خاطره ای از زبان همرزم شهید حجت الله صادقی

خاطره ای از زبان همرزم شهید حجت الله صادقی

یكی از همرزمان شهید صادقی ، برادربسیجی جانباز شیمیائی عبدالخالق عباسی است.

 برادر عباسی با دیدگانی پر از اشک اینطور نقل می کند که : ساعت 9 شب قبل از شروع عملیات والفجر 8 شور وحالی بین نیروهای گردان محمد رسول الله (ص)حاكم بود. قبل از شروع عملیات درمحل استقرار گردان كنار اروند رود من وحجت الله لحظاتی  همدیگر را بغل كرده وبا چشمانی اشکبار به یکدیگر سفارش می كردیم كه هركدام زودتر شهید شد دیگری را شفاعت کند  و هر کدام زنده ماندیم اسلحه دیگری را به زمین نگذارد و راه شهداء را ادامه دهد،كه حجت الله از من سبقت گرفت وبه درجه رفیع شهادت نائل گشت...

ایشان در ادامه با گریه می گوید با وجود شرایط سخت بالاخره من موفق شدم جنازه پاك ومطهرش را خودم به عقب برگردانم...





موضوع: شهید حجت الله صادقی، برچسب ها: خاطره ای از زبان همرزم شهید حجت الله صادقی، نهرخلج،
[ شنبه 20 دی 1393 ] [ 08:25 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic