خاطره ای از زبان همسر شهید شهرام رضایی

خاطره ای از زبان همسر شهید

شهرام علاقه ی زیادی به شهدا داشت ، همواره می گفت : ما همه مدیون خون شهداییم و همیشه از خدا آرزوی شهادت می كرد عكس شهدای جنگ همچون شهید حاج محمد ابراهیم همت را همواره نزد خود نگه می داشت و با آنها نجوا می كرد كه كاش زمان جنگ شرایط سنی اش برای حضور در جبهه اقتضا می نمود و همراه رزمندگان اسلام در نبرد با دشمنان بعثی شركت می كرد تا به فیض شهادت نائل می آمد .

شهرام قبل از شهادت در عالم خواب می بیند تصاویر شهدا همچون درختی از زمین می روید و در بین آنها تصویر خود را مشاهده می كند . او می گفت : من دیدم در گلستان شهدای دهستان حضور داشتم و شهدا نامه ی شهادت مرا امضا كردند . این خواب پس از شهادت وی تعبیر می گردد ، به گونه ای كه مدارك شناسایی و عكس او در داخل جیب لباسهایش با قطرات خونش رنگین می گردد .





موضوع: شهید شهرام رضایی، برچسب ها: خاطره ای از زبان همسر شهید شهرام رضایی، نهرخلج،
[ شنبه 20 دی 1393 ] [ 06:20 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic