پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( ذکر استغفار و رفع مشکلات )

حضرت آقاى بهجت در چند جا كه از ایشان سؤال شده بود كه براى رفع مشكلات و گرفتارى ها چه ذكرى بگوییم فرموده بودند كه ذكر «استغفرالله» را دایما بگویید. آیا این ذكر عمومیت دارد و همه افراد مى توانند براى دفع مشكلات از این ذكر استفاده كنند و یا اختصاصى مى باشد؟

از آیات قرآن و روایات معصومین علیهم السلام استفاده مى شود كه استغفار نسخه اى شفا بخش براى همه انسان ها در هر زمان و هر مكان و هر درجه و رتبه است.

روشن است كه استغفار داراى درجات مختلفى است و براى همه انسان ها یكسان نمى باشد. استغفار انسان هاى عادى كه درخواست بخشش گناه هان است با استففار اولیاى معصومى كه از گناه و حتى اندیشه آن مبرا و بر كنار هستند بى شك یكسان نیست.

پس استغفار با حفظ مراتب و درجات آن دستورى عام براى همه است و عمومیت دارد و داروى بیمارى روحى همه انسان ها است.  از دیدگاه وحى، بین اعمال انسان و حوادث زندگانى او، ارتباطى تكوینى برقرار است.

دستگاه آفرینش بنابر اراده‏الهى، به تناسبِ ‏هر یك از اعمال انسان، عكس‏العملى در خور نشان مى‏ دهد و به فراخور آن عمل، آثار و نتایجى را در همین دنیا به صاحب عمل مى ‏رساند. آرى، چه بسیار افعالى كه باعثِ ریزش خیرات، بركاتِ مادّى و معنوى فراوان در زندگى انسان مى ‏شود و چه بسیار افعالى كه باعث محنت‏ها، بلاها، و گرفتارى ها مى ‏شود.

قرآنِ كریم، انسانها را به نگریستن از افقى برتر و توجّه به این رابطه‏ها فرا مى ‏خواندتا با تمسّك به افعال خیر و ترك‏ افعال شرّ، به سعادتِ ‏دنیا و آخرت نایل شوند... .

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ چهارشنبه 14 اسفند 1398 ] [ 04:25 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( آیا دعا براى دیگران سودى دارد؟ )

آیا دعا براى دیگران سودى دارد؟

نكته اى كه در فرهنگ اسلام مردم بدان ترغیب شده اند، دعا كردن براى دیگران است، خواه براى امور مادى و خواه براى امور معنوى آنان.

دعا كردن براى دیگران علاوه بر آنكه توجّه انسان را به خدا زیاد مى‏ كند، علاقه و محبّت مؤمنان را نیز نسبت به هم زیادى مى ‏گرداند. حتى در مقام دعا، روح ایثار و علاقه به دیگران داشته باشد تجلّى مى‏ یابد.

این روایت از حضرت امام حسن مجتبى (علیه السلام) مشهور است كه شبى بیدار بودم، شنیدم كه مادرم، حضرت زهرا (علیها السلام) دعا مى‏ كرد. از ایشان پرسیدم: مادر جان، چرا در حقّ خودتان دعا نمى ‏كنید؟ فرمود: «الجار ثم الدار ابتدا همسایه سپس اهل خانه».

پس ارزش دعا براى دیگران از دعا در حق خود بسیار بالاتر است، به خصوص اگر براى امور معنوى مؤمنین باشد.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

بر درگاه دوست، آیت الله مصباح یزدى

بحار الانوار، ج 43، باب 4، ص 81، روایت 3)

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ دوشنبه 20 شهریور 1396 ] [ 10:31 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

تکامل و سعادت با ازدواج

آیا با ازدواج مى توان به تكامل و سعادت رسید؟

ازدواج، خود راهى براى تكامل و سعادت است چرا كه خداوند انسان را زوج آفریده و ازدواج- كه مظهر بروز زوجیت است- خود بزرگ‏راهى براى خروج انسان از فردگرایى و خود محورى، به زوجیت و دیگرنگرى است. اما چه محورهایى براى تكامل و سعادت در این محدوده وجود دارد؟ همان‏گونه كه سعادت فردى انسان، در پرتو تنظیم روابط با خدا، خلق و خود آدمى به دست مى‏آید، در عرصه ازدواج نیز اگر اهداف اساسى آفرینش- كه همان كمال یابى انسان در تقرب به خداوند است- فراموش نشود، مرحله بالاترى از كمال در دسترس انسان خواهد بود.

بنابراین نحوه نگرش به زندگى، عامل بسیار مهمى در تأمین این هدف است. اگر زندگى به منظور تأمین خواسته‏هاى نفسانى و دنیایى باشد و تنها كامروایى مد نظر قرار گیرد، روشن است كه این نوع زندگى، روزنه ‏اى به سوى كمال نخواهد بود. ولى اگر تشكیل خانواده را صحنه ‏اى براى ابتلا و آزمایش و جلوه گاهى براى بروز ارزش‏ها دانستیم، آنگاه زندگى خانوادگى را، شاه‏راهى به سوى كمال خواهیم یافت. بنابراین به طور خلاصه باید گفت: زندگى زناشویى عرصه مناسب‏ترى براى بروز صفات ارزشمند انسانى است. پس بایستى در پرتو ایمان و اخلاق، به زندگى شكل داد. هر صفت و خصیصه اخلاقى كه به طور فردى ارزش است، در خانواده نیز باید ارزش باشد. اگر گذشت ارزش است، در خانواده و زندگى نیز همین طور باید باشد. علاوه بر آن كه عشق و محبت در زندگى زناشویى چاشنى بسیار مناسبى براى ارتقاى پایه‏هاى اخلاقى است. بنابراین باید گفت: زندگى زناشویى كه بر پایه ایمان، اخلاق، تفكر، تفاهم، احترام و ارزشمندى بنیان گردیده است، بدون تردید عرصه‏اى براى سعادت و تكامل خواهد بود.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها






موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ سه شنبه 26 آبان 1394 ] [ 08:22 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( چشم چرانى )

اگر از گناهى مانند چشم چرانى توبه كنم ،  آیا خطاهاى قبلى ما نیز بخشیده مى شود؟

حقیقت توبه پشیمانى واقعى از گناه گذشته و تصمیم جدى بر عدم انجام آن در آینده است (البته در امور مالى و حق‏الناس باید مال دیگران نیز به آنها برگردانده شود) و همین اندازه كه جوان از چشم‏ چرانى گذشته خود پشیمان باشد و با خود عهد كند كه در آینده تمام تلاش خود را بر عدم تكرار آن به كار گیرد، حقیقت توبه محقق شده و حتى اگر خداى ناخواسته شكستى رخ دهد نباید مأیوس شد و مى ‏توان مجددا عزم را بر ترك گناه جزم نمود .

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

نرم افزار پرسمان





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، چشم چرانى،
[ سه شنبه 13 مرداد 1394 ] [ 09:25 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( آیا مرد جوان می تواند به زن جوان تذکر دهد )

آیا یك مرد جوان مى تواند به یك زن جوان كه حجاب مناسبى دارد مرتبا تذكر دهد كه شما باید از چادر كه حجاب برتر است استفاده كنید؟

در قرآن كریم آمده است: و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها ولیضربن بخمرهن على جیوبهن

 و زینت و آرایش خود جز آنچه قهرا ظاهر مى شود بر بیگانه آشكار نسازند و باید سینه و بردوش خود را بمقنعه بپوشانند.

در این آیه به زنها دستور داده شده است كه زینتهاى خویش را، بغیر از آنچه كه به طور طبیعى آشكار است از نا محرم بپوشانند و مقنعه اى تا روى سینه، سر كنند.

در آیه اى دیگر حضرت حق مى فرمایند: یا ایها النبى قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنین یدنین علیهن من جلا بیبهن ذلك ادنى ان یعرفن فلا یؤذین

اى پیامبر با زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو كه خویشتن را بچادر فرو پوشند كه این كار براى اینكه آنها (بعفت و حریت) شناخته شوند تا از تعرض و جسارت (هوس رانان) آزار نكشند براى آنها بهتر است.

مراجع تقلید با استناد به آیات و روایات، معتقدند كه زن باید به هر وسیله اى اندام خود را از دید نا محرم محفوظ كرده، حجم بدنش را بپوشاند.

لذا حجاب، منحصر در چادر و حتى مانتو نمى باشد بلكه هر لباسى كه غیر از وجه و كفین (دستها تا مچ و صورت) را بپوشاند و موجب تحریك و جلب توجه نا محرم نگردد كافى است ولى باید توجه داشت كه همان طور كه بقیه ى واجبات، داراى مراتبى مختلف مى باشد، حجاب نیز داراى مراتب متوسط، خوب و خوبتر است و چادر، حجاب برتر بانوان محسوب مى شود.

بنابراین بهتر است اطرافیان را نه بصورت آمرانه بلكه با لفظى توأم با مهر و محبت به سمت حجاب برتر، یعنى چادر تشویق كنیم و پس از ذكر محاسن و مزیتهاى چادر آنها را در انتخاب آزاد بگذاریم.

مقام معظم رهبرى در تأیید اینكه حجاب برتر چادر است مى فرمایند:

من مى گویم چادر، هم بهترین نوع حجاب است و هم یك نشانه ى ملى است كه هیچ منافاتى با هیچ نوع تحركى از زن ندارد،..... البته مى توان محجبه بود ولى چادر نداشت منتها همین جا هم باید آن مرز را پیدا كرد، عده اى از چادر فرار مى كنند به خاطر اینكه هجوم تبلیغاتى غرب، دامن گیرشان نشود..... تصور نكنید اگر ما فرضا چادر را كنار گذاشتیم آن مقنعه ى كذایى را..... درست كردیم دست از سر ما بر مى دارند. آنها به این چیزها قانع نیستند بلكه مى خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان را در اینجا مثل زمان شاه كه زن اصلا حجاب و پوشش نداشت عمل شود.

وظیفه ى ما روشنگرى و آگاهى دادن به قشر زنان، در خصوص داشتن حجابى مناسب است تصور مى كنم تذكر دادن مكرر به داشتن حجاب برتر، آنهم به كسى كه حجاب مناسبى دارد، نه تنها تأثیر مثبت نمى گذارد بلكه چه بسا موجبات دلزدگى و ترك حجاب مناسب را نیز فراهم كند.

البته اگر این آقاى جوان از محارم او نباشد، به هیچ وجه حق چنین تذكرى را ندارد چرا كه اینگونه تذكرات و ارتباطاتى كه دلیلى بر آن وجود ندارد، خود مى تواند زمینه اى براى ایجاد مفسده باشد

در صورتى كه فرد مذكور از كسانى باشد كه مسئول حفظ جامعه از فساد هستند (مانند ستاد امر به معروف و نهى از منكر و...) باز هم چنین حقى ندارد چون انتخاب نوع حجاب، امرى اختیارى است و ما حق نداریم افراد را ملزم به انتخاب نوعى خاص، از حجاب كنیم حتى اگر آن حجاب، حجاب برتر باشد. مهم اینست كه حجاب اسلامى رعایت شود نوع آن و رعایت بهتر و برتر حجاب، به انتخاب خود فرد بستگى دارد و اجبارى نیست.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ سه شنبه 26 خرداد 1394 ] [ 09:00 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( انجام کارهای خیر برای اموات )

آیا انجام كارهاى خیر براى میت فایده دارد؟

هر كار خیرى كه انجام دهید و ثوابش را به روح میت هدیه بكنید، براى او مفید است چه ذكر و قرآن و نماز مستحبى و طلب مغفرت باشد، و چه صدقه، و اما درباره نماز و روزه و كارهاى واجب- كه از ایشان قضا شده- در مرحله اول بر عهده فرزند بزرگتر است و اگر او انجام ندهد، بر فرزندان دیگر واجب نیست. اگر پسر بزرگتر نتواند نماز و روزه و سایر كارهاى پدر، مثل حج را (اگر پدر مستطیع بوده و نرفته است) انجام دهد، مى ‏تواند كسى را اجیر نماید یعنى پول بدهد انجام دهند، ولى اگر برادران و خواهران و مادرتان بخواهند خودشان نماز و روزه پدر را انجام دهند، اشكال ندارد. كسى كه براى میت عملى را انجام مى‏ دهد، گرچه در نیت باید قصد نیابت نماید، ولى قسمت عمده ثواب آن طبق روایات- در نامه عمل او نوشته مى‏ شود. البته باعث برى‏ء الذمه شدن میّت شده و او از عذاب و گرفتارى نجات پیدا مى ‏كند.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ پنجشنبه 29 آبان 1393 ] [ 12:46 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( آثار ، نتایج و شرایط صدقه )

آثار و نتایج صدقه و شرایط آن چیست ؟

صدقه نتایج و آثار دنیوى و اخروى بسیارى دارد. در روایت است امام صادق (ع) از پیامبر اكرم (ص) نقل كرده كه فرمودند: انّ الصدقه تدفع میته السوء عن الانسان صدقه مرگ بد را از انسان دور مى ‏سازد». هم‏چنین امام كاظم (ع) از پیامبر (ص) نقل مى ‏كنند كه: الصدقه فى السر تطفى غضب الرب صدقه در پنهانى خشم پروردگار را خاموش مى‏ گرداند».

صدقه باید با نیت خالص و بدون منت گذارى انجام گیرد و به مستحق واقعى برسد. كسانى كه گدایى مى‏ كنند، وضعیت‏ هاى كاملاً متفاوتى دارند: برخى واقعاً نیازمند مى ‏باشند، برخى هیچ نیازى نداشته و گدایى برایشان نوعى عادت است. برخى نیز گرفتار اعتیاد و بزهكارى بوده و كمك‏هاى مردم را در طریق نامشروع مصرف مى‏ كنند. بنابراین در كمك به آنان باید با دقت و توجه به جهات مختلف عمل كرد.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

بحارالانوار، ج 18، ص 21

بحارالانوار، ج 74، ص 103

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 05:04 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( مقصود از زایل شدن عقل چیست ؟ )

زایل شدن عقل در بعضى امور مثل شراب و لذت هاى نامشروع به چه معناست؟

انسان داراى دو نوع عقل مى ‏تواند باشد، عقل معاش و عقل معاد. عقل معاش آن است كه اغلب مردم از آن برخوردارند و با آن امور روزمرّه زندگى خود را سامان مى‏ دهند و عقل معاد مخصوص اهل ایمان است كه در اثر اعتقاد به خداوند و معاد و حقانیت دین، امور حیات معنوى و آخرتى خود را تنظیم مى‏ نمایند این همان عقلى است كه آدمى را به عبادت خداوند فرا مى ‏خواند. همان طور كه نوشیدن شراب موجب مستى و زوال كلى عقل مى ‏شود و حرام است، برخى امور نیز در روایات ذكر شده است كه تنها موجب مستى معنوى و زوال عقل معاد در انسان مى‏شوند باین معنى كه در اثر آنها آدمى یاد خدا و قیامت را فراموش نموده و غافل مى ‏گردد. ثروت، مقام، جوانى و لذت نامشروع از مواردى هستند كه ممكن است موجب مستى و زوال عقل معاد در انسان شوند. همچنین موسیقى حرام و لذت بردن نامشروع از اندام خویش، قطعا از موارد زوال عقل مى ‏باشند و این طور نیست كه هر لذتى، اگر چه مشروع خلاف عقل باشد.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 05:00 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( چگونه ممكن است كه سكوت و خاموشى ذكر خدا باشد؟ )

چگونه ممكن است كه سكوت و خاموشى ذكر خدا باشد؟

ذكر زبانى همان‏طور كه در برابر ذكر قلبى قرار مى ‏گیرد در قبال ذكر فعلى و عملى نیز واقع مى ‏شود، یعنى گاهى یك فعل از آن جهت كه یادآور خداست ذكر نامیده مى‏ شود گرچه آن فعل توسط دست یا پا یا سایر اعضا انجام شده است زیرا ذكر به معناى یاد خدا اختصاصى به قلب ندارد بلكه هر كارى كه نمودار یاد پروردگار باشد، ذكر او است. گاهى سكوت و خاموشى ذكر خداست و این معنا نه از آن جهت است كه چون صَمْت و خموشى با فكر، تدبّر، تأمّل همراه است و این عناوین یادآور خداوند است به این مناسبت عنوان ذكر بر سكوت اطلاق مى‏ شود، زیرا در این حال، اطلاق ذكر بر سكوت از قبیل وصف به حال متعلّق موصوف است، نه خود موصوف بلكه از آن جهت است كه خود صَمْت، خموشى و سكوت لازم یا راجح است، جایى كه سخن گفتن منشأ فتنه، یا سبب شنیدن سخن نامحرمانه بیگانگان باشد، خودِ سكوتْ ذكر خداست، چنانكه اگر صَمْت و خموشى سبب پدید آمدن حالتِ تفكر، تدبّر، اتّعاظ و مانند آن باشد از آن لحاظ كه وسیله كمال است و پایه تعالى محسوب مى‏ شود، به عنوان مقدمه نه اصل، مصداق صحیح ذكر خواهد بود.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

آیه الله جوادى آملى، حكمت عبادات

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 04:57 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( آثار دعا در زندگى دنیوى و اخروى )

آثار دعا در زندگى دنیوى و اخروى چیست؟

دعا همان عبادت و مغز آن است الدعاء مخ العباده و آثار آن نیز همان آثار عبادت است.

بعضى از این آثار عبارت است از:

1 دعا روح استكبار و تكبر را مى‏ میراند

2 دعا استقلال نبخشیدن به اسباب عادى و التفات به مسبّب الاسباب است

3 دعا و اعتقاد به آن، انسان را براى وصول به نتیجه امیدوار مى ‏سازد

4 دعا، روح را تقویت و عزم را جزم مى ‏كند

5 دعا آرامش ‏بخش مى ‏باشد

6 در روایتى، دعا جزء قدر الهى و در سلسله اسباب وجودى تحقق یك چیز دانسته شده است از این رو چه بسا سرنوشت زندگى را رقم مى ‏زند.

این روایت نكته مهمى را به ما مى‏ فهماند كه دعا یك تلقین صرف نیست كه با این تلقین، دعاكننده فقط نسبت به وصول نتیجه امیدوار شود، یا فقط یك آرامش توهّمى بگیرد بلكه تلقین واقعیتى است كه مشكلات شدید را حل نموده و از اسباب عادى و طبیعى قوى ‏تر عمل مى ‏كند. كسانى كه خود این را تجربه كرده یا تجربه دیگران را دیده‏اند، دعا را تلقین بى ‏واقعیت نمى ‏بینند. گرچه خاصیت آن تلقینى را هم كه روان‏شناسان در بعضى از مشكلات روانى سفارش كرده ‏اند دارا مى‏ باشد.

 7 دعا انسان را با زمزمه‏ هاى اهل دل، مأنوس مى‏كند و كم كم انسان را به سمت اهداف متعالى، سوق مى‏ دهد.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 04:48 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( چه کسی در نزد خدا محبوب تر است)

شخصى كه از گناهان توبه كرده نزد خدا محبوب تر است یا شخصى كه اصلا فرصتى براى گناه كردن پیدا نكرده است؟

اگر منظورتان این است كه این فرد آمادگى براى گناه كردن داشته است ولى زمینه آن برایش فراهم نشده است این فضیلتى براى انسان محسوب نمى شود و در واقع فعالیت مثبتى براى مبارزه با نفسش و ترك میل و هوایى كه مخالف دستور خداوند است انجام نداده است.

اما فرد گنهكارى كه پس از ارتكاب گناه، بیدار و متوجه شده و قلبا پشیمان و نادم گشته و واقعا به در گاه الهى توبه كرده است، حركت رو به جلو و فعالیت مثبتى انجام داده است و در جان و روحش طوفان و انقلابى به پا شده و به خداى خود رجوع كرده است و پیوند و ارتباط خود را با خداوند محكم و استوار كرده است.

گناه نكردنى ارزشمند و قابل تقدیر و پاداش است كه با وجود فراهم بودن زمینه گناه و امكان انجام آن، تقوا و خدا ترسى مانع انجام آن شود و انسان به خاطر خدا و اطاعت امر او بر روى خواهش و خواسته خود پا بگذارد و از میل و هواى خود صرف نظر نماید. چنین دورى ازگناهى است كه نشانه تقوا و بندگى است و مقرب انسان به درگاه ربوبى است نه اینكه اصلا زمینه گناه فراهم نباشد و انسان نتواند گناهى بكند.

پس فرد تائبى كه نفس لوامه و ملامتگرش او را به توبه و استغفار واداشته و عذر تقصیر به پیشگاه الهى آورده برتر و محبوب تر از كسى است كه به دلیل فراهم نبودن زمینه گناه و امكان پذیر نبودن آن مرتكب گناه نشده است. در روایت آمده است: انین التائبین احب الى من تسبیح المسبحین ناله توبه كنند گان در نزد من از تسبیح تسبیح كنندگان محبوبتر است. شاید بتوان از این روایت برترى و فضیلت گنهكار توبه كاررا بر بى گناهى كه به خاطر عدم وجود زمینه گناه گناهى مرتكب نشده است استفاده كرد.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 04:44 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( اثرات گناه در زندگی انسان )

از كسى شنیدم كه مى گفت اگر تو گناهى انجام دهى به طور مثال دروغى بگویى بعد از توبه خدا گناهت را مى بخشد اما این گناه مانند شكستن شاخه اى است كه ممكن است صاحب درخت تو را ببخشد اما شاخه درخت به حالت اول بر نمى گردد و همین طور اثر وضعى آن دروغ هم مى ماند و فقط در پرونده اعمالت ثبت نمى شود. آیا این مطلب درست است؟

مجازات بر سه گونه است:

1 مجازات قراردادى (تنبیه و عبرت)

2 مجازاتى كه با گناه رابطه تكوینى و طبیعى دارد (مكافات دنیوى)

3 مجازاتى كه تجسم خود جرم است و چیزى جدا از آن نیست (عذاب اخروى)

نوع اول مجازات همان كیفرها و مقررات جزایى است كه در جوامع بشرى به وسیله تقنین الهى یا غیرالهى وضع گردیده است. فایده این گونه مجازات ها دو چیز است: یكى جلوگیرى از تكرار جرم وبه وسیله خود مجرم یا دیگران از طریق رعبى كه كیفر دادن ایجاد مى كند و به همین جهت مى توان این نوع مجازات را تنبیه نامید.

فایده دیگر تشفى و تسلى خاطر ستمدیده است و این در مواردى است كه از نوع جنایت و تجاوز به دیگران باشد.

نوع دوم، كیفرهایى است كه رابطه على و معلولى با جرم دارند، یعنى كیفر معلول جرم و نتیجه طبیعى آن است. این كیفرها را «مكافات عمل» یا «اثر وضعى گناه» مى نامند. بسیارى از گناهان اثرات وضعى ناگوارى در همین جهان براى گناهكار در پى دارد. مثلا شراب خوارى علاوه بر زیان هاى اجتماعى، صدمات زیادى بر روان و جسم شراب خوار وارد مى سازد. شرابخوارى موجب اختلال اعصاب و تصلب شرائین و ناراحتى هاى كبدى مى گردد. منظور از اثر وضعى همان اثر ذاتى است كه با جرم و گناه پیوند ناگسستنى دارد و از ان جدا نمى گردد. مثلا اثر وضعى و ذاتى نوشیدن سم خطرناك، مردن است و مردن معلول این علت است و در نظام علت و معلول جهان هر چیزى موقعیت خاصى دارد و ممكن نیست علت واقعى، معلول واقعى را به دنبال خود نیاورد. هر چند دنیا محل كشت و آخرت فصل درو است ولى گاهى برخى از اعمال در همین دنیا، نتایج خود را نشان مى دهد. این دریافت ثمره عمل و درو كردن كشته نوعى جزاى الهى است ولى جزاى كامل نیست چون محاسبه دقیق و مجازات كامل در آخرت انجام مى گیرد. دنیا خانه عمل است و احیانا جزا هم در آن داده مى شود ولى آخرت صددرصد خانه جزا و حساب است، در آنجا مجالى براى عمل نیست.

كارهایى كه مربوط به مخلوق خدا است، خواه نیكى و احسان باشد یا بدى و آزار به مردم، غالبا در همین دنیا پاداش و كیفرى دارد بى آن كه چیزى از جزاى اخروى آنها كم گردد. مثلا بدى كردن با پدر و مادر، در همین جهان كیفر دارد به ویژه اگر این بدى كشتن آنها باشد. حتى اگر پدر و مادر انسان كافر یا فاسق هم باشند باز هم بدى نسبت به آنها بدون عكس العمل نمى ماند. منتصر عباسى پدرش متوكل را كه از پلیدترین خلفاى عباسى بود كشت ولى پس از مدت كوتاهى خود نیز كشته شد. با این كه متوكل در مجالس انس و عیش خود على (علیه السلام) را مسخره مى كرد و دلقك هاى او تقلید على (ع) را كرده و مسخرگى مى كردند و در اشعار خویش به او اهانت مى كردند. زمانى كه منتصر شنید پدرش حضرت فاطمه (علیها السلام) را دشنام مى دهد از بزرگى پرسید مجازاتش چیست؟ او گفت: قتلش واجب است ولى بدان هر كس پدرش را بكشد عمرش كوتاه خواهد شد. منتصر گفت: من باكى ندارم در راه اطاعت خداوند عمرم كوتاه گردد. پدرش را كشت و پس از وى، هفت ماه بیشتر زنده نماند (سفینه البحار، مرحوم شیخ عباس قمى، ماده «وكل»)

نوع سوم از مجازات، مجازات هاى جهان دیگر است كه رابطه تكوینى قوى تر با گناهان دارند. رابطه عمل و جزا در آخرت نه مانند نوع اول قراردادى است و نه مانند نوع دوم از نوع رابطه علت و معلول است بلكه از آن هم یك درجه بالاتر است. در اینجا رابطه عینیت و اتحاد حكمفرماست. یعنى آن چه در آخرت به عنوان پاداش یا كیفر به نیكوكاران و بدكاران داده مى شود تجسم عمل خود آنها است. یعنى ان چه به آدمى در آن جهان مى رسد، چه نعمت هاى بهشتى و چه عذاب دوزخى، همان چیزهایى است كه آدمى خودش آماده و مهیا ساخته است. مجازات آخرت، تجسم یافتن عمل است. نعمت و عذاب آن جا همین اعمال نیك و بد است كه وقتى پرده كنار رود تجسم و مثل پیدا مى كند. تلاوت قرآن صورتى زیبا مى شود و در كنار انسان قرار مى گیرد. غیبت و رنجاندن مردم به صورت خورش سگان جهنم در مى آید.

حال در مورد پرسش شما باید بدانید كه عملى كه از روى علم و عمد و توجه نباشد اگر عملى خلاف و ناپسند هم باشدگناه محسوب نمى شود چون معناى گناه جرم و عصیان و پرده درى و سرپیچى از فرمان مولا است و این در صورتى است كه با علم و عمد و توجه باشد. در مثالى كه آورده اید یعنى خوردن لقمه اى كه در واقع حرام است ولى ما از حرمت آن بى خبریم این اصطلاحا جرم و عصیان و گناه شمرده نمى شود و در نتیجه كیفر و مجازات نوع اول را كه كیفر قراردادى بود و هدف آن تنبیه فرد مجرم و عبرت گیرى خود مجرم و دیگران بود در این مورد معنا ندارد چون اصلا گناهى نكرده تا مشمول این نوع كیفر باشد ولى كیفر نوع دوم كه اثر وضعى آن است در اینجا مكن است شامل شود.

در مثالى روشن تر اگر فردى ظرف شرابى بنوشد و علم به شراب بودن و حرام بودن آن نداشته، بدون شك استحقاق كیفر نوع اول را ندارد چون اصلا گناهى مرتكب نشده است ولى كیفر نوع دوم كه اثر طبیعى شرب خمر و اثر وضعى و ذاتى آن است حتما وجود دارد و مست شدن و بى خبرى و بى عقلى و صدمات جسمانى و روانى ناشى از نوشیدن شراب متوجه این فرد خواهد شد هر چند علم و عمدى در كار نبوده است. در همین مثال اگر این فرد شراب را آگاهانه و عمدا بنوشد، علاوه بر كیفر نوع دوم، مشمول كیفر نوع اول و سوم نیز خواهد بود.

تیرگى روح و معنویت در اثر گناه عمدى و از روى علم حاصل مى گردد كه فرد با عصیان و جرم بین خود و خداوند حجاب و پرده ایجاد مى كند و فطرت خداجوى خود را آلوده مى سازد و لى در عین حال بعضى امور هر چند گناه و عصیان هم نباشد از آثار آن، تیره ساختن روح و روان آدمى است.

مثلا در مورد بعضى بزرگان نقل كرده اند كه غذاى دست پخت زن در حال عادت ماهانه را نمى خورده اند و یا غذایى را كه بدون گفتن بسم الله تهیه مى شده نمى خورده اند و این تیرگى روح اگر هم كیفر بنامیم كیفر نوع اول نمى باشد بلكه اثر وضعى و كیفر نوع دوم است.

دروغ بیشتر اثر وضعى اش اجتماعى است، و باعث مى شود سخن فرد دروغ گو در میان مردم بى تاثیر و بى اعتبار شود. پیشوایان دینى با ذكر آثار وضعى دروغ، خیانت و... در تربیت انسان‏ها و از بین بردن زمینه این آفات كوشیده‏اند. یكى از یاران پیامبر اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏وآله ‏وسلم مى ‏گوید:

پیامبر اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏وآله ‏وسلم به سوى ما مى‏ آمد و در حالى كه مشغول تجارت بودیم، مى ‏فرمود: اى گروه تاجران از دروغ بپرهیزید.

آرد فروشى خدمت امام صادق علیه‏السلام آمد. حضرت فرمود: از این كه چیز دیگرى را با آرد مخلوط كنى و به حساب آرد بفروشى بپرهیز زیرا كسى كه در دارایى‏هاى دیگران خیانت كند، در دارایى‏هاى او خیانت مى ‏شود و اگر دارایى نداشته باشد، به خانواده‏اش خیانت مى ‏شود.

در صورتى كه فرد دروغ گو توبه نماید، باید بتواند دوباره شخصیت خود را در میان مردم بازسازى نماید و به گونه اى عمل كند كه دوباره مردم به سخن او اعتماد كنند و تنها بدین گونه است كه قادر خواهد بود، اثر وضعى دروغ را بزداید.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 04:41 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( تغییر مجازات های اخروی با توبه )

آیا با توبه مجازات‏هاى اخروى كه نتیجه وضعى و تجسم خود اعمال است تغییر مى ‏یابد؟

اثر وضعى اعمال با اعمال دیگر قابل تغییر است و این به معناى تغییر قانون نیست، بلكه جابه جایى موضوعات در دایره شمول قوانین است. به عبارت دیگر از بین رفتن اثر سوء عمل در نتیجه توبه واقعى خود یكى از آثار وضعى توبه است، بنابراین اعمال انسان و نتایج آنها داراى تأثیرات متقابل مى‏ باشند و ملاك محاسبه در قیامت شخصیت شكل گرفته نهایى آنان است.

تاثیر عمل بر انسان مانند كم و زیاد شدن نور است. وقتى نور كم مى شود ظلمت غلبه مى كند و هنگامى كه نور فزونى مى گیرد، ظلمت ناپدید مى شود. در صورتى كه انسان با اعمال نورانى، دل و روح خود را نورانى كرده باشد و با همین نورانیت از دنیا برود، در آخرت هم با همان نور محشور مى شود و مشكلى نخواهد داشت اگر چه در محدوده اى از عمر خویش دچار غلبه ظلمت بوده باشد.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 04:35 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی ( ترک مستحبات )

آیا ممكن است ترك مستحبات موجب دریغ رحمت خداوند از بندگان شود؟

در پاسخ به چند نكته توجه نمایید:

1- احكام الهى چه واجبات و محرمات و چه مستحبات و مكروهات برمصالح و مفاسد مبتنى است و فلسفه وجودى آنها تامین مصالح بندگان و دفع مفسده از آنان است.

2- هر چند انجام مستحبات لازم نیست و نیزانجام مكروهات اشكالى ندارد اما بدون شك با ترك مستحبات برخى مصالح هر چند در مقیاس كوچك از انسان فوت مى گردد و با انجام مكروهات برخى مفاسد هر چند به صورت ضعیف متوجه او مى گردد.

3- رعایت مستحبات و مكروهات هر چند ارزش والایى دارد و انسان را به مقامات عالیه سوق مى دهد ولى در عین حال در انجام آنها رتبه و درجه معرفت و كمال انسان باید مورد توجه قرار گیرد. به عبارت دیگر وظیفه اولیه و مهم ما انجام واجبات و ترك محرمات است و باید دروهله اول درعمل به واجبات و ترك محرمات الهى تلاش و كوشش داشته باشیم و در مرحله و گام بعدى در انجام مستحبات و مكروهات بكوشیم. به بیان دیگر كسى كه در انجام واجبات و ترك محرمات كوتاهى و مسامحه مى كند نباید در اندیشه انجام مستحبات و ترك مكروهات باشد.

4- ترك مستحبات و انجام مكروهات هر چند براى همه تاثیر نا مطلوبى دارد ولى میزان و مقدار این تاثیر نا مطلوب بستگى به مقام و رتبه معرفت و كمال انسان دارد. هر چه كمال و معرفت انسان بیشتر باشد و قرب او به بارگاه الهى بیشتر باشد ترك مستحبات و انجام مكروهات محرومیت بیشترى براى او به دنبال دارد و مجازات و تنبیه او شدید تر خواهد بود به گونه اى كه كیفرانجام یك مكروه و یا ترك یك مستحب براى بندگان مقرب خداوند شدیتر از مجازات و كیفر انسانى معمولى به خاطر ترك واجبات و انجام محرمات است و به همین خاطر گفته شده است: حسنات الابرار سئیات المقربین یعنى اعمال نیك ابرار براى مقربان گناه محسوب مى گردد و موضوع ترك اولاى بندگان خاص خداوند و انبیا و اولیا در همین راستا قابل بررسى و مطالعه است.

مركز فرهنگی نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها

نرم افزار پرسمان 3





موضوع: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی، برچسب ها: پرسش و پاسخ های اخلاقی و عرفانی،
[ چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 04:28 بعد از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات