حکایت ( وصیت مرد ثروتمند )

مرد ثروتمند بدون فرزندی بود که به پایان زندگی‌اش رسیده بود کاغذ و قلمی برداشت تا وصیتنامه خود را بنویسد:

تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم نه برای برادر زاده‌ام هرگز به خیاط هیچ برای فقیران.

 اما اجل به او فرصت نداد تا نوشته اش را کامل کند و آنرا نقطه گذاری کند . پس تکلیف آن همه ثروت چه می‌شد ؟

برادر زاده او تصمیم گرفت ، آن را اینگونه تغییر دهد :

تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم ؟ نه ! برای برادر زاده‌ام . هرگز به خیاط . هیچ برای فقیران .

خواهر او که موافق نبود آن را اینگونه نقطه‌گذاری کرد :

تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم . نه برای برادر زاده‌ام . هرگز به خیاط . هیچ برای فقیران .

خیاط مخصوصش هم یک کپی از وصیت نامه را پیدا کرد و آن را به روش خودش نقطه‌گذاری کرد:

تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم؟ نه . برای برادرزاده‌ام؟ هرگز . به خیاط . هیچ برای فقیران.

پس از شنیدن این ماجرا فقیران شهر جمع شدند تا نظر خود را اعلام کنند:

تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم؟ نه . برای برادر زاده‌ام ؟ هرگز . به خیاط ؟ هیچ . برای فقیران .





موضوع: حکایت های خواندنی، برچسب ها: حکایت ( وصیت مرد ثروتمند )،
[ شنبه 5 اردیبهشت 1394 ] [ 08:00 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic