماع قائم می شود که آن قطع موضوعی وصفی یا موضوعی طریقیت است .

15 برای موارد زیر مثال هایی ذکر نمایید  :

الف ) قطع موضوعی به طور مطلق در موضوع حکم اخذ شده است . ( دو مثال )

مثال 1 هرگاه عبد قطع پیدا کرد به محبوب بودن فعلی برای مولا ، عقل حکم می کند به حسن اتیان آن و هرگاه قطع پیدا کرد به مبغوض بودن فعلی برای مولا ، عقل حکم می کند به قبح اتیان . پس موضوع حکم در این مثال : اتیان فعل مقطوع المحبوب و ترک فعل مقطوع المبغوض است و قطع به طور مطلق دخیل در تحقق موضوع حکم عقل ( حسن اتیان و قبح اتیان ) می باشد و در حصول قطع هیچ خصوصیتی لحاظ نشده و به هر وجهی که قطع حاصل شود موضوع حکم محقق شده و حکم ثابت می گردد .

مثال 2 برخی از فقها ( صاحب حدائق ) عقیده دارند ه حرمت و نجاست به خمر معلوم الخمریه مترتب شده یعنی معلوم الخمریه حرام یا معلوم الخمریه نجس . در این مثال موضوع حرمت و نجاست خمر معلوم الخمریه است و قطع و یقین به طور مطلق در موضوع حکم مذبور اخذ شده است .

ب )   قطع موضوعی علی وجه خاص در موضوع حکم اخذ شده است . ( پنج مثال )

مثال 1 حکم وقتی ثابت است که از طریق کتاب و سنت علم به آن حاصل شود و جواز عمل در احکام شرعی را مقید کرده اند به علمی که از طریق کتاب و سنت بدست آمده باشد . پس موضوع حکم می شود قطع و علم به احکام شرعی از طریق کتاب و سنت . در این مثال قطع موضوعیت دارد اما نه مطلق قطع بلکه از سبب خاص ( کتاب و سنت ) حاصل شده باشد .

مثال 2 بعضی از علما جواز قضاوت و عمل قاضی را در حقوق الله به علم و یقین شهود مترتب نموده اند و با قطع و یقین خود قاضی حکم مترتب نمی شود یعنی موضوع حکم ( قضاوت و عمل قاضی به علم شهود ) خواهد بود . در این مثال قطع و یقین ، موضوع حکم واقع شده اما نه مطلق قطع .

مثال 3 از نظر شرع شخص مقلد باید از مجتهدی تقلید کند که علم و یقین مجتهد نسبت به احکام از طریق اجتهاد بدست آمده باشد نه از طریق رمل و جفر . پس موضوع حکم ( جواز تقلید یا وجوب تقلید ) تقلید از مجتهدی که علمش به احکام شرعی از طریق اجتهاد و استنباط بوده باشد . پس قطع و یقین مجتهد به عنوان موضوع وجوب تقلید اخذ شده اما با این خصوصیت که از طریق استنباط و اجتهاد بوده باشد نه مطلق یقین و قطع .

مثال 4 از نظر شرع مقلد باید از مجتهدی تقلید کند که فاسق و غیر امامی نباشد که در این مثال نیز قاطع باید امامی و عادل باشد و قطع و یقین شخص فاسق و غیر امامی باعث ترتب حکم نمی شود .

مثال 5 شرع به حاکم حکم کرده که واجب است خبر شخص عادلی که علمش نسبت به خبر از روی حس بوده ( و نه از روی حدس ) را قبول کند . در این جا نیز علم و یقین شخص عادل به خبر در موضوع حکم اخذ شده با این خصوصیت که علمش از روی حس باشد نه مطلق علم و یقین .

16 الف ) نظر مرحوم شیخ و میرزا نائینی را در رابطه اینکه - آیا امارات شرعیه  و بعضی از اصول عملیه می توانند بجای قطع موضوعی بنشینند یا نه ؟ - بیان کنید .

امارات معتبره شرعیه و بعضی از اصول عملیه می توانند بجای قطع موضوعی طریقی بنشینند ولی بجای قطع موضوعی وصفی نمی توانند بنشینند چون قطع موضوعی طریقی معنایش این است که قطع دخالت در حکم دارد بعنوان اینکه کاشف از واقع است و امارات شرعیه و استصحاب هم کاشف از واقع هستند ( البته به کمک ادله اعتبارشان ) ولی مفید اعتقاد صد در صد نیستند .




طبقه بندی: پرسش و پاسخ های رسائل ( قطع و ظن )،
برچسب ها: پرسش و پاسخ های رسائل ( قطع و ظن )،

تاریخ : سه شنبه 18 شهریور 1393 | 10:05 بعد از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

17 آیا امارات و برخی اصول عملیه می توانند بجای قطع موضوعی وصفی بنشینند ؟ سه مثالی را که شیخ در این رابطه بیان نموده است را ذکر نمایید .

خیر نمی تواند .

مثال 1 فرض کنیم شارع در نماز های 2 رکعتی ( نماز صبح ) و نماز سه رکعتی ( نماز مغرب ) و در 2 رکعت اول نماز های چهار رکعتی یقین و قطع به تعداد رکعات نماز را موضوع برای اتمام و صحیح بودن نماز قرار داده و با دلیل خارجی ( اجماع ) ثابت گردیده باشد که این قطع و یقین به نحو صفتیت در موضوع اخذ شده نه به نحو کاشفیت و لذا ظن به یک طرف و یا استصحاب عدم زائد نمی تواند به جای قطع بنشیند و لذا اگر قطع و یقین در این نماز ها نبود ، نماز باطل است .

بله اگر از خارج دلیلی ( غیر از ادله حجیت مطلق ظن و غیر از اصالت عدم اکثر ) داشته باشیم که ظن و استصحاب کفایت می کنند در حفظ رکعات در این صورت ظن و استصحاب می تواند در این مثال بجای قطع موضوعی وصفی بنشیند .

مثال 2 کسی می خواهد در دادگاه شهادت بدهد به مالک بودن کسی نسبت به چیزی ، باید قطع و یقین به مالکیت آن داشته باشد و لذا اگر بخواهد از روی ظن مثل شهادت دو عادل ( بینه ) یا قاعده ید شهادت بدهد ، قبول نیست .

البته این شاهد نسبت به خودش می تواند تکیه به بینه و قاعده ید بکند و مثلا آن چیز را از مدعی مالکیت بخرد اما در مقام شهادت باید یقین به مالکیت مدعی مالکیت داشته باشد مگر اینکه با دلیل خارجی ( غیر از ادله حجیت بینه و قاعده ید ) ثابت گردد ( مثل روایت حفض بن قیاس )  که هر طریق شرعی همان طور که می تواند مجوز عمل کردن خود انسان در مقام عمل باشد ، می تواند  مجوز ادای شهادت در مقام شهادت نیز باشد در این صورت ظن و گمان می تواند جانشین قطع موضوعی وصفی گردد .

مثال 3 اگر کسی نذر کند که مادامی که یقین دارد به حیات فرزندش هر روز صدقه بدهد در این مثال یقین در موضوع اخذ شده به نحو قطع موضوعی وصفی که در صورت شک در حیات فرزندش نمی تواند استصحاب حیات کند و وجوب صدقه بر گردن او بار شود ،  اما اگر نذر به خود حیات فرزندش تعلق گرفته باشد و قطع و یقین به حیات در موضوع آن اخذ نشده باشد در صورت شک ، با استصحاب یا بینه وجوب صدقه بر گردن او بار می شود .

18 انواع ظن را نام برده و توضیح دهید .

1 ظن طریقی : نسبت به متعلقش طریق قرار داده می شود ، در این صورت بجای آن سایر طرق و ادله شرعی قرار می گیرد .

2 ظن موضوعی : به عنوان موضوع ولی نه به نحو طریقیت برای حکمی دیگر لحاظ می شود .

19 الف ) اجماع فقها چگونه بر حرمت تجری دلالت می کند ؟

ادعای اجماع توسط جمعی از فقهای امامیه از مسأله زیر ظاهر می شود :

کسی که به تنگ بودن وقت گمان داشته باشد ، هرگاه نمازش را به تأخیر اندازد ، معصیت کرده است هرچند معلوم شود که وقت باقی است . زیرا تعبیر به ( گمان داشتن به تنگی وقت ) توسط فقها ، بخاطر بیان فرد ضعیف از رجحان است که مستحق عقاب می باشد ، بنابر این شامل مخالفت قطع به تنگی وقت نیز که فردی قوی است ، به طریق اولی می شود .

ب ) خدشه و رد شیخ را بر این استدلال بیان نمایید ؟

اولا : اجماع محصل ممکن نیست و بر فرض هم ممکن باشد در مسئله تجری که مسئله عقلیه می باشد حجت نمی باشد .

ثانیا : اجماع منقول هم حجت نمی باشد خصوصا در این مسئله که یک مسئله عقلیه است .

ثالثا : اصلا در این جا اجماعی وجود ندارد بلکه مخالف دارد مانند شیخ بهایی ، شهید اول و سید محمد مجاهد

20 الف ) سیره عقلا چگونه بر حرمت تجری دلالت دارد ؟

تمام عقلای عالم شخص متجری را مستحق سرزنش می دانند و شارع مقدس هم از عقلا است . پس او هم متجری را مستحق مذمت می داند و مذمت شارع عقاب شارع است ، در نتیجه متجری مستحق عقاب است .

ب ) خدشه و ردّ شیخ را بر این استدلال بیان نمایید ؟

مقدمه اول : اختلاف علما در مسئله تجری در قبح فعلی است ( یعنی اختلاف سر این است که نوشیدن آبی که یقین داشت خمر است ، آیا این یقین باعث می شود که این نوشیدن قبیح گردد یا نه ؟ ) نه در قبح فاعلی چون علما اتفاق دارند فاعل این کار خبث باطنی دارد .

مقدمه دوم : خداوند همیشه انسان را در مقابل فعل اختیاری خارجی مانند ظلم و ستم عقاب می کند ، نه در مقابل اوصاف باطنی و درونی مانند خبث باطل .

جواب : اولا بنای  عقلا  را قبول نداریم یعنی قبول نداریم که همیشه عقلا متجری را مذمت می کنند .

ثانیا : عقلا متجری را به خاطر خبث باطنی مذمت می کنند نه به خاطر این فعل خارجی که نوشیدن آب است

21 الف ) حکم اجمالی عقل چگونه بر حرمت تجری دلالت دارد ؟

عقل انسان می گوید تجری حرام است و متجری مستحق عقاب می باشد و کلما حکم به عقل ، حکم به شرع

ب ) ردّ و خدشه شیخ را بر این استدلال بیان نمایید ؟

حکم عقل به قبح تجری به خاطر خبث باطنی است چون تجری کاشف از این است که شخص ، عاصی و متمرد است و خبث باطنی دارد نه این که حکم عقل به قبح تجری به این خاطر باشد که آن فعل ( نوشیدن آب ) مغبوض مولاست .

22 الف ) حکم تفصیلی عقل چگونه بر حرمت تجری دلالت می کند ؟

دو نفر هستند که جلوی هر کدام مایعی قرار دارد و هر دوی آنها یقین دارند که این مایع خمر است ، هر دوی آنها می نوشند ولی فقط یکی مخالف واقع در می آید .

در این مثال چهار حالت متصور است :

1 هر دو مستحق عقاب هستند . 2 هیچ کدام مستحق عقاب نیستند . 3 شارب لخمر مستحق عقاب است و شارب الماء مستحق عقاب نمی باشد . 4 بالعکس .

احتمال دوم و چهارم محال است چون لازمه این دو احتمال این است که شخص عاصی مستحق عقاب نباشد .

احتمال سوم باطل است چون خلاف عدالت خداوند است ، عدالت خداوند اقتضا می کند که با هر دو به یک صورت عمل کند و اینکه یکی از مایع ها خمر نبوده این از قدرت آنها خارج است و در اختیار آنها نبوده و لذا آن که با عدالت خداوند منافات دارد باطل است .

پس احتمال اول متعین می شود .

ب ) خدشه و ردّ شیخ را بر این استدلال بیان کنید ؟

مقدمه : امر غیر اختیاری دو حالت دارد : 1 گاهی این امر مسبوغ با اختیار است یعنی برگشت به اختیار می کند . در این صورت شارع می تواند این فرد را عقاب کند چون قبل از آن اختیار داشته است .

2 گاهی این امر غیر اختیاری مسبوغ با اختیار نیست یعنی برگشت به اختیار نمی کند . در این صورت شارع این شخص را عقاب نمی کند .

اما رد استدلال : دلیلی که در حکم تفصیلی عقل آورده شده مبنی بر اینکه اگر کسی قطعش با واقع مصادف شده عقاب شود و آن که مصادف نشده عقاب نشود آن هم به خاطر چیزی که از اختیار آنها خارج بوده با عدل خداوند نمی سازد . این دلیل صحیح نمی باشد چون عقاب کردن به خاطر انجام چیزی که در اختیار انسان نبوده و یا برگشت به اختیار نمی کند ، قبیح است لذا شیخ انصاری قول سوم را می پذیرد نه قول اول را .

23 آیا امر غیر اختیاری می تواند دخیل در ثواب و عقاب باشد ؟ نظر شیخ را به همراه سه شاهد مثال بیان نمایید ؟

بله می تواند .

شاهد مثال 1 اگر انسانی بانی سنت خیری شود به تعداد افرادی که به این سنت عمل می کنند ، خداوند به این انسان ثواب می دهد . و همچنیین اگر انسانی بانی سنت بدی شود به تعداد افرادی که به این سنت عمل نموده اند ، خداوند به این انسان عقاب می دهد پس زیاد بودن و یا کم بودن افراد ، امر غیر اختیاری است ولی خداوند به خاطر آن ثواب و یا عقاب می دهد .

شاهد مثال 2 مشهور است که مجتهدی که اجتهاد می کند ، اگر حکمش مطابق واقع در آمد ، دو ثواب دارد و اگر حکمش مخالف واقع در آمد یک ثواب خواهد داشت . در این جا مطابق در آمدن و عدم مطابقت با واقع امر غیر اختیاری است ولی خداوند به خاطر آن ثواب می دهد .

شاهد مثال 3 زمانی که به وجدان و درون خودمان مراجعه می کنیم ، بین کسی که قطعش مطابق واقع در آمده و کسی که قطعش مطابق واقع در نیامده ، فرق می گذاریم .

مثال : دو نفر دو بچه را که می دانند بچه های مولا هستند می کشند ولی یکی بچه ی مولا در می آید . پس مولا و مردم کسی را که بچه ی مولا را کشته بیشتر مذمت می کنند با اینکه مصادف و عدم مصادفت امر غیر اختیاری است .

24 اگر اشکال شود که « وجدان نمی تواند ملاک برای تفاوت مذمت شارع باشد چون این تفاوت در مذمت در بغض و کینه های عقلائیه و عرفیه  است » جواب این اشکال را بیان نمایید  .

ذم از طرف عقلا به خاطر تشقی نیست چون آن ها اذیت نشده اند که بخواهند به خاطر تشقی مذمت کنند .




طبقه بندی: پرسش و پاسخ های رسائل ( قطع و ظن )،
برچسب ها: پرسش و پاسخ های رسائل ( قطع و ظن )،

تاریخ : سه شنبه 18 شهریور 1393 | 10:00 بعد از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

25 و قد یظهر من بعض المعاصرین التفصیل فی صورت القطع بتحریم شیء غیر بقصد القربه  ....

تفصیل صاحب فصول در تجری را مختصرا توضیح دهید ؟

تجری قبیح و حرام است و متجری مستحق عقاب می باشد ولی قبیح بودن برای متجری ذاتی نیست ( که همیشه تجری قبیح باشد ) بلکه گاهی قبیح بودن با تجری هست و گاهی نیست .

تفصیل به این صورت است که  :  کسی که یقین دارد یک کار حرام است 4 صورت دارد :

الف ) این کار حرام در واقع مکروه است مثل کسی که یقین دارد غذا خوردن در حال جنابت حرام است ولی می خورد ، در این صورت تجری قبیح و متجری مستحق عقاب است .

ب ) این کار حرام در واقع مباح است مثل کسی که یقین دارد استعمال دخانیات حرام است ، در این صورت تجری قبیح و متجری مستحق عقاب است ولی قبح این کار کمتر از مورد قبلی استت .

ج ) این کار حرام در واقع مستحب است مثل کسی که یقین دارد نماز شب حرام است ، در این صورت تجری حرام و متجری مستحق عقاب است  ولی قبح این کار کمتر از دو مورد قبل است .

د ) این کار حرام در واقع واجب است و این خود دو صورت دارد :

1 واجب تعبدی است : مثل کسی که یقین به حرمت نماز جمعه دارد ، در این صورت تجری قبیح و متجری مستحق عقاب است چون در انجام آن واجب قصد قربت نداشته است .

2 واجب توصلی است : مثل کسی که یقین دارد این میت کافر است و دفنش حرام و لی دفنش می کند و بعد معلوم می شود مسلمان بوده ، در این صورت یا مطلقا تجری قبح ندارد و یا در بعضی از موارد ( یعنی در صورتی که حسن واجب و مصلحت واجب مساوی یا بیشتر از قبح تجری باشد ) در این صورت تجری قبیح نیست .

خلاصه : صاحب فصول می گوید می بایست حسن واجب واقعی و قبح ظاهری تجری را ملاحظه کرد که کدام اقوی است .

26 فمن اشتبه علیه مؤمن ورع عالم بکافر واجب القتل ....

چهار شاهد مثال صاحب فصول مبنی بر اینکه قبیح بودن برای تجری ذاتی نیست را بیان نمائید ؟

1 انسان یقین دارد زید کافر حربی بوده بنابر این قتلش واجب است  ، تجری می کند و نمی کشد ، سپس کشف می شود که زید پیامبر است  .

 2 انسان یقین دارد زید کافر حربی بوده بنابر این قتلش واجب است  ، تجری می کند و نمی کشد ، سپس کشف می شود که زید عالمی با تقوا بوده .

3 انسان یقین دارد زید دشمن مولاست پس باید او را بکشد ولی تجری می کند و نمی کشد ، سپس کشف می شود که زید پسر مولا بوده است .

4 مولایی به عبدش می گوید طریقی را برایت مشخص می کنم که دشمنم را بشناسی ، شخص عادل یک نفر را به عبد نشان می دهد و می گوید این دشمن مولاست ولی عبد تجری می کند و نمی کشد سپس کشف می شود که او پسر مولا بوده است .




طبقه بندی: پرسش و پاسخ های رسائل ( قطع و ظن )،
برچسب ها: پرسش و پاسخ های رسائل ( قطع و ظن ) 6،

تاریخ : سه شنبه 18 شهریور 1393 | 09:55 بعد از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

27 و هذالإحتمال حیث یتحقق عند المتجری لا یجدیه ان لم یصادف الواقع ...

با توجه به متن اشکال زیل را پاسخ دهید :

ما به هنگام قیام امارات تجری می کنیم به خاطر اینکه احتمال دارد تجری مشتمل شود بر جهت محسنه که موجب سرور مولا شود .

تجری وقتی فایده دارد که این احتمال تحقق بپذیرد اما اگر احتمال مصادف با واقع نشد تجری به او سود نمی دهد بر خلاف مواردی که منصوب است یعنی باید کاری کنی که یقین پیدا کنی عقاب نمی شوی پس باید به طریق عمل کنی .

28 اقول یرد علیه : اولا منع ما ذکره من عدم کون قبح التجری ذاتیا .... ثانیا : لو سلّم انّه لا امتناع فی ان یعرض له جهه محسّنه ....

ردّ و جواب شیخ انصاری را به نظریه صاحب فصول بیان نمایید ؟

اولا : تجری برای قبح علت تامه است و قبیح بودن برای تجری ذاتی است چه قبح تجری مربوط به فعل باشد و چه مربوط به شقاوت متجری باشد و هیچگاه قبح از تجری جدا نمی شود و امکان ندارد جهت محسنه بر تجری عارض شود همچنان که حُسن برای انقیاد ( اطاعت از خدا ) ذاتی است و هیچگاه از انقیاد جدا نمی شود .

ثانیا : بر فرض که قبح تجری را ذاتی ندانیم و تجری علت تامه برای قبح نباشد امّا لااقل تا زمانی که جهت محسنه بر آن عارض نشده باشد ،  مقتضی برای قبح می باشد و هرگز تجری جزء آن افعالی نیست که نه علت تامه برای حسن و قبح هستند و نه مقتضی .

29 انّ التجری اذا صادف المعصیه الواقعه تداخل عقابها .

الف )جواب شیخ را بر این نظریه صاحب فصول بیان نمایید ؟

این سخن صحیحی نیست چرا که :

الف ) اگر منظور صاحب فصول این است که تجری و معصیت دو عنوان مستقل هستند که در این صورت هر دو سبب مستقل ، عقاب جدای از هم لازم دارند و اینکه شما می گویید هر دو عقاب تداخل می کنند و عقاب واحدی در کار خواهد بود ، لا معقول است برای اینکه توارد علل متعدده بر معدود واحد لازم می آید .

ب ) اگر مراد از تداخل یک عقاب باشد ، این عقاب را به کدام یک می خواهید بدهید به هر کدام که بدهید ترجیح بلا مرجح است و از طرفی در روایت این مطلب که یک عقاب باشد مردورد است .

ج ) اگر مراد شما از تداخل این است که عقاب بیشتری از تجری در کار باشد این معنای تداخل نیست چون معنای تداخل آن است که دو تا یکی شود .

ب ) نظر شیخ را بیان نمایید ؟

در تمامی موارد ( بدون استثناء ، چه مصادف با واقع شود و یا نشود ) تجری قبح فاعلی دارد .




طبقه بندی: پرسش و پاسخ های رسائل ( قطع و ظن )،
برچسب ها: پرسش و پاسخ های رسائل ( قطع و ظن ) 7،

تاریخ : سه شنبه 18 شهریور 1393 | 09:50 بعد از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

30 نحوه جمع و سازش دادن میان اخبار عفو وعقاب برای تجری چگونه است ؟

جمع اول : مراد از روایات دسته اول که می گوید قصد گناه عقاب ندارد ، قصدی است که شخص خودش از قصدش برگردد با اینکه قدرت بر انجام گناه را دارد اما مراد از روایات دسته دوم قصدی است که شخص بر قصدش باقی می ماند تا وقتی که از معصیت عاجز شود و نتواند آن را انجام دهد .

جمع دوم : مراد از روایات دسته اول مجرد قصد است اما مراد از روایات دسته دوم قصد گناه با مرتکب شدن بعضی از مقدمات گناه است .

شاهد مثال برای حمل دوم : حرمت اعانت بر گناه است ( و لا تعاونوا علی الإثم و العدوان ) که اگر اعانت بر اثم را تعمیم بدهیم و بگوییم شامل خود انسان هم می شود در این صورت شاهد این حمل خواهد بود .

31 اقسام تجری را نام ببرید ؟

1 مجرد قصد گناه

2 قصد به گناه با مرتکب شدن مقدمات گناه

3 قصد به گناه با مرتکب شدن معتقد المعصیه

4 مرتکب شدن محتمل المعصیه به امید اینکه مصادف با واقع شود

5 مرتکب شدن محتمل المعصیه و برایش مهم نیست مصادف با واقع شود یا نشود

6 مرتکب شدن محتمل المعصیه به امید اینکه مصادف با واقع نشود .

32 منشأ هر یک از اقسام تجری را بیان نمایید ؟

پنج قسم اول ناشی از بی مبالات بودن شخص است و قسم ششم ناشی از کم مبالات بودن شخص می باشد .

32 و یشترط فی صدق التجری فی الثلاثه الأخیره عدم کون الجهل عذرا عقلیا او شرعیا کما فی شبهه المحصوره الوجوبیه او التحریمیه .

الف ) شرط صدق تجری طبق نظر شیخ چیست ؟

در صورتی تجری حساب می شود که این احتمال و جهل عذر نباشد اما اگر این احتمال و جهل عذر عقلی و شرعی حساب شود مانند عمل به اصل برائت و استصحاب برائت  ، تجری در این موارد محقق نمی شود .

ب ) برای عبارات مشخص شده مثالی ذکر نمایید ؟

عذر عقلی : شک دارم در حرمت استعمال دخانیات ( برائت )

عذر شرعی : مایعی پاک بوده و حال شک می کنم نجس شده است یا نه ( استصحاب )

شبهه محصوره وجوبیه : مانند جایی که باید به چهار طرف نماز بخواند

شبهه محصوره تحریمیه : مانند جایی که یکی از دو ظرف خمر باشد .




طبقه بندی: پرسش و پاسخ های رسائل ( قطع و ظن )،
برچسب ها: پرسش و پاسخ های رسائل ( قطع و ظن ) 8،

تاریخ : سه شنبه 18 شهریور 1393 | 09:45 بعد از ظهر | نویسنده : ابراهیم قربانی نهرخلجی | نظرات

  • paper | خرید بک لینک | فروش بک لینک