پرسش و پاسخ های رسائل ( برائت ، تخییر و احتیاط )

[ سه شنبه 25 شهریور 1393 ] [ 12:25 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های رسائل ( برائت ، تخییر و احتیاط ) 2

8 الا تری : انّه لا معارضه و لا تنافی بین کون حکم شرب التتن المشکوک حکمه هی الإباحه و بین کون حکم شرب التتن فی نفسه مع قطع النظر عن الشک فیه هی الحرمه ....

با توجه به متن : آیا بین دلیل و اصل عملی تعارض وجود دارد ؟ چرا ؟

خیر تعارض وجود ندارد چون : 1 - تعارض در جایی است که موضوع هر دو یکی باشد و حال آنکه موضوع دلیل و اصل عملی یکی نیست ( موضوع دلیل مثلا شرب توتون است ولی موضوع اصل عملی ، شرب توتونی است که شما در حکم واقعی آن شک دارید )

2 تعارض در جایی است که یک دلیل ، موضوع دلیل دیگر را از بین نبرد و حال آنکه دلیل ، موضوع اصل عملی را از بین می برد .

9 -  و من هنا کان اطلاق التقدیم و الترجیح فی المقام تسامحا لأنّ ....

با توجه به متن دلیل شیخ را مبنی بر تسامح بودن مطلب مذکور بیان کنید ؟

ترجیح و تقدیم ، فرع بر تعارض است ( یعنی اگر دو دلیل با هم تعارض کنند ، اگر یکی از آنها خیلی با ارزش تر بود می گوییم بر دیگری مقدم است یا اینکه می گوییم بر دیگری ترجیح دارد ) و تعارض درباره ورود بی معناست پس ترجیح و تقدیم درباره ورود بی معناست . همچنیین اطلاق عام بر اصل عملی و اطلاق خاص بر دلیل و اماره تسامح است .

10 -  از نظر شیخ چرا قول صاحب ریاض مبنی بر اینکه :« اصلِ عملی عام است و اماره خاص است ، لذا اصل بوسیله دلیل تخصیص می خورد . » تسامح می باشد ؟

صغری : اطلاق عام بر اصل  و اطلاق خاص بر اماره فرع بر شمول است یعنی فرع بر این است که موضوع اصل که عام است شامل موضوع دلیل شود .

کبری : شمول در مورد ورود منتفی است چون وقتی که دلیل آمد موضوع اصل عملی از بین می رود و دیگر موضوعی وجود ندارد تا اینکه ما بحث کنیم این موضوع شامل موضوع اماره می شود یا نمی شود .

11 -  چگونه ممکن است اطلاق عام بر اصل و اطلاق خاص بر دلیل حقیقی بوده و تسامحی نباشد ؟ توضیح دهید .

مقدمه : 1 بعضی از اصول عملیه فقط شرعی هستند یعنی حاکم به آن فقط شرع است . مثل استصحاب

2 بعضی از اصول عملیه فقط عقلی هستند مثل تخییر .

3 بعضی از اصول عملیه هم عقلی و هم شرعی هستند مثل برائت و احتیاط ( عقل به خاطر قبح عقاب بلا بیان و شرع بوسیله رفع ما لا یعلمون حکم به برائت می کند  از سوی دیگر  عقل به خاطر دفع ضرر محتمل و شرع بوسیله روایت اخوک فاحتط لدینک حکم به احتیاط می کند  .)

جواب : 1 گاهی دلیل علمی است مثل خبر متواتر ، در این صورت دلیل بر اصل ورود دارد یعنی دلیل موضوع اصل عملی را که عدم العلم ( شک ) است را از بین می برد  .

2 گاهی دلیل ظنی است مثل خبر ثقه ، در این صورت اصول عملیه دو صورت دارد :

الف ) گاهی اصل عملی ، اصل عملی عقلی است که در این صورت ، دلیل ظنی بر اصل عملی عقلی ورود پیدا می کند یعنی دلیل ظنی موضوع اصل عملی را از بین می برد .

توضیح اینکه : موضوع برائت عقلی عدم البیان است و موضوع تخییر عقلی عدم مرجح برای احدالطرفین می باشد و موضوع احتیاط عقلی عدم ایمنی از عقاب است و ادله حجیت اماره ، اماره را بیان و مرجح احدالطرفین و ایمنی کننده از عقاب قرار می دهد . پس اماره ، موضوع اصل عملیه را از بین می برد .

ب ) گاهی اصل عملی ، اصل عملی شرعی است ، در این صورت اماره خاص و اصل عملی عام است و لذا اماره ، اصل عملی را تخصیص می زند و دیگر اماره بر اصل عملی ورود پیدا نمی کند .

دلیل : اصل عملی عام است چون اصل در این جا می گوید اصالت برائت جاری کن ، اعم از اینکه یک اماره ظنیه و غیر عملیه ای بر واقع قائم باشد یا خیر . پس دلیل اصل ، عام است . ( در این جا موضوع برائت عدم العلم است )

دلیل حجیت اماره ظنیه می گوید در موردی که اماره قائم شد وظیفه تو عمل به اماره است و این خاص است .  

12 -  اشکال : تخصیص در صورتی است که اصل عملی ، عام مطلق و دلیل ظنی ، خاص مطلق باشد و به عبارت دیگر تخصیص در صورتی است که ادله حجیت اصول عملیه عام مطلق و ادله حجیت دلیل ظنی خاص مطلق باشد یعنی بین دلیل اصل و دلیل اماره نسبت عموم و خصوص مطلق وجود داشته باشد در حالی که نسبت ما بین دلیل اصل با دلیل اماره عموم و خصوص مطلق نیست تا دلیل خاص بر دلیل عام مقدم شود ( تخصیص حاکم شود ) بلکه نسبت ها عموم و خصوص من وجه است و در ماده اجتماع تعارض دارد و جای تقدیم نیست ( یعنی دلیل اصل می گوید در هر کجا علم به واقع نداری و شک در تکلیف داری از اصل برائت استفاده کن چه اماره ظنیه ای به خلاف باشد یا نباشد . پس دلیل اصل عام شد و دلیل حجیت اماره می گوید در هر کجا که فلان اماره ظنیه قائم شد باید بر طبق آن عمل کنیم چه مورد از موارد اجرای اصل برائت باشد یا از موارد اجرای سایر اصول باشد . پس اماره عام شد .

جواب اشکال : ما هم قبول داریم که نسبت ها عموم و خصوص من وجه است ، لکن در بعضی موارد با عامین من وجه همانند عام و خاص مطلق معامله می کنند و آن مواردی است که میان ماده اجتماع و افتراق فرقی نباشد و ما نحن فیه نیز چنین است زیرا اجتماع و افتراق قائم است که وقتی خبر ثقه ( مثلا ) حجت شد ، واجب است از آن متابعت شود و نوبت به اصل نمی رسد چه در ماده افتراق و چه در ماده اجتماع نیز به دلیل اماره عمل می کنیم و بر دلیل اصل مقدم می شود و گویا عام و خاص مطلق هستند .





موضوع: پرسش و پاسخ های رسائل ( برائت ، تخییر و احتیاط )، برچسب ها: پرسش و پاسخ های رسائل ( برائت تخییر و احتیاط )،
[ سه شنبه 25 شهریور 1393 ] [ 12:15 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های رسائل ( برائت ، تخییر و احتیاط ) 3

13 -  آیا در اصل عملی عقلی ، دلیل ظنی بر اصل عملی عقلی ورود پیدا می کند ؟ ( ارتفاع موضوع اصول عقلی با ادله ظنی را  توضیح دهید . )

بله ، دلیل ظنی بر اصل عملی عقلی ورود پیدا می کند یعنی دلیل ظنی موضوع اصل عملی را از بین می برد .

توضیح اینکه : موضوع برائت عقلی عدم البیان است و موضوع تخییر عقلی عدم مرجح برای احدالطرفین می باشد و موضوع احتیاط عقلی عدم ایمنی از عقاب است و ادله حجیت اماره ، اماره را بیان و مرجح احدالطرفین و ایمنی کننده از عقاب قرار می دهد . پس اماره ، موضوع اصل عملیه را از بین می برد .

14 -  آیا در اصل عملی شرعی ، اماره بر اصل ورود پیدا می کند ؟ توضیح دهید .

 در اینجا  اماره خاص و اصل عملی عام است و لذا اماره ، اصل عملی را تخصیص می زند و دیگر اماره بر اصل عملی ورود پیدا نمی کند .

دلیل : اصل عملی عام است چون اصل در این جا می گوید اصالت برائت جاری کن ، اعم از اینکه یک اماره ظنیه و غیر عملیه ای بر واقع قائم باشد یا خیر . پس دلیل اصل ، عام است . ( در این جا موضوع برائت عدم العلم است )

دلیل حجیت اماره ظنیه می گوید در موردی که اماره قائم شد وظیفه تو عمل به اماره است و این خاص است .

15 -  حکومت دلیل اماره بر اصول شرعی را ضمن مثالی توضیح دهید ؟

دلیل حجیت اماره ، هرچند مانند دلیل علمی ، موضوع اصل را مرتفع نمی سازد لکن دلیل اماره یاد شده ، شرعا به منزله رافع موضوع ، قرار داده شده یعنی دلیل اماره یاد شده ، بر تنزیل آن به منزله علم دلالت دارد . پس همانسان که هر گاه روایت متواتر مثلا بر حرمت سیگار دلالت کند ، آن را از موضوع اصل خارج می کند ، به دلیل حصول علم بر حرمت سیگار بالوجدان ، به همین ترتیب نیز زمانی که مثلا خبری بر حرمت سیگار دلالت کند ، تعبدا از موضوع اصل خارج می کند ، زیرا ادله ، مقتضی تنزیل علم است در نتیجه دلیل اماره یاد شده حاکم بر دلیل اصل است ، نه مخصص آن .

16 -  شبهه حکمیه و موضوعیه را در قالب مثالی تعریف نمایید ؟

حکمیه : اگر انسان در حکم فرعی کلی شک کند به این شک و شبهه ، شبهه حکمیه می گویند .

مثال : من شک دارم که استعمال دخانیات که یک موضوع کلی است حلال است یا حرام ، الان من شک دارم در حلیت و جواز که کلی می باشد چون موضوعش کلی است و همچنیین شک دارم در این حلیت که فرعی است چون از اصول دین نیست .

موضوعیه : اگر انسان در حکم فرعی جزئی یا موضوع خارجی شک کند به این شک و شبهه ، شبهه موضوعیه گفته می شود .

مثال 1 من شک دارم که این مایع طاهر است یا نجس ، الان شک من در حکم فرعی است چون طهارت و نجاست حکم فرعی است و از اصول دین نمی باشد و همچنین این طهارت و نجاست جزئی می باشند چون موضوعش جزئی است .

مثال 2 من شک دارم که این مایع خمر است یا سرکه ، الان من شک دارم در موضوع خارجی .

17 -  انواع اصول عملیه را از نظر جاری شدن در شبهات حکمیه و موضوعیه بیان نموده و توضیح دهید .

1 بعضی از اصول عملیه هم در شبهه حکمیه و هم در شبهه موضوعیه جاری می شود مانند اصول عملیه اربعه ( برائت ، استصحاب ، تخییر ، احتیاط ) .

2 بعضی از اصول عملیه فقط در شبهه موضوعیه جاری می شود مانند اصالت الصحه . توضیح اینکه موضوع اصالت الصحه ، فعلی است که از غیر صادر می شود ، من شک می کنم که این فعل ( نماز میتی که خوانده شده ) صحیح است یا فاسد ، اصالت الصحه می گوید صحیح است .





موضوع: پرسش و پاسخ های رسائل ( برائت ، تخییر و احتیاط )، برچسب ها: پرسش و پاسخ های رسائل ( برائت تخییر و احتیاط )،
[ سه شنبه 25 شهریور 1393 ] [ 12:05 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]

پرسش و پاسخ های رسائل ( برائت ، تخییر و احتیاط ) 4

18 -  سه نظریه ای را  که در مورد استصحاب است ، بیان نمایید ؟

1 استصحاب جزء امارات است .

2 استصحاب جزء اصول عملیه است .

3 نظر شیخ : اگر دلیل بر حجیت استصحاب روایت باشد ، استصحاب اصل عملی است و اگر دلیل بر حجیت استصحاب عقل باشد ، استصحاب اماره است .

19 -  نظر مرحوم شیخ را در مورد مجاری اصول عملیه بیان کنید ؟

شک دو صورت دارد :

 1 گاهی برای شک حالت سابقه وجود دارد و لحاظ هم می شود ( مجرای استصحاب ) .

2 گاهی حالت سابقه لحاظ نمی شود که در این صورت :

الف ) گاهی در شک احتیاط کردن ممکن است که اگر شک در تکلیف باشد مجرای برائت است و اگر شک در مکلف به باشد مجرای احتیاط خواهد بود .

ب ) گاهی در شک ، احتیاط کردن ممکن نیست ( مجرای تخییر )

20 - أنّ موارد الاصول قد تتدااخل ....

 تداخل موارد اصول را توضیح دهید .

یعنی یک شک است که هم جایگاه اصل عملیه  است و هم جایگاه اصل دیگر .

 توضیح اینکه : اگر برای شک حالت سابقه باشد ، اگر این حالت سابقه لحاظ شود ، جایگاه استصحاب است و اگر لحاظ نشود جایگاه اصول دیگر است . پس شکی که داری حالت سابقه است ، هم جایگاه استصحاب را دارد ( اگر حالت سابقه لحاظ شود ) و هم جایگاه اصول دیگر را ( اگر لحاظ نشود ) اگر چه بالفعل فقط یک اصل جاری شود .

21 -  انواع شک را نام برده و توضیح دهید ؟

1 شک در تکلیف : نوع خاص از الزام است هر چند جنس تکلیف ( الزام )  معلوم باشد ، مانند تکلیف مردد بین وجوب و حرام .

 2 شک در مکلف به : مانند آن جا که به وجوب چیزی علم حاصل است ولی شک است بین تعلق علم به ظهر یا به جمعه  .

یا به وجوب نماز فوت شده ای علم حاصل است ولی نماز فوت شده مردد است بین ظهر و مغرب .

هر کدام از این دو شک :

1 شبهه تحریمیه مثل دخانیات و این شبهه به خاطر فقدان نص است .

2 شبهه وجوبیه مثل دعا هنگام روئیت هلال ماه واجب است یا نه و این شبهه به خاطر اجمال نص است .

3 شبهه دوران امر بین المحذورین مثل دفن منافق و این شبهه به خاطر تعارض نصین است .

22 -  چرا مرحوم شیخ ، شبهه کراهیته ( شک دارم فلان عمل مکروه است یا نه ) و استحبابیه و دوران امر بین المحذورین را مطرح نکرده است .

جواب اول : تکلیف اختصاص به الزام ( وجوب و حرمت ) دارد .

جواب دوم : بر فرض که تکلیف شامل کراهت و استحباب هم بشود ، اما علما در شبهه تحریمیه و وجوبیه و دوران امر بین المحذورین اختلاف دارند.

جواب سوم : بر فرض هم تکلیف شامل مستحب و مکروه بشود و در آن هم اختلاف داشته باشند اما علت مطرح نکردن آن به خاطر این است که حکم آنها از این سه شبهه معلوم می شود و لذا نیازی به عنوان کردن آنها نیست .

23 -   ثمّ إنّ متعلق التکلیف المشکوک : إمّا أن یکون ...

متعلق و موضوع تکلیفِ مشکوک را به همراه ذکر مثالی بیان نمایید ؟

1 یا فعل کلی است که ، متعلق حکم شرعی کلی قرار گرفته همانند کشیدن سیگار که در حرمتش شک باشد .و مانند دعا هنگام دیدن هلال ماه که در وجوبش شک داریم . ( شبهه حکمیه )

2 و یا فعل جزئی است که متعلق حکم شرعی جزئی واقع شده باشد ، مانند آشامیدن مایعی که احتمال دارد شراب باشد . ( شبهه موضوعیه )

24 -  منشأ شک در شبهه موضوعیه و حکمیه چیست ؟ مثالی ذکر نمایید .

در شبهه موضوعیه : مشتبه شدن امور خارجی است . مانند : مشتبه شدن شراب با مایع دیگر .

در شبهه حکمیه : 1 عدم نص مانند استعمال دخانیات 2 اجمال نص مانند دوران امر در آیه « حتّی یطهرنَ » بین تشدید طاء و هاء و تخفیف آن بنا بر اینکه همه قرائت ها را از سوی پیامبر صلی الله متواتر بدانیم . 3 تعارض دو نص مانند : آیه یاد شده را بنا بر آن که به تواتر قرائات از سوی پیامبر قائل باشیم و بنا به جواز استدلال به هر قرائتی .

25 -  الاولی ما لا نص فیه  قد اختلف فیه علی ما یرجع الی قولین : احدهما : ...  والأوّل منسوب الی ... و الثانی الی ... و ربما نسب الیهم اقوال اربعه .... و لا یبعد ان یکون تغایر ها باعتبار العنوان ....

با توجه به متن :

الف ) دو قول در مسئله را بیان نمایید ؟

1 فعل ، از نظر شرع مباح است و احتیاط در آن با ترک کردن واجب نیست .

2 ترک آن واجب است و از آن به « احتیاط » تعبیر کرده اند .

ب ) عبارات مشخص شده را توضیح دهید ؟

قول اول به مجتهدین و قول دوم به بیشتر اخباریون نسبت داده شده است .

چه بسا به آنان چهار قول نسبت داده شده : 1 تحریم ظاهری 2 تحریم واقعی 3 توقف 4 احتیاط

بعید نیست که تغایر این اقوال به اعتبار عنوان باشد یعنی اختلاف نظر آنان در تعبیر ، به خاطر اختلاف معنوی نیست بلکه بخاطر اختلاف عناوین اخبار است .





موضوع: پرسش و پاسخ های رسائل ( برائت ، تخییر و احتیاط )، برچسب ها: پرسش و پاسخ های رسائل ( برائت تخییر و احتیاط )،
[ سه شنبه 25 شهریور 1393 ] [ 12:00 قبل از ظهر ] [ ابراهیم قربانی نهرخلجی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic