پرسش و پاسخ های جالب ( سرّ آتش افروختن نصرانی ها در شب میلاد مسیح )

سرّ این که نصرانی ها شب میلاد مسیح علیه السلام آتش افروخته و با گردو بازی می کنند؟

جواب : ابو عبدالله محمد بن شاذان بن احمد بن عثمان پروازی گفت: ابو علی محمّد بن حارث بن سفیان حافظ سمرقندی گفته صالح بن سعید ترمذی از عبدالمنعم بن ادریس از پدرش از وهب بن منبه یمانی نقل کرده که وقتی درد زاییدن مریم را به طرف تنه خشک خرما برد و وی در پناه آن نشست ،سرما شدید شد،لذا یوسف نجار هیزم فراهم کرد و اطراف مریم چید همان طوری که در حظیره (جایی که خرما را در آن خشک می کنند)هیزم قرار می دهند سپس هیزم ها را آتش زد و گرمای آن ها را از اطراف به مریم رسید و او را گرم کرد و هفت عدد گردو در خرجین یافت و آن ها را شکست و به جناب مریم خورانید وبه همین خاطر نصرانی ها شب میلاد مسیح آتش افروخته و با گردو بازی می کنند.

علل الشرایع جلد1 صفحة 281





موضوع: پرسش و پاسخ های جالب، برچسب ها: پرسش و پاسخ های جالب،
[ جمعه 20 تیر 1393 ] [ 05:25 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های جالب ( پرسش های مرد جهودی )

پرسش های مرد جهودی از حضرت علی علیه السلام

ما در این جا تنها به بیان سؤال ها وجواب ها اکتفا می کنیم.

جهود پرسید چه جانداری بود که در جانداری دیگر جای داشت ومیان ایشان خویشاوندی نبود؟

حضرت علی علیه السلام فرمودند : آن یونس پیامبر بود که درون ماهی جای گرفت.

پرسید : چه گوریست که خداوند (صاحب)خود را گردش داد؟

فرمودند : یونس بود که ماهی او را در دریاها گردانید.

پرسید : آفتاب از کجا برآید؟

فرمودند : از میان دو شاخ دیو.

پرسید : به کجا فرو می رود؟

فرمودند : در چشمه ساری گرم.

پرسید :کجا بود که آفتاب بیش از یک بار نتابید؟

فرمودند : درژرفی دریا بود که برای گذر کردن بنی اسرائیل از آن خدا آن را بشکافت.

پرسید : خدای تو بار می کند یا بار می شود؟

فرمودند : خدای من همه چیز را به نیروی خود بار می کند وهیچ چیز تاب بار بزرگی وی را ندارد.

پرسید :چگونه خدا می گوید:عرش پروردگارت را در این روز هشت تن به دوش کشند؟

فرمودند : مگر ندانی آن چه در آسمان ها و زمین ومیان این دو و زیر خاک است از خداست ، هر چیزی بر خاک است و خاک به توانایی خدا برقرار است وتوانایی او هر چیزی را بر می دارد .

پرسید : بهشت کجاست ؟ ودوزخ در کجا ؟

فرمودند : هشت در آسمان است و دوزخ در زمین.

پرسید : روی خدا به چه سویی است؟

فرمودند : به ابن عباس که آتش وهیزم بیاورد،هیزم را آتش زد آن گاه به جهود گفت روی این آتش به چه سویی است ؟گفت : روی معلومی ندارد ، علی علیه السلام گفت :خدای من نیز این گونه است ، خاور و باختر هر دو از آن اوست . هر جا روی نهی همان جا خداست.

پرسید: دو چیز همیشه نزد چشم کدامند؟

فرمودند :آسمان وزمین که ساعتی از دیدگان دور نگردند.

پرسید: دو چیز پنهان کدام است؟

فرمودند:مرگ وزندگی که کسی این دو را نبیند.

پرسید:دو چیز که با هم سر جمع شدن ندارند چیست؟

فرمودند : شب وروز است.

پرسید:آن یکی که دور ندارد کدام است؟

فرمودند:خدای یگانه.

پرسید :آن دویی که سه ندارد کدام است؟

فرمودند :آدم وحوّا

پرسید :آن سه یی که می گویند کدام است؟

فرمودند: ترسایان گفتند خدا سومین از آن سه است واین دروغ است زیرا خدا فرزندی ندارد.

پرسید :آن چهار گانه کدام است؟

فرمودند: قرآن ، زبور ، انجیل ، تورات

پرسید :آن پنجگانه کدام است؟

فرمودند: نمازهای پنج گانه که در شبانه روز واجب است.

پرسید :آن شش که هفت نیست کدام است؟

فرمودند : شش روزی که خدا در آسمان و زمین آفریده است.

پرسید :آن هفت کدام است؟

فرمودند : هفت در دوزخ که بر هم اند.

پرسید :آن هشت بی نُه کدام است؟

فرمودند: هشت در بهشت.

پرسید :آن نُه کدام است؟

فرمودند : نه دودمان قوم صالح اند که در زمین تباهی می کردند و برای اصلاح کاری نمی کردند.

پرسید:آن ده کدام است؟

فرمودند : ده روز دهه

پرسید :آن یازده کدام است؟

فرمودند: سخن یوسف که به پدر گفت:دیدم که یازده ستاره با آفتاب وماهتاب مرا نماز بردند.

پرسید :آن دوازده کدام است؟

فرمودند : ماههای سال

پرسید :آن بیست کدام است؟

فرمودند : بیست درمی که یوسف علیه السلام را بدان فروختند.

پرسید :آن سی کدام است؟

فرمودند : سی روز ماه رمضان که روزه آن بر هر مکلفی واجب است.

پرسید :آن چهل کدام است ؟

فرمودند: میقات موسی که سی روز بود خدا ده روز نیز بدان افزود.

پرسید:آن پنجاه کدام است؟

فرمودند : نوح در میان قوم خود هزار سال مگر پنجاه سال صبر کرد(یعنی 950 سال زندگی کرد).

پرسید:آن شصت کدام است؟

فرمودند : حکم خدا در کفاره ظهار که گفته آنکه نتواند دو ماه روزه بدارد شصت بیچاره را خوراک دهد.

پرسید: آن هفتاد چیست؟

فرمودند : موسی از میان دودمان خویش برای دیدار خدا هفتاد تن برگزید.

پرسید :آن هشتاد کدام است؟

فرمودند  : نام روستایی است در جزیره ایی که نوح از آن جا در کشتی نشست و در جودی فرود آمد و خدا دودمان وی را غرق کرد.

پرسید : آن نود کدام است؟

فرمودند :کشتی بود که نوح علیه السلام آن را پر کرده بود برای جانوران که در آن نود خانه ساخته بود.

پرسید:آن صد کدام است؟

فرمودند : عمر داود شصت سال بود آدم از زندگی خود چهل سال برداشت وبر زندگی او نهاد چون مرگ وی فرا رسید منکر شد،انکار حق از وی در دودمان وی سرایت کرد.

پرسید : محمد را برای من چنان وصف کن گویا من خود می نگرم تا به وی بگروم؟

فرمودند : ای جهود اندوه مرا تازه کردی ،محمّد پیامبر مردی بود پیشانی بلند ،پیوسته ابرو،سیاه چشم،هموار چهره،کشیده بینی،تنگ لب،انبوه ریش،تابان دندان،سیم گردن،خط مویی از گودی گلو تا ناف وی پیوسته بود،مانند شاخة کافور- میانه بالا-هنگام رفتار گویی نور وی همگان را فرا می گرفت.استوار گام نام دستار وی سحاب بود ،شمشیر وی ذوالفقار وقاتر او دُلدُل وخر وی یعفور واشتر ماده وی غضباء واسب وی لزاز و تازیانه وی ممشوق- انسانی مهربان بود میان دو شانة وی مهری بود که در آن دو سطر بود نخستین میان دو شانه وی مهری بود که در آن دو سطر بود نخستین لا اله الّا الله و دومین محمّد رسول الله این وصف وی بود.

گویند: هر دو تن مسلمان شدند وگواهی به یگانگی خدا وپیامبری محمد و وصایت علی دادندوملازم علی شدند یکی در نبرد جمل کشته شد ودیگری در نبرد صفین .

      خصال صدوق جلد 2 صفحة 219





موضوع: پرسش و پاسخ های جالب، برچسب ها: پرسش و پاسخ های جالب،
[ جمعه 20 تیر 1393 ] [ 04:29 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های جالب ( سؤال امام جواد علیه السلام )

سؤال امام جواد علیه السلام از یحیی بن اکثم

امام جواد علیه السلام به او گفت ای ابا محمد چه گویی درباره مردی که بامداد زنی بر وی حرام بود وروز که برآمد حلال شدش نیمه روزش حرام شد وهنگام ظهرش حلال شد ووقت عصر بر او حرام شد و مغربش حلال گردید ونیمه شب براو حرام شد و سپیده دم بر وی حلال شد وروز که برآمد حرامش شدش ونیمه روز بر او حلال شد،یحیی ودیگر فقهاء در برابر او گیج وگنگ شدند مأمون گفت یا ابو جعفر اعزّک الله این مسألهرا برای ما بیان کن.

فرمود: این مردیست که به کنیزک دیگران نگاه کرده و او را خریده و بر وی حلال شده سپس آزادش کرده و بر او حرام شده به زنی گرفته اش وبر او حلال شده وظهارش کرده وبر او حرام شده و کفاره ظهار داده وحلال شده سپس یک طلاقش داده وحرام شده پس به او رجوع کرده وحلالش شده سپس آن مرد از اسلام برگشته وزن بر او حرام شده وباز توبه کرده و مسلمانی گرفته وبه همان نگاه سابق بر او حلال شده  چنان چه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زینب را به ابی العاص بن ربیع که مسلمان شد به همان نکاح اول برقرار ساخت.

تحف العقول صفحة 487





موضوع: پرسش و پاسخ های جالب، برچسب ها: پرسش و پاسخ های جالب،
[ پنجشنبه 19 تیر 1393 ] [ 05:36 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های جالب( معانی صدای حیوانات )

خبر دادن از معانی صدای حیوانات

از آنجا که امام باید به همه زبان ها ، حتی زبان حیوانات آگاه باشد از امام حسین علیه السلام در سنین کودکی او- پیرامون آوای حیوانات سؤال شد ، برابر آنچه که محمّد بن ابراهیم از او نقل کرده است حضرت فرمود:

هر گاه کرکس صدا کند می گوید : ای فرزند آدم چه می خواهی زندگی کن که سرانجام آن مرگ است.

هر گاه باز شکاری صدا کندمی گوید : ای دانا،پنهانیها،ای برطرف کننده گرفتاریها .

هر گاه طاووس صدا کند می گوید : ای مولای من!به خود ستم کرده ام وبه  (زیبایی) وآراستگی خود مغرور شدم ، مر اببخشای.

هر گاه درّاج صدا کند می گوید : ای خدای رحمان ، بر عرش استیلا یافت.

هر گاه خروس صدا کند می گوید : هر که خدا را بشناسد یاد او را فراموش نمی کند.

هرگاه مرغ قدقد کند می گوید : ای خدای حق ! تو حقی و سخن تو حق است ای الله و ای حق.

هر گاه بازچه صداکند می گوید : به خدا و روز واپسین ( قیامت ) ایمان آوردم.

هر گاه مرغ گوشت ربا صدا کند می گوید : بر خدا توکل کن تا روزی داده شوی.

هر گاه عقاب صداکند می گوید : هر که خدا را فرمان برد به سستی نیفتد.

هرگاه شاهین صدا کند می گوید : پاک و منزه است خدا به طور قطع ، بطور قطع.

هر گاه جغد صدا کند می گوید : دوری از مردم ، انس و( خرّمی ) است.

هر گاه کلاغ صدا کند می گوید : ای روزی رسان ! روزی حلال برسان.

هر گاه درنا صدا کند می گوید : بار الها مرا از دشمنم نگهدار.

 هر گاه لک لک صدا کند می گوید : هر که از مردم خلوت گزیند از آزارشان می رهد.

هر گاه اٌردک صدا کند می گوید : آمرزش تو ای خدا ، آمرزش تو.

هر گاه هدهد صدا کند می گوید : چه بدبخت است آنکه نافرمانی خدا کند.

هر گاه قمری صدا کند می گوید : ای دانای نهانها و رازها ، ای خدا!

هر گاه کلاژه صدا کند می گوید : پاک و منزه است آنکه هیچ پنهانی بر او پوشیده نیست.

هر گاه طوطی صدا کند می گوید : هر که پرور دگار خود را یاد کند گناهش بخشوده می شود.

هر گاه گنجشک صدا کند می گوید : از هر چه خدا را خشمگین کند از او بخشایش می خواهم(یا از او بخشایش بخواه)

هر گاه بلبل صدا کند می گوید : هیچ معبودبحقی جز خدا نیست این حق است ، این حق است.

هر گاه کبک صدا کند می گوید : حق نزدیک است ، نزدیک.

هر گاه بلدرچین صدا کند می گوید : ای فرزند آدم چقدر از مرگ غافلی.

هر گاه فاخته(کوکو ) صدا کند می گوید : ای یکتا ، ای یگانه ، ای بی همتا ، ای بی نیاز ، ای پاینده.

هر گاه کلاغ سبز صدا کند می گوید : ای مولای من را از آتش رهایم کن.

هر گاه چکاوک صدا می کند میگوید : سرورا ! توبه هر مؤمن گنهکاری را بپذیر.

هر گاه شتر مرغ صدا کند می گوید : هیچ معبودی جز خدا نیست.

هرگاه چلچله صدا کند سوره حمد را می خواند و می گوید: ای توبه پذیر توبه کنندگان ، ای خدا ستایش از آن توست.

هر گاه زرّافه صدا کند می گوید : هیچ معبود بحقّی جز خدای یگانه نیست.

هر گاه برّه صدا کند می گوید : مرگ برای پند آموزی بس است.

هر گاه بزغاله صدا کند می گوید: مرگ مهلتم نمی دهد ، از این رو گناهم اندک است.

هر گاه شیر غرّش کند می گوید : امر خدا مهم است ، مهم!

هر گاه گاو نر صدا کند می گوید :آرام،آرام ، ای فرزند آدم ، تو در محضر کسی قرار داری که می بیند وخود دیده نمی شود و او خداست.

هر گاه فیل صدا کند می گوید : هیچ توان و تدبیری جانشین مرگ نمی شود.

هر گاه یوزپلنگ صدا کند می گوید : ای عزیز ، ای چیره ، ای سرافراز ، ای الله!

هر گاه شتر نر صدا کند می گوید : پاک و منزه است کسی که سرکشان را ذلیل می کند ، پاک و منزه است او.

هر گاه اسب شیهه کند می گوید : پاک و منزه است پروردگار ما ، پاک و منزه است او.

هر گاه گرگ صدا کند می گوید : هر چه خدا را نگه دارد هرگز تباه نخواهد شد.

هرگاه شغال صدا کند می گوید : وای ، وای ، وای ، وای بر گناهکاری که بر گناه خود پافشاری کند.

هر گاه سگ صدا کند می گوید :گناهان برای خوارسازی بس است.

هر گاه خرگوش صدا کند می گوید : ای خدا مرا با حوادث ناگوار نمیران ، ستایش از آن توست.

هرگاه کرگدن صدا کند می گوید : سرورا به فریادم رس وگرنه هلاک می شوم.

هرگاه آهو صدا کند می گوید: خدایا مرا از آزارها برهان.

هرگاه روباه صدا کند می گوید : دنیا خانه غرور( وفریب ) است.

هرگاه گوزن صدا کند می گوید : خدا مرا بس است و او خوب وکیلی است ، او مرا بس است.

هر گاه پلنگ صدا کند می گوید : پاک و منزه است آنکه با توانمندی خود عزیز است ، پاک و منزه است او.

هر گاه مار صبح کند می گوید : چه بدبخت است آنکه تو را نافرمانی کند ، ای بخشنده.

هر گاه عقرب تسبیح می گوید: شرّ ، پدیده وحشت آوری است.

هر گاه دِبسی صدا کند می گوید : تو همان ذات کامل مطلقی که هیچ معبود بحقی جز تو نیست ای خدا.

هر گاه ورشان صدا کند می گوید : اگر گناهم را نبخشایی بدبخت می شوم.

هر گاه شفنین صدا کند می گوید : هیچ نیرویی جز از خدا بلند قدر بزرگ نیست.

فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام صفحة 52-47





موضوع: پرسش و پاسخ های جالب، برچسب ها: پرسش و پاسخ های جالب،
[ پنجشنبه 19 تیر 1393 ] [ 02:12 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های جالب ( سؤالات مورچه از حضرت سلیمان علیه السلام )

... روزی حضرت سلیمان و لشکرش گذشتند بر وادی موران،گفت موری که ای گروه موران داخل شوید در خانه های خود تا در هم نشکنند شما را سلیمان و لشکرهای او به نادانی.

... و ابن بابویه به سند معتبر از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که چون مورچه آن سخن را گفت ، باد صدای او را به حضرت سلیمان رسانید در هنگامی که بر روی هوا راه می رفت پس امر فرمود باد را که ایستاد ومورچه را طلبید ، چون آن را حاضر کردند،فرمود:مگر ندانستی که من پیغمبر خدایم و ستم بر کسی نمیکنم ؟

گفت : بلی می دانستم . فرمود : پس چرا ایشان رااز ظلم من ترسانیدی و گفتی : داخل خانه های خود شوید ، گفت ترسیدم که چون نظر ایشان بر زینت تو بیفتد مفتون شوند به زینت دنیا واز خدا دور شوند . پس مورچه گفت : تو بزرگتری یا پدر تو داود؟

حضرت سلیمان علیه السلام گفت : بلکه پدرم داود بزرگتراست وبهتر از من است.

مورچه گفت : پس چرا حروف اسم تو را یک حرف زیادتر کرده اند ازحروف اسم پدر تو؟

حضرت سلیمان علیه السلا  گفت نمی دانم.

مورچه گفت : از برای آنکه چون پدرت به سبب ترک اولی جراحتی در دل او به هم رسید و جراحت دل خود را به مودت خدا مداوا کرد پس به این سبب او را داود نامیدند چون تو از آن جراحت سالمی تو را سلیمان گویند اما جراحت پدر تو سبب کمال او شد وامید دارم که تو نیز به مرتبه کمال او برسی.

پس مورچه گفت : می دانی که خدا چرا باد را از میان سایر مخلوقات خود در فرمان تو گردانید.

حضرت سلیمان علیه السلام  گفت نمی دانم.

مورچه گفت : از برای آنکه بدانی که ملک تو بر باد است و اعتماد را نمی شاید و اگر همه چیز را خدا در دنیا در فرمان تو کند چنانچه باد را در فرمان تو کرده است هر آینه همه از دست بدر خواهد رفت چنانچه باد در دست کسی نمی ماند.

پس در این وقت حضرت سلیمان علیه السلام  تبسم فرمود و خندید از سخنان آن.

حیات القلوب جلد 2 صفحة 674





موضوع: پرسش و پاسخ های جالب، برچسب ها: پرسش و پاسخ های جالب،
[ چهارشنبه 18 تیر 1393 ] [ 03:45 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های جالب ( پاسخ های امام صادق علیه السلام )

نوزده پرسش که امام صادق علیه السلام در مجلس منصور از پزشک هندی پرسید که او در جواب همه پرسش ها گفت نمی دانم و امام صادق علیه السلام خود به آن جواب داد.

ما در این جا تنها به بیان سؤال ها و جواب ها اکتفا می کنیم.

سؤال ها:

1- چرا در جمجمة سر چند قطعه است؟

2- چرا موی سر بالای آن است؟

3- چرا پیشانی مو ندارد؟

4- چرا در پیشانی خطوط وچین است؟

5- چرا ابرو بالای دیده است؟

6- چرا دو چشم مانند بادام است؟

7- چرا بینی میان آنهاست؟

8- چرا سوراخ بینی در زیر آنهاست؟

9- چرا لب و سبیل بالای دهان است؟

10- چرا مردان ریش دارند؟

11- چرا دندان پیشین تیز تر است ودندان آسیا پهن است و دندان بادام شکن بلند است؟

12- چرا کف دستها مو ندارد؟

13- چرا ناخن و مو جان ندارند؟

14- چرا دل مانند دانه صنوبر است؟

15- چرا شُش دو پاره است ودر جای خود حرکت کند؟

16- چرا دل خمیده است؟

17- چرا کلیه چون دانة لوبیاست؟

18- چرا دو زانو به طرف پشت خم وتا نمی گردد؟

19- چرا گام های پا میان تهی ست؟

جواب ها :

1- جمجمه چون میان تهی است ازچند پارچه آفریده شده هر گاه پاره پاره نبود ویران می شد چون از چند پاره فراهم شده از این رو دیر تر می شکند.

2- و مو بر فراز آن است چون از ریشة آن روغن به مغز می رسد و از سر موه ها که سوراخ است بخارات بیرون می رود وسرما وگرما به مغز وارد می شود رفع شود.

3- پیشانی مو ندارد برای آنکه روشنی به چشم برساند.

4-خطهای آن برای آن است که عرق و رطوبتی که از سر فرو ریزد نگاه دارد ودیده را از آن نگاه داشته به اندازه ای که انسان بتواند آن را پاک کند مانند رودخانه ها که روی زمین آبها را نگاهداری می کنند.

5- دو ابرو را بالای دو دیده نهاد تا روشنی را به اندازه بدان ها برسانند،ای طبیب نمی بینی آنکه نور زیادی بروی وی افتد دست خود را بالای دیدگان خود سپر می کند تا به اندازه روشنی به دیده اش برسد و از زیادی آن پیش گیری کند.

6- چشم را چون بادام ساخت تا میل دواء در آن برود و بیرون بیاید ،هر گاه دیده چهار گوش یا گرد بود میل در آن درست وارد نمی شد و دوا را به همه آن نمی رسانید و درد آن درمان نمی شد.

7- بینی را میان دو چشم نهاد تا روشنایی را برابر میان آن ها پراکنده کند.

8- سوراخ بینی را در زیر آن آفرید تا فضولات مغز از آن فرو ریزد و بو از آن بالا رود هر گاه در بالا بود نه فضولات از آن فرو می آمد ونه بو را در می یافت .

9- سبیل و لب را بالای دهان آفرید تا فضول آن از مغز فرود آید نگاه دارد و خوراک و آشامیدنی به آن آلوده نگردد و آدمی بتواند آن ها را از خویشتن دور گرداند.

10- برای مردان ریش آفرید تا از کشف عورت در امان باشند و مرد و زن از یکدیگر جدا باشند.

11- دندان های پیشین را تیز آفرید تا خاییدن و گزیدن آسان گرددو دندان های کرسی را پهن آفرید برای خرد کردن و خاییدن و دندان های نیش را بلند آفرید تا دندان های کرسی را استوار کند چون ستونی که در بنا به کار می رود.

12- دو کف را بی مو آفرید تا سودن بدان ها واقع گردد،هر گاه مو داشت آدمی آنچه را دست می کشید در نمی یافت.

13- مو و ناخن را بی جان آفرید چون بلندی آنها بد نما وبریدن آنها نیکوست ،هر گاه جان داشتند بریدن آنها درد می کرد .

14- دل را مانند تخم صنوبر ساخت چون وارونه است سر آن باریک ساخت تا در ریه ها در آید و از باد زدن آن ریه خنک شود تا مغز از گرمی خود سوزد.

15- ریه را دو پاره ساخت تا دل درون آن در آید و از جنبش آنها خنک گردد.

16- کبد را خمیده آفرید تا شکم را سنگین کند و همه آن به دور شکم بیفتد و آن را فشار دهد تا بخارهای آن بیرون رود.

17- کلیه را مانند دانه لوبیا ساخت زیرا منی قطره قطره در آن میریزد و از آن بیرون می رود هر گاه چهار گوش یا گرد ساخته می شد قطره اولین می ماند تا قطره دومین در آن می ریخت و آدمی از انزال منی لذّت نمی برد چون منی از محل خود که در فقرات پشت است به کلیه فرو ریخته می شود و کلیه چون کرم باز وبسته می شود و به اندک اندک چون گلوله یی از کمان پرت کنند آن را به مثانه می رساند .

18- تا شدن زانو را به جهت پشت سر قرار داد تا انسان به جهت پیش روی خود را می رود و به این علت حرکات وی میانه است واگر چنین نبود در راه رفتن می افتاد.

19- و پا را از سمت زیر و دو سوی میان باریک ساخت برای آنکه هر گاه همة پا بر زمین می ماند مانندآسیا سنگ گران می شد سنگ آسیا چون بر سرگردی خود باشد کودکی آنرا می گرداند و هر گاه بر روی زمین افتد مرد بزرگ به سختی می تواند آنرا مرتب کند .

خصال صدوق جلد 2 صفحة 122





موضوع: پرسش و پاسخ های جالب، برچسب ها: پرسش و پاسخ های جالب،
[ چهارشنبه 18 تیر 1393 ] [ 01:04 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های جالب( پاسخهای امام علی علیه السلام )

سؤال از مرد شامی جواب از امیرالمؤمنین علی  علیه السلام 

مرد شامی عرض کرد : اولین چیزی که خدای متعال آفرید چه بود؟

امیرالمؤمنین فرمود : نور .

عرض کرد : پس آسمان ها را چه آفرید؟

فرمود : از ماده ای چون بخار آب .

عرض کرد : زمین را از چه آفرید؟

فرمود : از ماده(چون کف آب) .

عرض کرد :کوهها را ازچه آفرید؟

فرمود : از ماده (چون امواج آب) .

عرض کرد : چرا مکّه را امّ القری گویند ؟

فرمود : چون زمین از زیر مکّه گسترده شد .

پرسید : آسمان دنیا از چیست؟

فرمود : از موج کور .

پرسید : درازا و پهنای آفتاب و ماه چقدر است؟

فرمود : صد فرسخ را در نهصد فرسخ فرا می گیرد.

پرسید : درازا وپهنای ستاره چقدر است؟

 فرمود : دوازده در دوازده فرسخ.

پرسید : رنگ ونام های هفت آسمان چیست؟

فرمود :رنگ آسمان دنیا رفیع و به رنگ آب و دود است.

نام آسمان دوم فیدوم وبه رنگ مس است.

نام آسمان سوم ماروم و به رنگ صورت است.

نام آسمان چهارم ارفلون است و به رنگ نقره است.

نام آسمان پنجم هیعون است و به رنگ طلا است.

نام آسمان ششم عروس است و به رنگ یاقوت سبز است.

نام آسمان هفتم عجماء است و به رنگ دُرّ سفید است.

پرسید : چرا نگاه و چشم گاو نرسرازیر است و سر به آسمان ندارد؟

فرمود : به سبب شرم از خدای سبحان،چون قوم موسی گوساله را پرستیدند او سر به زیر افکند.

پرسید : چه کسی میان دو خواهر جمع کرد(با دو خواهر ازدواج کرد)؟

فرمود : یعقوب بن اسحاق میان حبار و راحیل جمع کرد (ودر یک زمان هر دو را به زنی گرفت)پس حرام گشت و حکم نازل شد:

«واینکه میان دو خواهر جمع کنید حرام است  سوره نساء آیه 23

پرسید : جزر ومد چیست؟

فرمود : یکی از فرشتگان خدای سبحان بر دریا بر دریا گمارده شده که رومان نام دارد او چون گام خود را در دریا نهد بالا آید و هر گاه بیرون کند پائین رود.

پرسید : نام پدر جنیان چیست؟

فرمود : شیطان او از زلال آتش آفریده شده است.

پرسید : نام ابلیس در آسمان چیست؟

فرمود :حارث.

پرسید : چرا آدم را آدم گویند؟

فرمود : چون ازأدیم (:قشر) زمین آفریده شده است.

پرسید : چرا میراث مرد دو برابر میراث زن است؟

فرمود : از دیر زمان آن خوشه معهود سه دانه داشت،حوا پیش افتاده یک دانه آن را خود خورده ودو دانه دیگر را به آدم خورانید از آن جا مرد دو برابر ارث می برد.

پرسید : خداوند سبحان کدام یک از پیامبران را مختون (ختنه شده )آفرید؟

فرمود :آدم را مختون آفرید ونیز شیث،ادریس،نوح،سام بن نوح، ابراهیم، داود، سلیمان، لوط، اسماعیل،موسی،عیسی،محمّدصلی الله علیه و آله و سلم ختنه شده زاده شدند.

پرسید : عمرآدم چقدر بود؟

فرمود : نهصد  و سی سال.

پرسید :آدم از فراق بهشت چه مدّت گریست و اشک هایی که از دیده ها ریخت چقدر بود؟

فرمود : صد سال گریست،یعنی از چشم راست او چون دجله واز دیده چپ او چون فرات اشک آمد.

پرسید :چرا پرستو راه نمی رود؟

فرمود : زیرا او بر بیت المقدس شیون کرد چهل سال بر گرد بیت المقدس چرخیده بر آن می گریست وپیوسته با آدم می گریست.از آنجاست که در«سقف»خانه ها لانه گزید.

پرسید : پهنا و درازای کشتی نوح چقدر بود؟

فرمود : درازای آن هشتصد ذراع وپهنای آن پانصد ذراع و ارتفاع آسمانیش هشتاد ذراع بود.

                       فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام صفحة 218-229



موضوع: پرسش و پاسخ های جالب، برچسب ها: پرسش و پاسخ های جالب،
[ سه شنبه 17 تیر 1393 ] [ 05:38 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های جالب( پاسخهای امام حسن مجتبی علیه السلام )

پاسخ امام حسن مجتبی علیه السلام به سؤالاتی که از وی پرسیدند در کتاب تحف العقول به اندازه نیاز نقل شده که ما در این جا به بیان سؤالات وجوابها اکتفا می کنیم.

1- میان حق وباطل چند است؟

2- میان آسمان و زمین چند فاصله است؟

3- میان مشرق ومغرب چند است؟

4- این لکه بی نوری که در ماه است چیست؟

5-قوس وقزح چیست؟

6- کهکشان چیست؟

7- نخست آبی که برروی زمین روان شد کدامست؟

8- نخست چیزیکه بر روی زمین به جنبش درآمد چیست؟

9- آن چشمه که ارواح مؤمنان ومشرکان بدان مأموی کنند کدام است؟

10- مؤنث چیست؟

11- آن ده چیزی که هر کدام از دیگری سخت ترند چیست؟

جوابها:

1- امام حسن علیه السلام فرمود:میان حق و باطل چهار انگشت فاصله است آنچه به چشم خود بینی حق است وبا گوش خود بیهوده وناحق بسیار شنوی. 

2- میان آسمان وزمین به اندازه دعای ستمدیده ومد بصر فاصله است وهرکه جزآن گوید او را تکذیب کن.

3- میان مشرق ومغرب یک روز پیوست حرکت خورشید است نگاه کن به خورشید که برآید وبه آن نگر

که غروب کند هرکه جز آن گوید دروغگو شمارش.

4- لکه سیاه روی ماه راستیکه  نوره ماه بمانند نور آفتاب بوده و خدایش محو وتاریک کرده ودر قرآنش فرمود(12-الاسراء)آیت شب را محو کردیم وآیت روز را بینا و روشن ساختیم.

5- اما قوس و قزح،مگوقزح زیرا قزح شیطانست ولی آن قوس الله است و امان از غرق است.

6- اما این کهکشان همان شکافهای آسمان است که محل نزول آب سیل آسا بوده در طوفان  نوح علیه السلام

7- نخست چیزی که بر روی زمین روان وعیان شد وادی دلس  بود(یعنی وادی ظلمت).

8- اول چیزی که بر روی زمین جنبید درخت خرما بود.

9- اما چشمه ای که ارواح مؤمنان در آن مأموی کنند چشمه ایست بنام سلمی واما چشمه ای که ارواح کفار درآن مأموی گیرند چشمه ایست به نام برهوت.

10- واما مؤنث آن آدمی است که معلوم نیست زن است یا مرد است تا هنگام بلوغ در انتظار باید ماند اگر زن است پستان برآورد واگر مرد است ریش در آورد و اگر این نشانه ها عیان نشد به او گفته شود بدیوار بول کند اگر بول او به دیوار رسد مرد است واگر واپس رود چون بول شتر،زنست.

11- اما آن ده چیز که از یکدیگر سخت ترند:سخت تر چیزی که خدا آفرید سنگ است وسخت تر از سنگ،آهن است وسخت تر از آهن،آتش است و سخت تراز آتش،آبست وسخت تراز آب،ابر است وسخت تر از ابر،باد است وسخت تر از باد،ملک است وسخت تر از ملک،ملک الموت است وسخت تر از او مرگ است وسخت تر از مرگ فرمان خدا است.

تحف العقول( ترجمة حسن زاده ) صفحة 396





موضوع: پرسش و پاسخ های جالب، برچسب ها: پرسش و پاسخ های جالب،
[ سه شنبه 17 تیر 1393 ] [ 03:35 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های جالب ( پاسخ های امام علی علیه السلام ) )

مردی  در مسجد کوفه سؤلاتی را مطرح نمود و  امیر المؤمنین علی علیه السلام  به آن ها پاسخ داد :

پرسید: اولین رستنی که در زمین کاشتند چه بود؟

فرمود : عوسجه که عصای موسی از آن است.

پرسید : اولین نفر آسمانی که حج کرد که بود؟

فرمود : جبرئیل.

پرسید : ارجمندترین درّه روی زمین کدام است؟

فرمود : درّه سر ندیب که آدم در آن هبوط کرد.

پرسید بدترین درّه روی زمین کدام است؟

فرمود : درّه برهوت که در یمن و از درّه های جهنم است.

پرسید : آن زندانی که زندانی خود را با خود برد کدام است؟

فرمود : نهنگ که زندانی خود-یونس بن متی- رابا خود برد.

پرسید : چیزی که- نه جن و نه انس  و به آن دروغ بستند کدام است؟

فرمود : گرگی که برادران یوسف به آن دروغ بستند.

پرسید : چیزی که- نه جن بود و نه انس- وبه آن وحی شد کدام است؟

فرمود : زنبور عسل.

پرسید : پاک ترین نقطه روی کره زمین که نماز در آن روانیست کدام است؟

فرمود : بام کعبه

پرسید : جایی که آفتاب یک بار برآن تابید ودیگر هر گز نتابید کدام است؟

فرمود :کف دریایی که خدا برای موسی شکافت ،آفتاب برآن تابید سپس آب آن را فرا گرفته دیگر آفتاب ندید.

پرسید : چیزی که آشامید و زنده بود، و خورد و مرده بود کدام است؟

فرمود : عصای موسی ( که درخت بود و آشامید واژدها شد و خورد ).

پرسید : بیم دهنده ای که - نه جن بود ونه انس- واهل خود را هشدار داد که بود؟

فرمود : مورچه(در عهد سلیمان علیه السلام ) .

پرسید : اولین کسی که فرمان ختنه را داد که بود؟

فرمود : ابراهیم علیه السلام

پرسید : اولین زنی که ختنه شد که بود؟

فرمود : هاجر مادر اسماعیل که ساره او را ختنه کرد تا از سوگند خود بیرون شود.

پرسید : اولین کسی که کفش پوشید که بود؟

فرمود : ابراهیم علیه السلام

پرسید : بهترین پیوند خویشی از آن که بود؟

فرمود : یوسف علیه السلام که صدیق خداست ، فرزند یعقوب(ع)که بندة خداست، فرزند اسحاق که ذبیح خداست ، فرزند ابراهیم علیه السلام که خلیل خداست.

پرسید:آنکه گوشت و خون ندارد ولی نفس می کشد چیست؟

فرمود : صبح است وقتی که دم زند.

پرسید : ای امیرمؤمنان در این  فرموده خدای  سبحان « آن روز که از وحشت و هولناکی» هر کسی از  برادر خود، مادر و پدر خود، همسر و برادر خود می گریزد- در آن روز هر کسی چنان گرفتار خود  است که به هیچکس نتواند پرداخت»  سوره عبس آیه 24  ،  این فراریان کیانند؟

فرمود : قابیل از برادر خود هابیل- موسی از مادر خود - ابراهیم علیه السلام از پدر خود(پدر به معنی سرپرست) لوط از همسر خود و نوح از فرزند خود -کنعان- می گریزد.

پرسید : اولین کسی که ناگهان مرد چه کسی بود؟

فرمود : داود علیه السلام که چهارشنبه بر منبر در گذشت.

پرسید :آن چهار چیز که از چهار چیز دیگر سیرنشوند کدامند؟

فرمود : زمین از باران- ماده از نر- چشم از نگاه- دانشمند از دانش.

پرسید : اولین کسی که کردار زشت قوم لوط را کرد که بود؟

فرمود : فرمود ابلیس که لواط داد.

پرسید : بغبغوی افسونگر کبوتر چه معنی دارد؟

فرمود : به ساز نوازان-آواز خوانان زن ، فلوت دمان وتار زنان نفرین می کند.

پرسید : چرا دم بز بالاست و شرمگاهش پیداست؟

فرمود : چون نوح خواست بز را داخل کشتی کند سرپیچید از این رو آن را پیش برده دمش شکست ولی گوسفند پوشیده شرمگاه است از آن روست که خود پیش آمده وداخل کشتی شد پس نوح  دست خود را بر دمش کشید شرمگاهش با دمبه پوشیده شد .

پرسید : بهشتیان با کدام زبان سخن می گویند؟

فرمود : عربی

پرسید : دوزخیان با کدام زبان سخن می گویند؟

فرمود : گبری

پرسید : هر روزی چگونه و چه کاری درآن رواست؟

فرمود : روز شنبه روز مکر و خدعه است .   روز یکشنبه روز کاشت و ساختمان است.   روز دو شنبه روز جنگ وخون است.   روز سه شنبه روز سفرو جستجو است.   روز چهارشنبه روز شوم است که مردم در آن فال بد زنند.  روز پنج شنبه روز ورود بر فرمانروایان وروا کردن نیاز هاست.  روز جمعه روز خواستگاری وازدواج است.

پرسید : ای امیر مؤمنان آن چهار شنبه که شوم وسنگین است کدام است؟

فرمود : آخرین چهارشنبه هر ماه در محاق است ، در آن روز قابیل برادر خود هابیل را کشت در آن روز ابراهیم را در منجلیق نهاده و به آتش افکندند ، در آن  روز خدا فرعون را غرق کرد . در آن روز خدای سبحان دیار قوم لوط را زیر ورو کرد ، در آن روز خدای سبحان باد تند عذاب را بر قوم عاد فرستاد چون خاکستر سیاه شدند ، در آن روز خدای سبحان پشه را بر نمرود مسلّط کرد،در آن روز فرعون در جست وجوی موسی برآمد تا او را بکشند و در آن روز سقف بر آنان فرود آمد.

در آن روز فرعون دستور داد تا پسر بچه ها را سرببرند ، در آن روز بیت المقدس ویران شد ، در آن روز مسجد سلیمان بن داود در استخر از ناحیه فارس آتش گرفت ، در آن روز یحیی بن زکریا کشته شد در آن روز نخستین عذاب بر فرعونیان سایه افکند ، در آن روز خدای سبحان قارون را به کام زمین فرو برد ، در آن روز ایّوب زن وفرزند ومال خود را از دست داد،در آن روز یوسف زندانی شد ، در آن روز خدای سبحان فرمود:

«ما آنان (که در قتل صالح حیله و مکر کردند)همه را هلاک کردیم ) سوره نمل آیه 51

در آن روز صیحه آسمانی آنان را گرفت،در آن روز ناقه را پی کردن،ودر آن روز سنگباران عذاب شدند  درآن روز سر مبارک پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم شکافت ودندان پیش او شکست و در آن روز غولها تابوت را گرفتند.

                                     فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام صفحة 218-229





موضوع: پرسش و پاسخ های جالب، برچسب ها: پرسش و پاسخ های جالب،
[ دوشنبه 16 تیر 1393 ] [ 01:32 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic